شنبه، بهمن ۲۰، ۱۴۰۳

کازینونوستالژی و کربلای هیتلر!

 

 

عکسی از ‌مهرانگیز،   صفیه و ملوک اسکندری،  هایده افشار،  عباسه پایور، نصرت و قدسیه مشیری،  فخرآفاق پارسا،  مستوره افشار،  کبری چنانی، ‌ هیئت مدیرۀ «جمعیت نسوان  وطنخواه.»  جمعیتی که در سال 1301 ـ  پیش از ایجاد دستگاه پهلوی ـ  تشکیل شده بود و فعالیت‌اش توسط پهلوی اول ممنوع اعلام شد.   همانطور که می‌بینیم جای نماد بردگی، آرایش تند،  و زر و زیور ویژۀ کنیزکان در این تصویر خالی است!

 

در تاریخ دوم فوریه سالجاری،  حساب توئیتر «سام گیوراد» با انتشار اسناد و مدارک در مورد کلنل «گوستاو  وست‌داهل»،   مستشار نظامی سوئد که در سال  1292 ـ  یک‌سال پیش از آغاز جنگ جهانی اول ـ  با حکم وثوق‌الدوله به عنوان ‌نخستین رئیس نظمیه در ایران منصوب شده بود،  توضیحات جالبی ارائه کرد.   از جمله اینکه در آن دوره،   سوئدی مذکور با لباس مبدل در خیابان لاله‌زار پرسه می‌زد و به زنان در مورد پوشش‌شان تذکر می‌داد.   منهم به شوخی پرسیدم «در مورد بی‌حجابی و بدحجابی تذکر می‌داد؟!»   ولی در کمال تأسف نتوانستم پاسخی دریافت کنم؛   حساب توئیتر سام گیوراد ناپدید شده بود!

 

دلیل حذف این حساب توئیتر مشخص نیست.   فقط باید گفت در کمال تأسف یکی از حساب‌های نادر و ارزشمند توئیتر فارسی را حذف کردند،   باشد تا بیش از این‌ها به «ابتذال و خشونت و حماقت» رایج آسیب نرساند،   و داغ سوگواران ابدی شکسته شدن محاصرۀ‌ استالینگراد را اینچنین تازه نکند!   هر چند امسال جهت انحراف افکار عمومی از میعاد تاریخی شکسته شدن محاصرۀ استالینگراد،  و زدودن «تلخ‌کامی‌های» ناشی از آن،  حکومت ملایان و دولت اسرائیل ـ کنیز مطبخی آمریکا و خاتون ـ  با یکدیگر  وارد صحنه شده‌اند.  و از سوی دیگر دستگاه «هشل‌هف» کازینونژاد در ینگه‌دنیا نیز جهت «پاک کردن» خاطرۀ شکست جانگداز اسرائیل از حزب‌الله  لبنان در جنگ 33 روزه پای به میدان گذارده!          

 

بله آمریکا که همین دو ماه پیش تروریست‌های القاعده را در سوریه به قدرت رساند،   و عملاً هیچگاه مشکلی با تروریست‌ها نداشته و ندارد،  «حزب‌الله لبنان» را به عنوان خط قرمز شناسائی کرده است:

 

«معاون فرستادۀ ویژه آمریکا برای خاورمیانه هشدار داد که حضور حزب‌الله در دولت لبنان، خط قرمز آمریکا است.»     

منبع:   توئیتر بی‌بی‌سی فارسی،   مورخ 7 فوریه سالجاری

 

اینکه در فردای مراسم دلجوئی خاتون از کدخدا ـ  اهداء اعضا و جوارح مسروقۀ قربانیان فلسطینی و گلدن پیجر به ترامپ توسط بنیامین نتان‌یاهو ـ  حزب‌الله لبنان اینچنین مورد غضب آمریکا قرار می‌گیرد،   مسلماً دلیل دارد؛  ‌حزب‌الله لبنان شکست تلخ جنگ 33 روزه را به اسرائیل و آمریکا یادآوری می‌کند!   همانطورکه وجود فلسطینی‌ها وکلیساها و مساجد و بناهای قدیمی در نوار غزه،   این واقعیت تلخ را به یاد «قوم برگزیده» و اربابان‌ غربی‌اش می‌آورد که پیش از تشکیل اسرائیل در سال 1948 میلادی،   در این منطقه مردمانی با مذاهب مختلف زندگی می‌کرده‌اند،  و پدیده‌ای به نام اسرائیل در آنجا ریشۀ تاریخی ندارد!  نژادپرستان اسرائیلی در کمال حماقت می‌پندارند با اخراج فلسطینیان و تبدیل غزه به زمین سوخته می‌توان این واقعیت «ناخوشایند» را پنهان داشت!     

 

محافل نژادپرست غرب نیز می‌پندارند با نادیده گرفتن میعاد دوم فوریه می‌توان خاطرۀ تلخ شکسته شدن محاصرة استالینگراد ـ  دوم فوریه 1943  ـ‌  را به دست فراموشی سپرد!  چرا که این میعاد به محافل نژادپرست اروپا و آمریکا یادآوری می‌‌کند که سرنوشت جنگ جهانی دوم برخلاف میل‌شان رقم خورده است!  از اینرو در میعاد پیروزی ارتش سرخ شاهد صحنه‌گردانی‌های مشترک بنیامین نتانیاهو و علی خامنه‌ای هستیم!   اولی در سایة هیاهو و جنجال رسانه‌ای،  برای دیدار با دونالد ترامپ،  ‌میعاد دوم فوریه را برگزیده،   حال آنکه شرفیابی ایشان به آستان مقدس کازینونژاد،  برای دو روز بعد،   یعنی در تاریخ 4  فوریه برنامه‌ریزی شده بود!  

 

دومی هم در تهران بالای منبر رفته و ضمن بازنشخوار شعار محبوب فاشیست‌ها ـ  مرگ بر این و آن ـ  یک «مرگ برآمریکا» هم گفته،   ولی نه از طرف خودش؛  آن را به حساب ملت ایران گذاشته:

 

«[...] ملت ایران این جرأت را دارد که بگوید [...] مرگ بر آمریکا.»

منبع:  یورونیوز،‌  مورخ 2 فوریه سالجاری

 

همچنان که می‌بینیم،  ‌ عربده‌جوئی و هتاکی و بازنشخوار شعار دستگاه آلمان نازی،  در قاموس رهبر حکومت شیعی‌ها‌،   نشان شهامت شده است؛   نوعی «مبارزه» به‌شمار می‌رود! مسلماً مبارزه‌ای است با هنجار‌های اجتماعی و مقررات و روابط حقوق بین‌المللی!  بی‌دلیل نیست که کازینونژاد هم بر علیه روابط و مقررات حقوق بین‌المللی چماق تکفیر بلند کرده و نفس‌کش می‌طلبد.   فراموش نکنیم،  یانکی میراث‌دار دستگاه آلمان نازی است،   و شیعی هم مرده‌ریگ قرن هفتمی همین دستگاه به شمار می‌آید!

 

باری علی روضه‌خوان در ادامۀ وعظ و خطابۀ دوم فوریه،   با نادیده گرفتن فقر روزافزون و فسادمالی سازمان یافته در کشور،  بر پیشرفت‌های چشمگیر نیز تأکید فراوان کرده.   و نیازی نیست که بگوئیم «پیشرفت‌های» کذا از بازنشخوار آیات قرآن و شعارهای پوچ فراتر نمی‌رود!   خامنه‌ای در ادامۀ‌ پرت‌وپلاگوئی‌،   پیروی از قصه‌ها و حکایات «بدوی و متناقض» قرآن را نیز «رمز» همین پیروزی‌ها و پیشرفت‌ها برشمرده است!   نقل به مضمون از یورونیوز،  ‌مورخ 2 فوریه سالجاری.

 

به یاد داریم که آدولف هیتلر هم به پهلوی اول یک جلد قرآن «مجید» اهداء کرده بود،  ولی علیرغم وز‌، وزهای مکرر خمینی و علی روضه‌خوان در مورد فواید دنیوی «قرآن»،‌  کتاب کذا نتوانست از شکسته شدن محاصرة استالینگراد و نابودی دستگاه آلمان نازی جلوگیری به عمل آورد!   بی‌دلیل نبودکه برای تخلیة جیره‌خوار دربار پهلوی  ـ  روح‌الله خمینی ـ  در فرودگاه مهرآباد نیز آمریکائی‌ها میعاد دوم فوریه را برگزیدند.   باشد تا مرهمی شود بر زخم کهنة محافل نژادپرست غرب،  و دل‌های‌ این آدمخواران را به نور امید روشن نماید؛   ‌ امید به بازیافت «عظمت گذشته!»   فعلاً سوئد،   با یک دولت فاشیست و جبون که به کشتار اقلیت مهاجر و فرودست مشغول شده،   و ایتالیا با یک موسولینی موطلائی،   وراج و دوره‌گرد عظمت کذا را بازیافته‌اند؛   ویشی‌ست‌های فرانسه و نازی‌های جرمانی هنوز در صف انتظار ایستاده‌اند!

 

از آنجا که شعار دستگاه ترامپ «بازگشت به عظمت گذشتۀ آمریکا» است،  ‌ و اخیراً هم تصمیم گرفته با اخراج ساکنان غزه،  در این منطقه برج و کازینو و فست‌فود و زمین گلف احداث کند،   تشنگان پس‌روی و سرکوب و ترور ‌در کلیة مناطق نفوذ کدخدا،   به ویژه در اسرائیل و کشور طاعون‌زدة ایران،   فعال شده و عین سگ‌ صحرای کربلا جهت «بازگشت به عظمت گذشته»‌ له‌له می‌زنند!  البته اسرائیل گذشتۀ تاریخی‌ ندارد؛   دکان‌اش فقط از سال 1948 افتتاح شده،  به همین جهت برای خودش یک گذشتۀ‌ موهوم و بی‌بی‌گوزکی سه هزار ساله سر هم کرده!   درست همانطورکه امثال ایمن الظواهری،  جانشین اسامه بن لادن،  نیز با تکیه بر چند کاسه بی‌بی‌گوزک‌ برای خودش حد و مرز و آب و آبادی تعیین کرده بود.   و اما بشنویم از قبائل وحشی شیعی!    

 

می‌دانیم که برای قبائل وحشی شیعی «عظمت گذشته» معجونی است متشکل از بدویت اسلام با چاشنی بربریت استعمار!   به عبارت دیگر،  تحمیل «سکون» بر جامعة ایران،   از طریق سرکوب اجتماعی و تاراج اقتصادی،   و اینهمه با توسل به شیوة جادوئی «آخوندنوازی و اوباش‌پروری!»   پیشتر در این‌ مورد به تفصیل توضیح داده‌ایم و نیازی نیست تکرار کنیم که در این شیوۀ حکومت که معجونی است از سرکوب داخلی و سلطۀ خارجی،   «سرکوب زن» از اولویت ویژه‌ای برخوردار می‌شود!   آنهم به سه دلیل واضح و روشن و مبرهن!

 

نخست اینکه،   در مرحلۀ شکل‌گیری ساختار شخصیتی کودک و پیش از مرحلة آموزش،  کودک در خانه و تحت نظارت مادر،  اجتماعی‌ات را می‌آموزد و به اصطلاح «تربیت» می‌شود!   البته مادر سرکوب شده که با حدیث و روایات «مقدس» رشد کرده و جز توحش و خشونت و نفرت و دروغ و جبونی و دوروئی هیچ نشناخته،   ‌قادر به تربیت و آموزش اجتماعی‌ات به کودک نخواهد بود!   و از روز روشن‌تر است که بدون «تربیت و اجتماعی‌ات»،  آموزش و تحصیلات عالیه،   فرد را نه در مسیر انسانی‌ات و شکوفائی که در مسیر توحش و ضدیت با اجتماع قرار خواهد داد؛   نمونه‌ها نیز فراوان است.  

 

کافی است به فهرست طویلی از دکتر و مهندس‌های «انقلابی» که در هم‌سوئی با استعمار و اوباش پشت سر جیره‌خوار دربار پهلوی ردیف شده بودند،  و هنوز هم گروهی از آن‌ها در صف باقی‌مانده‌اند نیم‌نگاهی بیاندازیم:   مهندس بازرگان،  دکتر سنجابی،  مهندس امیر انتظام،   دکتر چمران،   دکتر ملکی،  دکتر بنی‌صدر،  دکتر یزدی،  دکتر هما ناطق،  دکتر باقر پرهام، مهندس فرخ نگهدار،   مهندس بهزاد نبوی،  مهندس میرحسین موسوی،   دکتر محمد جواد ظریف و ...  نیازی نیست که بگوئیم این گلۀ «تحصیل‌کرده‌» دست در دست دیگر نوابغ «جهان اسلام» سر درآخور ‌سازمان سیا دارند!   و اما سومین و مهم‌ترین دلیل «سرکوب زن» در ایران،  متکثر است!

 

به طورکلی،   برای نئادرتال شیعی،   و خصوصاً مسلمین جهان،  زن به عنوان «انسان» وجود خارجی ندارد!   نوعی کالاست که می‌توان آن را خریداری کرد،   اجاره داد،  یا فروخت و نهایتاً به دور انداخت!   در انواع ثقتی کلاب‌هائی که دین مبین اسلام،   و به ویژه مذهب «برحق» شیعی افتتاح کرده،   «زن» رقیبی است بی‌نهایت خطرناک که با جذب مردان، ‌ مشتریان بالقوة اینان را «منحرف» می‌کند،   و ‌باعث کسادی دکان «همجنسگرائی‌شان» می‌شود.  و از همه مهم‌تر اینکه زن،   به عنوان مادر،  ‌ با بازگوئی حکایات و افسانه‌های ملی میراث گذشته و ارزش‌های انسانی ـ  راستگوئی، یک‌رنگی،  درست‌کاری،  انسان دوستی و شهامت و گرامیداشت زندگی را می‌تواند به کودک منتقل ‌نماید،  و ضامن دوام جامعه و حرکت به سوی آینده شود.  حال آنکه ثقتی کلاب‌ها،  درست مانند روسپی‌خانه‌ها،  جامعه را به مرداب سکون تبدیل می‌کنند. 

 

و اما در قاموس پیروان «کارتل ابراهیمی» ـ   یهودی،  مسیحی،  مسلمان ـ   زن اصولاً مقصر و نماد شیطان تلقی می‌شود!  در ترهات مقدس آدمخواران،   این زن بود که «آدم را فریفت و وی را از بهشت محروم کرد!»   از اینرو،  علیرغم ادعاها و به‌به‌وچه‌چه‌های‌ رسانه‌ای‌شان برای جنبش «زن،  زندگی، آزادی»،   این شعار غیرایدئولوژیک به هیچ عنوان به مذاق این جماعت خوش نمی‌آید،   تعجبی هم ندارد!‌  

 

وقتی از سال 1292 ـ  پیش از کودتای آیرون‌ساید ـ  یک کلنل سوئدی در کشور ایران به عنوان مأمور تشکیل نظمیه،‌   به خود اجازه می‌داد با به راه انداختن بساط امر به معروف و نهی از منکر در مورد پوشش زنان تصمیم‌گیری کند،  و یا اینکه مراسم عزاداری مختلط را ممنوع اعلام نماید،   مقوله‌های ‌زن و زندگی و آزادی،  در این دیار هیچ معنا و مفهومی نمی‌توانست داشته باشد.   با اینهمه به نظر می‌رسد روش و منش مستشار نظامی سوئد در ایران،   چندان مورد تأئید استعمار بریتانیا نبوده.  به همین دلیل پس از پایان جنگ اول جهانی،  بریتانیا رأسا «ادارۀ امور» را به دست گرفت:   سانسور کلیات سعدی،   ترور میرزادۀ‌ عشقی،  سرکوب و سانسور نویسندگان،  و از همه مهم‌تر قلع و قمع تشکل‌ها و سازمان‌های مترقی از جمله «جمعیت نسوان وطنخواه» که فعالیت‌اش رسماً  احکام توحش اسلام ـ  تعدد زوجات،  حجاب و ... و پدوفیلی ـ  را تهدید می‌کرد.

 

هیچ حیوانی به حیوانی نمی‌دارد روا

آنچه این نامردمان با جان انسان می‌کنند

(فریدون مشیری)