شنبه، تیر ۲۳، ۱۳۹۷

هول و هلسینکی!



سرانجام دونالد ترامپ پس از شرکت در نشست سران ناتو و «تهدید رعایا»،  برای دیدار با چوبدار آمریکا راهی انگلستان شد و در «بلنهایم» ـ  محل سکونت قبیلة وینستون چرچیل ـ  با نخست‌وزیر برکسیت دیدار کرد،  و آتلانتیسم سنتی را گرامی داشت.  حضرت ترامپ سپس برای صرف چای به دیدار ملکه الیزابت شتافت و ایشان را چند دقیقه‌ای در انتظار گذاشت،   و به قول معروف حال‌شان را گرفت.   این ملاقات در کاخ «ویندسور» برگزار شد،   ‌مکان جشن ازدواج شاهزاده هری با مگان مارکل،‌  و نماد پیوند «نوین» دو سوی آتلانتیک!  به عبارت دیگر آتلانتیسم «تکثر» یافته!      

از آنچه طی دیدار ترامپ با ملکة انگلستان مطرح شد هیچ گزارشی درز نکرد.  ولی طی دیدار ترامپ از اروپا شاهد اخراج دیپلمات‌های روسیه از یونان؛   پارس کرة جنوبی به روسیه،  و انفجار بمب در تجمع انتخاباتی پاکستان بودیم.  همچنین بعضی‌ها سیاهی لشکر آتلانتیسم ـ   ‌شامل لات‌های چپ‌نمای جمکرانی ـ  را به خیابان‌های لندن هی کردند تا بر علیه سفر رئیس جمهور آمریکا به بریتانیا عرعر مفصلی به راه بیاندازند.  پس از این مراسم مقدماتی،  جنگ محافل یانکی اوج گرفت و بازهم ادعای پوچ دخالت روسیه در انتخابات بر سر زبان‌ها اوفتاد. اینچنین بود که وزارت دادگستری ینگه‌دنیا بر علیه 12 افسر اطلاعاتی روسیه اعلام جرم کرد ـ  منبع: رادیو فردا،  ‌مورخ 13 ژوئیه 2018 ـ  و به این شایعه جنبة حقوقی نیز داد.  اینهمه نشان می‌دهد که دیدار سران روسیه و آمریکا در هلسینکی،  در میعاد 16 ژوئیه،  بسیار بااهمیت است و گورستان‌پرستان را سخت به وحشت انداخته!               

از اینرو در آستانة دیدار رئیس جمهور آمریکا با رئیس فدراسیون روسیه، نخست‌وزیر اسرائیل و علی اکبر ولایتی هم راهی روسیه شدند. گویا نخست وزیر اسرائیل خواهان خروج  جمکرانی‌ها از سوریه است و مشاور علی روضه‌خوان هم خروج لات‌ولوت‌های «مدافع حرم» را به خواست بشار اسد منوط کرده.   خلاصه بگوئیم تخم و ترکة اسحاق و اسمعیل در واقع حامل پیام محافل جنگ‌فروش اسرائیل‌‌پرست و اسلام‌نواز غرب هستند!  از سفر بنیامین نتانیاهو فاکتور می‌گیریم و می‌رویم به سراغ مشاور رهبر جمکران.       

سفر علی‌اکبر ولایتی به روسیه،   و دیدار دو ساعته‌اش با ولادیمیر پوتین در حومة مسکو،  همانطور که انتظار می‌رفت سیلی از لاف‌وگزاف و تحلیل و تفسیر شکمی جاری کرد. آورده‌اند که طی این دو ساعت ناقابل در مورد مسائل دفاعی و اقتصادی و استراتژیک و غیره گفتگو شد و ولادیمیر پوتین به علی اکبر ولایتی وعده داد که شرکت‌های نفتی روسیه 50 میلیارد دلار در ایران سرمایه‌گزاری خواهند کرد و ... و این همه در شرایطی که طرف مقابل فقط به «تبادل نفت در برابر غذا» اشاره کرده و باعث تأسف داداش بزرگة کیهان جمکران در لندن شده!  تبادل نفت در برابر غذا برای این رسانه خیلی برخورنده تلقی شده.  حال آنکه شخصاً به عنوان مخالف فاشیسم،‌  از خفت و ذلت حکومت اسلامی بسیار مشعوفم و موضع روسیه را جهت تبادل نفت در برابر غذا درک می‌کنم.    

منطقاً مسکو نمی‌تواند بهای نفت را به آخوندها با ارز پرداخت کند.   ‌نخست اینکه،   با توجه به سرسپردگی سنتی آخوند به اردوگاه غرب،  قسمت اعظم این ارز صرف تأمین پشتوانة ارزی بانک‌های لندن و واشنگتن می‌شود.  در ثانی،  تتمة آن نیز در ایران خرج ارسال لات‌واوباش مسلح به مکه و کربلا و ...  و دیگر کشورهای منطقه جهت پیشبرد سیاست‌های زیرجلکی لندن و واشنگتن خواهد شد.  ولی لطف حکومت آخوند در این است که به فرمودة امام‌اش ـ  اقتصاد مال خر است.  از اینرو در هیچ زمینه‌ای،  خصوصاً در زمینة اقتصادی با «طرف مقابل» کاری ندارد؛‌  تمایلات محفلی‌اش را به حساب خواست دیگران می‌نویسد:

«[...] در این دیدار که حدود دو ساعت به طول انجامید [طرفین] در حوزه‌های دفاعی، نفتی، هسته‌ای، صنعتی، کشاورزی، توسعه‌، تجارت و... درباره آخرین تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی به گفت‌وگو و تبادل‌نظر پرداختند [...] ‌ولایتی در شرح موضوعات مورد بحث [...]اضافه کرد: آقای پوتین [...]‌گفت که روسیه آمادگی سرمایه‌گذاری 50 میلیارد دلاری در حوزه نفت و گاز ایران را دارد و می‌تواند بخوبی جایگزین شرکت‌هائی باشد که ایران را ترک کردند[...]»
منبع:  ‌کیهان مورخ 22 تیرماه سالجاری، کدخبر: 136947

بله،  این نوع خبرسازی ویژة‌ بوق‌های جمکرانی است.  چرا که همة این مسائل،  به اضافه وعدة ‌50 میلیارد دلار سرمایه‌گزاری در حوزة انرژی ایران فقط 2 ساعت به طول انجامیده.    باید بگوئیم این اولین بار است که مسائلی چنین بااهمیت با چنین سرعتی و به صورت سرپائی و بیخ‌دیواری مورد بحث‌وگفتگو قرار می‌گیرد!   ولی برخلاف تحلیل‌ها و تفسیر‌های «تکراری» و کسالت‌آوری که صرفاً با هدف ارائة تصویر «متحد روسیه» از حکومت پوشالی جمکران ارائه می‌شود،  علی اکبر ولایتی حامل پیام «تهدید مسکو» از سوی محافل «جنگ سرد» بوده:

«[...] اگر ایران نتواند نفت خود را از خلیج‌فارس صادر کند،  هیچ کس دیگر هم نمی‌تواند این کار را انجام دهد [...]‌»
منبع: ‌کیهان مورخ 22 تیرماه سالجاری،  کدخبر: 136947

می‌دانیم که حکومت ملایان با پیت حلبی‌هائی که تحت عنوان ناوگان از کهنه‌فروشی‌های حوزة آتلانتیسم وارد کرده هرگز نخواهد توانست تنگة‌ هرمز را ببندد!‌   و همچنین می‌دانیم که توقف صدور نفت از خلیج فارس به افزایش بهای آن در بازارهای جهانی منجر می‌شود،   و این افزایش بهاء استخراج و صدور نفت صخره‌ای را برای آمریکا مقرون به صرفه خواهد ساخت.  در نتیجه،  با این نوع تهدیدات حکومت جمکران در واقع گوشه‌چشمی به هیئت‌حاکمة آمریکا نشان می‌دهد.   چرا که در اینصورت نفت صخره‌ای می‌تواند رقیب نفت صادراتی روسیه شود!   خلاصه بگوئیم دونالد ترامپ که پس از نشست سران کشورهای صادرکنندة نفت،‌  جیغ و فریادش به آسمان برخاسته بود،   به پاس این خدمات خواهد توانست دامنة‌ جنگ زرگری با حکومت ملایان را گسترش ‌دهد،  و دست کنیزمطبخی‌اش را برای سرکوب و تاراج ملت ایران باز هم بیشتر بگشاید.   حسن فوتبال هم که اختیار ذهن و زبانش را ندارد و حرف دهانش را نمی‌فهمد،‌  در این میانه خواهد توانست به قول خودش «کشور را اداره کند!»

حال که به ادارة‌کشور ایران رسیدیم و با توجه به اینکه دیدار «ترامپ ـ  پوتین» با 109مین ‌سالگرد آغاز سلطنت احمدشاه قاجار تقارن زمانی نشان می‌دهد  ـ  16 ژوئیه 1909 ـ  بد نیست یادی هم از «ادارة کشور» پس از مشروطه،  در دوران قاجار بکنیم!  در این دوران «نورانی»،   محمدعلی‌شاه سلطنت می‌کرد؛‌  با حمایت و  دخالت انگلستان،‌  جنبش مشروطه به لجن کشیده شده بود و یک قانون اساسی ضدایرانی هم از آن بیرون کشیده بودند!  البته هنوز با پیدا شدن سروکلة میرپنج و دوختن دهان فرخی یزدی و ترور میرزادة‌ عشقی فاصله داشتیم.   در این دوران،  انگلستان همچنان کشورمان را غارت می‌کرد،  آخوند‌ها هم برای انحراف افکار عمومی،   گلة وحش به خیابان هی می‌کردند و برای پیروزی ژاپن بر کفار روسیه ـ کشور همسایه ـ  «نماز شکر» بجای می‌آوردند!  این خلاصه را گفتیم تا شاید آندسته ایرانیان که به دلیل سانسور گسترده،‌  با گذشتة‌ نه چندان دور کشورشان بیگانه‌اند،‌  بدانند قشر آخوند که 4 دهه است عربدة مبارزه با استعمار سر می‌دهد،‌  همان‌ قشر متعفنی است که عباس‌میرزا، ‌ نایب السلطنه و فرماندة‌ قشون ایران را تکفیر می‌کرد،  چرا که سربازانش را موظف به پوشیدن شلوار ـ بجای لباده و عبا ـ کرده بود،   و ملایان با دیدن سربازان ملبس به شلوار به قول خودشان «واجب‌ال‌غسل» ‌شده بودند!   بله،   این همان‌ قشر خود فروخته‌ای است که در اوج استعمار انگلستان در کشورمان،  پیروزی ژاپن بر روسیه را در خیابان‌ها جشن می‌گرفت؛  ‌ همان قشر «مشروعه‌طلبی» است که برای رهائی «شرع مقدس» از آفت «جمهوریت» و مشروطیت دست به دعا و نذر و نیاز برداشته،   از استقرار استبداد میرپنج حمایت ‌کرد.    

سومین سالگرد توافق هسته‌ای را به ایرانیان تبریک می‌گوئیم.


دوشنبه، تیر ۱۸، ۱۳۹۷

خورشید و خفاش!




دو هفته پس از طلوع خورشید از غرب،  برکسیت در معرض فروپاشی قرار گرفت و وزیر امور خارجة بریتانیا استعفا داد!  تقارن مراسم اداء سوگند رجب اردوغان با میعاد سقوط موسولینی و عقب‌نشینی آلمان نازی در «نبرد کورسک» ـ  9 ژوئیه 1943 ـ  به دلیل طلوع خورشید لائیسیته در ترکیه است!
   
در تاریخ 24 ژوئن 2018،‌   خورشید از غرب طلوع کرد و خفاشان به هراس افتادند!  در این میعاد،   انتخابات پیش از موعد ترکیه برگزار شد و برخلاف انتظار بعضی‌ها،   برای نخستین بار،  حزب دمکراتیک خلق به رهبری «دمیرتاش» موفق شد با کسب بیش از 11 درصد آراء به پارلمان ترکیه راه یابد و یک لیوان آب زرشک خنک به واتیکان،‌  اخوان‌المسلمین و سازمان امنیت ترکیه و ارتش اسلام‌نواز ناتو،   یعنی شکست خوردگان اصلی این انتخابات تقدیم کند!  صرفنظر از جفتک‌پرانی حکومت جمکران،   نخستین واکنش به نتیجة این انتخابات آغاز سفر اروپائی جان بولتون،   مشاور امنیتی ترامپ از لندن و رم به مقصد مسکو،  و حمایت تلویحی دولت اسرائیل از نسل‌کشی ارامنه بود!

از ارتباط کودتای آتاترک با کودتای میرپنج  اگر بگذریم،   کودتای 22 بهمن 1357 که با آشوب‌های ترکیه تقارن زمانی نشان می‌دهد،‌  نهایت امر به کودتای نظامیان در اینکشور انجامید.   خلاصه،   طی سدة اخیر دو یابوی گاری شکستة آنگلوساکسون‌ها  ـ تروریسم ترک و عجم ـ  همواره در مسیر تأمین منافع استعمار غرب گام برداشته‌اند و هر گاه در این مسیر مقدس «یابوی ترک»  ـ اخوان المسلمین ـ  به ضعف و افلاس دچار شده و کمبودی پیش آمده،  وظیفة «توحیدی» یابوی عجم ـ  فدائیان اسلام ـ  جبران کمبودها بوده و هست!  و برای دریافت این واقعیت نیازی نیست به دهه‌‌های گذشته بازگردیم؛  کافی است نیم نگاهی به ابراز عشق آخوند کروبی به «یورگ هایدر»،   رهبر نئونازی‌های اطریش ـ  رادیوفردا، ‌ مورخ 14 تیرماه سالجاری ـ  و ابراز نفرت مخالف‌نمایان حکومت جمکران از سوریه و روسیه و تحولات پسابرجام ـ 14 ژوئیه 2015 ـ  در دو کشور ایران و ترکیه  بیاندازیم.

حدود هفت‌ماه پس از توافق هسته‌ای،  حسن روحانی به بهانة‌ مسائل امنیتی و «تجمع» مجاهدین خلق  سفر خود را به کشور اطریش لغو کرد  ـ‌  منبع رادیوفردا،  ‌مورخ 28 خردادماه سالجاری. و عجیب اینجاست که در هفتة نخست بهمن ماه 1394،‌   برای سفر حسن روحانی به دو کشور عضو ناتو،   ایتالیا و فرانسه ـ  این کشورها مرکز تحرکات باند رجوی به شمار می‌روند ـ  حکومت شیعی دست‌نشاندة‌ آتلانتیسم،‌  نه نگرانی امنیتی داشت،‌  نه مشکل تجمع مجاهدین خلق!   بله،   این «مشکل» زمانی برای روحانی به وجود آمده بود که وی به یک کشور بی‌طرف ـ  اطریش در سازمان آدمخوار ناتو عضویت ندارد ـ سفر می‌کرد.  اینجا بود که مشکلاتی «نیست درجهان» پیدا ‌شد،  و ایراداتی  بنی‌اسرائیلی از لیفة تنبان آخوند سر برآورد!   و این بساط آنقدرها هم عجیب نیست؛  حکومت فدائیان اسلام در انتظار پیروزی کودتای ارتش ناتو در ترکیه ثانیه شماری می‌کرد.   چرا که در صورت پیروزی این کودتا،‌  به گواهی تاریخ معاصر،  موفقیت عملیات «خودبراندازی» در ایران اجتناب‌ناپذیر می‌شد!  ولی از بخت بد جمکرانیان،   یک‌سال پس از توافق هسته‌ای،   برای نخستین بار کودتای نظامیان ارتش ناتو در ترکیه با شکست روبرو شد!

اما اربابان جمهوری یواشکی اسلامی ترکیه بیکار ننشستند،  و دقیقاً جهت جبران همین شکست جانگداز بود که قرار شد اهداف کودتا را اینبار از طریق «انتخابات پیش از موعد» محقق کنند!   روشن‌تر بگوئیم قرار شد اخوان‌المسلمین از طریق انتخابات،  رجب اردوغان را کنار بگذارد،   و همچون جبهة «ملی» خودمان که آخوند را در آغوش گرفته و برای دمکراسی اشک تمساح می‌ریزد،  یک فاشیست فکل‌کراواتی را با یک عدد کشتزار مرغوب هولیوودی ـ  سیلیکونی،  دماغ بریده،  دریده،  بد ادا و مکش‌مرگ‌ما ـ  بجایش بنشاند!   این سناریو به مذاق هر دو یابوی گاری شکستة آنگلوساکسون‌ها ـ  ملاهای ترک و شیعه ـ  شیرین آمد،  و معلق زدن برای ارباب را عنتر شیعی در ایران آغاز کرد.                       

همچنانکه دیدیم،   کنیزمطبخی آمریکا 10 روز تمام با شعار ابلهانة «رضا شاه،  روحت شاد» کشور را در آشوب فرو برد،  ولی هم کودتایش ناکام ماند،   هم دکان «اصولگرا و اصلاح‌طلب‌اش» تعطیل شد،   و هم علاوه بر سفیر انگلستان در ایران،   و وزیر امورخارجة آمریکا،   محفل جنایت‌کار «احترام به ادیان» مجبور شد چندین سر بریده دیگر در سینی بگذارد! باری انتخابات زود هنگام ترکیه را برگزار کردند؛   نه تنها رجب اردوغان کودتازده با افلاس و فلاکت «پیروز» شد،   که برای نخستین بار حزب لائیک کردها نیز به پارلمان ترکیه راه یافت!  خلاصه بگوئیم،  اینبار برخلاف سدة اخیر،  «خورشید از غرب ایران» طلوع کرد!  

این طلوع غیرمنتظره و سفر جان بولتون به مسکو‌ محافل جنگ‌فروش را چنان به هراس افکند که تنها نامزد غیرمسلمان انتخابات افغانستان را سریعاً ترور کردند،   و پارلمان اسرائیل هم با خودداری از رأی‌گیری در مورد به رسمیت شناختن  «نسل‌کشی ارامنه» ـ منبع فیگارو، مورخ 26 ژوئن 2018 ـ  از اخوان‌المسلمین ترکیه دلجوئی نمود.   اینچنین بود که در آستانة ادای سوگند رجب اردوغان،  بساط «بگیر و ببند» در ترکیه رونق دوباره یافت و در طویلة شیعی روتچیلدها نیز دامنة ابهام گسترش پیدا کرد و سیل تهدید و تطهیر و ارائة «راه حل» به راه افتاد.  

در این گیرودار معلوم شد،  گلة مجاهدین انقلاب اسلامی ـ این تشکل تروریست وابسته به فالانژهای لبنان است ـ  طرفدار دمکراسی به شمار می‌رود‌ و علی خامنه‌ای یک تنه در برابر «حاکمیت ملت» ایستاده ـ  گویانیوز،  ‌مورخ 9 ژوئیه سالجاری!   از سوی دیگر «خبر» رسید که میرحسین موسوی «حلال مشکلات کشور» است! این «خبر موثق» را شکوری‌راد از بی‌بی‌گوزک‌های اقوام سامی دریافت کرد و ‌به اطلاع جهانیان رساند:

«[...]‌ دکتر شکوری راد [گفت] ‌باید یوسفمان (موسوی) را از حصر بیرون آوریم و از او بخواهیم به ما کمک کند تا ملت یکپارچه شود [...] در آن زمان استقلال و آزادی جایگاه خود را خواهند داشت و جمهوری اسلامی به عزت خواهد رسید.»       
منبع: پیک نت، ‌مورخ 13 تیرماه 1397
   
بله،  شکوری‌راد که در یک حکومت ضداجتماعی و فاقد حزب،  در جایگاه «دبیرکل حزب اتحاد ملت ایران» لنگر انداخته،   ضمن بازنشخوار بی‌بی‌گوزک «تعبیر خواب فرعون توسط یوسف در مورد  هفت سال قحطی و غیره»،   شرایط امروز کشور را با مصر بی‌بی‌گوزکی به قیاس کشیده،     پیشنهاد می‌کند که حل بحران کشور را بر عهدة‌ «یوسف» بگذارند!   یوسف ایشان نیز کسی نیست جز همان  میرحسین موسوی ـ  منبع سایت پیک نت،‌  مورخ 13 تیرماه سالجاری.

البته نمی‌خواهم پک‌وپوز میرحسین موسوی را به سخره بگیرم،  چرا که این مسائل مثل خانواده و زمان و مکان تولد و ... انتخابی نیست.   ولی در بی‌بی‌گوزک‌های سامی،  پرسوناژ یوسف قربانی حسد برادران است؛‌   وی علاوه بر هوش و خرد، ‌ به زیبائی مسحورکننده نیز شهره است و ... و در هر حال چنین پرسوناژی موجودیت‌ تاریخی ندارد!  در صورتیکه میرحسین موسوی به هیچ عنوان «پرسوناژی» موهوم و تخیلی نیست.   ایشان جنایتکاری هستند که آتلانتیست‌ها برایشان «سنگر حق» ساخته‌اند.   موسوی پس از کودتا و برکناری بنی‌صدر و تصفیة بهشتی و رجائی و باهنر،  نخست وزیر همین علی خامنه‌ای شد،   و علاوه بر تاراج ثروت‌های ملی،  در کارنامه‌اش کشتار هزاران زندانی سیاسی را به ثبت رسانده.   اینکه «دکتر  شکوری‌راد» چنین جانور وحشی‌ای را که به دلیل کشتار جمعی زندانیان تحت تعقیب پلیس بین‌المللی قرار گرفته،  در بسته‌بندی بی‌بی‌گوزکی خود «یوسف» به شمار آورد و به فروش بگذارد عبور از مرز وقاحت و حماقت است!

تعجبی هم ندارد؛  ‌ وقاحت و دریدگی را فدائیان اسلام از اربابان آتلانتیست‌شان آموخته‌اند؛‌  معلم خوب داشته‌اند! همان‌ معلمی که این روزها از گروه رجوی و رهبرش،  تصویر «مدافع دمکراسی» ارائه می‌دهد و برای درک میزان «دمکراسی» کشتزار اسبق مهدی ابریشمچی بد نیست نیم‌نگاهی بیاندازیم به تصویری که در تاریخ 13 ژوئن سالجاری گرفته شده و مریم رجوی را در برابر یک شیخ عرب نشان می‌دهد.   

در تصویر مذکور شیخ‌ عرب دست راستش را به طرف مریم رجوی دراز کرده تا با او دست دهد،   ‌ولی رهبر مجاهدین خلق دو دستش را به سینه زده و خودش را برای طرف مقابل لوس کرده!   بله،  شیخ عرب هنجار و نزاکت اجتماعی را رعایت کرد چون پنداشته بود با انسان طرف است،    غافل از آنکه مریم رجوی،‌   آخوندی است جمکرانی.   عنتری است دیندار و متعهد و ضداجتماعی که با کت و دامن ابریشم و کفش پاشنه بلند و خصوصاً نماد بردگی در انظار عمومی ظاهر می‌شود،   و از نظر درک و فهم و شعور و ضدیت با اجتماع با پرسوناژ  «حاجی‌‌آقا» در رمان صادق هدایت هیچ تفاوتی ندارد.   با این‌حال بوق‌های لجنزار روتچیلد  تلاش دارند از این نماد سرکوب و انسان‌ستیزی،  تصویر طرفدار دمکراسی ارائه دهند!

البته فراموش نکنیم،    این نخستین بار نیست که بوق‌های استعمار ایرانیان را ابله انگاشته و تروریست را در بسته‌بندی «طرفدار دمکراسی» عرضه می‌کنند.   روح الله خمینی هم که سابقة‌ زن‌ستیزی و حمایت‌اش از کودتاهای سوم اسفند و 28 مرداد را فراموش نکرده‌ایم،  ‌ بر همین امواج حماقت و ابتذال سوار شد.  وی ابتدا تبدیل شد به «قربانی ظلم و ستم شاه»،   بعد هم در فرانسه برایش معرکه گرفتند تا از او رهبر آزادیخواهان ایران بسازند.    نیازی نیست که بگوئیم،  رژیم قدرقدرت اعلیحضرت آریامهر هم جرأت نمی‌کرد به دولت فرانسه به دلیل دخالت در امور داخلی ایران اعتراض کند!  ولی خوشبختانه،  در پی خردجال اخیر که «فرنچ کانکشن» برای تروریست‌های تازه نفس مجاهد و جمکرانی به راه انداخت،  دولت مفلوک طویلة مشروعه نتوانست در برابر سفارت فرانسه خردجال راه انداخته،  دکان «استقلال و عزت» ملای شیعه را بار دیگر به «نمایش» بگذارد.  و کسادی دکان «استقلال و عزت» کارش بجائی رسید که شاهد لالمانی علی روضه خوان،   رهبر مسلمانان جهان بودیم.  از قضای روزگار  رئیس قوة ‌مجریه جمکران نیز در برابرآشوب‌های بازار تهران خفقان گرفت و نهایت امر بوق‌های جمکرانی ادعا کردند هیئت مؤتلفه قصد کودتا داشته.   ولی عمل‌زدگی و دستپاچگی این حضرات در برابر آنچه «اعتراضات مردم» خوانده می‌شود به هیچ عنوان «تازگی» ندارد.  اینبار نیز همچون دفعات پیشین،   ملت ایران به گرانی،   بیکاری و مشکلات اجتماعی اعتراض داشت،  هر چند به ادعای بوق‌های لندن و واشنگتن،  برای گیس‌کشی با علی روضه‌خوان به خیابان‌ها آمده بود! 

بله،  «مردم» به ادعای این بوق‌ها دقیقاً همان شعارهائی را سر ‌دادند که 40 سال پیش هم از قضای روزگار کارساز فاشیسم و استقرار حکومت آخوند شده بود!   منتهی بوق‌ها اینبار تأکید می‌کردند که مردم کذا،  بجای عرعر بر علیه «شاه»،  بر علیه «خامنه‌ای» شعار می‌دهند:

«شعار مرگ بر خامنه‌ای در تظاهرات مردم»
منبع:   رادیوفردا، مورخ 30 ژوئن 2018 

و باز هم رسیدیم به شیوة شناخته شدة نفرت فروشی،  تمرکز بر یک نقطه،  و... و البته اینهمه با هدف «نفی مطالبات منطقی ایرانیان!»  باز هم پای به همان بیراهه‌ای گذارده‌ایم که به  گسترش ابهام و خشونت منجر خواهد شد!  در این گیرودار بود که حضرت بنیامین نتانیاهو علیه السلام با یک توپ فوتبال پای به صحنه گذارده،   از همان «مردم» دعوت کردند،  تا همچون «بیرانوند» که ضربة پنالتی رونالدو را گرفت،   ضربة کاشتة مقام معظم،   علی‌روضه‌خوان را گرفته،  در برابر حکومت بایستند!   البته دچار توهم نشویم،   نخست‌وزیر اسرائیل نگران اوضاع اسف‌بار ایرانیان نیست؛   نگران طلوع لائیسیته در ترکیه ـ  افول اخوان‌المسلمین ـ  و تزلزل محفل نفرت‌فروش «شیخ‌وشاه» در ایران‌ است!


یکشنبه، تیر ۰۳، ۱۳۹۷

اسف‌بال!



پیروزی تیم فوتبال ایران بر تیم مراکش،‌  اعلیحضرت رضاشاه دوم را به «پادشاه خیابانی» تبدیل کرد!   با مشاهدة کلیپ ورجه ورجة‌ شاهانه در برابر اکران تلویزیون‌شان،  شخصاً برای جماعت شاه‌الله که رویای «بازگشت به عظمت گذشته» در سر دارد،  بسیار متأسف شدم!  رضا پهلوی،   هم شاهزاده است و تاجگزاری کرده،  هم می‌خواهد «پادشاه سمبلیک» باشد،‌  و در عین حال تلاش می‌کند مثل مردم کوچه و بازار رفتار نماید!  در واقع کلیپ ایشان فقط یک «دیزی و گوشت‌کوب» کم داشت تا بیننده را به اعماق فیلم‌فارسی «پرتاب» کند!  البته مهم‌تر از پیروزی تیم فوتبال،  کنسرت ارکستر سمفونیک ایران در سن پترزبورگ بود که به سکوت برگزار شد؛  دلیل هم روشن است.   با کنسرت نمی‌توان بساط «سربازگیری و سنگرسازی» به راه انداخت؛ به جنگ «شیطان» هم نمی‌توان رفت و خلاصه مطلق‌گرایان نمی‌توانند به خشونت و حماقت‌شان میدان دهند،  ولی همة اینکارها را با مسابقة فوتبال می‌توان به سرانجام رساند! فقط کافی است مسابقة ورزشی را «سیاسی» کنیم!

این همان شیوه‌ای است که حکومت آخوند در پیش گرفته.  این حکومت مانع ورود زنان به استادیوم می‌شود و گزک به دست این و آن می‌دهد؛  به بهانه‌های بنی‌اسرائیلی و ایدئولوژیک از تمرین‌های تیم فوتبال و برگزاری مسابقات دوستانه جلوگیری می‌کند و شکست تیم فوتبال را تبدیل به یک «فاجعة سیاسی» می‌کند،   و ... و مدعیان مخالفت با حکومت هم در واقع میمون‌وار از او تقلید می‌کنند!  به عنوان نمونه گروهی از فوتبال‌پرستان می‌خواستند با پرچم غیررسمی وارد استادیوم ورزشی شوند،  بدون اینکه در نظر بگیرند اگر در میان هواداران ایرانی،  گروهی هم طرفدار حکومت آخوند باشند و به پرچم غیررسمی واکنش نشان ‌دهند، ممکن است درگیری ایجاد شود!  در هر حال،   نیروی انتظامی به حضرات اجازه نداد با پرچم «غیررسمی» وارد استادیوم شوند و ... و جیغ و فریاد مخالفان حکومت در شبکة مجازی به آسمان برخاست که «روسیه دشمن پرچم شیروخورشید است!»   بله،‌  با کنسرت نمی‌شود این بساط را به راه انداخت.   یعنی هنوز نمی‌شود؛  شاید در روزهای آینده نوابغ مرزپرگهر به نتایج سرنوشت‌سازی در این میدان نیز برسند.   فعلاً برای حضور در کنسرت «پرچم شیروخورشید» هوا نمی‌کنند،  هر چند شاید بزودی جنگ خیابانی میان طرفداران «شیروخورشید» و «خرچنگ اسلامی» و پرچمداران «بی‌خرچنگ» سخت مغلوبه شود!  هر چه باشد امسال «سال سگ» است و حضرات می‌توانند با عوعو،  مسائل اصلی را به حاشیه رانده،   پاچة یکدیگر را سخت بگزند!   

حال که به پاچه‌گیری رسیدیم نیم‌نگاهی هم به عملیات وزیر امورخارجة یانکی‌ها بیاندازیم.  ایشان اخیراً برای «خانواده‌های ایرانی» اشک تمساح ریخته،   دست به «افشاگری» در مورد «کاخ‌نشینی» مقامات جمکرانی و تعداد زندانیان اعتراضات دی‌ماه زده‌اند!   بله،   رئیس سابق سازمان سیا که در جایگاه وزیر امور خارجه نشسته،  نیک می‌داند که افکارعمومی را با توسل به چه ابزاری می‌توان هدایت کرد؛   به ویژه در کشور استعمارزدة ایران!   در اواخر دوران آریامهر‌ نیز،  همین سازمان به ابزارهای مشابهی متوسل شده بود،   و با تکیه بر بوق ‌نژادپرستان بریتانیا،  همه روزه سیاهی لشکر آتلانتیسم را به خیابان‌‌های تهران می‌کشاند،  و آخوند پدوفیل و برده‌فروش را به عنوان «مخالف استبداد»‌ به عوام‌الناس حقنه می‌کرد.  ولی تفاوت آنروزها با اینروزها از زمین است تا آسمان!   

امروز، خوشبختانه اتحاد شوروی سقوط کرده؛  آمریکا برتری نظامی‌اش را از دست داده؛  و ... و به همین دلیل در 38مین سالگرد خروج شاه از ایران ـ  16 ژانویه  1979 ـ  روزی که عوام‌الناس به دستور بی‌بی‌سی و سازمان سیا جشن «شاه رفت» گرفته بودند،  ‌بوق نژادپرستان مراسم «جمشید رفت» بپا کرد،  و جمشید برزگر را که وظیفه داشت از تظاهرات دیماه و دکان «رضاشاه روحت شاد» حمایت کند،  به «صدای آلمان» پرتاب نمود!   البته ناکامی سیاست یانکی‌ها تلفات دیگری هم به همراه آورد که به سکوت برگزار شد،   ما هم از ورود به جزئیات‌آن می‌پرهیزیم «تا رستگار شویم!»   در هر حال،‌  گویا وزیر امورخارجة ایالات متحد تغییر شرایط را به هیچ گرفته و می‌خواهد همان سناریوی 40 سال پیش را در ایران به روی صحنه بیاورد!  حکومت ملایان هم دست‌نشانده و پیشخدمت آمریکاست،   از همکاری با ارباب دریغ نخواهد کرد.   از دامن زدن به تبلیغات ضدروس گرفته تا اعلام آمادگی برای خروج از برجام،‌  و حتی‌ «پیشنهاد مذاکرة دوجانبه با آمریکا» و ... همة امکانات را جمکرانی‌ها به‌کار گرفتند،  هر چند همه راه‌ها به رویشان بسته ماند!  

بله،  هنوز آتش حسد جمکرانی‌ها از مذاکرة رهبر کرة‌ شمالی با دونالد ترامپ شعله‌ور بود و  در تهران اوباش روغن بر آتش جنگ زرگری پیرامون «مذاکره با آمریکا» می‌ریختند و می‌خواستند به قول خودشان از واشنگتن «تضمین» بگیرند، که به یک‌باره خبر رسید،  دونالد ترامپ علیرغم مذاکره با رهبر کرة شمالی،  با تمدید تحریم‌های اینکشور موافقت کرده.   اینجا بود که کاسه کوزه‌ جمکران در هم ریخت؛   اعتبار آمریکا نیز بر باد رفت!  پس از دیدار ترامپ با رهبر کرة شمالی ـ 12 ژوئن سالجاری ـ  مانورهای نظامی آمریکا با کرة جنوبی به تعلیق درآمد و دونالد ترامپ اعلام داشت،  آمریکا دیگر از سوی کرة شمالی تهدید نمی‌شود!   با اینهمه در تاریخ 22 ژوئن،  تحریم‌های کرة شمالی برای یک‌سال دیگر تمدید شده:

«[...] رئیس جمهوری آمریکا [...] تأکید کرده است: با احترام به کره شمالی، وضعیت اضطراری را برای یک سال تمدید می‌کنم.»
منبع: رادیوفردا، مورخ 23 ژوئن سالجاری

و اینچنین بود که امید و آرزوی جمکرانی‌ها برای دستیابی به «توافق دوجانبه با آمریکا» بر باد رفت و کار به دخالت ‌کنیزالاسلام‌های صادراتی جمکران کشید!  شیرین عبادی و مهرانگیزکار که 40 سال پیش به فرمان محافل ایران‌ستیز غرب پشت سر آخوند پدوفیل و برده‌فروش ایستاده بودند،  اینک به فرمودة‌ همان دستگاه‌ها،  جایگاه «سخنگوی زنان ایران» را غصب کرده‌،  و ضمن تعیین تکلیف برای «فیفا»،   مسابقات فوتبال را به ابزار «فروش اسلام» تبدیل نموده‌اند!   

جریان طبق معمول از اینقرار است که بیانیه‌نویس سازمان سیا،  یک نامة سرگشاده سر هم کرده و علاوه بر کنیزالاسلام‌های «حقوق» ‌دان،  عده‌ای غیرحقوق‌دان هم نامة‌ کذا را امضاء فرموده،‌  و همه با هم «دین نوین مبین» را به ارزش گذاشته‌اند!   احکام دین کذا که آن را «اسف‌بال» می‌نامیم،  عبارت است از تقلیل حقوق و آزادی‌های فردی و اجتماعی زن ایرانی به «آزادی حضور در استادیوم ورزشی و مسافرت!»   بله،   40 سال است که زن ایرانی به کنیز و برده تبدیل شده،   اینک سازمان سیا از زبان حقوق‌بگیران‌اش «لطف» کرده،   می‌خواهد به زن «حق حضور در استادیوم،  و حق مسافرت» بدهد!   این مأموریت الهی را نیز به کنیزالاسلام‌های جهادی از قماش عبادی و کار و توحیدی و جمعی از هنرمندان و فعالان «مردمی» محول کرده!   در «اسف‌بال نامه» آمده است،   حقوق زنان ایران را یک «ذهنیت» زیر پای گذارده:
                                  
«[...] حق زنان برای حضور در مناسبت‌های ورزشی در استادیوم‌ها تنها حقی نیست که از زنان تضییع می‌شود و زنان در ایران آن را تجربه می‌کنند.  اما ذهنیتی که زنان را از حضور در ورزشگاه‌ها منع می‌کند،  همان ذهنیتی است که زنان را از سفر کردن به تنهائی منع می‌کند و همان ذهنیتی است که از برخورداری حقوق برابر آن‌ها در دادگاه ممانعت به عمل می‌آورد [...] با به چالش کشیدن این رفتار تبعیض‌آمیز،  چنین ذهنیتی در همه ابعاد و کارکرد‌های آن به چالش کشیده می‌شود[...]»
منبع: رادیوفردا، ‌ مورخ 23 ژوئن 2018       

همچنانکه می‌بینیم در سرکوب سازمان یافتة‌ زن در ایران،  طی 4 دهة متوالی،  نه آخوندجماعت مسئولیتی دارد،   نه آمریکا و رعایای اروپائی‌اش که رسماً از حکومت‌های زن‌ستیز و آخوندی حمایت کرده و می‌کنند!  مسئول کیست؟  «همان ذهنیت» باید باشد.  و این‌بار نیز همچون دفعات پیشین،‌  حاجیه شیرین عبادی و شرکاء که بارها و بارها تبلیغات سازمان سیا را نشخوار و بازنشخوار فرموده‌ و اسلام را «دین برابری و آزادی» و این حرف‌ها معرفی کرده‌اند،  یک‌بار دیگر برای خدمت به ارباب به میدان آمده‌اند.  بر اساس خزعبلاتی که اینان می‌بافند،   یک «ذهنیت» وجود دارد که از تروریسم و تعدد زوجات و پدوفیلی و برده‌فروشی حمایت می‌کند،   و همه باید بدانند که این «ذهنیت» از آسمان به زمین افتاده و همچون محمدعین و علی‌عین و دیگر عین‌های موهوم معلوم نیست از کجا آمده و به ویژه هیچ ارتباطی هم با توحش و تحجر ادیان ابراهیمی و حمایت آمریکا از آخوند و حکومت آخوند و سرکوب و چپاول ملت ایران ندارد!  خصوصاً که پس از ورجه‌ورجة شاهانة رضاپهلوی در برابر اکران شاهنشاهی‌شان،   رهبر جمکران از شکست تیم‌ملی ایران از اسپانیا مشعوف شده،  در واکنشی «اسلامی» جفتکی الهی به طاق طویله زده‌اند!   خلاصه این روزها،  همه به دین «مبین اسف‌بال» گرویده‌اند،‌  و بوزنامة جمهوری اسلامی هم در اینمورد برای‌مان فتوائی صدوریده:

«روزنامه جمهوری اسلامی:  فوتبال یک ورزش است و باید مثل ورزش‌های دیگر مورد اقبال و استفاده عموم باشد.»
منبع: اطلاعات‌ نت،  ‌مورخ 22 ژوئن 2018   
              
بله،  فوتبال هم عین «مبال» شده،  امری است طبیعی که مورد استفادة عموم قرار می‌گیرد.   با این تفاوت که اگر از مبال استقبال نمی‌کنیم،  لازم است همه از فوتبال استقبال کنند.  حتی باید به آن «احترام» هم بگذارند!   به این ترتیب اگر کسی از فوتبال استقبال نکند،   در برابر «همه» ایستاده و تهدیدی است برای حکومت خیابانی!  به همین دلیل نیز کنسرت ارکستر سمفونیک ایران در کازان مورد تهاجم پیروان دین مبین «اسف‌بال» قرار گرفت،  باشد تا اهالی موسیقی بدانند و آگاه باشند که دنیا مانند دهکدة‌ جهانی،  دست گلة وحش است!   

جونم براتون بگه!   فوتبال‌پرستان جمکران که قصد داشتند «سالار عقیلی»،  خوانندة ارکستر را به دین مبین «اسف‌بال» مشرف نمایند،   در سالن کنسرت حضور یافته و ادب و نزاکت و شعور و «خردجمعی» خود را بخوبی به نمایش گذاشتند؛   از سالن هم اخراج شدند:

«[...]‌ درآستانه بازی تیم ملی ایران و اسپانیا،  یک برنامه موسیقی توسط ارکستر سمفونیک تهران در سالن موسیقی سایداشوا شهر کازان اجرا شد [...] دختران و پسران جوان [با لباس ورزشی تیم ملی ایران] در ردیف اول که برای هیئت ایران در نظر گرفته شده بود جمع شدند.  ناگهان یکی از طرفداران [تلاش کرد] شال تیم ملی ایران را به گردن سالار عقیلی [...] بیاندازد[و این عمل] با حمایت حدود سی نفر از حاضرین [از طریق] بوق زدن و فریاد کشیدن و تکان دادن پرچم ایران مواجه می‌شود. بعد از چند دقیقه از طرفداران خواسته می‌شود که سالن کنسرت را ترک کنند [...]»
منبع: سپوتنیک،  مورخ 20 ژوئن 2018 

همین روزهاست که عملة ساواک در شبکة مجازی پیرامون «دشمنی روسیه با تیم ملی فوتبال ایران» نیز به اجماع برسد!  و مسلماً محفل نفرت‌فروش «شیخ‌وشاه» در این مورد،   فتوی «جهاد با کفار روس» خواهد صدورید!


       

سه‌شنبه، خرداد ۱۵، ۱۳۹۷

تام و عردشیر!




ناصر ملک مطیعی،  ‌ هنرپیشة سینمای ایران که پس از کودتای22 بهمن 1357،   مانند بسیاری از هنرپیشگان ایرانی «تکفیر» شد،   در تاریخ 4 خردادماه سالجاری درگذشت.   نیازی نیست که بگوئیم مرگ و مراسم تشییع‌ جنازة‌ او به میدان تاخت‌وتاز و نفس‌کش‌طلبی «گلة وحش» تبدیل شد!   صدا و سیمای ‌وحش که در مورد مرگ «فروزان» خفقان گرفته بود،  بلافاصله به یاد ناصر ملک مطیعی افتاد و گلة وحش دریافت که می‌باید به میدان آمده،   مراسم تشییع جنازة او را به نفع «بعضی‌ها» مصادره کند و دیکتاتوری را به ارزش بگذارد!   گلة کذا بر علیه یک دیکتاتور  ـ  علی خامنه‌ای ـ  شعار داد؛   از یک دیکتاتور دیگر ـ  پهلوی اول ـ تمجید به عمل آورد،   و ضمن عرعر در مسیر باور عوام ـ  عزت خدادادیه ـ  به جهانیان ثابت کرد که ارواح شکم‌اش از «دمکراسی» طرفداری می‌کند!   

سپس نوبت «تغذیه از جسد ملک مطیعی» و گسترش دامنة دوقطبی ابتذال و توحش به هنرپیشگان «دولتی» حکومت جمکران رسید،   و خواهر «معتمدآریا» با استفاده از این فرصت طلائی از حسن فوتبال درخواست کردند «بهروز وثوقی را به ایران دعوت کند!»   البته جماعت مرده‌خور و مرده‌پرست که نقش «قیم همگان» نیز ایفا می‌کند،  کاری با تمایل شخص بهروز وثوقی به بازگشت نداشت،  خواهان دعوت از هنرپیشگان زن هم نشد؛  تعجبی هم ندارد!   به قول معروف «بیله دیگ،  بیله چغندر!» حکومت آخوند،  هنرپیشه‌اش هم زن‌ستیز و «آخوند» می‌شود،   و از اصل اساسی و الهی «یک بام و دو هوا» پیروی خواهد کرد.   در این عرصة سکون و تعفن،   روابط «ضدحقوقی»  ـ  نفی و ستایش ـ حاکم است؛  همه به حرافی و پوچ‌پردازی،  شیطان‌سازی و فرشته‌پرستی مشغول می‌شوند.   شرایط مهوعی که در مرزهای کشور ایران متوقف نمی‌ماند و آتلانتیست‌ها در تحکیم و گسترش آن نقش فعالی برعهده گرفته‌اند.   و از قضای روزگار،  ایفای این نقش مهوع علاوه بر رسانه‌های غرب به «فرهیختگان» دانشگاه‌های فرنگ‌ستان نیز محول شده.  وظیفة‌ حضرات تخلیة محتویات فاضلاب آتلانتیسم در رسانه‌های حکومت «تام‌وعلی» است!

یکی از متخصصان صاحب‌نام تخلیة فاضلاب،   پروفسور «رودنی شکسپیر» نام دارد که در ازای دریافت «یک مشت دلار»،   همزمان کیهان جمکران ـ  دادش کوچیکة کیهان لندن ـ  و خبرگزاری رسمی حکومت ملایان را از طریق تخلیة چاه تغذیه می‌کند.   و این روزها که گاوچران‌ها در کرة شمالی ناچار به عقب‌نشینی شده‌‌اند و امکانات جنگ افروزی‌شان کاهش یافته،   لازم آمده تا این کمبود با ارائة تصویر قدرقدرت و محبوب از حکومت دست‌نشانده‌شان در ایران جبران شود.   از اینرو،   نان امثال «رودنی شکسپیر» در روغن فراوان شناور شده.   ایشان پس از دریافت حق‌الزحمه،  آستین‌ها را بالا زده به تخلیة چاهک کذا پرداختند و با این «تحقیقات الهی» موفق شدند «صلح طلبی،  استقلال و وضعیت دمکراتیک» را در تروریسم «شیعی» جاسازی فرمایند: 

«اسرائیل و آمریکا به دنبال تضعیف و شکست ایران به عنوان یک کشور سردمدار در مبارزه هستند.  نظامی که اتفاقاً تا بحال به کشوری حمله نکرده است و وضعیتی دموکراتیک دارد.   ایران کشوری مستقل است که [ با] سایر رژیم‌های فسادزده اتوکرات (مستبد) منطقه فرق می‌کند [...]»
منبع:‌ کیهان جمکران،  ‌مورخ 11 خردادماه سالجاری                                                      

بله،  بر اساس بیانات «حاج شکسپیر»،  آمریکا چشم دیدن کنیزمطبخی‌اش را ندارد،  و  حکومت ملایان که لات‌واوباش را برای سیاسی کردن مراسم حج به عربستان اعزام می‌کرد،‌   و به سرکوب زنان و کشتار نویسندگان و اقلیت‌های دینی و قومی مشغول بود،   «وضعیت دمکراتیک» داشت!   و شاهدیم که این «وضعیت دمکراتیک» ـ  حاکمیت تروریسم بر ملت ایران ـ  همچنان ادامه دارد،   و به همین دلیل کیهان جمکران از «مستر» شکسپیر تقاضا کرده تا در این مورد یک «یادداشت ویژه» قلمی فرمایند.   البته «ایرنا»،‌   بوق رسمی حکومت فدائیان اسلام هم از کیهان عقب نماند؛  در صف شیفتگان علم و دانش و نبوغ «الهی» پروفسور شکسپیر منتظر نوبت تلمذ ایستاد و سرانجام در لندن  با ایشان مصاحبه‌ای ترتیب داد تا خدای ناکرده عملیات «تخلیة چاه» نیمه تمام نماند.   باید اذعان کنیم که جناب «پروفسور» جهت تخلیة فاضلاب روتچیلد و تحویل آن به این رسانة «ملی ـ ‌مذهبی» سنگ تمام گذاشته،  سایت ایرنا را به معنای واقعی کلمه سیراب فرمودند:  

«[...] رودنی شکسپیر در گفت‌وگو با خبرنگار ایرنا در لندن اظهار داشت:  آیت‌الله (امام) خمینی (ره) [...] با استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران قرائت جدیدی از روش حکومت‌داری ارائه دادند [...] ‌ایشان دمکراسی را یکی از پایه‌های مهم حرکت خود دانست و با گذشت نزدیک به 40 سال از پیروزی انقلاب،   این عنصر همچنان به‌ عنوان یکی از ارکان اصلی نظام جمهوری اسلامی ایران تجلی می‌کند[...]»
منبع:  ‌ایرنا،  ‌مورخ اول ژوئن 2018،  کدخبر:‌ 82931598

همچنانکه می‌بینیم از منظر پروفسور شکسپیر،   نوعی دمکراسی «نیست‌درجهان» وجود دارد که هیچ تضادی با تروریسم و پدوفیلی و تعدد زوجات و سنگسار و قصاص و برده‌داری نشان نمی‌دهد!  شاید به همین دلیل باشد که لندن و واشنگتن از دیرباز از استقرار این قماش «دمکراسی»،   به ویژه در کشور ایران حمایت کرده‌اند و دقیقاً به همین دلیل است که بی‌بی‌سی و شاخک‌های‌اش برای اردشیر زاهدی و نامة سرگشاده‌اش معرکه گرفته‌اند!

می‌گویند اردشیر زاهدی نامة مذکور را برای نیویورک تایمز فرستاده؛   روزنامة کذا آن را به صورت آگهی ـ  در ازای دریافت پول کلان ـ  و فقط در ویراست کاغذی منتشر کرده!  به عبارت دیگر از طریق شبکة مجازی امکان دسترسی به این «سند تاریخی» وجود ندارد.  بله،  این است تفاوت «رودنی شکسپیر» با اردشیر زاهدی!   اولی برای تخلیة چاه آتلانتیسم در رسانه‌‌های ایران اشغالشده ـ  ارائه تصویر دلپذیر از پیشخدمت سنتی غرب،  آخوند پدوفیل و برده‌فروش و ... ـ ‌ ‌پول نقد دریافت می‌دارد.  دومی برای انجام همین عمل خداپسندانه در نیویورک تایمز،  پول هم می‌پردازد!  فحاشی و هتاکی هموطنان‌اش را نیز در شبکة مجازی متحمل می‌شود،   و از همه مهم‌تر،  می‌باید سانسور مطلب‌اش را که توسط پروفسور «محمد سهیمی» ترجمه شده،  نادیده بگیرد!   بله،   «ایرانی بودن» مسائل و مشکلات فراوان دارد؛   اردشیر زاهدی و محمد سهیمی هم ایرانی‌اند و سایت گویا نیوز گرچه شاخکی است از بی‌بی‌سی،   از مدیریت «زبردستانة» ایرانی برخوردار است!   در نتیجه،   نامة اردشیر زاهدی را به زبان اصلی و به صورت «پی. د. اف» در کنار ترجمة سانسور شدة آن منتشر می‌کند،   گردن‌اش را هم کلفت کرده،  عین جاهل مسلک‌ها دشنه را از نیام برمی‌کشد و به مخاطب تفهیم می‌نماید که، «عشق‌کردیم!  ما اینیم!»   

باری «استاد» محمد سهیمی پس از «ذکر مصیبت» برای آقای زاهدی که ناچار شده از «جیب خودش» هزینة انتشار نامه را بپردازد،   به ترجمة «بخش مطلوب» نامة کذا ـ  مخالفت با تغییر حکومت ـ اکتفا می‌فرمایند و اصل مطلب را هم نادیده می‌گیرند!  اصل مطلب آنجاست که اردشیر زاهدی به دوستی 160 سالة آمریکا با ایران،  و مهرومحبت ایرانیان به آمریکا اشاره کرده،‌   و خوشبختانه این بخش از نامه در سایت پیک‌نت به «دلائلی» سانسور نشد:

«[...] آمریکا و ایران 160 سال پیش با هم دوست شدند.  ذکر نام امریکائی‌های بزرگی‌ نظیر هاوارد بسکرویل [...] مورگان شوستر [...] آرتور میلیسپو [...] و ریچارد فرای [...] هنوز احساسات دوستانه را در ایرانی‌ها ایجاد می‌کند [...]»
منبع:  پیک نت،  ‌مورخ 12 خردادماه سالجاری 

نیازی نیست که بگوئیم،   به ویژه در این بخش از نامة منتسب به اردشیر زاهدی، رکن اصلی پروپاگاند آتلانتیسم را به صراحت می‌توان مشاهده کرد.   دقیقاً همانجا که روابط دوسویه ـ  دوستی ـ  با روابط یک‌سویه ـ  نظارت مأموران آمریکائی بر امور مالی ایران ـ  در ترادف قرار گرفته.  در هر حال،‌  در شرایطی که روابط آمریکا با اروپا‌ی صنعتی و سرمایه‌دار روابط «ارباب ـ رعیتی» است؛   ایران جای خود دارد!   رسانه‌های اروپا هم وظیفه دارند روزی پنج هزار نوبت ماتحت کدخدا را به صورت مستقیم و غیرمستقیم صیقل بزنند و به مسکو پارس کنند.   ولی فراتر از این «حرف‌ها»،  آنچه در مطلب منتسب به اردشیر زاهدی حائز اهمیت است «دوستی 160 سالة آمریکا با ایران» نیست؛ ‌  همزمانی و هم‌سوئی آن با وعظ و خطابة علی خامنه‌ای به ویژه در ارجاع به «موش و گربه» است!

علی خامنه‌ای همانطورکه در وبلاگ «تام و علی» گفتیم،  40 سال جنایات اربابان آمریکائی‌اش را در ایران به کارتون والت دیسنی ـ  تام و جری ـ تشبیه کرده بود،  و ساواک جمکران ناچار شد دخالت کرده،‌  رسماً به علی روضه خوان بگوید «شات آپ!»  از قضای روزگار،  جملة «گربه رویای موش دارد» هم عنوان «آگهی تجارتی» آقای زاهدی در  نیویورک تایمز بود که اینبار توسط سایت پیک نت از آن فاکتور گرفته شد!  چرا که در وعظ و خطابة علی روضه خوان و «آگهی سرگشادة» اردشیر زاهدی علاوه بر تقارن زمانی،  ‌ساختار،  پیام و تصویر «موش و گربه» مشترک است،  و به نظر می‌رسد پیام هر دو از «فاضلاب» واحدی تراوش کرده باشد!   فاضلاب توحیدی محفل روتچیلد که طی سدة اخیر با راه انداختن دو جنگ جهانی و حمایت از تروریسم بهار عرب،  دشمنی‌اش‌ را با لائیسیته و برابری و انسان‌محوری عملاً به اثبات رسانده.     

در این چاهک توحیدی،  خامنه‌ای از آنجا که ادعای مبارزه با آمریکا دارد،   ناچار شده برای مبهماتی از قماش معارف اسلامی و تولیدات فرهنگی آمریکا بازاریابی نماید،  باشد تا ارادت خود را به ارباب از این طریق به اثبات برساند.   اردشیر زاهدی هم به موش و گربه و «160 سال دوستی آمریکا با ایران» اشاره کرده،   تا قیمومت آمریکا بر حکومت‌های پی‌درپی ایران را به خیال خود «بزک» کند.  و به استنباط ما برای پنهان داشتن همین منبع مشترک بود که «موش و گربه» و «تام و جری» گرفتار تیغ سانسور شدند،   و علیرغم تقارن زمانی،   ترجمة نامة اردشیر زاهدی به فاصله یکهفته پس از وراجی‌های مقام معظم انتشار یافت!   بعد هم بی‌بی‌سی و رادیوفردا با اظهارات مالیخولیائی و مردمی و عوام‌فریبانة مستر زاهدی برای ملت ایران معرکه گرفتند، و با تریبون دادن به نوابغ و فلاسفة صاحب‌نامی از قماش «حمزه غالبی»،   نوچة میرحسین موسوی به حساب خود رد گم کردند!  باشد تا مقام معظم فرصت داشته باشند با تأکید بر « 170 سال دشمنی روسیه با ایران» در روزنامة شخصی‌شان چندین معلق جانانه برای کدخدا بزنند و در عرصة مک‌کارتیسم گوی سبقت را حتی از اردشیر زاهدی هم بربایند!   خلاصه جدول امتیازات نشان می‌دهد که در زمینة تخلیة‌ چاه فاضلاب آتلانتیسم،  تاکنون علی خامنه‌ای رکورددار است!  مسلم بدانیم که پس از «ارتحال آیت‌الله علی خامنه‌ای»،   بوق رسمی چاهک شیعی روتچیلد پس از پرداخت حق الزحمة کافی به «رودنی شکسپیر» از ایشان عاجزانه تقاضا خواهد کرد تا با فرمایشات علمی و مستدل و صدمن یک قازشان،  ‌ چاهک آتلانتیسم را چند صد متر دیگر عمیق‌تر فرمایند:
                           
رودنی شکسپیر در گفت‌وگو با خبرنگار ایرنا در لندن اظهار داشت: علیرغم سابقة دشمنی  600 سالة روسیه با ایران، آیت‌الله (امام) خامنه‌ای (ره) [...] قرائت جدیدی از روش حکومت‌داری ارائه دادند [...] ‌ایشان نیز مانند آیت‌الله (امام) خمینی (ره)  دمکراسی را یکی از پایه‌های مهم حرکت خود دانست و با گذشت نزدیک به 400 سال از پیروزی انقلاب،  «تام و جری» همچنان به‌ عنوان یکی از ارکان اصلی نظام جمهوری اسلامی تجلی می‌کند [...]

در پایان یادآور شویم که به دلیل منبع واحد الهامات علی روضه‌خوان و اردشیر زاهدی و اشارة هر دو به «موش و گربه» نام این وبلاگ را بجای «تام و علی 2»،   «تام و عردشیر!» می‌گذاریم.