شنبه، اسفند ۱۸، ۱۴۰۳

هشت مارس و ملاباجی!

 

مرده باد آن كه زنان زنده بگور افكنده

اين سخن،  مذهب هر كس باشد

[...] ‌

ور نه تا زن به کفن سر برده

نیمی از ملت ایران مرده

(میرزادۀ عشقی)،  حامی «جمعیت نسوان وطنخواه» و نخستین قربانی کودتای آیرون‌ساید.  

 

در آستانة روز جهانی زن،  ملاباجی‌ها،  کنیزالاسلام‌ها و آخوندهای‌اخته که تا پیش از آغاز جنبش «زن،  زندگی، آزادی» پشت سر آخوند پدوفیل و برده‌فروش می‌ایستادند و هوادار بردگی زن ایرانی و احکام توحش اسلام بودند ـ   و اغلب هنوز هم هستند ـ  با پرروئی و وقاحت می‌کوشند از خود تصویر «طرفدار آزادی زن» ارائه دهند!    نیازی نیست که بگوئیم در راستای اهداف کودتای آیرون‌ساید،   هدف این آدمخواران هزار چهره،   تقلیل حقوق و آزادی‌های فردی و اجتماعی زن به همان تکه پارچه‌ای است‌که حجاب خوانده می‌شود.   باری به موازات تحرکات موذیانة اینان،   سایت‌ فرانسه زبان ویکی‌پدیا نیز با توسل به واژگون‌نمائی،  مخالفت «جمعیت نسوان وطنخواه» با تعدد زوجات و پدوفیلی و نماد بردگی را حذف کرده،   این جمعیت را «اسلام‌گرا» معرفی می‌‌نماید: 

 

«[...] هدف این جمعیت احترام پیوسته به قوانین و آداب و رسوم اسلامی،  به ارزش گذاشتن آموزش و پرورش اخلاقی دختران و تشویق آنان به سوادآموزی بود [...]»

منبع: سایت فرانسه زبان ویکی‌پدیا

 

حتماً میرزادۀ عشقی هم «اسلام‌گرا» بوده و برای تشویق احکام زن‌ستیز اسلام با جمعیت نسوان وطنخواه همکاری می‌کرده است!   در آیندۀ نزدیک،   تشویق «نسوان» به نماز و روزه و تمکین از آقا و پیروی از ملا و جاهل محله را نیز دانشمندان ویکی‌پدیا به این اهداف مشعشعانه خواهند افزود و یک عمامه هم بر سر میرزادۀ عشقی می‌گذارند!   چرا که به استنباط ما ویکی‌پدیا چنین ادعاهای شکمی و بی‌پایه‌ای را با استفتاء از «کارشناسان شهرخواری» تهران  منتشر کرده.   همان‌ها که برای تخریب خانة حسام‌السلطنه،   پسر عباس‌میرزا و تبدیل آن به مکان کاسبی،   قدمت این خانه را 40 سال ارزیابی کرده‌ بودند:

 

«عمارت قاجاری یگانه در محله سیدنصرالدین تهران که در فهرست آثار ملی ایران قرار داشت با رأی کارشناسانی شریف!   از فهرست آثار ملی ایران خارج و پاساژ شد.»

منبع: حساب توئیتر سام گیوراد،  ‌مورخ 26 فوریه سالجاری 

 

به این ترتیب خانة حسام‌السلطنه از فهرست آثار ملی ایران خارج شد و جای خود را به یک پاساژ سپرد!  و البته هیچ اعتراضی هم به نابودی آثار ملی و تخریب گذشتة‌ فرهنگی و تاریخی صورت نگرفت!   چرا که نخبگان «بی‌ریشه و بی‌هویت» فعلاً سرسختانه به تحلیل سیابازی‌های ترامپ و زلنسکی و شرکاء در دکان کاخ‌سفید مشغول‌اند!       

 

یک هفته پس از گفتگوی تلفنی رئیس‌جمهور ایالات متحد با رئیس فدراسیون روسیه،‌ علیرغم شیون و زاری اروپائی‌ها و تهدیدهای زپرتی زلنسکی ـ ‌ ایشان ملیجک دربار بریتانیا و دردانة دستگاه بایدن به شمار می‌روند ـ  وزرای امور خارجة ایالات متحد و روسیه در ریاض،‌  بیش از 4 ساعت در مورد اوکراین و خاورمیانه با یکدیگر گفتگو کردند!  و به این ترتیب مرکز ثقل سیاست جهانی از اروپا به عربستان سعودی منتقل شد!

 

دلیل هم اینکه در کمال تأسف،   طی درگیری‌های اوکراین‌ هیچیک از دمکراسی‌های اروپا و در رأس‌شان فرانسه موضعی مستقل از مواضع روس‌‌ستیز لندن و واشنگتن اتخاذ نکردند؛   همه با هم پشت سر ملیجک دربار بریتانیا ایستادند.  و صدالبته که روس‌ستیزی در اوکراین با زلنسکی آغاز نشده؛  ریشه در «عظمت گذشتة اروپا» هم دارد!

 

عظمتی که در سال 2014،  با کودتای سوم اسفند اوکراین ـ  یورو میدان ـ  شکوفا شد و در همان مسیر ویرانگر کودتای سوم اسفند ایران پای گذارد و اوکراین را به سپربلای لندن و واشنگتن در برابر مسکو تبدیل کرد!    سرانجام همانطورکه شاهد بودیم،  طی دوران ریاست جمهوری جوزف بایدن،  آمریکا موفق شد اوکراین را به جنگ بکشاند.  جنگی که 50 کشور را در برابر روسیه قرار داده!

 

سابقاً در کشور ایران،   نوعی نمایش همراه با رقص و آواز و موسیقی وجود داشت که با توسل به طنز،  مسائل  اجتماعی و سیاسی و تاریخی را مطرح می‌کرد.  از آنجا که پرسوناژ‌ اصلی این نمایش یک «غلام سیاه» بود،   نمایش مذکور را «سیاه‌بازی» می‌خواندند.   بعدها،  با اشاره به این سنت تئاترال،  فارسی‌زبانان در توصیف عملیاتی که هدف‌اش فریب و تحمیق دیگران بود،  از ترکیب ابداعی «سیابازی» استفاده می‌کردند.  از قضای روزگار،  پس از گفتگوی «پوتین ـ ترامپ»،  این روزها در کاخ‌سفید شاهد به صحنه آمدن انواع سیابازی‌ها در ویراست‌های متنوع هستیم؛   «رسمیت‌زدائی»،  عادی‌سازی توحش،  و خصوصاً گسترش ابتذال!

 

در نخستین نمایش سیابازی،   شاهد ظهور ناگهانی ایلان ماسک و آخرین فرزندش در کنفرانس مطبوعاتی دونالدترامپ در «دفتر بیضی شکل» بودیم!   ایلان ماسک همانطورکه می‌دانیم مقام غیررسمی است و حضور غیرمنتظرۀ‌ وی،  آنهم «بچه‌به‌دوش» در کنفرانس مطبوعاتی رئیس‌جمهور،   به سخره گرفتن مقام ریاست‌جمهوری آمریکا،  و فی‌نفسه نوعی «رسمیت‌زدائی» و هنجارشکنی است!   البته ماجرا به این مختصر ختم نشد؛   طی این مراسم لات‌بازی،  ایلان ماسک فرزند دلبندش را بر زمین می‌گذارد و برای خبرنگاران توضیح می‌دهد که کارمندان فدرال چه وظائفی بر عهده دارند!  و همینطور که ایشان به توضیح وظائف دیگران مشغول‌اند،  حاضران با حیرت و گاه با خشم و نفرت به کودکی می‌نگرند که با هر دو دست به حفاری در سوراخ‌های بینی‌اش مشغول شده،  یافته‌های گرانقدرش را به یادگار روی میز عتیقة ریاست جمهور آمریکا می‌چسباند!  باری آنطورکه می‌گویند میز عتیقۀ کذا‌ را فعلاً جایگزین کرده‌اند،  باشد تا جهانیان شیوۀ‌ «تربیت کودک» را از آفریکانرها بیاموزند!

 

در دومین نمایش سیابازی،   شاهد پذیرائی «نیم‌گرم» دونالد ترامپ از رئیس‌جمهور فرانسه هستیم.   صحنۀ گفتگوی زیادی صمیمانه و فیزیکی ایندو،  خوش‌و‌بش‌های «قهوه‌خانۀ قنبر» ‌را تداعی می‌کرد!  و اما در سومین نمایش سیابازی،   دونالد ترامپ را می‌بینیم که پروتکل را رعایت کرده و به استقبال نخست‌وزیر بریتانیا می‌آید!   ولی فضای متمدنانۀ کذا نیز چندان دوامی نیافت.  چرا که طی کنفرانس مطبوعاتی،   خبرنگاری از ستارمر می‌پرسد،  «در مورد الحاق کانادا به آمریکا با کینگ چارلز صحبت کرده‌اید؟»   و در حالی که نخست‌وزیر بریتانیا تلاش می‌کند پاسخی بدهد که باعث رنجش میزبان نشود،   دونالد ترامپ جفت‌پا به میان سخنان نخست‌وزیر بریتانیا پریده،  به شیوه روح‌الله خمینی می‌فرمایند:  «بَسَه!»

 

البته کازینو‌نژاد علیرغم رفتار موهن‌اش،   ‌نتوانست نخست وزیر بریتانیا را به میدان «بی‌نزاکتی و ابتذال» بکشاند!   می‌دانیم که نخست وزیر بریتانیا،   نمایندة یک امپراتوری کهنسال با 300 سال سابقۀ ممتد استعماری است؛   دونالد ترامپ نیز در یکی از همین مستعمرات سابق  امپراتوری‌ به ریاست جمهوری دست‌یافته.  و نیازی نیست که بگوئیم «پیروزی قاطع» وی در انتخابات فقط به دلیل «ناکامی آمریکا و متحدانش در جنگ اوکراین» بوده.   با اینهمه ستارمر نیز شخصاً گرفتاری‌هائی پیدا کرده،  چرا که دچار خود چرچیل‌بینی شده.   

 

اگر چرچیل با یک کودتای دولتی موفق شد آمریکا را به جنگ با متحدان نازی‌اش واداشته،   انگلستان را در سنگر پیروز جنگ دوم جهانی بنشاند،  ستارمر نیز می‌خواهد مستعمرۀ سابق بریتانیا را به جنگ مستقیم با روسیه وادارد!   از سوی دیگر،   دستگاه ترامپ نیز در قالب سیابازی‌ها سعی می‌کند با کوفتن بر طبل صلح‌طلبی رسانه‌ای،  از متحدان اروپائی‌اش فاصله گرفته،  شکست در جبهۀ اوکراین را به گردن آن‌ها بیاندازد!   در واقع این است دلیل اصلی «مشاجره»،  یا بهتر بگوئیم سومین و مهم‌ترین بخش «سیابازی» در کاخ سفید!

 

از اینروز در آخرین صحنۀ «سیابازی»،   برخلاف معمول،   استقبال از ملیجک دربار بریتانیا ـ    زلنسکی همیشه با ته‌ریش و لباس چریکی در جلسات رسمی شرکت می‌کند ـ   با متلک‌پرانی دونالد ترامپ در برابر در ورودی آغاز می‌شود:

 

ـ‌ خیلی شیک‌پوش شدی!  

 

البته ترجمة خوشامدگوئی ترامپ به زبان فارسی بیشتر به،   «لباس پلوخوری پوشیدی» نزدیک‌ است!

 

خلاصه،  پس از حضور «پُر بار» آخرین فرزند «محروم از تربیت» ایلان ماسک در دفتر ریاست جمهوری ایالات متحد،   و دیدار امانوئل مکرون و نخست وزیر بریتانیا با دونالدترامپ، جنجال و هیاهوئی که رسانه‌ها در مورد «مشاجرة‌ زلنسکی با دونالدترامپ و دیوید ونس و خبرنگاران» درکاخ سفید به راه انداختند چنان دیوار دودی برپا کرده که بیا و ببین!  

 

مسلماً حکمتی داشت که بجای توسل به مترجم  ـ  جهت انتقال دقیق موضوع،  و به ویژه رعایت نزاکت و هنجارهای دیپلماتیک و امتناع از گسترش تنش ـ  زلنسکی به زبان انگلیسی دبستانی با رئیس‌جمهور ایالات متحد و معاونش در برابر دوربین‌ها «مشاجره» به راه بیاندازد و دامنة حماقت و ابتذال را تا حد ممکن گسترش دهد! 

 

به عنوان نمونه معاون ترامپ که منطقاً نمی‌بایست در چنین دیداری حضور می‌داشت،  به زلنسکی می‌گوید:

 

ـ کارت‌های زیادی در دست نداری.  

 

به این معنا که در وضعیت نامناسبی قرار گرفته‌ای.   ملیجک دربار بریتانیا هم به تندی می‌گوید:

 

ـ  مگر ما اینجا ورق‌بازی می‌کنیم؟!

 

خلاصه پس از پرت‌وپلاگوئی‌های از پیش تنظیم شده،  زلنسکی را می‌بینیم که ظاهراً با عصبانیت کاخ سفید را ترک می‌کند و رسانه‌ها هم یک صدا می‌گویند:  «زلنسکی حاضر نشد منابع اوکراین ـ  خاک‌های کمیاب ـ  را به آمریکا واگزار کند!»

 

جالب اینجاست که در آستانة دیدار دیپلمات‌های روسیه و آمریکا در ریاض،  دولت بریتانیا اعلام داشت «یک قرارداد 100 ساله با اوکراین امضاء کرده که به موجب آن امنیت و بهره‌برداری از همة‌ منابع اینکشور از جمله خاک‌های کمیاب در انحصار بریتانیا قرارخواهد گرفت!»   از سوی دیگر خبرگزاری بلومبرگ هم مدعی شده که اوکراین اصولاً فاقد خاک‌های گرانقیمت است!   و در این گیرودار یک موضوع جنجالی دیگر هم مطرح ‌شد و آن اینکه،  شرکت بلک راک ـ   این شرکت چند ملیتی‌ در سال 1988 تأسیس شده ـ   مالک 50 درصد زمین‌های اوکراین است! 

 

خلاصه از هر طرف که بنگریم جز ابهام هیچ نیست!   با اینهمه مشاجرات کذا در کاخ‌سفید علوفة مفصلی جهت همة فضول‌باشی‌های جهان تأمین کرد و اینان را در جایگاه الهی «قضاوت ارزشی» نشاند!  جماعت فضول‌باشی با اشغال شبکه‌های مجازی و تعیین «ظالم و مظلوم؛  خیر و شر؛  برحق و ناحق؛  و ...» عوام را حسابی سرگرم کردند!   پس سیابازی کاخ سفید و متحدان و پادوهایش را همین جا به پایان می‌بریم و می‌رویم به سراغ واکنش قابل پیش‌بینی قبائل وحشی شیعی و رسانه‌های غرب به نشست دیپلمات‌های روسیه و آمریکا در ریاض! 

 

هفته‌نامة نوول اوبسرواتور که 46 سال پیش،‌   عکس روح‌الله خمینی را روی جلدش منتشر کرد تا از «آزادی» در ایران،   یا بهتر بگوئیم از تروریسم در سراسر منطقه دفاع کند،  اینبار همان «آزادی» را در جبین کشتزار تقی محمدی رویت کرده!    کشتزاری که با اهداء جایزۀ حقوق بشر به آخوند منتظری،  در عمل ثابت کرد که طرفدار پدوفیلی و تعدد زوجات و دیگر احکام توحش اسلام است؛   بهتر بگوئیم،  ایشان ثابت کردند که دشمن زن ایرانی هستند!  وی همچنین با سکوت در مورد کشتار جمعی غیرنظامیان غزه نشان داد که با انسانیت نیز بیگانه است.   البته دخیل بستن مدفوعات غرب به کشتزار تقی محمدی دلیل روشن و واضح و مبرهن دیگری هم دارد،   و آن اینکه به دلیل اجماع دو گروه تروریست نهضت آزادی و مجاهدین خلق بر مزار «غلام»حسین ساعدی،   نرگس محمدی،   شامل مریم رجوی،  کشتزار سابق مهدی ابریشمچی هم می‌شود!

 

مریم رجوی نماد ضدیت با اجتماع است!   وی از دست دادن با جنس مخالف امتناع می‌کند،  هر چند می‌پذیرد که همچون گوسفند خرید و فروش ‌شود!  و با اینهمه برچسب مدافع «آزادی زنان» را نیز بر پیشانی‌اش چسبانده.   البته پیشتر هم به کرات گفته‌ایم،   مدفوعات غرب وظیفه‌ای جز سفله‌پروری و حماقت‌گستری و دروغ‌پردازی ندارند.  در نتیجه،  جای تعجب نیست که مخاطب را ابله انگاشته و از چنین آدمخوارانی تصویر «مدافعان حقوق زن» ارائه دهند!   

 

حال نگاهی بیاندازیم به واکنش حکومت آخوند به نشست ریاض.   در وحلة‌ نخست شاهد برهنه شدن یکی از صیغه‌های حکومتی در شهر تهران بودیم!   نیازی نیست که بگوئیم برای این رفتار ضداجتماعی و ابتذال‌گستری ـ  ستریپ‌تیز خیابانی ـ  هیچ مزاحمتی برای ایشان ایجاد نشد!  همزمان با این بساط،   نمایندگان «قوة مقننه» خواهان اجرای «قانون» حجاب و عفاف شدند!  و مشخص شد که مسیر قوة‌ مقننه حکومت ملایان را ستریپ‌تیز صیغه‌‌های حکومتی،  یا بهتر بگوئیم،   پورن‌ستارهای جهادی تعیین می‌کنند!

 

پورن‌ستارها را دستکم نگیریم؛   نوع جهادی‌شان راه صلاح و فلاح را به مجلس شورای اسلامی نشان می‌دهد،   و نوع انقلابی‌شان به عنوان فرستادة ویژه روسپی‌خانه‌داران و مواد‌فروشان آنگلوساکسون‌،  حکومت‌های اسلامی را از حمایت‌های ارباب مطمئن می‌کند.   به عنوان نمونه امسال «ویتنی رایت»،   همزمان با آغاز ماه مبارک «رمدان»،  مسلماً جهت «Fتار» با غارنشینان پشتون وارد افغانستان شده.   و حکومت ملایان هم به پشتگرمی حضور «خواهر» ویتنی،  فرصت را غنیمت شمرده،  شلاق زدن مهدی یراحی ـ  خواننده و موسیقی‌دان ـ  را به عنوان اجرای «حکم قضائی» در بوق انداخت.   

 

جالب اینکه،  زهراخانوم،  کشتزار میرحسین جلاد،  و دیگر ملاباجی‌ها و آخوند‌های اخته و سلبریتی‌های جیره‌خوار حکومت «به احترام اسلام و آخوند پدوفیل»،    ضمن خودداری از اعتراض به «صدور» احکام تحجر و توحش،   فقط به «اجرای حکم» اعتراض کرده‌اند!  اینان همان‌ها هستند که پس از قتل مهسا امینی،  حقوق زن ایرانی را نیز به یک تکه پارچه تقلیل داده بودند!

 

چرا که از منظر تاریخی،   تقلیل حقوق زن ایرانی به یک تکه پارچه،  ‌ پیامد مستقیم کودتای آیرون‌ساید در ایران است!   این کودتا که کشور ایران را به شرکت سهامی استعمار تبدیل کرد و رضاخان میرپنج را به عنوان «پادشاه» به ریاست شرکت گماشت،  با تأسیس حوزة‌ علمیه قم،  در کوتاه مدت زمینة سرکوب،‌  ارعاب و ترور آزادی‌خواهان، ‌ و قلع و قمع تشکل‌های زنان،‌   از جمله «جمعیت نسوان وطنخواه» را فراهم آورد.   تشکل‌هائی که نه سرسپردة آخوند بودند و نه وابستگی اقتصادی و محفلی به کودتاچیان داشتند.  تشکل‌هائی که برای تحقق اهداف‌شان هیچ نیازی به اعمال خشونت نیز نداشتند.   فعالیت این تشکل‌ها در سال 1312 ممنوع شد،  باشد تا دستگاه کودتائی آیرون‌ساید بتواند با توسل به زور،   «کشف حجاب» را به عنوان آزادی زن به ارزش بگذارد!   حال آنکه پس از «کشف حجاب»،  تعدد زوجات،  کودک‌همسری،  سرکوب «قانونی» زن همچنان پابرجا بود،   و زن ایرانی در زنجیر اسارت قیمومت مرد و احکام توحش اسلام باقی‌ماند.

 

این سیاست استعماری نتیجة مطلوب را به بار آورد؛  ‌چندین و چند دروغ شاخدار را به عوام حقنه کردند.   نخست اینکه دستگاه کودتائی پهلوی اول که موسس حوزۀ‌ علمیه قم نیز بود،   طرفدار حقوق و آزادی زن ایرانی است!   دیگر آنکه این دستگاه استعماری با برداشتن آن تکه پارچه،  حقوق فردی و اجتماعی زن ایرانی را تأمین ‌کرده!   و از همه مهم‌تر اینکه،‌  جیره‌خوار دربار پهلوی، ‌ روح الله خمینی با تحمیل دوبارۀ نماد بردگی به زن ایرانی،  آزادی را به وی اعطا کرده است!   دروغ‌هائی که جنبش «زن،  زندگی، آزادی» می‌باید از تاریخ ملت ایران بزداید.   

 

این سخن مذهب هرکس باشد،

مرده باد آنکه زنان،  زنده به گور افکنده