شنبه، اسفند ۰۲، ۱۴۰۴

الگوریتم کودتا!

 

 

صدور حکم زندان برای نرگس محمدی و تاج‌زاده،  آنهم در آستانۀ 47 مین سالگرد کودتای 22 بهمن 1357،  نشاندهندۀ این امر است که محافل‌استعماری قصد دارند ایندو آخوندپرست را نیز همچون میرحسین موسوی،  در جایگاه ابله‌فریب «قربانی استبداد» تثبیت کنند!  اینهمه به این امید واهی که بی‌بی‌سی بالاخره بتواند عکس هر سه،  به ویژه کشتزار تقی رحمانی را در ماه رویت کند!   چرا که ایشان ظاهراً از «علم غیب» نیز برخوردارند و حدوداً سه هفته پیش از درگذشت، یا قتل خسروعلیکردی،   خواهان تحقیقات در این مورد شده بودند:‌

 

‌«[...] این فعال حقوق بشر، ‌ روز 19 مهرماه در شبکة‌ ایکس نوشت 82 وکیل درخواست کرده‌اند تا تمامی مستندات و اطلاعات در سریع‌ترین زمان ممکن در اختیار خانوادة محترم دکتر علیکردی قرار گیرد تا تمامی ابعاد موضوع  با شفافیت کامل و بدون هیچگونه ابهام یا اغماض منتشر شود.»      

منبع‌ : توئیتر رادیو فردا ، مورخ 10 دسامبر 2025 ‌

 

بله تصدیق می‌کنید که ایفای نقش گوسالۀ زرین برای نرگس محمدی برازنده‌تر است؛  چرا که به این ترتیب هم حق و حساب محفل اسلام‌نواز نوبل،‌ وهم «ارزش» شیرین عبادی افزایش خواهد یافت!  همانطور که می‌دانیم شیرین عبادی به جرگۀ اراذلی تعلق دارد که از محکوم کردن تجاوز نظامی به خاک ایران خودداری کرده‌اند.  و به همین دلیل نیز پس از نشست امنیتی مونیخ،  ایشان برای تخلیۀ چاهک فرنچ‌کانکشن، یا بهتر بگوئیم برای بازنشخوار الگوریتم کودتا:  «رضا پهلوی؛  تظاهرات میلیونی؛  انتخابات آزاد تحت نظارت سازمان ملل؛ و ...» ایشان گزینۀ مناسب تشخیص داده شدند!            

 

در آستانة‌ 105مین سالگرد کودتای آیرون‌ساید ـ  سوم اسفندماه 1299 ـ  حکومت ملایان نیز با برگزاری مراسم چهلم با شعارهای «مرگ بر آمریکا و اسرائیل» به جرگۀ خانوادة قربانیان آشوب‌سازی‌های حکومتی و نمایشات مهوع گوسفندالله خارج‌نشین پیوست!  هر چند تعداد  شهدا هنوز نامشخص است،   ولی در داخل و خارج، تبدیل شده‌اند به ابزار بهره‌برداری سیاسی حکومت اوباش و اربابانش!

 

علی روضه‌خوان و پرزیدنت زرشکیان،   در راستای اخبار موثق «تایم و ایران اینترناشنال» به چند هزار قربانی اشاره داشته‌اند.  در حالیکه بی‌بی‌سی و رادیو فردا آمار متفاوتی ارائه می‌دهند. اولی 245 تن،  و دومی هم یکصد نفر از قربانیان را شناسائی کرده!  حال آنکه پس از  صدور حکم دیوانعالی ایالات‌متحد در رد تعرفه‌های گمرکی،  آمار پرزیدنت «کازینو نژاد» به یک‌باره از 30 هزار قربانی نیز فراتر رفت!   

 

به عبارت دیگر «دکان ابهام‌زائی و تحریک افکار عمومی» بسیار پر رونق شده!  و ماجرا به این مختصر هم محدود نمانده؛   انتشار تصاویر و کلیپ‌ سوگواری خانوادة قربانیان نیز اهرم بسیار قدرتمندی است جهت تحریک افکار عمومی و دامن زدن به تأثر و خشم و نفرت!  البته  احساس تاثر برای قربانیان و همدردی با خانواده‌هاشان کاملاً منطقی است،  خصوصاً که این فجایع نتیجۀ عملکرد مجموعة تبهکاری باشد که 47 سال است با گسترش فقر و تحمیل جنگ و بحران و کودتا و آشوب بر جامعة‌ ایران،  شرایطی فراهم آورده تا یک‌بار دیگر ملت ایران را با شعارهای بی‌پایه و اساس در چاه عمیق «رفراندوم و انتخابات آزاد» فرواندازد!

 

تصور کنید همین امروز علی روضه‌خوان سر به نیست شود!   همان شور و هیجان کودکانه   ناشی از «رفتن شاه» بر جامعه حاکم خواهد شد. و اهالی مرز پرگهر نیز با همان خوش‌خیالی و ساده‌انگاری‌های «بهار آزادی» در «رفراندوم» شرکت خواهند کرد و همانطور از «چاله به چاه» خواهند افتاد!   چرا که برگزاری انتخابات و رفراندوم در شرایط بحرانی،   بهترین ابزار برای تحکیم پایه‌های استبداد است!  

 

و با توجه به اینکه حکومت ایران،   همزمان استبدادی است و دست نشاندة استعمار،   برگزاری رفراندوم ـ   به ویژه تحت نظارت سازمان ملل ـ  صرفاً به تحکیم هر چه بیشتر پایه‌های‌های استبداد و استعمار منجر خواهد شد!  اینبار تحت نظارت سازمان ملل،  مشروعیت 99 درصدی برای روسپی‌های جهادی تأمین می‌کنند که تا پایان خورشید هم مو لای درزش نخواهد رفت!   و اما،  فراتر از این مسائل،  سناریوی برگزاری انتخابات هول‌هولکی و پهن کردن بساط مارگیری،  هدف دیگری دنبال می‌کند؛   به حاشیه راندن اصل مطلب،  یعنی انتخاب میان دمکراسی و استبداد!   

 

این مهم برعهدۀ رضا پهلوی و همراهی‌اش با آشوب‌سازی حکومت ملایان و جنجال رسانه‌ای محول شده. باشد تا افکار عمومی  از اصل اساسی، ‌ یعنی انتخاب میان دمکراسی و استبداد منحرف شده،  به سوی «انتخاب میان افراد» سوق داده شود!  گویا مطالبات استعمار چنین ایجاب می‌کند که اهالی مرز پرگهر از «آشتی ملی»،  یعنی از ائتلاف «رضا پهلوی و میرحسین موسوی» حمایت کنند:

 

«[...] حضور موسوی در این ائتلاف به نیروهای نظامی و امنیتی اطمینان می‌دهد [...] مشارکت رضا پهلوی هم به جامعة‌ بین‌الملل اطمینان می‌دهد که بحران‌های منطقه‌ای و برنامة هسته‌ای ایران بازنخواهد گشت.»

منبع:‌  رادیوفردا،‌   پاراگراف اول، 29 بهمن‌ماه 1404 

 

بله اگر یک شارلاتان سرسپردة آمریکا و اسرائیل،   با یک جنایتکار سابقه‌دار و بی‌وطن ائتلاف کنند،   معصومه قمی هم در بلاد غرب «می‌جنگد» تا گوسفند‌الله بتوانند در ایران شعار مرگ بر خامنه‌ای و جاویدشاه سر دهند!  و بی‌خیال طرفداران دمکراسی و مطالبات انسانی ملت ایران!   در این سناریو،  ایرانی می‌باید در شرایطی زندگی کند که همیشه نگران «فردا» باشد،  و نتواند در کشورش سنگ روی سنگ بگذارد! 

 

یادآور شویم در برنامة «پاراگراف اول»،   یک جمهوریخواه و یک «گذارطلب» با یکدیگر گفتگو کرده،   به این نتایج درخشان رسیده‌اند!   پرسوناژ جمهوریخواه،   امیرحسین گنج‌بخش، از تدوین کنندگان استراتژی انتخابات آزاد برای گذار مسالمت آمیز به دمکراسی است و پرسوناژ «گذارطلب»،   فعال سیاسی ساکن آلمان!

 

اولی «اصول و برنامه‌های» رضا پهلوی و میرحسین موسوی را مبنای «عدالت انتقالی و نجات ملی» برشمرده.   حال آنکه شارلاتان و جنایت‌کار،   جز پاسداری از منافع محفلی‌شان هیچ نمی‌شناسند!   محافلی که برای تأمین منافع‌شان همواره از «آخوند شیعی و احکام تحجر اسلام» حمایت کرده‌اند و در برابر دمکراسی و حقوق انسانی ملت ایران ایستاده‌اند.   معلوم نیست آقای گنج‌بخش چگونه می‌تواند هم مدعی دفاع از دمکراسی باشد،  و هم از دشمنان  دمکراسی ـ رضا پهلوی و میرحسین موسوی  ـ  حمایت کند؟!

 

دقیقاً حکایت رضا پهلوی شده که خود را طرفدار دمکراسی جا زده،   ولی در عمل از فاشیسم حمایت می‌کند.   و چرا راه دور برویم؟  این فرد که پس از قتل مهسا امینی خود را طرفدار «جنبش زن،  زندگی،‌ آزادی» جا زده بود،   امروز از تضعیف جایگاه آخوند پدوفیل و  احکام تحجر شیعه رسماً ابراز نگرانی می‌کند؛‌  حامی منافع «ثقتی‌کلاب آنگلوساکسون» شده،  چرا که بدویت اسلام پیوندی ناگسستنی با این محفل دارد!

 

ثقتی کلاب کذا همانطورکه می‌دانیم، ‌105 سال پیش با کودتای سوم اسفند رسماً پای به میدان سیاست کشورمان گذارد تا با فروپاشانی طبقاتی و نابودی بنیادهای سنتی و اوباش پروری،  ایرانی را از کشورش آواره کند!                       

 

از اینرو در پی تخلیة چاهک «فرنچ کانکشن» توسط شیرین عبادی ـ   برندة ‌جایزة صلح نوبل و مبلغ بدویت اسلام ـ  قرار شد همان «میلیون‌ها» ایرانی که در حمایت از رضا پهلوی در خارج مرزها تظاهرات کرده بودند،  با آن «میلیون‌ها» که در داخل کشور رضا پهلوی را صدا می‌زدند هرچه سریعتر دین‌شان را از «ضحاک» پس بگیرند!

 

اینچنین بودکه همزمان با صدور بیانیة دین‌فروشانة رضا پهلوی، چماقدار و چپ‌نما نیز با شعارهای پوچ و «فاقد شعور» دانشگاه‌ها را به آشوب کشاندند تا بتوانند دست‌دردست یکدیگر،   با یک تیر چندین و چند نشان بزنند.   پایه‌های پوپولیسم را تقویت کنند؛  مطالبات انسانی ایرانیان را به حاشیه برانند؛   علاوه بر حفظ پرستیژ برای بدویت اسلام و تحجر و توحش مذهب شیعی،‌   جایگاه دشمن ملت ایران،  یعنی  جایگاه آخوند پدوفیل و برده‌فروش را هم مستحکم کنند،  باشد تا منافع استعمار گسترش یابد:

 

«شاهزاده رضا پهلوی از شیعیان متدین،   ‌اما مخالف ولایت فقیه در ایران، خواست در مبارزه با جمهوری اسلامی در صف مقدم قرار گیرند و نگذارند "جنایات جمهوری اسلامی" به پای مذهب شیعه نوشته شود [...] به اقیانوس ملت ایران بپیوندید و دین خود را از ضحاک و ضحاکیان بازپس گیرید.»

منبع:  رادیو فردا،  ‌مورخ اول اسفندماه 1404   

 

خلاصه معلوم شد چرا سال‌هاست رضا پهلوی،  مثل مرغ حق،   «ضحاک، ‌ضحاک» می‌خواند؛  نگران تضعیف «بدویت اسلام» و منافع آنگلو‌ساکسون‌هاست!  بر اساس تحقیقات گستردۀ شاهزادۀ دانشمند،  «تفکیک جنسیتی،‌  تعدد زوجات، زن ستیزی،  برده‌فروشی،  پدوفیلی،  سنگسار و قصاص و دیگر احکام تحجر دین مبین» توسط همین «ضحاک» پدرسوخته به دین مبین و مامانی اسلام تحمیل شده!   شاید هم رضا پهلوی پیشتر از این مسائل استراتژیک بی‌اطلاع بوده و پس از دیدار با بلشویک‌زادة نئوفاشیست ـ   زلنسکی را می‌گویم  ـ  در مونیخ،  از این «واقعیات تاریخی» آگاه شده.

 

جونم براتون بگه!   دیدار پهلوی و زلنسکی در قهوه‌خانة قنبر مونیخ بسیار سرنوشت‌ساز بود؛ پس از این دیدار تاریخی بود که در آسناتة سالگرد کودتاهای سوم اسفند در ایران و اوکراین  کار  به صدور بیانیة «دین‌تان را از ضحاک پس بگیرید» انجامید!  بی‌خیال سرنوشت کشور،   و مطالبات تاریخی و معوقة‌ ملت ایران!  حال نگاهی بیاندازیم به یک نمونه از منافع آشوب‌سازی حکومتی و صدور فراخوان شاهزاده!

 

روز 18 دی‌ماه سالجاری،   «خدیجه بهمنی» هنگام کمک رسانی به یکی از زخمی‌ها،  مورد اصابت گلوله قرار گرفته،   جان می‌سپارد و قلب و کلیه‌اش هم به سرقت می‌رود:

 

« [در ] ویدئویی که از مراسم چهلم خدیجه (مرضیه) بهمنی [...]منتشر شده، مادر او می‌گوید «قلب و کلیه دخترش را از بدنش خارج کرده‌اند.»

منبع:  رادیوفردا، ‌ مورخ 19 فوریه 2026

 

می‌بینیم که «منافع» صدور فراخوان شاه‌الله برای تظاهرات چه گستره‌ای دارد:  نابودی یک زن جوان هنگام کمک‌رسانی به یک زخمی؛   تحمیل فضای رعب و وحشت بر جامعه؛   تبدیل اوباش،  افراد بی‌مایه و خودفروخته به رهبران جنبش،   و نهایت امر تجارت اوباش با اعضای بدن قربانی!   

 

البته هنوز درصد سهم علی روضه‌خوان و رضا پهلوی از این کسب حلال علنی نشده.   ولی برگزاری مراسم سوگواری حکومت ملایان برای قربانیان جنایاتش،  و اینک صدور فراخوان رسمی رضا پهلوی برای «شیعیان متدین» جهت باز پس گرفتن بدویت و  دین مبین کذا از ضحاک نشان می‌دهد که منافع می‌باید منطقاً «فیفتی ـ فیفتی» باشد!