بهار شورهزار!
چه زود راه فنا پيمود
رسالتي که رذالت بود!
(نادر نادرپور)
از 21 آذرماه
سالجاری تا هم امروز، حکومت ملایان کشور
را به عرصة تاخت و تاز و عربدهجوئی خردجال تبدیل کرده؛ چماقداران و چپنمایان ساکن فرنگ از خردجال
حمایت میکنند، و مدفوعات غرب از سیاهی
لشکر استعمار به عنوان «معترض و مخالف حکومت اسلامی» یاد میفرمایند، حال
آنکه واقعیت نه این است! سیاهی لشکر
استعمار را به میدان آوردهاند تا همچون سال 1357، مطالبات انسانی ملت ایران را به حاشیه
برانند!
همانطورکه
شاهد بودیم، سال نو میلادی در بلاد غرب، با
افتتاح شعبة کورة آدمسوزی در یکی از بارهای کرانس مونتانا به نام «کنستلاسیون» آغاز
شد! آنچه رسانهها به دروغ ادعا کردند «آتشسوزی» بود
و دهها کشته و بیش از یکصد زخمی برجای گذارد!
جالب اینکه، شخص کینگ چارلز نیز رسماً این فاجعه را تسلیت
گفتند! ولی پس از 10 روز، کاشف به عمل آمد که بار مذکور به ژاک مورهتی، یک روسپیخانهدار
سابقهدار، بدون مرز و برخوردار از حاشیۀ
امن تعلق داشته:
«ژاک مورهتی [...]
از سال 2008 به دلیل وادار کردن زنان جوان به خودفروشی در فرانسه، و سوئیس ـ شهرهای ژنو و برن ـ و در
ارتباط با شبکۀ روسپیخانهداران سوئیسی، محکوم شده بود [...]»
منبع: سایت فیگارو، مورخ 9 ژانویه 2016
بله
کارفرمایان روزنامۀ فیگارو بالاخره «در باز را هل دادند»، و بدون
اشاره به شیوة شناخته شدة تصفیه حسابهای محافل مافیائی، عوام را در جریان شغل شرافتمندانة صاحبان کنستلاسیون
قرار دادند! معلوم شد این عزیزان هم مانند جفری اپشتین و
گیزلن مکسول و هوشنگ انصاری و آیتاللههای خودمان، کسب و کارشان «حلال» بوده. با این
تفاوت که سایت گویانیوز از آنان به عنوان «صنعتگر و کارآفرین و شخصیت سیاسی و ...»
یاد نمیکند!
پس از درگذشت هوشنگ
انصاری، گویا نیوز یک مطلب نغز و پرمغز و
سراپا دروغ در مورد ایشان منتشر کرد و در واکنش به وبلأگ «نفت و جید و جاکشی» مطلب
نغز را حذف نموده، با انتشار عکسهای متعدد
از انصاری با پهلوی دوم، لیندون جانسون، کیسینجر،
والری ژیسکار ـ از فدائیان اصلاحطلبی
شیعی ـ و ... به خیال خود، جایگاه
والای انصاری را به مخاطب نشان داد! بدون
آنکه در نظر گیرد، این عکسها، درست مثل عکسهای جفری اپشتین با پرنس ادوارد، بیل کلینتون، بیلگیتس، نوآم چامسکی و شرکاء است؛ انصاری
را به ارزش نمیگذارد؛ امثال کیسینجر و
والری ژیسکار و شرکاء را رسوا میکند، و
ما را هم از اصل مطلب دور مینماید! اصل مطلب این است که کارفرمایان فیگارو تقریباً
همزمان با انتشار شغل شریف صاحبان بار کنستلاسیون، «کشف» کردند که حذف علی روضهخوان هم به فروپاشی
سیستم سرکوب آخوند و استعمار منجر نخواهد شد:
«برای فروپاشی
رژیم ملایان، حذف خامنهای کفایت نمیکند»
منبع: سایت فیگارو، مورخ 9 ژانویه 2026
البته پیش از
«کشف علمی» اهالی فیگارو، نویسندۀ این
وبلاگ و مسلماً بسیاری از ایرانیان میدانستند که حذف صورتک سرکوب استعمارغرب، به سرکوب استعماری پایان نخواهد داد! و برای درک این مطلب، به
نبوغ و هوش سرشار هم نیاز نداریم! شاهد بودیم که چگونه دامنة سرکوب و تاراج ملت
ایران در پی فرار پرافتخار پهلوی دوم گسترش یافت، و شرایط
اسفبار فعلی شاهدی است بر این مدعا! منتهی گروههای مختلف نئاندرتال شیعی که از خود
تصویر «مخالف حکومت اسلامی» ارائه میدهند،
این واقعیت را نمیپذیرند. آنهم به چند دلیل روشن و واضح و مبرهن!
نخستین و مهمترین
دلیل اینکه قبول این واقعیت به کسادی دکان خودشان و اربابانشان در لندن و واشنگتن
منجر میشود! از اینرو اوباش شناختهشدهای
که در سال 1357، در خیابانها عرعر «مرگ
بر بختیار سر میدادند»، و اکنون در فرنگ لنگر انداخته و مخالفخوانی میکنند، همصدا با رضا پهلوی، عوام را به تظاهرات خیابانی فرامیخوانند و به
آنان اطمینان میدهند که رفتن خامنهای،
به معنای حل تمامی مشکلات است!
نیازی نیست که
بگوئیم جبهة به اصطلاح «ملی»، و تشکلهای تروریست نهضت آزادی و مجاهدین خلق که
در سال 1357، دستدردست چپ نمایان تودهای
و فدائی، در همگامی با شبکۀ برانداز
ساواک، شهربانی و ارتش پشت سر روحالله خمینی
ایستاده بودند، اینک با همین اوباش همصدا
شدهاند. به عبارت دیگر، به سنت معهود، اینبار هم شاهد اجماع «خردجال پرستان»، یا بهتر بگوئیم دشمنان دمکراسی در ایران هستیم!
و همچنین نیازی نیست که بگوئیم همچون سال
1357، تشکلهای «امنیتی ـ نظامی» حکومت
ملایان از اوباش «شریف و محترمی» که خردجال به راه میاندازند حمایت میکنند. البته
هماینان در تبلیغاتشان، به راه انداختن خردجالهای حکومتی، و به ویژه آتش زدن اموال عمومی، بمبگزاری و قتل نیروهای نظامی و آتش زدن
مقامات قضائی را به حساب آمریکا و اسرائیل مینویسند!
ولی کیست که
نداند حکومت آخوند در سایة خردجال استعماری و با حمایت لندن و واشتگتن در ایران
مستقر شده، و اراذل و اوباشی که از 21 آذرماه تا هم امروز، فضای اجتماعی کشور را با شعارهای ضداجتماعی و
انسانستیزشان مصادره کردهاند، در واقع
«راه الهی» خردجال پائیز و زمستان 1357 را ادامه میدهند، و
همچون خردجال کذا با مطالبات انسانی
بیگانهاند!
یک هفته پس از
قتل، یا مرگ طبیعی «خسرو علیکردی»، عضو
رسمی جبهة به اصطلاح ملی، همانطورکه شاهد بودیم، حکومت ملایان اراذل و اوباش را به خیابانهای مشهد
هیکرد تا مراسم بزرگداشت وی را به «تظاهرات سیاسی» بر علیه خود تبدیل کند. و به صراحت دیدیم که این سناریوی گسترش
خشونت، مورد تأئید چماقدار و چپنما
ـ رضا پهلوی و مهرداد درویشپور ـ قرار گرفت.
در گام بعد، اراذل و اوباش را به عنوان «معترض» به خیابانها
هی کردند تا از طریق مغازلة «سیاسی ـ ایدئولوژیک» مابین نئاندرتال شیعی و ارباب
آمریکائی، حقوق انسانی ایرانیان را به «حق
حقارت» و فریاد زدن در خیابانها تقلیل دهند.
همانطورکه شاهد بودیم این ابتکار «استعماری
ـ استحماری» نیز با استقبال همان چماقدار و همان چپنما ـ رضا پهلوی و درویشپور ـ روبرو شد. رضا پهلوی روزی پنج نوبت «مردم را به شعار دادن»
فرامیخواند و نوع شعارها را هم مشخص نمیکند،
مبادا «رشد و توسعة» حماقت و بیشعوری
مخدوش شود!
به موازات جانفشانیهای
رضا پهلوی در راه سربلندی و اعتلاء ایران، خردجال
حکومتی به تخریب اموال عمومی، قتل مأموران
انتظامی، و ... ادامه میدهد؛ آخوند
اژهای مشغول پاک کردن جای پای استعمار در درون رژیم است و عوامل حکومت را به
عنوان جاسوس اسرائیل اعدام میکند؛ رهبر
حکومت ملایان نیز با زدن نعلوارونه از اعضاء شریف و محترم و متعهد و مکتبی خردجال
به عنوان اراذل و اوباش یاد میکند، باشد
تا نور پهلوی بتواند ضمن رویت «شهروند» در حکومت «مسجد ـ روسپیخانۀ» شیعی، تعظیم
غرائی به آخوند بکند، و در نقش «حامی اوباش»
پای به صحنه بگذارد:
« شاهدخت نور
پهلوی به همراه گروهی از چهرههای شناختهشده و کنشگران مدنی و سیاسی ایرانی مقیم
خارج از کشور، با انتشار یک پیام ویدیوئی
تأکید کردند جمهوری اسلامی شهروندان عادی را با برچسبهائی مانند اراذل و اوباش،
جاسوس و عامل بیگانه متهم میکند تا زمینه سرکوب آنها را فراهم کند.»
منبع: ایندیپندنت فارسی، مورخ 9 ژانویه 2026
بله همه
بدانند اراذل و اوباشی که با شعارهای پوچ و انسانستیز «مرگ بر خامنهای، جاوید
شاه و مزخرفات مشابه»، فضای اجتماعی را اشغال کردهاند و به تخریب
اموال عمومی مشغولاند، برای نور پهلوی و شرکاء «شهروند» شمرده میشوند! به
عبارت دیگر نورپهلوی و همراهان هنوز چند اصل اساسی را نشناختهاند. نخست
اینکه «شهروند» فقط در دمکراسیها میتواند وجود داشته باشد؛ در عرصۀ توحش
اسلام، جز «بنده و برده و کافر» هیچ نیست! دیگر آنکه «شهروند» بنابرتعریف، نمیتواند مطالبات ضداجتماعی را در نقش شهروندیاش
بگنجاند. پس نور و همراهان را رها کنیم و برویم به سراغ بابای نور که تشنۀ دخالت
نظامی آمریکا در ایران شده!
در این محشر
خر که اراذل و اوباش حکومتی با شعارهای «پهلوی بر میگرده؛ مرگ بر خامنهای؛ جاوید شاه» و مزخرفات مشابه
گوش فلک را کر کردهاند، رضا پهلوی کاسة
گدائی به دست گرفته و «برای حمایت از مردم ایران» دست تکدی «دخالت نظامی» به سوی
رئیسجمهور آمریکا دراز کرده!
افسوس و
صدافسوس که حماقت و خودفروختگی و سرسپردگی باعث مرگ نمیشود. یادآور شویم رضا
پهلوی که در پی شکست کودتای 13 ژوئن «ملا، خاخام، کدخدا» نیز از تهاجم نظامی به ایران
حمایت کرده بود، همچنان زنده است و از شعارهای پوچ و ابلهپسند
سیاهی لشکر استعمار حمایت جانانه میکند!
حال رضاپهلوی را به کاسۀ گدائیاش بسپاریم و برویم به سراغ «پدر معنوی ایشان» یعنی بیبیسی!
بنگاه بیبیسی
که خیزش «زن، زندگی، آزادی» برق از چشم
کارفرمایانش پرانده بود، بیکار ننشسته و تلاش دارد خردجال را به ابزار
تخریب این خیزش، و لجنپراکنی به آن تبدیل
نماید. از اینرو به خواهر «منصوره شجاعی» تریبون داده
تا از ایشان برای تخلیة چاهک 300 ساله کاخ باکینگهام کمک بگیرد! و باید اذعان کنیم که «خواهر» فرهیخته و
خودفروخته و لچکبرداری شده در «تخلیة چاه کذا» تخصص چشمگیری دارند؛ با یک
چرخش زبان خردجال استعماری را تداوم جنبش «زن، زندگی، آزادی» میخوانند و این جنبش را به یک
تکه پارچه و «دیگرموضوعات» وصله میفرمایند:
«راه خیابان
از جنبش زن زندگی آزادی شروع شد و در این اعتراضات ادامه پیدا کرد. مردم نتیجه اعتراض خود [را] در آن جنبش دیدند، به ویژه در موضوع حجاب و دیگران موضوعات [ دیگر
موضوعات]»
منبع: بیبیسی، مورخ 8 ژانویه 2026
اینهمه بدون
اینکه در نظر بگیرند، برخلاف تحرکات
استعماریای که با هدف ستایش گذشتۀ دینی،
یا بومی و به ارزش گذاشتن یکجانبهگرائی و استبداد در ایران به راه افتاد، جنبشی که پس از قتل مهسا امینی با شعار «زن، زندگی، آزادی» آغاز شد، نخستین خیزش غیرایدئولوژیک در تاریخ معاصر ایران
است که روی به زندگی و آینده دارد. و
اینکه خردجال حکومتی با شعارهای «مرگ و نفی» به هیچ عنوان نمیتواند تداوم این
حرکت زندگیبخش باشد! کاروان خردجالی که قریب سه هفته است در ایران به
راه افتاده، دستدردست همان بازیگران
خودفروخته، همان مسیر شوم خردجال 1357 را دنبال میکند، باشد تا از طریق تخریب و جنایت و تحمیل فضای
ماتم و سوگواری بر جامعه، مطالبات استعمار غرب را بجای مطالبات انسانی ملت
ایران بنشاند!
به همین دلیل
است که بجای مطالبة آزادی رسانهها، آزادی ادبی، هنری و فرهنگی، و برخورداری از امکانات بهتر زندگی برای انسان، این هیاهوی ضدایرانی فضای جامعه را با شعار
«مرده باد و زنده باد و مزخرفات مشابه» اشغال کرده. بله، راه دور نرویم! این اراذل به سرکوب فرهنگی و اجتماعی و
اقتصادی در کشور ایران اعتراضی ندارند، میخواهند
سرکوبگری تازهنفس را بجای سرکوبگر فرسوده و از کاراوفتاده بنشانند. و بهار آزادیشان را همچون 22 بهمن 57 در شورهزار
مرگ جشن بگیرند.


<< بازگشت