دوشنبه، دی ۱۵، ۱۴۰۴

حق حقارت!

 



بیچاره زنده‌ای بود ای خواجه

آنکو ز مردگان طلبد یاری

(ناصر خسرو)

 

می‌دانم که جهانیان با بی‌صبری در انتظار تحلیل و تفسیر نویسندة این وبلاگ از ماجرای ربودن هولیوودی مادورو و همسرش توسط رامبوی ارتش آمریکا نشسته‌اند!  پس حضورشان بگویم آمریکا «روابط حقوقی» را به رسمیت نمی‌شناسد،   در نتیجه بحث و بررسی عملیات‌اش در ونزوئلا اتلاف وقت خواهد بود.   در ضمن «ظهور» هوگو چاوز را به عنوان سناریوی محفل «کارتر ـ  برژینسکی» در وبلاگ «خرس واخلاق»،  مورخ 30 آبان‌ماه 1385،  به  تفصیل بررسی کرده‌ام.  ازاینرو وبلاگ امروز را به «خردجال»،  یعنی ابزار تأمین منافع استعمار از طریق تحمیل پس‌روی، حماقت و توحش بر جامعۀ ایران اختصاص می‌دهم.

 

همانطور که می‌دانیم،  و استعمارگران هم بهتر از ما می‌دانند،  خردجال با هدف تأمین منافع استعماری،  ‌ از طریق تحمیل حماقت و توحش و تمایلات اراذل و اوباش بر ملت ایران به راه می‌افتد.   پیش از کودتای آیرون‌ساید،  نخستین خردجال به بهانۀ «اعتراض به قرارداد تنباکو»‌ به راه افتاد و در کوتاه مدت به اهداف الهی‌اش دست یافت؛  بانک شاهی به دولت بریتانیا مقروض شد!  از دیگر خردجال‌ها،  ازجمله خردجال «جبهۀ‌ ملی» در کشورمان  فاکتور می‌گیرم و می‌پردازم به معجزۀ خردجال در اواخر دوران آریامهر.

 

همانطورکه در سال  1357 شاهد بودیم،   هدف از به راه انداختن خردجال،  تأمین منافع غرب،  از طریق تحمیل تعصبات و هیجانات گلۀ‌ وحش بر جامعه،  و سرکوب عرصۀ استدلال و تفکر انسانی با چماق تعلقات محفلی بود.

 

از اینرو پس از آنکه مشتی اوباش را با شعار «مرگ بر...» به خیابان‌ها هی کردند تا ادارات دولتی و سینما‌ها را به آتش بکشند،   پهلوی دوم «صدای انقلاب» را شنید و با مضحکة ازهاری یک به اصطلاح «حکومت «نظامی» اعلام کرد!   گوسفندالله هم بدون آنکه بداند چه می‌خواهد،  عربدۀ‌ «استقلال، آزادی،  جمهوری اسلامی» سر می‌داد و... و از قضای روزگار امروز نیز دقیقاً همان بساط به راه افتاده،  باشد تا ضمن تقلیل حقوق انسانی ملت ایران به حق عربده و زوزه و بع‌بع در خیابان،  پدیدۀ ضداجتماعی لشکرکشی خیابانی را نیز در افکارعمومی «عادی» سازد.  بی‌دلیل نیست که در آستانۀ فرخنده میلاد رهبر نازی‌های اوکراین،‌  سگ‌های هار و وفادار و خصوصاً ضدامپریالیست ایالات متحد در ایران،  از الطاف ویژة صاحب قلاده‌شان برخوردار شده‌اند.         

 

ابتدا وزارت امور خارجۀ ایالات متحد با تکیه بر «خردجال‌ معترضان»،  تکه استخوان دندان‌گیری برای حکومت ملایان پرتاب فرمود.   سخنگوی مادینۀ دولت زرشکیان بلافاصله هدیة الهی را در هوا قاپیده،   لگدی سرنوشت‌ساز نثار حقوق انسانی ملت ایران کرد.   اینچنین بودکه کنیزالاسلام موفق شد حق برخورداری از خوراک،  پوشاک،  مسکن،  بهداشت، آموزش،  رفاه،‌  امنیت و نظم اجتماعی،‌  و به ویژه حرکت جامعه در مسیر شکوفائی فرهنگی را به حق حقارت،  پس‌روی و سکون،  یعنی «عربده‌جوئی در خیابان» تقلیل دهد:

 

«فاطمه مهاجرانی،   سخنگوی دولت گفت: «با توجه به قانون اساسی،  اعتراض مسالمت‌آمیز حق مردم است و ما آن را به رسمیت می‌شناسیم.»

منبع:  بی بی‌سی،  مورخ 31 دسامبر 2025

 

بله،  وزارت امور خارجة ایالات متحد از تل موهوم «معترضان» حمایت می‌کند،   تا کنیزالاسلام ضدامپریالیست کدخدا هم بتواند با تکیه بر این به اصطلاح ‌«قانون‌اساسی» ـ ‌ مجموعة‌ ضدحقوقی و متناقضی که ملت ایران را در جایگاه والای گلة گوسفند قرار داده ـ  حقوق انسانی ملت را رسماً نفی کند!  به قول معروف «یه دست صدا نداره!»  حق الهی کذا از طریق مغازلۀ «سیاسی ـ ایدئولوژیک» کدخدا و سگ‌های‌اش تأمین می‌شود.  البته تغذیة سگ‌های هار و وفادار و ضدامپریالیست آمریکا در ایران،   به این مختصر محدود نماند!

 

دونالد ترامپ شخصاً پای به میدان گذارد،   و تهدید کرد که در صورت بدرفتاری با قافلۀ  «خردجال» آمریکا اقدام خواهد کرد! آنگاه پرزیدنت مسموم زرشکیان که از تقلیل حقوق ملت ایران به حق پس‌روی و حقارت ـ  عربده جوئی‌در خیابان ـ  ‌ اطمینان حاصل کرده بود،  پرش سرنوشت‌سازی به گذشته کرد و پس از اعلام آمادگی برای شهادت،   در شهرک «فاطمه سین» به تخلیة چاهک 300 سالة‌ کاخ باکینگهام مشغول شد:

 

«[...] قرآن کریم و فرمایشات امیرالمؤمنین (ع) باید به‌عنوان دستور اجرا در نظر گرفته شود [...] اگر رفتار،  تصمیم یا سیاست ما خارج از این مسیر باشد،  نمی‌توان ادعای پیروی از راه علوی داشت.   ملاک دینداری و تشیع،  عمل به عدالت، انصاف و رعایت حقوق مردم است.»

منبع:  مهرنیوز،  مورخ 13 دیماه سالجاری

 

 همانطورکه می‌بینیم،  ‌ پیام وزارت امور خارجه ایالات متحد با پیام رئیس‌جمهور منتخب بیت‌رهبری تکمیل می‌شود و به پس‌روی سگ‌های هار و وفادار کدخدا در ایران شتاب بیشتری می‌بخشد.

 

گفت واپس،  واپس ای خیره سرت

باز می‌رو تا به ... مادرت 

(مثنوی معنوی)

 

و نهایت امر این مغازلة «سیاسی ـ ایدئولوژیک» را رهبر حکومت نوکران ضدامپریالیست آمریکا در ایران به اوج می‌رساند.

 

یک هفته پس از آغاز آشوب‌ها،   علی روضه‌خوان هم عین آریامهر «صدای اعتراض» را شنید!   و در کمال بی‌شرمی،  حساب تل موهوم معترضان را به عنوان «بازاریان محترم»،  از تل موهوم اغتشاش‌گران جدا کرد؛  ‌ بحران حکومتی بازار ارز را به حساب  «دشمن» ‌گذاشت،   و ضمن تأئید مطالبات صنفی بازاریان،  رسیدگی به این مطالبات را به «حرف زدن با معترض» تقلیل داد:

 

«[...] این اجتماعات عمدتاً‌ از طرف بازاری‌ها بود اما حرف‌شان حرف درستی بود [...] آن چه مهم است این است که یک عده آدم تحریک شدة مزدور دشمن پشت سر بازاری‌ها بایستند و شعار ضداسلام و ضد ایران و ضد جمهوری اسلامی بدهند [...] اعتراض بجاست اما اعتراض غیر از اغتشاش است.   ما با معترض حرف می‌زنیم؛   باید حرف بزنند مسئولین با معترض،  اما [...] اغتشاشگر را باید بجای خودش نشاند.»

منبع: سایت فارسی سپوتنیک، مورخ 13 دیماه سالجاری  

 

بله همه شوت و پرت‌ها بدانند که یک عده مزدور دشمن پشت سر «بازاریان محترم» ایستاده‌اند!  حال این پرسش اساسی مطرح می‌شود که به چه دلیل «بازاریان محترم» اجازه داده‌اند مزدوران دشمن پشت سرشان بایستند؟!   پیش از ادامة مطلب،  با استناد به قوانین کشور فرانسه،  در مورد «تظاهرات» یک مینی پرانتز باز می‌کنیم.

 

گروهی که برای دستیابی به مطالبات صنفی‌اش می‌خواهد تظاهرات کند،  ابتدا از وزارت کشور مجوز می‌گیرد.   مسیر تظاهرات مجاز هم می‌باید به تأئید وزارت کشور برسد.  در گام بعد،   وظیفة‌ سازمان دهندگان تظاهرات،  مشخص کردن شعارها و ایجاد کمربند امنیتی در اطراف تظاهرکنندگان است.   به این ترتیب ‌مرزها مشخص می‌شود و دیگران نمی‌توانند به قول علی روضه‌خوان «پشت‌ سر» این و آن بایستند و شعارهای نامربوط سر دهند.   چرا که مشخص کردن مرزها به مأموران حافظ نظم امکان می‌دهد به سرعت  اخلالگران را ابترکنند. ولی چنین نظمی در جامعة ایران وجود ندارد!

 

وزارت کشور به سنت معهود،  گوش به فرمان بیگانه است،  و «بازاریان محترم» هم علیرغم امکانات‌شان حاضر به قبول مسئولیت و تأمین امنیت تظاهرات نیستند!   شاید هم می‌خواهند چنین وانمود کنند که نمی‌دانند لازم است صف‌شان از صف «دیگران» جدا باشد!  در نتیجه «هر کسی» می‌توانند پشت سرشان بایستد و تظاهرات صنفی را به «خردجال» تبدیل کند!   

 

البته به استنباط نویسندة ‌این وبلاگ،   موضوع به هیچ عنوان عدم آگاهی «بازاریان محترم» نیست!   اگر علی روضه‌خوان پس از سه هفته ایفای رل نعش ناگهان به هوش آمده؛   «صدای اعتراض» شنیده،   و خودش را «مخالف اغتشاش» معرفی می‌کند،  فقط به‌ این دلیل است که ناچار شده با سناریوی خردجال 21 آذرماه در مشهد وداع کند و سناریوی «همدلی و همبستگی» دارودستۀ خاتمی را بپذیرد!  برای روشن شدن مطلب لازم است نیم نگاهی به خردجال «متکثر» 21‌ آذرماه در مشهد بیاندازیم که با همیاری «نیروهای انتظامی» به راه افتاده بود!    

 

همانطورکه شاهد بودیم،  ‌ کشتزار رضا خندان «نتوانست» در این خردجال حضور فعال داشته باشد؛  هواپیمای‌اش تأخیر داشت!   گویا همین تأخیر هواپیما باعث شد دومین فرماندة عملیاتی سازمان سیا در ایران نیز «شربت» را بنوشد،  وبلاگ «مستند زرین‌کلاه!»  درنتیجه بی‌بی‌سی هم با تریبون دادن به «نسرین مدارا»،  به عنوان «طرفدار اجرای قانون»،  حساب او را از چماقداران و چپ‌نمایان برانداز در داخل و خارج مرزها جدا کرد:

 

«در پایان گفتگو، فرناز قاضی‌زاده از نسرین ستوده می‌پرسد [...]‌آرزویش چیست.  پاسخ او کوتاه و روشن است: اجرای بی‌کم و کاست قانون و لغو اعدام در ایران.»

منبع: ‌ بی‌بی‌سی،  مورخ 31 دسامبر 2025  

 

همانطور که می‌بینیم در این مقطع شعار ابلهانة «نه به اعدام،»  با مطالبة منطقی و حقوقی «لغو اعدام» جایگزین شده!  ولی دچار توهم نشویم؛   نسرین ستوده که برای نژادپرست روس بساط سوگواری پهن کرده بود،  همچنان خواهان اجرای بی‌کم وکاست احکام توحش اسلام است که برای حکومت ملایان «قانون» شمرده می‌شود!   به عبارت دیگر نسرین «مدارا» هیچ تغییری نکرده؛   اربابان‌اش ناچار شده‌اند از او تصویر «غیربرانداز» ارائه دهند!   از اینرو،   و مسلماً از قضای روزگار،   همزمان با انتشار این گفتگوی «کلان استراتژیک»،  همتی و وحیدی نیز جانشین فرزین و فدوی شدند!   اولی رئیس بانک مرکزی ـ  سکاندار و عامل اصلی آشوب اقتصادی ـ  بود،  و دومی نیز جانشین فرماندة‌ کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و مسئول گسترش و «توسعة» آشوب‌های اجتماعی!

 

بین خودمان بماند، تغییر فدوی را به حساب علی روضه خوان گذاشته‌اند،  ولی 3 روز طول کشید تا بتوانند علی روضه‌خوان را که از فرط گریه پای منقل از حال رفته بود،  به هوش آورند و مشق جدید سازمان سیا را برای «تلاوت» به دستش دهند!   پیام «مشق جدید» همان است که در بالا توضیح داده‌ایم:   سلب مسئولیت از رهبران ایجاد آشوب‌های اقتصادی،  و انتساب آشوب‌ها به «دشمن»؛  ایجاد دوقطبی کاذب «اعتراض و اغتشاش»،  و عادی‌سازی خردجال «بازاریان محترم!»     

 

علت تأکید خامنه‌ای بر «اعتراض بازاریان محترم» این است که اعتراض کذا دشمنان دمکراسی ـ گروه تروریست رجوی و چماقداران رضا پهلوی ـ  را در داخل و خارج مرزها به اجماع رسانده و همچون سال 1357،   زمینۀ‌ مناسب را برای «همبستگی» خردجال‌پرستان فراهم آورده است.       

 

پیمبران دروغین را

خبر دهید که تا آتش

به راهِ گلّه برافروزند

چرا که در شب ِ این وادی

چراغِ معجزه خاموش است

وز انتهای افق بانگی

به غیر همهمۀ گرگان

به این دیار نمی‌آید

(نادر نادرپور)