چهارشنبه، بهمن ۲۲، ۱۴۰۴

تازی و نازی در ماه!

 

 

وبلاگ امروز را به بررسی پیامد‌های «مذاکرات مسقط» اختصاص می‌دهیم!   مذاکراتی که سناتور گراهام معروف را در جایگاه مدافع «شرافت و انسانی‌ات» نشاند؛   کارگزار سازمان سیا در ایران،   علی‌اکبر صالحی را به سنگر «انقلاب شیروخورشید» رضا پهلوی پرتاب نمود،   و   علی روضه‌خوان را از حضور در مراسم 19 بهمن‌ماه محروم کرد!   چرا که،   این‌بار تابوی ممنوعیت «مذاکره با آمریکا» شکسته شده!   یادآور شویم در این مذاکرات نه کشورهای منطقه حضور داشتند،   نه روسیه و بریتانیا و فرانسه و آلمان،   امضاء کنندگان برجام!

 

آنطورکه رسانه‌ها ادعا دارند،   هیئت آمریکائی با همتای ملائی‌اش در پایتخت عمان «مذاکره» کرده،   و طرفین ،  یعنی ارباب و کنیزمطبخی‌اش از این مذاکرات «رضایت» داشته‌اند!   اینچنین بودکه صالحی،  با چنگ انداختن به نماد تحریف‌شدة‌ «شیروخورشید»،  در سنگر «انقلاب شیروخورشید» رضا پهلوی جا خوش کرد!

 

پیش از ادامة مطلب یک مینی‌پرانتز در مورد نماد شیروخورشید باز ‌کنیم که سرانجام در دورۀ صفوی بر پرچم ایران نقش بست.  در دورۀ نادرشاه افشار،  شیر بر پا ایستاده بود؛  شمشیر هم به دست نداشت،  و خورشید با چهرۀ‌ زن ـ  نماد آناهیتا ـ  بر پشت شیر می‌درخشید.  همین نماد  بر پرچم بنیانگزار سلسلة قاجار هم نقش بسته بود.   آنطور که یکی از «نخبگان شیعی» ـ  استاد محیط طباطبائی ـ می‌فرمایند،  «در دوران مشروطه چهرۀ زن از این نماد «پیراسته» شد!»  به عبارت دیگر ایشان  از ارتباط آناهیتا با چهرۀ زن در خورشید بی‌اطلاع بوده‌‌اند:  

 

«قبلاً دایرۀ خورشید روی شیر به صورتی چشم و ابرو‌دار آراسته بود که به روزگار مشروطه از آن پیراسته و ساده شد،  چنانکه فعلاً پدیدار است.»

 

پیشتر به دانش بی‌کران و ادب و نزاکت استاد محیط طباطبائی در نقد «تاریخ فلاسفۀ ایران» به قلم دکتر علی اصغر حلبی اشاره کرده‌ایم،  پس بازگردیم به «پیراستن»  نماد شیروخورشید!   نمادی که برخلاف بیانات ایشان،  پس از مشروطیت همچنان به چهرۀ آناهیتا آراسته بود و بر تمبرهای  احمدشاه قاجار مشاهده می‌شود!  خوشبختانه کودتای آیرون‌ساید،   مسلماً به احترام ثقتی کلاب آنگلوساکسون،  چهرة آناهیتا را بکلی حذف کرد!   حال پرانتز را می‌بندیم و بازمی‌گردیم به پیامدهای «مذاکرات مسقط!»   

 

پس از این «مذاکرات»،   ولیعهد بریتانیا برای یک دیدار 3 روزه عازم شیخ‌نشین عربستان شد، و همزمان پاسدار علی لاریجانی ـ  قهرمان جنگ کازرون ـ   نیز برای طواف ناو آبراهام لینکلن به مسقط شتافت تا حاجت بطلبد!  در این گیرودار،  حکومت ملایان روند «بازیافت زباله» و تطهیر چماقدار را شتاب بخشید.   این روند با صدور حکم زندان برای کشتزار تقی محمدی  به جرم سخنرانی در خردجال 21 آذرماه در مشهد ـ  این خردجال با چراغ سبز حکومت ملایان به راه افتاده بود ـ  آغاز شد!

 

سپس نوبت رسید به «بازیافت» کنیزالاسلام لچک برنداشته،  ‌آذر منصوری؛  یکی از مشاوران میرحسین موسوی؛  یکی از توله‌های آخوند کروبی،  و ... و بالاخره بازداشت ابراهیم اصغرزاده!  اصغرزاده را همه می‌شناسند؛   یکی از ارذالی است که «صدای پدر» را شنیده و با سوت ویلیام سالیوان،   از دیوار سفارت آمریکا در تهران بالا رفت،  و عین همة اوباش انقلابی،   یک شبه ره یکصدساله پیمود!  

 

عملیات قهرمانانة امثال اصغرزاده،   برای ملت ایران تحریم اقتصادی و جنگ استعماری به همراه آورد؛   به تثبیت پایه‌های متزلزل حکومت آخوند منجر شد،  و از همه مهم‌تر به آمریکا چند فرصت طلائی ارائه داد!   نخست اینکه با لنگر انداختن در سنگر مخالف صورتک‌ شیعه‌اش،  از جنایات این صورتک تبری جسته،   در صحنة بین‌المللی از خود تصویر «مخالف خشونت» ارائه داد!   دیگر آنکه با تحویل «اسناد به اصطلاح محرمانة سفارت آمریکا» به اوباش سازمان سیا ـ  دانشجویان پیرو خط امام ـ  یک نمایش روحوضی افشاگری در صداوسیمای زال‌ممد به راه انداخت،   تا ارتباط وزارت امورخارجة آمریکا با روح الله خمینی،  هواداران و اعوان و انصارش را به حاشیه براند!

 

در نتیجه،   پیشرفت‌‌های چشم‌گیر اصغرزاده‌ها در حکومت صورتک استعمار تعجبی ندارد.  و  تلاش قوة‌ قضائیه صورتک آمریکا برای نشاندن این روسپی‌ جهادی در سنگر «قربانی ظلم و ستم» کاملاً قابل درک است؛  گویا ایشان در حال وراجی با «فدائیان اکثریت» بازداشت شده‌اند:

 

«[...] اصغرزاده، حین سخنرانی  در نشست آن‌لاین فدائیان اکثریب بازداشت شد»

منبع:  بی‌بی‌سی،  ‌مورخ 9 فوریه 2026

 

بله از قضای روزگار،  باز هم شاهد اتحاد «مقدس» چماقدار و چپ‌نما بر علیه دمکراسی هستیم!   اتحادی که 47 سال پیش نیز زمینة‌ مناسب را برای رویت «گوسالۀ زرین در ماه»،  و سرکوب سازمان یافتة مخالفان استبداد جهت استقرار حکومت آخوند پدوفیل و برده‌فروش در ایران فراهم آورد.  و به این حکومت سرسپرده امکان داد تا با ارائة‌ تصویر «دشمن» از ارباب‌ یانکی‌اش،  ملت ایران را 47 سال به گروگان بگیرد،  و همزمان «پهلوی» و اوباش او را به ارزش بگذارد!

 

از اینرو در پی مذاکرات دوجانبة کدخدا با سگ‌های هار و وفادارش در مسقط،  علی روضه‌خوان که در سال 1397 تأکید می‌کرد با دستگاه ترامپ مذاکره نخواهد کرد،  نعره‌ای زد و بیهوش بر زمین افتاد.  غش و ضعف مصدق‌گونۀ مقام معظم رهبری،  ایشان را از شرکت در «جشن کودتا» ـ   مراسم 19 بهمن‌ماه ـ  محروم نمود!

 

یادآور شویم در این تاریخ،  شاپور بختیار نخست وزیر بود و کیهان،   بوق کودتای 28 مرداد 1332،  با انتشار یک عکس ادعا کرد،   عده‌ای از همافران ـ  خدمۀ زمینی نیروی هوائی ـ‌ در مدرسه علوی با امام بیعت کرده‌اند!  عکس کذا همافران را از پشت نشان می‌داد،  و به نام و نشان آن‌ها هم اشاره نداشت!   به عبارت دیگر مونتاژ شده بود!  ولی هیاهوی اوباش «انقلابی»، جائی برای بررسی تقلب و دروغ  باقی نمی‌گذاشت! سه روز بعد کودتای کذا پیروز شد؛  دولت شاپور بختیار سقوط کرد،  و ملت ایران شانس خروج از چنبرة استعماری «شیخ‌وشاه» را از دست داد!

 

 مهدی بازرگان،  با برگزاری یک «شبه رفراندوم»،   زنجیرهای استعمارنو را برگردن ملت ایران مستحکم‌تر کرد و خود نیز به پیروی از ارباب یانکی،   بلافاصله در جایگاه «مخالف خوان» لنگر انداخت!  پس بازگردیم به دلیل غش‌وضعف علی روضه‌خوان،  و برگزاری دوگانۀ مراسم 19 بهمن‌ماه!

 

در مراسم اول،   گروهی از کادرهای نیروی هوائی با حسن خمینی دیدار کردند ـ  رادیوفردا،  مورخ ، 9 فوریه سالجاری ـ ،  و در مراسم دیگر،   رئیس ستاد کل نیروهای مسلح،  به نمایندگی از علی خامنه‌ای سخنرانی کرد،  و همزمان مواضع جهادی و مزدورانة خامنه‌ای و خمینی ـ   استقبال از جنگ ـ  را به زیر سئوال برد:‌

 

«[...] عبدالرحیم موسوی،   رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران [با اشاره به احتمال تهاجم نظامی آمریکا گفت] اهداف جنگ منطقه‌ای متجاوزان هستند،  اما این جنگ پیشرفت و توسعة منطقه را سال‌ها به عقب خواهد انداخت [...]»

منبع: رادیوفردا، مورخ 9 فوریه 2026

 

به عبارت دیگر رئیس ستاد کل نیروهای مسلح،  47 سال پس از «جشن انقلاب»،  به صراحت تأکید می‌کند که برخلاف عرعر امام روشن‌ضمیر میرحسین موسوی مبنی بر «جنگ نعمت الهی است»،   جنگ عامل عقب ماندگی است،   و مانعی در برابر پیشرفت و توسعه به شمار می‌رود!

 

و اما در خارج مرزها،   گروه تروریست مجاهدین خلق که همصدا با رضا پهلوی، طرفدار جنبش سبز بود،  پس از 47 سال،   با برگزاری «جشن انقلاب» در پایتخت جرمانی،   ارادت و سرسپردگی‌اش را به کودتای 28 مرداد و کودتای دستگاه «کارتر ـ برژینسکی» ابراز نمود.   و جالب‌تر اینکه «شاه‌الله» نیز با صدور فراخوان تجمع 14 فوریه ـ  جشن ولنتاین و میعاد لنگرانداختن میرحسین موسوی در سنگر حصر رسانه‌ای ـ  در واقع به آستان مقدس «جنبش سبز» دخیل بسته! ایشان نیز تلویحاً از بازگشت به دوران نورانی آن وحشی بیابانی استقبال کرده و نام این بساط را  «انقلاب شیروخورشید» گذاشته!

 

«جونم براتون بگه!»  پیشتر رضا پهلوی بر طبل «انقلاب ملی» می‌کوبید و می‌گفت:

 

 «نیاز به مداخلۀ نظامی خارجی نیست؛‌  تغییر در دست مردم ایران است.»

 

ولی از آنجا که بی‌بی‌سی نتوانست تمثال بی‌مثال اعلیحضرت را در ماه رویت کند، آن حضرت به ناچار برای دفاع از تهاجم نظامی به ایران،   به «انقلاب شیروخورشید» متوسل شدند!  حال آنکه از یک‌سو،   نماد «شیروخورشید» هیچ ارتباطی با «پهلوی» ندارد.   و از سوی دیگر،   همانطور که بالاتر هم گفتیم  شیروخورشید تاریخی ملت ایران،  با این شیروخورشید سیاسی و ملائی پیوندی نمی‌تواند داشته باشد!   شیروخورشید شاه‌الله نمادی است کودتائی و زن‌ستیز،  و به همین دلیل نیز «مدفوعات» داخلی از قماش «سازندگی» سخت به عنوان نماد «ملی ـ مذهبی» به آن دخیل بسته‌اند! 

 

 به احتمال زیاد،  اینبار تصویری که بی‌بی‌سی در ماه رویت خواهد کرد،  باید تمثال مبارک گوسالة زرینی به سبک کوبیسم باشد!   یک گوسالۀ دوسر،  با دُمی مزین به پرچم اسرائیل،    که بر دوپا ایستاده،  با یک دست قرآن را گرفته،   و با دست دیگر به شیوۀ‌ نازی‌ها «سلام نظامی» می‌دهد!