شنبه، بهمن ۰۴، ۱۴۰۴

بزک صورتک!

 



 

همانطور که انتظار می‌رفت قطع اینترنت برای کاربرانی که فعالیت فرهنگی داشتند،  و با شعار پوچ و فاقد شعور به دنبال بازگشت به‌گذشته و گوسالة‌ زرین و «سنگر حق» نبودند،  همچنان ادامه دارد!  در عوض اینترنت بوزنامه‌نگاران و خبرساز‌ها و روضه‌خوانان و ماتم‌فروشان و «آمارسازان» بخوبی وصل شده؛  تعجبی هم ندارد.   نظریه‌پردازان آشوب و هرج‌ومرج نیک می‌دانند «ابهام» هر چه گسترده‌تر، کارسازتر!   در پناه «ابهام» است که می‌توان با پوچ‌گوئی به استبداد و ساختار استعماری تداوم بخشید.

 

به عنوان نمونه وقتی سناتور تد کروز می‌فرمایند «دیکتاتوری مذهبی در ایران باید پایان یابد!» مغز مخاطب را با چند پیام مبهم و خررنگ‌کن اشباع می‌کنند.   نخست اینکه توحش و تحجر «مذهب»  الزاماً دیکتاتوری نیست!   دیگر آنکه پایان دیکتاتوری مذهبی در ایران،  همة مشکلات را حل خواهد کرد!  حال آنکه به هیچ عنوان چنین نیست!   پایان دیکتاتوری مذهبی می‌تواند،  آغاز دیکتاتوری دیگری باشد!   همانطورکه پایان دیکتاتوری پهلوی،  راه را بر دیکتاتوری خمینی گشود! 

 

باری به محض انتشار بیانات پرگهر سناتور تد کروز،  هرجائی‌های سیاسی و آخوندپرست،  از قماش فاطمه شمس و علیجانی و بازرگان و ... و کدیور و شرکاء،   با صدور یک بیانیة سرشار از نبوغ و چاپلوسی،  نقش و اهداف استعمار را به حاشیه رانده،  بادمجان فراوان به دور قاب سناتور کروز چیدند و ضمن تأکید بر پایان «استبداد دینی نامشروع»،  در واقع پرونده‌ای جهت توجیه «استبداد دینی مشروع» گشودند!

 

اینان که درکارنامة درخشان‌شان هواداری از میرحسین موسوی و بازگشت به «دوران نورانی» امام‌اش به ثبت رسیده،   و دمکراسی را در بی‌بی‌گوزک «خلخال زن یهودی» رویت کرده‌اند،    ضمن بازنشخوار واژگان عوام‌فریب ـ  رفراندوم،  تشکیل مجلس موسسان و تدوین قانون اساسی ـ  خواهان استعفا یا کناره‌گیری علی خامنه‌ای شده‌اند!

 

چرا که همچون صاحب قلاده‌های‌شان نیک می‌دانند کناره‌گیری علی خامنه‌ای هیچ تأثیری بر مشکلات کشور نخواهد داشت!   ولی در ذهن علیل «خردجال معترض»،  استعفا یا برکناری این فرد راه را برای یک «حکومت سکولار» و تحقق کم‌ترین خواسته‌های مردم،  یعنی تشکیل یک آلترناتیو فراگیر ملی و میهنی و برگزاری رفراندوم و تشکیل مجلس موسسان و تدوین قانون اساسی جدید خواهد گشود!   بله،  تکرار همان حکایت دوران نکبت‌بار صدارت مهدی بازرگان شده.   یا بهتر بگوئیم دوران خلافت سالیوان و ماشاالله قصاب و زهراخانوم‌ها؛  «بهارآزادی!»  از اینرو بیانیة‌ سرشار از وقاحت هرجائی‌های سیاسی،  در رادیو فردا،  ‌مورخ 23 ژانویه 2016 منعکس شد!   

 

در دوران پهلوی دوم که اینترنت وجود خارجی نداشت، ‌  «ارائة آمار» از قربانیان «ظلم و ستم» را ساواک آریامهر برعهده گرفته بود،  و از آنچه «جمعة سیاه» خوانده شد،  «آمار مطلوب» را با توسل به «شایعه و شب‌نامه» ارائه داد.  در نتیجه عوام‌الناس باورشان شد که پس از تیراندازی در میدان ژاله،   هزاران جسد بی‌نام و نشان را با کانتینر به مرده‌شویخانه بهشت زهرا برده‌اند و در کیسه‌های پلاستیک روی هم تلنبار کرده‌اند!   مستند‌های ساختگی از این کشتار جمعی نیز در غرب به نمایش در‌آمد و ارکان استعمار و «سنگر حق» را حسابی مستحکم کرد!   اینچنین بودکه در میعاد 6 اکتبر  1978 میلادی،  خمینی را دست‌های استعمار در فرانسه تخلیه کرد تا‌ مدفوعات غرب بتوانند با ارائۀ تصویر دلپذیر «مخالف استبداد» از این آخوند پدوفیل و برده‌فروش،  قافلة بهائم را به «اجماع» برسانند.

 

ناگفته نماند که دربار پهلوی نیز در ایجاد «وحدت کلمه» نقش سرنوشت‌سازی ایفا می‌کرد.  به عنوان  نمونه،  بنا بر اظهارات جانشین ثابتی،  بازداشت سردسته‌های خردجال در شهرهای بزرگ،  از جمله در مشهد،  با دخالت آشکار دربار به آزادی‌شان منجر می‌شد!  روشن‌تر بگوئیم نیروهای انتظامی «وظیفه» داشتند،   دست اوباش را برای به راه انداختن خردجال باز بگذارند.   همان صحنه‌ای که اخیراً در 21 آذرماه سالجاری در شهر مشهد هم شاهد بودیم!   

 

ولی اینبار برخلاف انتظار،   خردجال کذا در ایجاد «اجماع» میان چماقدار و چپ‌نما ناکام ماند و برخلاف پائیز  1978،   روند ساخت‌وپرداخت «گوسالة زرین» با مشکل جدی روبرو شد!  خلاصه برخلاف آن دوران نورانی که همه،   و در رأس‌شان جبهة‌ملی و حزب توده و نهضت‌آزادی و مجاهد خلق و فدائی دلق و ... منتظر بودند،  ‌ تا به قول معروف «یک کله خر از خارج بیاید و همة‌ مشکلات کشور را یک‌شبه حل کند»، ‌ گاری شکستة‌ استعمار در دست‌انداز اوفتاده،  کله‌گاوی‌اش شکست و دست خیلی‌ها رو شد!

 

«جونم براتون بگه!»   از روزی که سناتور لیدی گراهام،   عضو شریف و بسیار محترم ثقتی‌کلاب یانکی،  و دلال کارکشتة‌ جنگ و مرگ با رضا پهلوی دیدار و گفتگو کرد،   سایت حزب توده و پیک‌نت هم منجمد شدند!   بشیرتاش،  مسئول «جبهة ملی در اروپا» سر از دکان اسرائیل در آورد،   و خواهان تهاجم نظامی به ایران شد!  و دعوت از آمریکا برای تهاجم نظامی به خاک ایران و لیسیدن دست‌وپای مقامات غرب تبدیل شد به «ارزش و فضیلت و خواست مردم!»

 

از اینرو برای انبساط خاطر اعضای شورای امنیت سازمان ملل،  به غلامبچۀ صادراتی،   احمدی باطبی و معصومه قمی،  صیغه‌ساعتی صادراتی ملاممد خاتمی در این شورا تریبون دادند،  تا مخالفت حقوقی اعضای این شورا با تهاجم نظامی به خاک ایران را با «ترس» در ترادف بگذارند!  به عبارت دیگر چین و روسیه به شدت از صورتک لندن و واشنگتن در ایران می‌ترسند! 

 

همچنین یکی دیگر از صیغه‌صادراتی‌های حکومت ملایان از تهاجم نظامی آمریکا به ایران به عنوان «خواست ملی» یاد کرد ـ  گویانیوز، ‌ مورخ 13 ژانویه 2016 و ... و دارودستة رجوی هم دیدار «لیدی» گراهام با رضا پهلوی را به سخره گرفتند که،  «این ملاقات چه اهمیتی دارد؛  ما شبانه‌روز با سناتورهای آمریکائی در ارتباط‌ایم!»   یادآور شویم،   پیش از کودتای 22 بهمن 1357،  باند رجوی با «شاه آمریکائی» مبارزات فراوانی می‌کرد.  همین گروه،  پس از کودتا طرفدار پروپاقرص خمینی و اشغال سفارت آمریکا بود،   و شعار «مرگ بر آمریکا» هم از دهانش نمی‌افتاد!

 

حال نگاهی بیاندازیم به قافلة بهائم درون‌‌‌مرزی و حمایت‌اش از دخالت نظامی آمریکا در ایران!  چرا که تهدید رئیس جمهور آمریکا به ترور،  جز خوش‌رقصی حکومت ملایان برای مخالفان ترامپ در آمریکا نیست،  و در صورت سوءقصد به جان ترامپ فراخوانی خواهد شد برای تهاجم نظامی به ایران.  و اینک برویم به سراغ حامیان تهاجم نظامی به ایران در ورای مرزهای کشور.  

 

 از رضا پهلوی شروع کنیم که با شعار طرفداری از دمکراسی،   از خردجال و پوپولیسم حمایت می‌کند.  ایشان ضمن ادعای میهن‌پرستی،  نه تنها از محکوم کردن تهاجم نظامی به خاک ایران خودداری می‌نمایند،  که با تکیه بر هارت‌پورت‌های ترامپ،   از جایگاه سخنگوی خودخواندة‌ ملت ایران،  خواهان دخالت آمریکا در کشورمان هم می‌شوند!    بله «وطن‌پرستی» پهلوی‌ها که یادمان نرفته؛   همیشه فرار را بر قرار ترجیح داده‌اند!‌   این‌موجود «شترگاو پلنگ» همان شاهزادۀ فراری‌شان است! ‍ به همین دلیل از بیانات گهربار همسر محترم‌شان فاکتور می‌گیریم و می‌روم به سراغ مادر محترمه‌‌شان که ضمن سرازیر کردن اشک تمساح برای قربانیان خشونت‌های اخیر،   عین آخوندهای قم‌وکاشان فتوی عزای عمومی‌ می‌صدورند و مشترکات حکومت آخوند و پهلوی،  یعنی نظم‌ستیزی و حمایت از سرکوب اجتماعی و سکون را آشکارتر به نمایش می‌گذارند!  

 

گفتیم آشکارتر،  چرا که حکومت آخوند تداوم منطقی پهلوی است!   هر دو در راه تأمین منافع اربابان‌شان،   به پروسۀ «خردجال با شعارهای پوچ و فاقد شعور؛  ایجاد درگیری؛ سلب مسئولیت؛  پهن کردن بساط روضه و زوزه،   و خصوصاً تحمیل فضای سوگ و ماتم بر جامعه» متوسل می‌شوند.  حکومت ملایان خیزش مسالمت‌آمیز «زن،  زندگی، آزادی» را به خشونت کشاند؛  رضا پهلوی و مادرش عزای عمومی اعلام کردند!   بعد هم رضا پهلوی و شرکاء این خیزش را در جرج تاون،  به لجن کشیدند!

 

و اینک که قطع اینترنت،   فعالیت اقتصادی،  فرهنگی و حرفه‌ای بسیاری از ایرانیان را مختل کرده؛   فرح پهلوی عزای عمومی اعلام می‌کند،  چرا؟!   چون به این ترتیب «سکون و مرگ» بر جامعه حاکم می‌شود و روحیة ایرانیان در هم می‌شکند!   از خود پرسیده‌اید چرا در شبکه ایکس،   فقط حساب‌ کاربرانی فعال شده که با «اطلاع رسانی شکمی» در مورد قربانیان فرضی،  «گرد مرگ و ناامیدی» بر فضای مجازی می‌افشانند؟!  از خود پرسیده‌اید،  چرا بی‌بی‌سی و یورونیوز به فرح پهلوی تریبون می‌دهند تا با پوچ افشانی و کلی‌گوئی و صحبت‌های خاله‌زنکی‌اش خود را «دلسوز مردم ایران» و شیفتة‌ ایران جلوه دهد؟!  به کسی تریبون می‌دهند که هنگام فرار از ایران بحران زده،   شادی‌اش را هم پنهان نمی‌کرد،  و طی 47 سال اخیر از عنایات ویژه پدوفیل‌های مفتخر به پدوفیلی،  از قماش فردریک میتران هم بی‌نصیب نمانده است؟! 

 

مسلماً این پرسش‌ها برای بسیاری از ایرانیان مطرح شده و اینان ارتباط فرح پهلوی را با محافل پدوفیل غرب دست‌کم نمی‌گیرند!   این همان ارتباطی است که این محافل انسان‌ستیز با  روح‌الله خمینی و شرکاء برقرار کرده بودند!   حضور میشل فوکو و هم‌پالکی‌های «روشنفکر» وی از قماش ژان پل سارتر و برنار کوشنر در نوفل لوشاتو را فراموش نکرده‌ایم!   این مختصر را گفتیم تا نیم نگاهی بیاندازیم به مصاحبۀ اختصاصی علیاحضرت فرح پهلوی با «فرانس پرس» که در سایت‌یورونیوز فارسی منتشر شده!

 

علیاحضرت که لباس مرگ و ماتم بر تن داشتند،  به سئوالات خبرنگار فرانس‌پرس پاسخ‌های بسیار پیامبرگونه‌ و مطلق‌گرایانه‌ای داده‌اند!  پاسخ‌هائی از قماش «مردم ایران سرانجام پیروز خواهند شد؛  خدا می‌داند پیش از آزاد شدن ایران ما،  چه تعداد دیگر به دست این رژیم جنایتکار جان خواهند باخت؛   ‌راه بازگشتی وجود ندارد؛   این مسیر یکطرفه است و به آزادی می‌انجامد؛ ‌مسیری که هر روز با اندوهی جانکاه به خون دختران و پسران این سرزمین آغشته می‌شود؛ چنین فداکاری‌ای پیروزی را طلب می‌کند و...»  و همینطور که شهبانوی فرهنگ‌پرور،   کون‌خیزک و پاورچین پاورچین عزاداری و مرگ و آزادی و جادة یک‌طرفه و پیروزی را به هم وصله می‌فرمودند،  در جایگاه مالک کشور ایران هم لنگر انداختند:

 

 «[...] این پیروزی تنها پیروزی کشور من نخواهد بود؛   بلکه پیروزی صلح و امنیت و ثبات در جهان نیز خواهد بود!»

منبع:  ‌یورونیوز،   ‌مورخ 21 ژاثویه 2026

 

 

در گام بعد،   علیاحضرت از جایگاه رهبر اوپوزیسیون،   و البته بدون انتقاد از لات‌بازی‌های اخیر «اوپوزیسیون» کذا در لندن و پاریس و لس‌آنجلس،   دو وظیفة‌ اصلی اوپوزیسیون خارج ازکشور را نیز مشخص فرمودند:

 

«[...] ایجاد و تقویت پیوندی نیرومند میان ایرانیان داخل کشور با ملت‌ها و دولت‌های جهان آزاد [...] سازماندهی تظاهرات برای اعلام همبستگی با هم‌میهنان‌شان [...] یادآوری این واقعیت به افکار عمومی جهانی که [...] در گهوارة یکی از کهن‌ترین تمدن‌های چه می‌گذرد [...]»              

همان منبع

 

بله مسلما آن شمپانزه‌ای که فتوی تخریب مقبرۀ خمینی را صادر کرد بود،   یا آن عنتری که  از دیوار سفارت ایران در پاریس بالارفته بود و توسط پلیس فرانسه بازداشت شد،   در حال تقویت پیوند میان ایرانیان داخل کشور با ملت‌ها و دولت‌های جهان آزاد بوده‌اند!  همچنین اراذل و اوباشی که در ایران به سفارت فلسطین حمله کردند و سفیر فلسطین را به بیمارستان فرستادند؛   نه‌تنها در حال تقویت پیوند با ملت‌ها و دولت‌های جهان آزاد بودند که «در یکی کهن‌ترین تمدن‌های جهان» گسترة تمدن باستان و انسانیت را به نمایش گذاشتند.  ولی این وحشی‌‌گری‌ها،  در برابر التماس دعای زیرجلکی شهبانو برای دخالت نظامی در ایران هیچ نیست! 

 

خبرنگار از  شهبانو می‌پرسد آیا خواهان مداخلة نظامی خارجی در ایران هستید؟!

شهبانو بجای مخالفت صریح و روشن،   به بهانة حمایت از ملت ایران‌،  کاسۀ گدائی تهاجم نظامی به دست می‌گیرند.‌  چرا که به ادعای ایشان «ایران دمکراتیک» ـ  و نه استقرار دمکراسی در ایران ـ  صلح و آرامش را در منطقه حاکم خواهد کرد:

 

«[...] من وجدان تمامی جهانیان را فرامی‌خوانم که [...] به حمایت از آنان ادامه دهند [...] تقویت بخت آنان در این نبرد نابرابر مستلزم آن است که جهان دریابد پیروزی‌شان و برآمدن ایرانی دموکراتیک،  منطقه را به سوی خاورمیانه‌ای آرام‌تر سوق خواهد داد[...]»

همان منبع

 

بله علیاحضرت هم مانند باند رجوی،   دشمن استقرار دمکراسی در ایران‌ تشریف‌ دارند؛  «ایران دمکراتیک» می‌طلبند!  در مورد نقش رضا پهلوی هم قرار شده «مردم» تصمیم بگیرند! به عبارت دیگر یک رفراندوم خررنگ‌کن به شیوۀ «جمهوری اسلامی برگزار شود تا ملت  ایران بجای تعیین «دمکراسی به عنوان شیوة حکومت»،   نقش شاپسر ایشان را در آیندة کشور مشخص کنند!

 

همانطور که می‌بینیم فرح پهلوی در ابتدای شعارهای پوچ و پیامبرگونه‌اش «بازگشت به گذشته» را منتفی دانسته،  ‌ ولی در پایان مصاحبه‌اش فراموش کرد چه گفته!   و البته تعجبی هم ندارد؛  دروغ‌گو کم حافظه‌ است،  و از شیعی جماعت جز تناقض‌گوئی و پوچ‌پردازی هیچ نمی‌شنویم.   ایشان در ادامه می‌فرمایند:

 

«[...] 47 سال است آرزوی بازگشت  به ایران را دارم؛   مردم مرا مادر ایران می‌نامند؛  در روزگار آزمون هر مادر و هر فرزندی باید درکنار یکدیگر باشند!»

همان منبع

 

بله 47 سال پیش که اراذل و اوباش،   تحت نظارت سفارت آمریکا خیابان‌های تهران را اشغال کرده بودند،   «روزگار آزمون نبود»،    در نتیجه علیاحضرت هنگام فرار از ایران با دمشان گردو می‌شکستند؛  ‌ آن روزها جوان بودند و تفریح می‌طلبیدند؛  ‌ هنوز به فکر فرزندان‌شان نیافتاده بودند!