انتخاب، استعمار، استفراغ!
پس از بمباران عمدی دبستان میناب، وزیر امورخارجة
ایالاتمتحد ادعاکرد این بمباران عمدی نبوده؛
سازمان ملل نیز در تأئید تلویحی دروغهای
ارباباش، خواهان تحقیق در این مورد شد. سه روز
پس از این تهاجم وحشیانه، سفیر ملایان در ژنو نیز از خواب برخاست و طی
نامهای به نمایندة ویژة دبیرکل سازمان ملل،
وی را در جریان «نقض حاکمیت و
تمامیت ارضی جمهوری اسلامی» قرار داد! بله، تمامیت ارضی کشور ایران مطرح نیست؛ پدیدة شترگاو پلنگ «جمهوری اسلامی» است که
«تمامیت ارضی» پیدا کرده، و آمریکا و اسرائیل علیه حاکمیت و تمامیت ارضی
این پدیده اقدام
کردهاند:
«[...] سفیر
جمهوری اسلامی ایران در ژنو، در نامهای خطاب به [...] نمایندۀ ویژۀ دبیرکل سازمان
ملل متحد در امور خشونت علیه کودکان [...] بر حملات مسلحانه غیرقانونی [...] و
گسترده توسط ایالات متحده و رژیم اسرائیل علیه حاکمیت و تمامیت ارضی جمهوری اسلامی
ایران تأکید کرد.»
منبع: تسنیم، مورخ 3 مارس سالجاری
جالب اینجاست که سفیر ملایان
نیز همچون رضا پهلوی و مادرش، هیچ ابراز تأسفی از کشتار جمعی دانشآموزان
میناب نکرده! و جالبتر اینکه «الجزیره»
برای رد گم کردن، تحقیقات جامعی به عمل آورده تا ثابت کند، کشتار جمعی دانشآموزان
و کادرآموزشی دبستان میناب توسط آمریکا و اسرائیل، با هدف
«ضربه زدن به نیروی دریائی ایران» صورت گرفته:
«[...] واحد تحقیقات دیجیتال شبکه الجزیره قطر [میگوید این مدرسه مورد تهاجم قرار گرفته] تا نیروهای
نظامی ایرانی را در بهت و شوک فرو ببرد.»
منبع: تسنیم، مورخ 3 مارس سالجاری
البته تنها
کسی که از چنین وحشیگریای در بهت فرو نرفت رضاپهلوی بود! ولی این تهاجم وحشیانه با الهام از شیوههای شناخته شدة ارتش آلمان نازی صورت گرفته و جز تضعیف
روحیة ایرانیان، از طریق فروبردن کل جامعه در بهت و هراس و خشم و
نفرت و ماتم و سوگواری هدف دیگری نداشته! بیدلیل نیستکه دولت خودفروختة زرشکیان نیز قتل
علی روضه خوان را غنیمت شمرده، 40 روز عزای عمومی اعلام کرده! به این امید که طی این 40 روز، بمبارانهای کور ارباب آمریکائیاش بتواند در صف
نیروهای نظامی شکاف بیاندازد، و همچون
سال 1357، ملت ایران را در چارچوب منافع
آمریکا به زانو درآورد. همچنین بیدلیل
نیستکه شاهالله و مامانش که در ماتم متجاوزان به خاک ایران ـ سربازان
آمریکائی و اسرائیلی ـ فرورفتهاند، در مورد این کشتار جمعی، به علامت «رضا» لال شدهاند.
حکومت ملایان که قرار بود امشب مراسم «تشییع» خادم
وفادار آمریکا و اسرائیل ـ علی خامنهای
ـ را برگزار کند، به ناچار این مراسم را به تعویق انداخت باشد تا
برای «حضور میلیونی مردم ایران» چارهای بیاندیشد:
«[...] علت تعویق این مراسم "پیشبینی حضور
جمعیت میلیونی و برنامهریزی برای آن" عنوان شده»
منبع: بیبیسی، مورخ 4 مارس سالجاری
معلوم نیست «حضور میلیونی» مشکلآفرین شده، یا «عدم حضور میلیونی» در خیابانهای تهران! ولی قتل
علی خامنهای، هم حکومت ملایان را چون خر در گل فرو برده، هم
شهبانوی فراری را!
چهار روز پس از تهاجم نظامی آمریکا و چوبدار اسرائیلیاش
به ایران، فرح پهلوی را بالای منبر فرستادند تا ضمن بازنشخوار
مطالبات اربابانش، مردم ایران را به اتحاد ـ بخوانیم ایستادن پشت سر رضا پهلوی ـ فراخواند.
علیاحضرت فراری که هنگام واگذاری کشور ایران به اراذل و اوباش «انقلابی»
با دمش گردو میشکست و 47 سال است به ولگردی و مفتخوری و مفتگوئی، و به ویژه سرازیر کردن اشک تمساح برای قربانیان
خیانت دستگاه آریامهر به ملت ایران اشتغال دارد،
کشف کرده که قتل خامنهای برای
تغییر حکومت کفایت نمیکند و لازم است مردم ایران پیرامون «گذار مسالمتآمیز» پشت
سر شازده پسرش، رضا پهلوی متحد شوند:
«[...] مرگ یکنفر [...] به معنای پایان نظام نیست؛ آنچه تعیین کننده خواهد بود توانائی مردم ایران برای متحد شدن در خصوص یک گذار مسالمتآمیز [...] به سوی دولتی قانونمدار است که به گفتة او پسرش [...] در حال مهیا کردن آن است.»
منبع: رادیوفردا، مورخ 12 اسفندماه سالجاری.
به عبارت دیگر، جنگ
آنقدر باید ادامه یابد، تا ملت ایران هر
آنچه را با جنبش «زن، زندگی ،آزادی» هراشیده، یعنی کودتای سوم اسفند و استقرار دستگاه
آخوندنواز و بیگانه پرست پهلوی، دوباره نوشجان کند و سپاسگزار هم باشد! بله، اربابان علیاحضرت انتظار داشتند در پی انتشار
خبر قتل خامنهای، «میلیونها ایرانی با
شعار جاوید شاه و پهلوی برمیگرده» به خیابانها بریزند، همانطور
که پس از فرار پر افتخار بابای رضا پهلوی
به خیابانها ریخته بودند! ولی اینبار خر
باقلا نیاورد، و گویا امیدشان ناامید شده، از اینرو قلادة همة سگهای هار و وفادارشان
را در داخل و خارج مرزها گشودهاند تا به «ملت ایران» پارس کنند. ابتدا
غلام سفارت ـ علی لاریجانی ـ بساط تداوم جنگ را پهن کرد. سپس
نوبت رسید، به پامنبری خواندن فرح پهلوی برای عربدهجوئی
لاریجانی، و پس از فرح پهلوی، شاهد وقوقیة «محمد مخبر» در صدا و سیمای زالممد
بودیم. مخبر، ضمن کوفتن بر طبل توخالی «ما ایستادهایم؛ اینجنگ طولانی خواهد بود و ...» و خلاصه بازنشخوار عرعرهای روحالله خمینی و علی
خامنهای و میرحسین موسوی و ملاممد خاتمی وشرکاء، طی جنگ
استعماری با عراق، در واقع به ملت ایران پارس میکند. جای
تعجب ندارد که شعارهای توخالی مخبر، همچون شیرینزبانیهای فرح پهلوی در سایت فیگارو
انعکاس مناسبی یافته:
« ایران، با
آمریکا مذاکره نخواهد کرد؛ آمادة ادامة جنگ
است»
منبع: فیگارو، مورخ 4 مارس 2026
دلیل پامنبری خواندن محمد مخبر برای فرح پهلوی این استکه
برخلاف انتظار آمریکا و اسرائیل، «جمعیت
میلیونی» برای رضا پهلوی به خیابانها نریخت! در نتیجه لازم است این وقوقهای دوصدائی و به
ظاهر متخالف را آنقدر ادامه دهند تا ملت ایران به ناچار میان طاعون و جذام انتخاباش را کرده، برای نجات
از چنگال عفریت جنگ، به استقبال شخص رضا
پهلوی برود! به استقبال خودفروختهای برود که همصدا با
مادرش، رسماً خواهان تهاجم نظامی یک کشور
استعمارگر به خاک ایران شده! به این ترتیب سازمان سیا و نوچهاش موساد که
اخیراً به عنوان وکیل مدافع خودخواندة ملت ایران، از «حق
انتخاب ملت ایران» حسابی دفاع میکند، «جذام پهلوی» را به حساب «انتخاب آزاد» به ملت
بختبرگشتهای که از جنگ و سرکوب عاجز شده حقنه خواهند کرد!
گفتند که بودهست عدالتگه ساسان
آن روز که ایران
سر تا به سرش،
مملکت علم و هنر بود
[...]
این منزل دزدان شدن بارگه داد!
بیرون نشد از یاد
[...]
(میرزاده عشقی)
روزنامهنگار، نویسنده، شاعر، نمایشنامهنویس، و مدیر نشریۀ قرن بیستم
که در دورۀ نخستوزیری رضاخان ـ پس از کودتای آیرون ساید ـ ترور شد.


<< بازگشت