شنبه، اسفند ۱۶، ۱۴۰۴

اپشتین‌سالاری!

 

دیدی که بازهم

صدگونه گشت،  و بازی ایام

[...]

با مرده باد، آتش

و زنده باد،  باد

[...]

مهلت به جمع روسپیان داد

(شفیعی کدکنی)

 

مخالفت کنگرة‌ آمریکا با محدود کردن اختیارات ترامپ،  یک‌بار دیگر ثابت کرد که آمریکا،   مانند اسرائیل و پادوهای جهادی‌اش،  از مرگ و تخریب و آوارگی تغذیه می‌کند. و اگر چه بنیامین نتانیاهو،   بر طبل توخالی مبارزه با افراط‌گرایان سنی و شیعی می‌کوبد، تشکل های تروریست  ـ  القاعده،  طالبان، ‌ داعش و... و به ویژه حکومت ملایان ـ  هرگز به اسرائیل حمله نکرده‌اند!   ادعای تهاجم حکومت ملایان به اسرائیل و کشورهای عرب، «رسانه‌ای» و پوچ است؛ ‌  چاقو، حتی اگر هم بخواهد،  هرگز دسته‌اش‌را نخواهد برید!           

 

حکومت زال‌ممد که طی 47 سال عرعر مکرر بر علیه اربابان آمریکائی و اسرائیلی‌اش،  در واقع به سرکوب و تاراج ملت ایران اشتغال داشته،   در «مدفوعات» غرب و زیرمجموعة‌ اسلامی‌اش تبدیل شده به «دشمن آمریکا و اسرائیل!»   ایندو نیز به نوبة خود تبدیل شده‌اند به «ناجیان ملت ایران!»   بله،   پروپاگاند ابزاری است برای واژگون نمایاندن واقعیت،  عادی‌سازی خشونت،  توجیه جنایت و ... و خلاصه نشاندن دروغ بجای راست. هر چند که در شرایط نوین،  پروپاگاند هم چندان کارساز به نظر نمی‌آید!          

 

یک هفته از تهاجم نظامی آمریکا و سگ‌دست‌آموزش به ایران می‌گذرد،   و طی این هفت روز،   فقط دولت اسپانیا ـ  علیرغم مخالفت‌اش با حکومت اسلامی ـ  به صراحت تهاجم نظامی به ایران را محکوم کرده!   با این موضع‌گیری نه تنها پتة همة مدعیان غربی حمایت از جنبش «زن، زندگی، آزادی» برآب افتاده که دست خاندان جلیل «پس‌روی»،   و دیگر اراذل فرنگ‌نشین ـ  شرکت‌کنندگان در نشست دانشگاه جرج تاون ـ  نیز رو شده.                

 

باری طی یک هفته‌ای که از ارتقاء‌ مرتبة علی‌خامنه‌ای ـ  خادم آمریکا و اسرائیل ـ  به جایگاه والای «شهید» می‌گذرد،‌  تلاش «آبراهام» برای آزادی ایرانیان از قید «دبستان،  بیمارستان، ورزشگاه، فرودگاه و...» در سایة پامنبری خواندن «طاعون برای جذام» همچنان ادامه دارد!

 

پس از پامنبری «محمد مخبر» برای فرح پهلوی،   ‌امروز نوبت رسیده به پامنبری خواندن پزشکیان برای رضا پهلوی!   رضا پهلوی که در مورد کشتار کودکان و غیرنظامیان ایرانی لال‌مانی گرفته،   از «تهاجم به همسایگان عرب ما» انتقاد می‌کند،   پرزیدنت زرشکیان هم ضمن عذرخواهی از  «برادران عرب‌اش»،   مردم را برای دفاع از تمامیت ارضی ایران،  به حضور شبانه در خیابان‌ها فرا می‌خواند:

 

«[...] از کشورهای همسایه که مورد حمله قرار گرفتند عذرخواهی می‌کنم [...] لازم می‌دانم از مردم بزرگوار کشورمان درخواست کنم،   برغم همۀ سختی‌ها [...] هر شب در صحنه حضور داشته باشند [...] ‌حضورشان را برای دفاع از تمامیت خاک ایران نشان دهند.»

منبع:‌ شرق،  مورخ 7 مارس 2026

 

بله مردم بی‌دفاع ایران که طی 47 سال اخیر از همه طرف ـ  آمریکا،  انگلستان،  چین،  و ... و خصوصاً روحانیت خودفروختۀ شیعه ـ  غارت شده‌اند  و اینک زیر بمب‌های عموسام «به امید خدا« رها شده‌اند،   لازم است با دست خالی برای دفاع از تمامیت ارضی ایران،   هر شب به خیابان بیایند!  در واقع هدف دولت خودفروخته و تاراج‌گر زرشکیان،   نشاندن خردجال حکومت بجای مردم است!   به این امید که خردجال شبانه بالاخره گوسالة زرین را در ماه رویت کند و میراث گرانبهای پهلوی ـ   سرکوب و تاراج و فساد مالی و اداری استعماری ـ  را دست نخورده به «امام زمان»،   یا به همان گوسالة زرین تحویل دهد.   باشد تا تداوم «جذام» و پایندگی «طاعون» را در ایران،  و در کل منطقه تضمین نماید!   حال پس از این مقدمۀ طولانی بپردازیم به کار برد «جذام و طاعون» درسیاست آنگلو‌ساکسون‌ها!   ولی پیش از ادامة مطلب،   برای توضیح در مورد ایندو بیماری،  یک مینی‌پرانتز باز می‌کنیم.  

 

بیماری جذام،   همانطور که می‌دانیم پیکر انسان را می‌خورد،   از اینرو به آن «خوره» هم می‌گویند.   با اینهمه، دانش پزشکی اگر چه هنوز موفق به درمان این بیماری نشده،  ولی می‌تواند پیشرفت آن‌را متوقف کند.   و اما در مورد طاعون، شرایط متفاوت است؛‌  ابتلا به بیماری طاعون همچنان به مرگ بیمار منجر می‌شود.   حال مینی‌پرانتز را می‌بندیم و می‌پردازیم به نقشی که استعمار برای «جذام و طاعون» در کشور ایران در نظر گرفته.

 

ایفای نقش جذام به «دستگاه پهلوی» محول شد. دستگاهی که کودتای آیرون‌ساید بر ملت ایران تحمیل کرد تا تیر خلاص را به «جنبش مشروطه» شلیک کند.  جنبشی که علیرغم دخالت‌های آشکار و پنهان بریتانیا و عواملش در ایران،  سلطة آخوند را بر هنجارهای اجتماعی به چالش کشیده بود!   از آنجمله است آزادی بیان شاعران و نویسندگان،  و به ویژه ایجاد سازمان‌ها و تشکل‌های فرهنگی و اجتماعی توسط زنان ایرانی!   زنانی‌که ذهن و ضمیرشان از گزند «طاعون» و احکامش در امان مانده بود و معنا و مفهوم «وطن» را می‌شناختند.   

 

اینان نخستین قربانیان دستگاه «جذام پهلوی» بودند.   دستگاهی که با تأسیس حوزة‌ علمیه قم،   تداومش را تضمین کرد! همچنان که شاهد بودیم،   پهلوی دوم نیز با تکیه بر سرنیزة ارتش آمریکا،  روند گسترش «طاعون» شیعه را شتاب بخشید و در میان‌مدت موفق شد آن را به «اوپوزیسیون معتبر»،  و آلترناتیو خود تبدیل کند.   اینک پس از 47 سال،  طاعون وظیفه دارد،‌ «جذام» را به حکومت بازگرداند!

 

از اینرو در شرایطی که حتی یک پناهگاه هم برای مردم ساخته نشده؛آسمان ایران به روی آمریکا و اسرائیل باز است،  و هر کس و ناکسی می‌تواند با یک هواپیمای لکنتی هر آنچه می‌خواهد از بمب و موشک گرفته، تا  فضولات تورات و تلمود روی سر ملت ایران فروریزد. و  در عمل ایرانیان مورد تهاجم مثلث شوم  ـ  آمریکا،  اسرائیل و حکومت ملایان ـ  قرار گرفته‌اند.  «طاعون» نیز به نوبۀ خود با سرقت شعارهای فاقد شعور شاه‌الله و جایگزین کردن «پهلوی» با «خامنه‌ای»،   یک خردجال جدید در تهران به راه انداخته:‌

 

«این آخرین نبرده،   خامنه‌ای برمی‌گرده!» 

منبع:  بی‌بی‌سی،  ‌مورخ 6 مارس 2026

 

ولی در واقع هیچ تفاوتی نمی‌کند؛ پهلوی و خامنه‌ای،  دو روی سکۀ استعمارند. اولی   آشکارا در خدمت غرب و منافع اسرائیل بوده،‌ و دومی، بصورت زیرجلکی!              

 

به مناسبت روز جهانی زن،  و 47 مین سالگرد سرکوب تظاهرات زنان ایرانی توسط اوباش دستگاه  خلافت سالیوان،  سفیر وقت ایالات‌متحد در تهران!