یکشنبه، اسفند ۲۴، ۱۴۰۴

طاعون‌زادۀ ممتاز!

 

 

از تهاجم وحشیانة‌ارتش آمریکا و سگ تزئینی‌اش به ایران 16 روز می‌گذرد و هنوز باند رجوی،   فدائیان اقلیت،  گروه آش‌فروش‌ها  ـ‌ فمینسیت‌های اسلامی ـ  و جایزه بگیرهای همیشه زندانی از جمله کشتزار تقی محمدی،   این  تهاجم را محکوم نکرده‌اند!  در عوض نخست وزیر دانمارک،   پس از دو هفته از خواب خرگوشی برخاسته و این تهاجم را محکوم فرموده!   به این ترتیب دو کشور اروپائی رسماً در برابر «اپشتین‌سالاری» موضع گرفته‌اند، آنهم در شرایطی که مقامات حکومت زال‌ممد،   ضمن پامنبری خواندن برای فرح پهلوی،  به مغازلة «سیاسی ـ ‌عبادی» با ترامپ و روبیو و هگ‌ست مشغول‌اند.              

 

سرانجام پامنبری خواندن علی لاریجانی و محمد مخبر برای فرح پهلوی،  و هفت روز تیز وآروغ مداوم دونالد ترامپ در مخالفت رسانه‌ای با رهبری طاعون‌زاده ـ  مجتبی خامنه‌ای ـ  نتیجة مطلوب اپشتین‌سالاری را به بار آورد و اینچنین بود که در میعاد روز جهانی زن،   «توله طاعون»‌ به عنوان «رهبر انقلاب اسلامی» برگزیده شد.   و از قضای روزگار،   پس از تصویب قطعنامة شورای امنیت سازمان ملل در محکومیت «حملات ایران»  ـ  و نه حکومت اسلامی ـ   به کشورهای همسایه،   نخستین وقوقیة طاعون‌زاده،  با صدای گوینده،   از تلویزیون حکومت ملایان پخش شد.

 

جونم براتون بگه!   طاعون‌زاده هم مانند «ع دوازدهم» شیعی‌ها حضور فیزیکی ندارد،  ولی راه اسلافش،‌ خمینی و خامنه‌ای را ادامه می‌دهد.  برای ارعاب و تحقیر ایرانیان،   وقوقیه‌اش به زبان اشغالگر تازی آغاز می‌شود و تحجر و بدویت راهزنان مسلمان را به ارزش می‌گذارد، و به زبان فارسی،  از بربریت استعمار غرب و مطالبات ضد ایرانی‌اش «تصویر دلپذیر» ارائه می‌دهد:   

 

«ادامة‌ حملات؛  گشودن جبهه‌های جدید؛  انسداد تنگه هرمز؛  و ... و به ویژه حضور موثر مردم در صحنه!»

 

بله «مردم در صحنه باشند» تا آمریکا و سگ تزئینی‌اش،  ضمن کشتار غیرنظامیان،  زیرساخت‌ها و آثار تاریخی ایران را تخریب کنند؛‌   بوزنامة شرق برای خسارات آمریکا عزا بگیرد؛  صدا و سیمای طاعون مراسم تشییع جنازة نظامیان متجاوز را برای امت همیشه در صحنه پخش کند؛   چماقدار تاراج‌گر ـ  عراقچی،‌  وزیرامور خارجه دولت طاعون ـ‌  در جایگاه وکیل مدافع «مردم آمریکا» لنگر اندازد و نگران سونامی اقتصادی در بلاد  ارباب باشد و ... و غلام‌سفارت ـ  پاسدار لاریجانی ـ  از «تهاجم نظامی» به عنوان «عامل انسجام ملت»، ستایش به عمل آورد.   منبع:   تیز و آروغ داماد آخوند مطهری در راهپیمائی 13 مارس سالجاری!  

 

در این گیرودار،   رضا پهلوی ـ  جذام سوم ـ که پس از سجده در برابر دیوار خدعه،   هم‌صدا با مادرش و اراذلی که در نشست جرج تاون حضور داشتند،  از تهاجم نظامی به ایران حمایت به عمل آورده،   و اخیراً نیز برای تجزیة ایران،   در مونیخ و پاریس با زلنسکی خوش‌وبش به راه انداخته ـ   پارلمان اوکراین به تشکل تروریست الاحواز تریبون داده ـ  روزی پنج نوبت از ترامپ تشکر می‌کند!   حال نگاهی بیاندازیم به همسر جذام سوم!

 

ایشان که پس از نشست جرج تاون،   مبارزات‌شان را  با شعار «مرگ بر...» آغاز فرمودند،   و به فقر فرهنگی ـ   عدم آشنائی با زبان و فرهنگ ایران ـ  افتخار می‌فرمایند،  ‌ به مناسبت  روز 8 مارس نیز عکس یادگاری گرفته و گوسفندالله را از هم‌سوئی فاشیسم با روز جهانی زن آگاه کرده‌اند!

 

در این میانه نوشیعی‌ها هم بیکار ننشسته و همچون فمینیست‌های جمکران،   به رهیری مهرنوش احمدی خراسانی،  جنبش‌های زنان ایالات‌متحد را به عربده‌جوئی‌های ضداجتماعی «قره‌العین» وصله کرده‌،   و نتیجه گرفته‌اند که برتری‌طلبان نوشیعی،   همچون زنان آمریکا خواهان برابری حقوق زن و مرد بوده‌اند!   خلاصه بگوئیم نوشیعی‌ها،  نفرت‌پراکنی و برتری طلبی و ضدیت با اجتماع را به عنوان «بیداری» با تحولات اجتماعی ایالات متحد در ترادف یافته‌اند: 

 

«[...]‌در سنکا فالز،  این بیداری در قالب زبان حقوق مدنی و اصلاحات اجتماعی بیان شد.  در بدشت،  این تحول در قالب نمادهای روحانی و تجدید دینی جلوه یافت.  یکی در چارچوب اندیشه‌های دموکراتیک و اصلاحات سیاسی مطرح شد و دیگری در بستر یک حرکت معنوی و دینی عمیق»

منبع:  گویانیوز، ‌ مورخ 11 مارس 2026

 

دردسرتان ندهم،  رجاله‌ها و لکاته‌ها برای لگدپرانی به ملت ایران و به ارزش گذاشتن تحجر و توحش،  یا بهتر بگوئیم،   برای «آگاه کردن» جهانیان از ارزش‌های والای اسلام و استعمار:  «انسان‌ستیزی، بی‌وطنی،  تخریب و تحمیق و توحش و پوچ‌سازی مفاهیم و  ... و به ویژه تبلیغات رسانه‌ای» وارد میدان شده‌،   تا ضمن توجیه خشونت و تجاوز،  منهیات آخوند را به ارزش بگذارند.

 

اینان بجای انتقاد از مواضع ضدایرانی رضا «پس‌روی»،  همسر و دخترانش را مورد تهاجم قرار می‌دهند؛   هوادار تهاجم نظامی آمریکا و سگ تزئینی‌اش به کشورمان را «رقاص» می‌خوانند؛ تظاهرات به نفع متجاوز را «رقص» می‌نامند؛   و ... و ضمن ابراز رضایت از قتل علی خامنه‌ای،  جنایت جنگی آمریکا و اسرائیل ـ  کشتار جمعی دانش‌آموزان میناب ـ  را «خودزنی» ارزیابی می‌کنند.   آنهم در شرایطی که  16 روز است شیپورهای پروپاگاند استعمار و استحمار، ‌ملقب به «هزارروده» تلاش می‌کند این تهاجم عمدی را «سهوی» جلوه دهد،   یا آن را به حساب حکومت خودفروختة ملایان بگذارد.   جای تعجب نیست که تراوشات «هزارروده» در سایت تسنیم منعکس شود:

 

«خودشان زدند؛  ‌آمریکا با استفاده از اطلاعات قدیمی به مدرسه میناب حمله کرد؛ کمیساریای عالی حقوق بشر خواستار تحقیق در مورد حمله به دبستان میناب شد؛  اعتراض سناتور سندرز به دروغ آشکار ترامپ در باره دبستان میناب؛  در پاسخ به رویترز،  پنتاگون اعلام داشت این حادثه در دست بررسی است و...»

منبع:  سایت تسنیم،‌  مورخ 21 اسفندماه 1404 

 

بله تهاجم به دبستان میناب «سهوی» بوده،   «حادثه» بوده،   و خلاصه همه بدانند «عمدی» نبوده! به همچنین است در مورد حملات آمریکا به دبستان‌ها‌ ، مهد کودک‌ها،  مراکز درمانی، بیمارستان‌ها،  ورزشگاه‌ها، ‌ پارک کودک، و به همچنین مناطق مسکونی در تهران،  سنندج،  مراغه،  استان فارس، و ارگ تاریخی رادیو و کاخ گلستان؛  بازار بزرگ تهران،  و کاخ چهل ستون در اصفهان!   ولی آنکه با شیوه‌های ارتش آلمان نازی آشنائی داشته باشد،   به صراحت می‌بیند که این حملات عمدی با هدف تثبیت طاعون و درهم شکستن روحیۀ ملت ایران صورت می‌گیرد و هریک پیام ویژه و حساب شده‌ای دارد!

 

تخریب دبستان میناب و کشتار دختربچه‌های دانش‌آموز،   «آینده»‌ جامعه را هدف گرفته، و تهاجم به آثار تاریخی و موزه‌ها؛  با هدف تخریب گذشته صورت می‌گیرد.   گذشته‌ای که بر موجودیت آمریکا و اسرائیل تقدم تاریخی دارد!   تهاجم به مهد کودک‌ها زنانی را هدف گرفته که خانه‌نشین نیستند؛  کار می‌کنند!   تخریب ورزشگاه و پارک‌کودک،  فعالیت‌های اجتماعی ـ غیردینی ـ   را نشانه گرفته.   و تهاجم به بیمارستان ها و مراکز درمانی،  بهبود بیماران و ادامة زندگی‌شان را!

 

حال نگاهی بیاندازیم به  قتل علی خامنه‌ای که به ادعای رسانه‌ها توسط آمریکا و اسرائیل صورت گرفته!  می‌گویند علی روضه‌خوان در جلسة امنیتی شرکت کرده بود و هدف قرار گرفته!  جالب اینجاست که در این جلسة امنیتی،   مجتبی و کشتزارش و داماد و عروس و ... و نوة علی روضه‌خوان هم شرکت داشته‌اند،   ولی مجتبی زنده مانده،  کشتزارش «شهید» شده و از توله‌‌اش ـ  که ساخت بریتانیا است ـ  هیچ خبری در دست نیست!

 

به قول مش قاسم،   دروغ چرا؟   گویا بمب یا موشکی که به جلسة امنیتی علی روضه‌خوان اصابت کرده بمب هوشمند نبوده؛   از انواع «نابغه و سوپر هوشمند» بوده!   از اینرو ابتدا به سراغ علی روضه‌خوان رفته!  به سراغ جنایت‌کار پیر و شکست خورده‌ای  که پس از جنبش «زن،  زندگی، آزادی» علیرغم کشتار فجیع غیرنظامیان در بلوچستان و کردستان و خوزستان و ... و به ویژه در شاهچراغ،  و علیرغم برخورداری از حمایت حزب دمکرات ـ  به راه انداختن سیرک جرج تاون ـ ،  برای تخریب جنبش،  و ابتیاع نوبل صلح برای کشتزار تقی محمدی با هدف به حاشیه راندن این جنبش،   ناکام مانده و پس از شکست کودتای 13 ژوئن در بستر احتضار اوفتاده بود! پس به ارادة خداوند خونخوار ابراهیم و با صلاحدید بمب نابغه،    قرار شد در جایگاه والای «شهید» قرارگیرد!   پیش از ادامۀ مطلب یادآور شویم که خداوند خونخوار ابراهیم به بمب نابغه فرمان داده بود تا مزاحم غلام سفارت ـ  پاسدار علی لاریجانی ـ  و آخوند اژه‌ای  نشود.   چرا که اینان وظیفه دارند طاعون‌زاده را بجای طاعون شهید بنشانند و با دستگیری «همکاران آمریکا و اسرائیل» در ایران،  رقبای حکومت اسلامی را از سر راه مجتبی بردارند. ولی پیش از ادامة مطلب یک مینی‌پراتنز باز می‌کنیم تا دلائل انتخاب ‌طاعون‌زاده به عنوان «رهبر انقلاب اسلامی» را روشن کنیم!   

 

همانطورکه می‌دانیم پس از کودتای 22 بهمن 1357، علی خامنه‌ای را از زباله‌دان فرنچ کانکشن بیرون کشیدند تا تبدیل شود به «رهبر آینده» و موانع را نیز به سرعت از سر راه وی برداشتند. پس از آزادی خرمشهر،   بنی‌صدر که مخالف ادامة جنگ بود برکنار شد.   سپس بمب‌گزاری در مقر حزب جمهوری اسلامی،  امکانات سرکوب را گسترش داد؛  ‌ انفجار بمب در نخست وزیری،  به مخالفت خمینی با حضور ملایان در مناصب دولتی پایان داد،  و ... و اینچنین بودکه دوران خلافت دو آدمخواری آغاز شد که بایکدیگر نسبت خانوادگی دارند ـ  خامنه‌ای و موسوی!    تبدیل حجاب به قانون؛  رونق بازارسیاه و ... و دریافت تجهیزات جنگی در برابر اهداء نفت رایگان به آمریکا و اسرائیل جهت تداوم جنگ استعماری،   در سایة «مذاکرات» بهزاد نبوی با دستگاه ریگان،  از دستاوردهای عظیم «خامنه‌ای ـ موسوی» است!   

 

فراموش نکنیم که سازمان ملل به علی روضه خوان تریبون داد تا در مخالفت با آتش بس،  از «جنگ در راه خدا» حمایت کند!   جنگی که  8 سال ادامه یافت؛‌ شورای امنیت سازمان ملل از شناسائی عراق به عنوان آغازگر جنگ خودداری کرد،  و سرانجام روح‌الله خمینی ناچار شد آتش بس را بپذیرد.   ویرانه‌های این جنگ همچنان دست‌نخورده باقی است؛  توله‌های جهادی‌ها همه در آمریکا و اروپا لنگر انداخته‌اند؛   علی روضه خوان‌ هم ده‌ها نفر از اقوام دور و نزدیکش را به عنوان مخالف،   به فرانسه صادر کرده!   و طاعون‌زاده که اینک وارث این اراذل و اوباش صادراتی شده،  «مجرد» نیز هست!                                    

 

مجتبی همانطور که می‌دانیم یک توله «مید.‌این یو.کی» هم دارد و وارث املاک و مستغلاتی است که علی خامنه‌ای ساده‌زیست از طریق چپاول ملت ایران در لندن و در مجاورت سفارت اسرائیل ابتیاع کرده،  باشد تا «وقف» دربار بریتانیا شود!   سایت فیگارو به احترام آخوند پدوفیل و برده‌فروش،   انتشار  فهرست مستغلات کذا را تا 10 مارس به تعویق انداخته بود!

 

طاعون‌زادۀ‌ غایب،   با این امکانات خواهد توانست «راه پدر» را ادامه دهد و با پرداخت جیره مواجب کاترین پرز معروف که در خردجال شاه‌الله هم به اتفاق پاسدار فخرآور حضور یافته بود،   دکان تبلیغات اسلامی را داغ و گرم نگهدارد و همچون گذشته،  برگزاری شبه‌انتخابات شیعی‌ها را به عنوان «دمکراسی» به گوسفندالله بفروشد. 

 

ولی مجبتی فواید دیگری هم دارد. می‌تواند با الهام علی‌اف و رجب اردوغان و فرح پهلوی و...  به زبان شیرین پدری،   ترکی بشکند و خاطرات شیرین متجاوزان ترک را زیر دندان مزمزه کند.   و از آنجا که اسرائیل در جمهوری آذربایجان پایگاه نظامی دارد و از این پایگاه خاک ایران را مورد حمله قرار می‌دهد،  مجتبی می‌تواند در محضر علی‌اف،   زبان عبری هم بیاموزد و دست در دست رضا پهلوی و دامادش،  کیپا بر سر، عید سعید پوریم را در کنار دیوار خدعه جشن بگیرد!  این باید همان «گذار مسالمت‌آمیز» باشد که رضا «پس‌روی» به گوسفندالله وعده‌ ‌داده.

 

ولی مهم‌ترین امتیاز مجتبی این است که به گفتة کازینونژاد و وزیردفاعش، هگست‌ صورتش آسیب دیده!   از اینرو قرار شده جراح ملانیا را برای صافکاری صورت مجتبی به ایران بفرستند.  در نتیجه،  مجتبی هم مانند یاسمین و نور‌الزهرا و... وارد جرگة صافکاری‌شدگان هولیوود خواهد شد و شاید بتواند کشتزار جدیدی هم ابتیاع کند!    

 

امسال هم مانند سال 1359،  سایة جنگ بر چهارشنبه‌سوری و نوروز سنگینی می‌کند،  ولی فراموش نکنیم که فراتر از عرصة حقارت و ذلت اسلام،‌  و بربریت استعمار،  نوروز میراث فرهنگی ما است.

 

این منزلگه دزدان شدن بارگه داد

هرگز نشد از یاد