ناخدا کلمب و نظم نوین!
همزمان با 60
مین روز آغاز تهاجم نظامی آمریکا و «رعایا» به ملت ایران، سفر
چهار روزة کینگ چارلز به ایالاتمتحد پایان یافت، و حکومت طاعون نیز یک پیشنهاد «جدیدتر» برای
«مذاکره با آمریکا» به فاکستان ارائه کرد؛ «داش» دونالد برده فروش هم به کنگره اطلاع داد
که «دشمنی با ایران پایان یافته!» چنین بودکه مدفوعات «فرنچ کانکشن» چندین ساعت
زبانشان بند آمد! همانطورکه میدانیم در این جنگ، هم
آمریکا پیروز شده، هم شمپانزههای شیعیاش
که برای سلب مسئولیت از اربابشان، از جنگ
مذکور به عنوان «قمار نتانیاهو» یاد میکنند؛
چرتکه به دست میگیرند و از ضرر و
زیان ارباب «آمار دقیق» ارائه میدهند:
«[...] عراقچی [...] جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران را
«قمار نتانیاهو» خواند و گفت که هزینۀ آن چهار برابر رقم اعلام شده از سوی پنتاگون
ـ 25 میلیارد دلار ـ است.»
منبع: بیبیسی، مورخ 11 اردیبهشتماه سالجاری
بله نخستوزیر پادرهوای اسرائیل دست به
«قمار» زده، و 100 میلیارد دلار به پنتاگون «ضرر» رسانده! البته
در عمل، خسارت کذا مبلغی است که میبایست به صاحبان
صنایع نظامی آمریکا پرداخت میشد تا پس از تلف کردن خنزرپنزرهای زنگزدهشان در
ایران، بتوانند برای ساخت انواع جدید خنزرپنزر
سرمایهگزاری کنند. باشد تا دولت آمریکا جنگهای جدیدتری برای کاسبی
حضرات به راه بیاندازد! و شیعیها نیز با
این اظهارات که تحت عنوان «مبارزه با آمریکا» مطرح میشود، در واقع برای حق و حساب تفنگفروشان اینکشور سینۀ
کربلائی میزنند!
همانطورکه میدانید
و همگی میدانند، پس از سپری شدن 60 روز از آنچه مدفوعات غرب «جنگ
ایران» میخوانند، دستگاه ترامپ جهت ادامة درگیری نظامی نیازمند موافقت
کنگره خواهد بود! از اینرو در آستانة 60 مین روز جنگ، وزیر امورخارجة
حکومت ملایان برای دومین بار، گریان و نالان راهی کشور ساختگی فاکستان شد، تا به
دولت پوشالی اسلامآباد اطلاع دهد که انحصار وساطت در «شبیهسازی مذاکره با آمریکا»
را از دست داده، و خلاصه ترامپ میباید صبر پیشه کند! ترامپ
هم از اعزام کوشنر و ویتکاف به فاکستان منصرف شد،
و اینچنین بود که تمامی مسائل، مانند تحقیقات پنتاگون در مورد شلیک موشک به
دبستان میناب و قتلعام کودکان، در تعلیق
قرار گرفت!
جونم براتون
بگه! «مذاکرات اسلامآباد» در واقع جهت انحراف افکار
عمومی از ضربات پیاپی و مهلکی بود که آمریکا و پادوهای انقلابیاش در ایران متحمل
شده بودند! بین خودمان بماند، در گیرودار بمباران کشورمان، حکومت
خودفروختة ملایان برای اربابان آمریکائیاش فرش قرمز پهنکرده بود، ولی به
ناچار فرش کذا را برچید! ابتدا یک جنگندة F -15 متعلق به نیروی هوائی بریتانیا در کهکیلویه و بویر
احمد سقوط کرد و گفته شد هر دو خلبانش بیرون پریده و پنهان شدهاند! گویا یکی
از خلبانان را همان روز پیدا کردند و نجات دادند،
مانده بود خلبان دوم!
از اینرو هلیکوپترها و هواپیما، یا هواپیماهای نفربر ارتش آمریکا برای نجات
خلبان دوم در فرودگاه دهدشت اصفهان فرود آمدند! چرا که
این خلبان شجاع و روئینتن، زخمی و خسته، پای پیاده
خود را از کهکیلویه به حوالی اصفهان رسانده بود! البته گستاخی
است اگر بپرسیم این سوپرمن یانکی یا بریتانیائی، چگونه
توانسته چنین عمل قهرمانانهای انجام دهد؛ باعث
رنجش هولیوودیها خواهد شد!
همچنین اگر بپرسیم به چه دلیل ایندو
خلبان «نجات یافته» را به کویت بردهاند تا دست رسانههای غرب به آنها نرسد و
سئوال و جوابی در کار نیاید، باز هم پاسخی
دریافت نخواهیم کرد! در مورد لاشة هواپیماها
و هلیکوپترهای سوخته در فرودگاه دهدشت هم هر گونه پرسشی نابجاست! چرا که بلافاصله بیبیگوزک «معجزة خداوند
خونخوار ابراهیم» و مزخرفات مشابه در «طبس» و
... به شما ارائه خواهد شد! با این
تفاوت که اینبار دیگر شیعیها نمیتوانند ادعا کنند، «شاپور بختیار» در ماجرای دهدشت نقش داشته، و از این عملیات آگاه بوده است!
از شما چه پنهان، به مناسبت سالگرد ماجرای «نامعلوم» طبس، بوق
تبلیغات اسلامی یک بیبیگوزک رودهسگی منتشر کرد، باشد تا خدمات «جنسی ـ ایدیولوژیک» حکومت شیعیها
به آمریکا را به شاپور بختیار منتسب نماید:
«[...] عوامل ضدانقلاب در حملة نظامی
آمریکا به ایران دخالت داشتهاند. در این میان نام شاپور بختیار نیز در برخی گزارشها
مطرح شد [...] وی پیش از اجرایعملیات از جزئیات آن مطلع بوده [...]»
منبع: مهرنیوز،
مورخ 5 اردیبهشتماه سالجاری
در ادامة بیبیگوزک فوق میخوانیم که آمریکا از بختیار
پرسیده، «حاضر است به ایران بازگردد و حکومت را در دست
گیرد؟» بختیار هم پاسخ مثبت داده! به
عبارت دیگر بوق سازمان تبلیغات اسلامی چنین القاء میکند که آمریکا خیلی به
استقرار دمکراسی در ایران علاقه داشته! حال آنکه به گواهی تاریخ معاصر کشورمان، آمریکا همواره از پوپولیسم، توحش و استبداد در ایران حمایت کرده، و چرا راه دور برویم؟!
تمامی چماقداران سرشناس حکومت ملائی از حاج فرج دباغ و
آخوند کدیور گرفته تا تحکیم وحدتیها و پاسداران صادراتی و انواع انگلزادگان و شرکاء
در خاک پاک آمریکا رحل اقامت افکندهاند؛ کینگ جذام ثالث هم که جای خود دارد! دولت بریتانیا
نیز که ادعای مخالفت با حکومت ملایان را دارد،
پناهگاه امثال مهاجرانی و علیزاده
و رحیم صفوی و ... و دیگر مبلغان «بدویت اسلام» و دلالان حکومت
آخوندی شده. و فراموش نکنیم که املاک و
مستغلات «شهید» علی روضهخوان، رهبر «ساده
زیست، و نابکار و بسیار ضدامپریالیست» حکومت
ملایان در لندن، و دقیقاً در جوار آستان
مقدس سفارت اسرائیل واقع شده است!
و باز هم، همانطورکه میدانیم، در جریان جنگ اخیر بر علیه ملت ایران، دولت بریتانیا با کوفتن برطبل «این جنگ ما نیست»،
میخواهد به افکار عمومی جهانیان این دروغ
شاخدار را حقنه کند که در تهاجم نظامی
آمریکا و اسرائیل به ایرانیان شرکت ندارد!
البته نخستوزیر دولت «کارگری» نمیگوید اگر «این جنگ» مال ایشان
نیست، به چه دلیل تمامی تجهیزات جنگی
ارسالی از آمریکا به اسرائیل از طریق فرودگاههای امپراتوری ناخدا کلمب به منطقۀ
خاورمیانه ارسال میشود؟! در هر حال، هر کجا اسرائیل سروکلهاش پیدا شده، دولت بریتانیا را هم همانجا میبینیم! در ضمن استعمار بریتانیا بیش از یک سده است که
رسماً در صحنة سیاست ایران حضور دارد، و هر چند صورتکهایش متغیرند، این
حضور استعماری که از سوم اسفندماه 1299 تاکنون هیچ وقفهای نشناخته، زمینهساز «شاهبازی، ترور، ارعاب، سانسور، تاراج،
زنستیزی، سرکوب، زمینخواری، لاتپروری و آخوندنوازی» در کشورمان شده است.
بله، اگر در ایران
سگخور شدن سر در تاریخی باغ رضوانیه ـ توئیتر
سام گیوراد ـ ، و خیز برداشتن حکومت
ملایان برای ساختوساز در محوطة این باغ؛ انتقال سرمایههای کلان به خارج کشور، و مسافرکشی قایقهای تندروی «سپاه پاسداران
انقلاب اسلامی» به مقصد امارات نادیده گرفته شده، ارعاب جمع
و اعدام «مخالفان» همچنان ادامه دارد!
یکی «محارب» است؛ دیگری مجاهد!
یکی جاسوس موساد است و ... و دیگری
مالک ستارلینک! خلاصه بگوئیم، نهضت
اسلامی و آزادیبخش «اعدام و عدالت بیابانی» متوقف نمیشود. در عوض ایرانیانی که به دلیل خودفروختگی حکومت
آخوند متحمل خسارات جانی و مالی شدهاند،
دستشان از همه جا کوتاه خواهد بود:
«فرزندانتان در مدرسه زیرآوار ماندهاند؟ جنگ
این مسائل را هم دارد! اتومبیلتان را از دست دادهاید؟ تعمیرش کنید؛ شرکت
بیمه پول ندارد! خانهتان را موشک و بمب ویران کرده، برای بازسازی بودجه نداریم! قطع
اینترنت کسب و کارتان را متوقف کرده؟ ما
با آمریکا و اسرائیل در جنگیم! ساختمانهای
دولتی قابل تعمیر نیست؛ باید فروخته شود؛ آثار تاریخی کشور ویران شده؟ بهترش را میسازیم! یهودیان هم اگر کنیسا میخواهند، بروند اسرائیل؛ ایران کشور اسلامی است!»
هر چند اسرائیل ادعا کرده بودکه تخریب کنیسای یهودیان
در تهران عمدی نبوده، ولی هدف گرفتن کنیسا
در ایران، مانند هدف گرفتن کلیساها در غزه و لبنان پیام
ویژهای دارد: قطع ریشههای فرهنگی و تاریخی مسیحیان و یهودیان
منطقه و فراهم آوردن زمینة مناسب برای ایجاد یک «امپراتوری پوشالی اسلامی»، تحت
قیمومت «امپراتوری یهود» که خود مزدور آمریکا و اروپای غربی است! کافی
است نیم نگاهی بیاندازیم به پیام منتسب به طاعونزادۀ ممتاز ـ مجتبی خامنهای ـ که ضمن استقبال از «نظم نوین»، با
کشورهای حاشیۀ خلیج فارس و دریای عمان «هم سرنوشت» شده:
«[...] آیندۀ درخشان منطقۀ خلیج فارس، آیندهای بدون
آمریکا [...] خواهد بود. ما با همسایگانمان
در پهنۀ آبی خلیج فارس و دریای عمان «همسرنوشت» هستیم [...]»
منبع: بخشی از پیام رهبر غایب حکومت ملایان، مورخ
10 اردیبهشتماه سالجاری
ناگفته نماند که نئوفاشیستهای اوکراین هم از طریق
امارات و عربستان در این منطقه حضور به هم رساندهاند و جهادیها را به اسرائیل و
اروپا وصل میکنند؛ همان صورتبندی پس از جنگ اول جهانی که با
کودتای سوم اسفند 1299 در کشورمان آغاز شده بود!
بله پس از پایان جنگ اول جهانی و فروپاشی امپراتوریهای
مقدس عثمانی و (جرمانی)، بالفور و
روتچیلد به این نتیجۀ سرشار از نبوغ رسیدند که بهتر است در فلسطین برای قبائل
یهودی اروپا یک امپراتوری مقدس سر هم کنند، باشد تا
زمینهای مسیحیان و مسلمانان را سگخور کرده،
و خلاصه ناکام از این دنیا نروند!
در نتیجه پس از پایان جنگ دوم جهانی،
قرار بر این شد که دولتهای منطقه
هم برای «کشور تک مذهبی اسرائیل» سهمیة یهودی ارسال کنند. در
دوران مصدق، یهودیان ایران هم شامل همین سیاست استعماری شده
بودند! خلاصه، کسانی که بیش از هزار سال در ایران سکونت
داشتند، تبدیل شدند به «مهاجر» در شبهکشوری که (تحت
نظارت لندن) توسط تروریستهای اروپائی اداره میشد، و ساکنانش
حاشیهنشنیان اروپا و آمریکا بودند.
این حاشیه نشینان با تکیه بر تبلیغات رایش سوم، تمامی
غیراروپائیان ـ یهودی و مسیحی و مسلمان ـ را به دیدة تحقیر مینگرند، و ... و به دلیل دست و پا زدن در مرداب برتریطلبی،
خودشان
را «قوم برگزیده» میشمارند! از اینرو اخراج و کشتار فلسطینیان، و
تهاجم نظامی به لبنان «حق مسلم» این حضرات شده. و
اشتباه نکنیم «حزبالله» بهانه است؛ تهاجم نظامی اسرائیل به کشور لبنان و بمباران
شهر بیروت در نخستین سالهای دهۀ 1970 آغاز شد،
و هیچ ارتباطی با موجودیت حزبالله نداشته و ندارد. آن
روزها آوارگان جنگ «ارامنة ساکن لبنان» بودند،
و بسیاری از آنان در انتظار پایان
جنگ به تهران آمده بودند. ولی این جنگ به بهانههای متفاوت همچنان ادامه
دارد، درست مانند جنگ فاکستان ـ همزاد
اسرائیل ـ با افغانستان و هند و حتی با
ایران ـ در دورة آخوند رئیسی!
جالب اینکه، همین شبهکشور فاکستان که در شورای امنیت سازمان
ملل به قطعنامة ضدحقوقی بحرین علیه ایران رأی مثبت داده بود،
اینک تبدیل شده به «تنها واسطة معتبر مذاکرات» شیعیها با اربابشان! جنگندههایش به بهانة اسکورت هیئت شمپانزههای
شیعی وارد آسمان ایران میشوند؛ فیلدمارشال مندرسشان با یونیفورم نظامی به
دیدار مقامات بلندپایة حکومت ملایان میآید، و ... و خلاصه اگر در گذشته، ناخدا کلمب برای سرکوب مطالبات انسانی ایرانیان، پهلوی
اول و ارتش آلمان نازی را به کشورمان آورده بود، و در پی تغییر سنگر، طی جنگ جهانی دوم، ارتش آمریکا را به کمک طلبید، اینک برای
حفظ جایگاه آخوند پدوفیل و برده فروش و تداوم سرکوب استعماری، با شعار
«این جنگ ما نیست» پای ارتش پوشالی شبهکشور فاکستان را به خاک ایران بازکرده. هدف هم
روشن است؛ گسترش رسمی دامنة «تروریسم اسلامی» و قراردادن ملت ایران تحت قیمومت
نظامی یک کشور دستساز و فاقد تاریخ و فرهنگ و ملت. جنجال و
هیاهو و جنگ زرگری پورنستارهای شیعی به طرفداری از رجوی و پهلوی و شرکاء در بلاد
غرب، در واقع پوششی است برای استقرار همین
«نظم نوین» استعماری.


<< بازگشت