ماستمالیهای ناخدا کلمب!
بیش از یکصد
روز از تهاجم نظامی آمریکا و سگ درندهاش به ایران، و یکسال از شکست کودتای «ملا، خاخام،
کدخدا»، یعنی جنگ 12 روزه ـ میگذرد
و هنوز «راه توده، فمینسیتهای اسلامی، جایزه بگیرهای همیشه زندانی از جمله کشتزار تقی
محمدی، نسرین ستوده، باند رجوی، فدائیان اقلیت و... و به ویژه نوشیعیهای همیشه
مظلوم و بیوطن، این تهاجم را رسماً محکوم نکردهاند! بدنیست
بدانیم همین جنگ که برای شرکتهای نفتی و بانکها و صنایع اسلحهسازی و شرکاء
منافعی نجومی به ارمغان آورده، و سرکوب و کشتار و تاراج ایرانیان را به مراتب
بیش از گذشته شتاب بخشیده، به ارتقاء خانوادة پهلوی، شخص رضا پهلوی و باند رجوی نیز منجر شده!
اولی که محصول
کودتاهای استعماری بریتانیا و آمریکا در ایران است، خود را
تداوم امپراتوری هخامنشی رویت کرده ـ
توئیتر فرح پهلوی. دومی خود را
وارث مشروطه میبیند، و سومی هم، تظاهرات 8 مارس 1979، را به
عنوان تظاهرات اسفندماه ـ به حساب خود
گذاشته و سرداران مشروطه را در کنار آخوند طالقانی و مسعود و مریم رجوی قرار داده!
جالب اینجاستکه
با کودتای سوم اسفند 1299، محافل نژادپرست
بریتانیا رسماً پای به میدان سیاست ایران گذارده،
به احترام آخوند پدوفیل و برده
فروش، تیرخلاص را به مشروطهطلبان و مطالبات مترقیشان
شلیک کردند! یادآور شویم ترور میرزاده
عشقی، شاعر، روزنامه نگار، نمایشنامه نویس، و به ویژه مدافع تشکل غیردولتی
«جامعة نسوان وطنخواه» ـ از نخستین گامهای
کودتاچیان بود! در گام بعد،
پوشش سنتی زن ایرانی تبدیل شد به
ابزار سیاستگزاری و ... و این روند شوم، که حقوق انسانی و اجتماعی زن ایرانی را
به یک تکه پارچه تقلیل میدهد، همچنان
ادامه دارد.
پلمب کردن
«خانة عامریها» در کاشان به دلیل ورود زنان «بیحجاب یا بدحجاب» به این مکان
گردشگری، جدیدترین نمونة خوش رقصی حکومت
ملایان برای کودتای آیرونساید میباید تلقی شود. حال آنکه حضور کنیزان «بیحجاب و بدحجاب» در
خردجال شبانة حکومت آخوند ظاهراً هیچ مانعی ندارد!
«جونم براتون
بگه!» مردهریگ دستگاه پهلوی که از خیزش «زن، زندگی، آزادی» به لرزه افتاده بود، اینک
خردجال شبانه به راه انداخته، و برای
تزئین آن به چند کنیز بدون لچک و «کملچک» متوسل شده و با مطربهای وارداتی مذکر
و مونث ـ اولی از آمریکا، و دومی از لبنان
ـ «کنسرت» برگزار میکند، باشد تا از خود
تصویر «متمدن» ارائه دهد و همزمان چند دروغ شاخدار را به عوامالناس بباوراند.
نخست اینکه
«زن» میتواند از حکومت «زنستیز» ملایان حمایت کند، و دیگر آنکه، «زن ایرانی» میتواند طرفدار حکومتی باشد که نه
صرفاً دشمن زن، که دشمن خونی ایرانیات
است! مسلماً گوسفندالله با مشاهدة
«کنیزان همیشه در صحنه» و «کنسرت» بشکنو بالابنداز به «تمدن» قرن هفتمیها ایمان
میآورد، همانطور که باورش شده «آمریکا از ملایان شکست
خورده و به ناچار با آنها مذاکره میکند!»
ولی کیست که
نداند آمریکا از طریق فاکستان و قطر، در واقع با چین مذاکره میکند و حکومت پوشالی
شیعیها در این میانه فقط «ژست مذاکره» گرفته، و ناکامی ارباب آمریکائیاش را در جنگ به حساب
قدرت و شوکت و جلال و جبروت خودش نوشته. جای تعجب نیست که رسانههای اسرائیل از «یدیعوت
آهارو نوت» گرفته تا هآرتز، باد در بادبان هزارپارة حکومت ملایان بیاندازند و این
گزافهگوئیها به تیتر بی بیسی نیز تبدیل شود:
«رسانههای
اسرائیلی ایران را برندة توافق احتمالی با آمریکا میدانند»
منبع: بی بیسی، مورخ 26 مه 2026
شگفت آنکه هیچکس از مفاد توافقنامهای
که اینان به آن اشاره دارند آگاه نیست و هر رسانهای برمبنای مطالبات کارفرمایاناش
به «مفاد توافقنامه پیشنهادی ایران» انعکاس داده!
ولی آنچه روشن است، بنبستی است که
دستگاه ترامپ در آن گرفتار آمده! هر چند به استنباط ما ممکن است این بنبست تا
حدودی خود خواسته نیز باشد! تهاجم نظامی
به یک ساختار دستنشانده، پیامدهای ویژهای
دارد که مهمتریناش تقویت جایگاه ساختار مذکور است، و
دستگاه ترامپ مسلماً از این اصل اساسی آگاه بوده.
باند ترامپ که علیرغم مخالفت صریح چین
به ایران حمله کرد، نه موفق شد حکومت آخوند را ساقط کند، نه
توانست حمایت ایرانیان را از این تهاجم به دست آورد؛ از همه مهمتر، حمایت
زیرجلکی حکومت ملایان را نیز از دست داد. حکومتی که اینک ناچار شده سئولیت ساقط کردن
هواپیمای اف ـ 15 در کهکیلویه، و نابودی تجهیزات ارباب در دهدشت اصفهان را نیز
بر عهده گیرد!
و هنوزکه هنوز است مشخص نشده دو خلبانی
که ادعا میشود در این عملیات نجات یافته و به کویت ارسال شدهاندکجا هستند؟! همانطور که علیرغم ادعای پوچ رسانهها، مبنی بر «نابودی هواپیما و هلیکوپترهای نظامی
آمریکا در دهدشت توسط نیروهای انتظامی
ایران» چند نکته اساسی هنوز در ابهام فرو افتاده. نخست
اینکه سرنشینان این هواپیماها و هلیکوپترها چه شدهاند، و با
توجه به گزارش فاکسنیوز مبنی بر «عدم تبادل آتش میان پاسداران و نیروهای
آمریکائی»، این تجهیزات را چه نیروهائی
نابود کرده؟!
دیگر آنکه چگونه نیروهای آمریکائی بدون
درگیری موفق شدهاند به دهدشت ـ این منطقه
300 کیلومتر از مرز عراق فاصله دارد ـ وارد شوند؟! البته برای این پرسشها پاسخی در دست نیست، ولی به
استنباط ما، در آستانة سفر ترامپ به پکن، حکومت ملایان
برای ارباب فرش قرمز پهن کرده بود، تا
دونالد ترامپ بتواند از موضع قدرت با رهبر چین گفتگو کند! هر چند خوشخدمتی شیعیها نتیجة مطلوب برای
ولینعمتشان به بار نیاورد. از اینرو هم
حکومت ملایان ناچار شد بر غلظت «ضدیتهای رسانهای با آمریکا» بیافزاید، هم
اسرائیل و آمریکا ناچار شدند در جایگاه مخالف یکدیگر لنگر اندازند!
در نتیجة این صحنهسازی، ارتش اسرائیل که تا مغز استخوان به پنتاگون و
تصمیمات کنگرۀ آمریکا وابسته است، و مانند دیگر اعضای ناتو، بدون
مجوز ارتش آمریکا حتی حق ندارد از هواپیماها و هلیکوپترهای نظامی التفاتی بهرهبرداری
کند، در جنجالی که باند ترامپ به راه
انداختهاند «مستقل و صاحب اختیار» از آب در آمده، «ضاحیه» را بمباران میکند!
شیپورهای «فرنچ
کانکشن» نیز که پس از اعلام آتش بس دونالد ترامپ ـ 8 آوریل 2026 ـ در سکوت مرگ فرورفته بودند، آهسته،
آهسته از شوک ناکامی خارج میشوند؛ کارفرمایانشان فعالیت سنتی را از سر گرفتهاند!
فاکستان
بمباران افغانستان را از سر گرفته؛ یک
معدن زغالسنگ در اعتراض به تلاش چین برای
پایان دادن به تنشهای خلیج فارس «خود» را منفجر کرده؛ همزمان با سفر 4 روزة وزیر امورخارجة ایالات
متحد به هند، در اعتراض به نقش فاکستان در
مذاکرات آمریکا و پادوهایشیعیاش، جدائی طلبان بلوچستان از خاک برمیخیزند؛ در
اعتراض به عدم صدور فرمان حمله مجدد به ایران، اقامتگاه رئیس جمهور ایالات متحد مورد تهاجم «بنلادن
واقعی» قرار میگیرد، و ... و شیون و زاری
جمهوریخواهان «تندرو»، و در رأسشان مایک پمپئو و سناتور «لیدی» گراهام
ـ اولی هوادار گروه تروریست رجوی است، و دومی
دلدادۀ قوم برگزیده ـ بر علیه توافق
احتمالی با حکومت ملایان به آسمان برمیخیزد.
ولی از همه جالبتر حکومت ملایان است که از این
توافق احتمالی سخت به وحشت افتاده. چرا که این توافق الزاماً به کاهش بحران در سطح
منطقه و به ویژه در کشور ایران منجرخواهد شد و حکومت خودفروختهای که 47 سال است
با حمایت غرب و تکیه بر نفرتفروشی و بحران
و جنگ سرپا مانده و با این ترفند منافع استعماری اربابان آمریکائی و اسرائیلیاش
را گسترش داده، تکیهگاهش را بکلی از دست
خواهد داد!
از اینرو به
محض اعلام آتشبس توسط رئیسجمهور آمریکا، حکومت ملایان یک گروه «حجاج محترم» را به پابوس
ارتش آمریکا در عربستان روانه کرد، و یک کاروان
شکمچرانی و صیغه و پدوفیلی و روضه و زوزه را نیز برای ادای احترام به ارتش
اسرائیل، به کربلا فرستاد. البته به
ادعای رسانهها، ارتش اسرائیل اصلاً در
عراق حضور ندارد! ولی فراموش نکنیم، هر کجا
ارتش آمریکا هست، ارتش اسرائیل هم همانجاست: اردن، مصر، عراق،
ترکیه، فاکستان، شیخنشینها، آذربایجان و ... و مسلم بدانیم دامنة جنگی که
آمریکا و دو سگ درندهاش در ایران و اسرائیل به راه انداختهاند، به
سادگی میتواند به مصر و ترکیه نیز کشیده شود و امپراتوری بیبیگوزکی «از نیل تا
فرات» را تحقق بخشد!
حداقل فتوی
جاناتان پولارد، نوچة شلدون ادلسون، و کارمند
سازمان سیا در توئیتر مگاترون، مورخ 28 ماه مه چنین است. در
نتیجه اگر محمدقاطر خالیباف برای «جنگ
بعدی» اعلام آمادگی میکند، یا سلطان رجب اردوغان ناگهان حملات اسرائیل به
لبنان و سوریه را تهدید امنیت ترکیه ارزیابی مینماید، و به
دلیل انعقاد قرارداد نظامی با قبرس، برای فرانسه هم شاخ و شانه میکشد، باید
بدانیم که جهادیهای ترک و عجم، به سنت معهود یکصدساله با این عروتیزها برای تأمین
منافع استعماری لندن و واشنگتن ابراز آمادگی میکنند! البته
فراموش نکنیم که شرایط کنونی جهان با شرایط اوائل قرن بیستم قابل قیاس نیست! از اینرو گمانهزنی در مورد پیامدهای جنگی که
روی نداده نیز امکانپذیر نخواهد بود. ولی پیامدهای آنچه
رسانهها «جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران» میخوانند از روز هم روشنتر است.
این جنگ استعماری که با شعار سرنگونی
حکومت متزلزل ملایان به راه افتاد، علاوه بر فراهم آوردن زمینة مناسب برای تقویت
جایگاه بیبیگوزکستان اسرائیل در جوار جیبوتی ـ در خاک سومالی ـ به
تثبیت حکومت پوشالی ملائی در ایران نیز منجر شده،
و زمینه را برای گسترش چپاول و
میدانداری و ترقی امثال قالیباف، عراقچی و
دیگر سرسپردگان شناخته شدة آمریکا و اسرائیل فراهم آورده.
به عنوان نمونه، محمدقاطر «سیسمونینژاد» که به عنوان ریاست قوة
مقننه، تنها دلمشغولیاش به تصویب رساندن
لایحة حجاب و عفاف جهت تکمیل خوشخدمتیهای میرحسین موسوی بود، و طی
صد روز اخیر، پیوسته برای «معیشت مردم
آمریکا» ابراز نگرانی میکرد، پس از شیون
و زاری در آغوش نخستوزیر فاکستان ـ 11 آوریل سالجاری ـ به عنوان مسئول پروندۀ چین، جانشین علی
لاریجانی شد و بلافاصله بقائی، سخنگوی
وزارت امورخارجه را نیز به جایگاه سخنگوی هیات مذاکره کننده ارتقاء داد. در پی
این ارتقاء، رئیس جمهور آلبانی به معرکة سیاسی حکومت ملایان
پای گذارد و خردجال «دیرهنگام» مخالفان احداث مجموعةگردشگری داماد ترامپ در سواحل
آلبانی را به حکومت ملایان نسبت داد! بقائی
هم از تخم سر بیرون آورده، خواهان رعایت حقوق شهروندان آلبانی شد!
آوردهاند که توافق برای احداث این
مجموعه به سال 2024 بازمیگردد! به
عبارت دیگر مخالفان این توافق 2 سال در خواب زمستانی بودند که ناگهان به یاد
آوردند، میباید بر علیه این توافق
«تظاهرات» کرد! شاید به این دلیل که احداث مجموعة توریستی در
آلبانی، باغ وحش ایدئولوژیک ـ قرارگاه اشرف ـ
را به قول معروف از سکه میاندازد!
و مقامات فرهیختة اروپا و آمریکا و
واتیکان و ... که از گروه تروریست رجوی حمایت میکنند، و نسخة «جمهوری دمکراتیک» برای ملت ایران مینویسند، ممکن است آزرده خاطر شوند! حق هم دارند؛ ما ایرانیان میباید همانطور که از اسلام
انقلابی و ضداستبداد خمینی استقبال کردیم، از «جامعة بیطبقه، تفکیک جنسیتی، ازدواج ایدئولوژیک، شکنجه
و سرکوب و اعدامهای رایج در باغ وحش ایدئولوژیک ـ گزارش دیدهبان حقوق بشر در سال 2005 میلادی ـ با آغوش
باز استقبال کنیم؛ باشد تا رستگار شویم و
دکان استعمار را پر رونق نگهداریم!
از اینرو از گوسفندالله ساکن فرنگ و
پورنستارهای شیفتة «طویلة بیطبقه توحیدی» دعوت میکنیم هفتة آینده ـ 20 ژوئن ـ با شرکت در خردجال باغ وحش ایدئولوژیک
سازمان سیا در شهر پاریس، احترام عمیق
خود را به بدویت اسلام و بربریت استعمار به اثبات برسانند. ولی به
عنوان طرفدار دمکراسی، تأکید میکنم که
تغییر نام حکومت و افراد و گروهها، یک
کلاهبرداری سیاسی است، با هدف تداوم و
گسترش استبداد استعماری! انتخاب میباید میان «دمکراسی و استبداد» باشد. مجموعۀ
استبدادی نیز شناخته شده است، انواع جمهوریهای نسبی ـ اسلامی، ایرانی، دمکراتیک، فدرال ـ
و خصوصاً حکومت نظامیای که پهلویچیها در قالب پادشاهی میخواهند آن را
به ملت حقنه کنند.
گمان مدار که آمد سیاستی از نو
همان سیاست دیرینه ماستمالی شد
میرزاده عشقی،
نخستین قربانی کودتای آیرونساید در ایران

