دوشنبه، آبان ۱۴، ۱۴۰۳

بریکس، بمباران و بی‌بی!

 

 

به موازات نزدیک شدن میعاد برگزاری انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحد،   نبرد حکومت «انقلابی ـ اسلامی» سازمان سیا با اسرائیل،  یا بهتر بگوئیم گیس‌کشی کنیزمطبخی انقلابی و «سوگلی» عموسام،  جهت جلب توجه «آقا» شدت گرفته.   ناگفته نماند که برگزاری نشست بریکس در کازان نیز آتش جنگ سوگلی و کنیزمطبخی را باز هم فروزان‌تر کرده است!   آتشی که نه تنها گسترة هراس ملایان از جنبش «زن،  زندگی، آزادی» را به صراحت نشان داد،  که آرزوهای شاه‌الله و دکان میهن‌پرستی و ایران‌دوستی‌شان را نیز خاکستر کرد!‌  بله،   هم‌سوئی علی خامنه‌ای و رضاپهلوی و باند رجوی در استقبال از «تجاوز اسرائیل به خاک ایران»،   و رضایت ضمنی قبائل وحشی شیعی ـ   امت همیشه خیابانی ـ  از این تجاوز نیز دیگر بر ملا شده!

 

از شما چه پنهان،  برگزاری نشست کشورهای عضو بریکس در کازان،   و حضور غیرمنتظرة دبیرکل سازمان ملل در این نشست،   به تحولات چشمگیری انجامید.  اسرائیل برای نخستین بار به ناچار مسئولیت تهاجم نظامی به ایران را برعهده گرفت.   و ملایان که در اعتراض به انتشار کاریکاتور عرب سوسمارخور قرن هفتم در غرب،  و رمان سلمان رشدی و... گلة لات‌ و اوباش و لباس‌شخصی‌های ساواک و شهربانی را به خیابان‌ها هی ‌می‌کنند،  در برابر تجاوز نظامی اسرائیل به خاک ایران تظاهراتی به راه نیانداختند.  به استنباط ما حکومت ملایان به این ترتیب با اثبات رضایت «اُمت خیابانی» از تجاوز نظامی به خاک کشور،  در واقع به اربابان آمریکائی و اسرائیلی‌اش چشمک می‌زند!

 

باری تهاجم نظامی اسرائیل به خاک ایران به ظهور دو سر «شاه سلطان حسین» منجر شد:  رضا پهلوی و علی روضه‌خوان!   اینان در گام نخست،   دست در دست یکدیگر از محکوم کردن تجاوز بیگانه به ایران خودداری کردند.   اولی با لال‌مانی همایونی،   و دومی با زیرآبی رفتن و وراجی و مبهم‌بافی و یاوه‌گوئی:

 

«[...] شرارت دو شب پیش رژیم صهیونیستی نه باید بزرگ‌نمائی شود و نه کوچک‌انگاری [...]  خودشان هم البته بزرگ‌نمائی می‌کنند.  بزرگ‌نمائی آن‌ها غلط است اما توجه داشته باشید کوچک‌انگاری آن هم غلط است.   این‌که ما بگوئیم:  نه؛   چیزی نبود،  اهمیتی نداشت؛ اینهم غلط است [...]  باید قدرت و اراده و ابتکار ملت ایران و جوانان کشور را به آنان فهماند.»

منبع:  رادیوفردا،  مورخ 6 آبان‌ماه سالجاری

 

همانطور که می‌بینیم،   برای علی روضه‌خوان،   روسپی جهادی،   تجاوز نظامی به خاک ایران  زیر پای گذاردن حق حاکمیت یک ملت نیست؛  «شرارت» است!  و هر کس در این مورد هرچه بگوید «غلط» گفته،  و ... و مردم ایران نیز فقط باید بدانند و آگاه باشند که به مصداق «خیرالامور اوسطها» وظیفه دارند دو دستی به وسط این «شرارت» آویزان شوند.  باشد تا شاه سلطان حسین روضه خوان به مصداق «من آنم که رستم بود پهلوان»،  قدرت و اراده و ابتکار ملت و جوانان کشور را به آنان ـ ارباب اسرائیلی ـ  بفهماند،   و با یک چرخش زبان جوانان کشور را از ملت جدا کند!  

 

هنوز این مهملات از دهان علی روضه‌خوان خارج نشده بودکه «ابتکار» آخوند اژه‌ای ـ  اعدام جمشید شارمهد، تبعۀ آلمان ـ  به دولت زپرتی جرمانی امکان داد تا با یک تیر چندین و چند نشان بزند!   از خود تصویر ابله‌فریب «مخالف اعدام جمشید شارمهد» ارائه دهد،   و با تعطیل تمامی کنسولگری‌های حکومت ملایان،  ایرانیان ساکن آلمان را جهت دریافت خدمات کنسولی دم در سفارت ملایان در برلن به صف کند!   ناگفته نماند که در برابر «ابتکار» وزارت امور خارجۀ زیگفریدآباد ـ‌  مجازات جمعی ایرانیان ساکن آلمان ـ آخوند اژه‌ای سر تحسین فرود آورده،  زمین شکر بوسید و سر از سجاده برنداشت تا باجناقش از راه برسد.

 

ولی لال‌مانی همایونی و طفره رفتن زال‌ممد «معظم» از محکوم کردن تجاوز نظامی به خاک ایران نارضایتی‌هائی به‌بار آورده بود! در نتیجه،   ایندو شاه‌سلطان حسین نوظهور ناچار شدند در پرروئی و دریدگی با یکدیگر به رقابت بپردازند!  ما هم به ناچار،   اژه‌ای را در انتظار باجناقش رها کرده،   و می‌پردازیم به مرحلۀ دوم هم‌سوئی علی روضه‌خوان  و اعلیحضرت رضا پهلوی.

 

زال‌ممد معظم،  که به پیروی از رضا پهلوی و دارودستۀ رجوی از محکوم کردن صریح و قاطعانۀ تجاوز به خاک ایران طفره رفته بود،   به احترام فتوای نیویورک تایمز وعده داد که برای آمریکا و اسرائیل «پاسخ  دندان‌شکنی» در لیفه تنبان نگه داشته!  وی سپس با نفی آشکار بیانیۀ کازان ـ تأمین امنیت دیپلمات‌ها و اماکن دیپلماتیک ـ  اشغال به فرمودۀ‌ سفارت آمریکا توسط‌ اوباش و لباس‌شخصی‌های شهربانی و توله ساواکی‌های آریامهری و سیاهی‌لشکر سازمان سیا در دانشگاه را مورد ستایش قرار داد و همزمان در برابر کاخ باکینگهام و کاخ سفید تعظیم کرد:

 

«[...] سفارت آمریکا در تهران، همانگونه که اسناد بدست آمده از آن تأیید می‌کند، ستاد برنامه‌ریزی برای تحریک و ساماندهی ضدانقلاب و تفاله‌های ساواک شاه، ایجاد اختلاف، تحریک قومیت‌ها، کودتا، تهدید جان امام خمینی(ره) و نابودی انقلاب بود [...] و این واقعیت حتی اگر برخی از عاملان آن حادثه دچار تردید شده باشند، تغییر نمی‌کند.»

منبع: سایت علی روضه‌خوان،   مورخ 12 آبان‌ماه سالجاری

 

همانطور که می‌بینیم محتوی اسناد ساختگی‌ای که آمریکا برای افشاگری در اختیار  اوباش انقلابی قرار داده تبدیل شده به دلیل «واضح و مبرهن» برای اشغال سفارت آمریکا!   پیشتر در مورد منافع بی‌شمار «سیاسی،  اقتصادی و نظامی» آمریکا از اشغال سفارتش در تهران توضیح داده‌ایم و نیازی به تکرار مکررات نیست.   پس علی روضه‌خوان را با هذیاناتش تنها می‌گذاریم و می‌رویم به سراغ شاه سلطان حسین ساکن واشنگتن. 

 

اعلیحضرت غرق «رضایت از تجاوز اسرائیل به خاک ایران» لطف کرده بیانیه‌ای صدوریدند. ایشان در بیانیۀ همایونی،   ضمن «توجیه» تجاوز ارتش اسرائیل به خاک کشور و ستایش دوران «باباجان‌‌شان»،   از نقش آمریکا و دربار پهلوی در غائلة خمینی فاکتور گرفته،   با ارائۀ یک «راه حل» سرشار از نبوغ برای نجات کشور،   در کمال پرروئی از ارتش خواستند «در کنار مردم» قرار گیرد:

 

«[...]‌ نه برای شرافت انسانی و منافع ملی،  که برای آینده خود و خانواده‌تان کنار ملت بایستید[...] راه حل،   برانداختن این رژیم ضدملی و احیای دولت ملی مبتنی بر حقوق بشر و دموکراسی و منافع ملی در ایران است[...]»

منبع: توئیتر رضا پهلوی

 

«جونم براتون بگه»  از ارتشی که با کودتا برعلیه دولت شاپور بختیار،   روز 22 بهمن 57  به «انقلاب» اوباش و لات‌ولوت‌ها پیوست هیچ خیانتی بعید نیست.  و اصولاً چه راه حل و چه دمکراسی و حقوق بشری بهتر از این؛   دست در دست تفنگ‌چی‌های ارتش دست‌نشانده و کودتاچی پیش به سوی حقو‌ق‌بشر!  آنهم به توصیۀ «شاهزاده‌ای» که علاوه بر توجیه تهاجم نظامی اسرائیل به خاک ایران،   کشتار جمعی غیرنظامیان غزه و لبنان را هم به سکوت برگزار کرده؛   مبادا باعث رنجش باباجان «بی‌بی» شود!  

 

در سال 1973،  یکی از تبلیغات‌چی‌های سازمان سیا به نام «ونسان مونتی» که به «دین مبین» نیز مشرف شده بود،  با انتشار کتابی تحت عنوان «ایران» در مورد پهلوی اول و دوم و ارتباط‌‌شان با آلمان نازی و اسرائیل،  2 کاریکاتور متصل به یکدیگر تحت عنوان «ایران دیروز و ایران امروز» منتشر کرد،   که «دستگاه پهلوی» را به صورت الاغ در خدمت آلمان نازی و اسرائیل نشان می‌داد.   البته همانطور که انتظار می‌رفت،  دربار بریتانیا و کاخ سفید،   و به ویژه ملایان در این کاریکاتورها غایب بودند؛    مسلما «آینده نگری» و تشرف مسیو «مونتی»  به دین مبین دلائلی داشت!  پیشنهاد می‌کنیم  به دو کاریکاتور مذکور دو کاریکاتور جدید هم اضافه شود.   کاریکاتوری تحت عنوان شرایط انقلابی،  آخوند را در نقش الاغ نشان دهد که به بنیامین نتانیاهو سواری می‌دهد.   کاریکاتور فردای شرایط انقلابی هم البته می‌تواند به این مجموعه اضافه شود.   چرا که با توجه به تداوم حضور استعماری بریتانیا و اپوزیسیون خانه‌زادش در ایران،   مسلماً رهبران‌ آیندۀ کشور همچنان در نقش الاغ باربر استعمار ظاهر خواهند شد!  پس بهتر است بازگردیم به شرایط اسف‌بار امروز و بازنشخوار مطالبات استعمار در واکنش به بیانیۀ کازان.               

 

تکرار طوطی‌وار مطالبات استعمار و لگدپرانی‌های کنیزمطبخی عموسام به بیانیۀ کازان به این مختصر ـ  ستایش نقض مفاد کنوانسیون وین ـ  محدود نمانده.   علیرغم تأکید صریح اعضای بریکس بر «خاورمیانة عاری از سلاح‌های کشتار جمعی»،   و به ویژه درخواست ایران مبنی بر نابود کردن تجهیزات هسته‌ای اسرائیل،  حکومت شیعی،   کمال خرازی را جهت تخلیة چاهک محفل «الیوت آبرامز» بالای منبر فرستاد.   پیش از ادامة مطلب یک مینی‌پرانتز در مورد محفل کذا باز می‌کنیم.  

 

یادآور شویم، علاوه بر ماجرای «ایران ـ کنترا»،  فروش تجهیزات نظامی ‌اسرائیل به حکومت ملایان با هدف تداوم جنگ استعماری با عراق،‌  و تثبیت حکومت آخوند از طریق گسترش سرکوب و کشتار ایرانیان را نیز به این محفل جنایتکار مدیونیم!   محفلی که مانند محفل «کارتر ـ برژینسکی» از جنگ و تخریب و تاراج و بی‌ثباتی تغذیه می‌کند،   و وظیفه الهی‌‌اش تبدیل «کمربند سبز» دوران جیمی کارتر به «کمربند سبز هسته‌ای» است!   

 

نیازی نیست‌که بگوئیم طبق معمول، هدف نهائی هم «مهار روسیه» است.   کشوری که از دوران ناپلئون،  یعنی پیش از کودتای بلشویک‌ها و اتحاد دربار بریتانیا با دستگاه هیتلر،  آنگلو‌ساکسون‌ها و متحدان‌شان به آن چشم طمع داشته‌اند.  کشوری که همسایۀ شمالی ایران است و علیرغم ادعاهای پوچ رسانه‌های غرب و شاخک‌های اسلام‌زده‌شان،   با حکومت ملایان «اتحاد ستراتژیک» ندارد.   به عبارت دیگر،   با توجه به آنچه در ابتدای مطلب گفتیم،   «کنیز مطبخی» عموسام جهت فراهم آوردن زمینۀ‌ تهاجم نظامی «سوگلی اسرائیلی» به خاک ایران،   و ادامه و گسترش کشمکش‌های استعماری از هیچ کوششی فروگزار نمی‌کند.  حال مینی پرانتز را می‌بندیم تا بلبل زبانی‌های خرازی در مورد فتوی علی روضه‌خوان و توانائی‌های هسته‌ای مترسک آمریکا را بشنویم.   

 

ناگفته نماند که پس از گزارش بوق کهنه‌فروشان نیویورک ـ روزنامۀ نیویورک‌تایمز ـ  آنهم به نقل از منبع موثق «سه مقام ایرانی» مبنی بر فرمان علی خامنه‌ای به شورای عالی امنیت ملی ایران جهت حمله به اسرائیل این بلبل‌زبانی‌ها الزامی شده بود:

 

«[...] اگر ایران در معرض تهدید وجودی قرار گیرد،   دکترین هسته‌ای ایران ممکن است تغییر کند.  آقای خرازی تأکید کرد که ما اکنون توانائی‌های فنی لازم برای تولید سلاح هسته‌ای را داریم و فتوای رهبر جمهوری اسلامی ایران آن را منع می‌کند.»

منبع:   رادیوفردا،   ‌مورخ اول نوامبر 2024 

 

بله،  همانطور که «حاج» کمال خرازی از پشت دخل دکان خرازی‌شان فرموده‌اند،   امنیت و ثبات منطقۀ خاورمیانه در گروه تیزوآروغ جهادی زال‌ممد،  جیره‌خوار دربار پهلوی و قاطر راهوار محفل  الیوت آبرامز است!   کافی است ایشان یا جانشین‌شان آروغی بزنند تا تشکیل اتحاد جماهیر نوکری هسته‌ای،   نان شبکة سلطنتی پدوفیلی و برده‌داری را در روغن فراون‌تری شناور کند!   در اینصورت جای تردید نخواهد بود که دامنة سرکوب زنان ایرانی نیز گسترش یابد.  البته  موضوع سرکوب زن ایرانی، جهت پرهیز از اطالۀ کلام در وبلاگ جداگانه‌ای بررسی خواهد شد.