جمعه، شهریور ۰۲، ۱۴۰۳

نفت، نوبل، آبله!

 

 

حکومت ملایان پس از ترور اسمعیل هنیه،   هم مسئلة ارسال ارز به کشور اشغال‌شدۀ عراق را حل کرد،   هم نانی برای نرگس محمدی،   عضو تشکل تروریست نهضت آزادی به تنور چسباند،  و هم برای به ارزش گذاشتن پدر معنوی این تشکل تروریست،   به لاشة محمد مصدق دخیل بست!

 

اینچنین بود که ابتدا بهای نان را افزایش داد تا هزینة اعزام زائران به کربلا  ـ  کاروان صیغه و خرید و فروش برده و پدوفیلی و شکم چرانی با چاشنی روضه و زوزه برای عرب سوسمارخوری که به طمع خلافت ترکید ـ  تأمین شود.   سپس، رضا رسایی را به اتهام واهی قتل،   و در واقع به دلیل حمایت از جنبش «زن، زندگی، آزادی»  اعدام کرد تا خوراک تبلیغاتی برای کشتزار تقی محمدی،  عضو تشکل تروریست نهضت آزادی فراهم آید،   و نهایت امر جهت تجلیل از پدر معنوی این تشکل تروریست و به حاشیه راندن وابستگی‌اش به دستگاه پهلوی،   یک دادگاه 28 مردادی هم به راه انداخت!   و در این گیرودار میدان ژئوپولیتیک جهانی در تلاطم افتاده بود!

                

شش روز پس از بزرگ‌ترین تبادل زندانی میان مسکو و واشنگتن ـ  اول اوت 2024 ـ  ورود نیروهای نظامی اوکراین به منطقة کورسک در خاک روسیه،  به قول بی‌بی‌سی همه را «شگفت‌زده» کرد:

 

«[...] حمله اوکراین به خاک روسیه در ششم اوت نه تنها برای مسکو،   بلکه برای بسیاری [در داخل و خارج اوکراین]‌  شگفت‌انگیز بود.»

منبع:  توئیتر فارسی بی‌بی‌سی‌،  مورخ 13 اوت 2024

 

بله ارتش روسیه که بیش از دو سال است پای به خاک اوکراین گذارده،   و در برابر ارتش ناتو ایستاده،  معلوم نیست به چه دلیل منطقة ستراتژیک کورسک در مرز روسیه و اوکراین را اینچنین بی‌دفاع و به امید خدا رها کرده است؛   اینهمه حتماً برای اینکه «شگفتی» بیافریند!

 

متأسفانه به دلیل عدم دسترسی به اخبار موثق در مورد شرایط داخلی روسیه،  و روند مذاکرات «مسکو ـ واشنگتن» پیرامون اوکراین،   نمی‌توان در زمینه این «شگفتی‌آفرینی» اظهار نظر کرد.   ولی می‌توان آن را با دیگر «شگفتی‌آفرینی‌ها»،  از جمله با واکنش جنگ طلبان اسرائیل به توافق گروه‌های فلسطینی در پکن،   و سفر وزیر امورخارجة اوکراین به چین ـ   وبلاگ ناهید رکسان «آبراهام در المپیک» ـ  و واکنش حکومت ملایان به تصمیم دولت آلمان در مورد کاهش کمک‌های نظامی به اوکراین به قیاس کشید!

 

جونم براتون بگه!   انتشار خبر کاهش کمک‌های نظامی آلمان به نازی‌های اوکراین،   خشم خواهرخواندة شیعی‌شان را سخت برانگیخت.   ولی از آنجا که حکومت روسپی‌های انقلابی سازمان سیا در ایران نمی‌تواند،   و اربابانش هم نمی‌خواهند که اصل مطلب،   یعنی پیوند اندام‌وار تازی‌های شیعی و نازی‌های اوکراین آشکار شود،  بلافاصله «شگفتی آفریدند!»   و بوق ارباب‌شان هم تهاجم به موسسة فرهنگی گوته در تهران را در یک بسته‌بندی مبهم تحت عنوان «گزارش‌های رسیده از ایران حاکی است» به اطلاع مخاطبان «محترم» رساند:    

 

«گزارش‌های رسیده از ایران حاکی است که مأموران نیروی انتظامی جمهوری اسلامی با یورش به مؤسسه آموزش زبان آلمانی معروف به «گوته» در تهران،  آن را پلمب کردند. آلمان در واکنش،  سفیر ایران را احضار کرده است.»

منبع: رادیوفردا، ‌مورخ 21  اوت سالجاری 

 

باری در ادامة «گزارش های رسیده از ایران»،   سایت رادیوفردا ترهات و یاوه‌سرائی‌‌های سایت «میزان»،‌   وابسته به قوه قضائیه بیابانی شیعی‌ها به «تخلفات و اعمال غیرقانونی در مراکز غیرقانونی  وابسته به دولت آلمان» را تکرار می‌کند:  

 

«[...] دو شعبه از مراکز غیرقانونی وابسته به دولت آلمان که با نقض قوانین کشور، مرتکب اعمال غیرقانونی متعدد و تخلفات گسترده مالی شده بودند،  با دستور مقام قضائی تعطیل شدند.»

همان منبع

 

بله همانطور که در سطور فوق می‌بینیم،   «دو مرکز غیرقانونی وابسته به دولت آلمان» در کشور ایران فعال بوده‌اند و قوۀ قضائیه بیابانی شیعی‌ها هم تا این تاریخ کور بوده!   ولی پس از اینکه صدراعظم آلمان تصمیم گرفت کمک‌های نظامی به اوکراین را کاهش دهد،  به یک باره قوه قضائیة مذکور بینا شده و «شگفتی آفریده!»   بین خودمان بماند،   ماه اوت،   «ماه شگفتی‌آفریدن» است!

 

به عنوان نمونه در این ماه «میمون»،   سازمان بهداشت جهانی که پیشتر با پاندمی کرونا ویروس موفق شده بود جوزف بایدن را به کاخ سفید بفرستد،  اینبار برای حمایت از نامزد حزب دمکرات ایالات متحد ـ  کامالا هریس ـ یک پاندمی جدید از لیفة‌ تنبان بیرون کشیده به نام «آبله میمون».  و جای تعجب نیست که بلافاصله کشورهای فاکستان و فیلیپین،   و محفل نوبل‌ستان موارد کشندة‌ این بیماری را «مشاهده» کنند!  همچنین در همین ماه میمون اوت،  شاهد پیروزی یک انقلاب سیا در بنگلادش هم بودیم.

 

جریان ازاین قرار بودکه مخالفت دولت بنگلادش با درخواست واشنگتن برای اشراف بر خلیج بنگال  ـ  احداث پادگان نظامی در جزیرۀ‌ سن مارتن ـ  باعث شد تا سوت سازمان سیا به صدا درآید و «دانشجویان» اعتراض کنند!   اعتراض قشر غیرمولد و غیرمسئول «دانشجو»،  حدود یک‌ماه به طول انجامید،  300 نفر کشته شدند و از این محشرخر،  یک بابائی به نام «ناهید اسلام» ظهور کرده و خواهان تشکیل دولت توسط محمد یونس،‌  برندة جایزۀ نوبل شده است!

 

یادآور شویم  در کارنامة درخشان محمد یونس،   علاوه بر خرید و فروش برده، تجارت کلیه و کبد و قلب انسان نیز به ثبت رسیده است،  و بی‌دلیل نیست که محفل نوبل محمد یونس را اینچنین مورد عنایت قرار داده و «ناهید اسلام» نیز به کم‌تر از صدارت این جنایتکار برگزیدة محفل نوبل رضایت نمی‌د‌هد!  خلاصه دردسرتان ندهم،   به محض پیروزی انقلاب سیا،‌  افغانستان دومی متولد شد؛‌  موج تهاجم به هندوها،  آتش‌زدن آلات موسیقی، تخریب مجسمه و غارت خانه‌ها ... و در بنگلادش به راه اوفتاد.   و نیازی نیست که بگوئیم بوق‌های آتلانتیسم و شاخک‌های شیعی‌شان موفق شدند این بساط مهوع را به سکوت برگزار کنند.   چرا که پس از ترور اسمعیل هنیه توسط حکومت ملایان،   جهانیان از وحشت «انتقام سخت» این حکومت پوشالی از سرور اسرائیلی‌اش به خود می‌لرزیدند و حواس‌شان به کودتا در بنگلادش نبود!

 

به عبارت دیگر ترور اسمعیل هنیه در تهران،   از یک‌سو ابزاری شد جهت انحراف افکار عمومی از کودتای سازمان سیا در بنگلادش،   و از سوی دیگر،   زمینه‌ای فراهم آورد تا نخست‌وزیر بریتانیا و رئیس‌جمهور فرانسه و صدراعظم آلمان،  برای گفتگوی تلفنی با مسعود پزشکیان،  صف کشیده و نوبت بگیرند!   ‌ البته در ظاهر جهت تقاضای «چشم پوشی از انتقام!»  خلاصه به این ترتیب چندین و چند دروغ شاخدار به افکار عمومی حسابی حقنه شد!

 

نخست اینکه روسپی‌های انقلابی سازمان سیا در ایران هیچ دخالتی در این جنایت نداشته‌اند؛   اسمعیل هنیه را اسرائیل به قتل رسانده!   دیگر آنکه حکومت زپرتی زال‌ممد،   مستقل و صاحب اختیار و تصمیم‌گیرنده  است و می‌تواند انتقام قتل هنیه را از اسرائیل بگیرد!   و اینک جماعت کذا واسطه شده‌اند تا زال‌ممد از انتقامجوئی صرفنظر کند!   البته طفلک‌ها ـ  سران اروپا را می‌گویم ـ  حق داشتند نگران باشند!

 

به محض انتشار خبر قتل رهبر حماس در تهران،   پاسدار شریعت‌مداری،  از پای منقل،   و آخوند علم الهدی از پشت دخل روسپی‌خانه‌های حرم رضوی خواهان حمله به ناوگان پنجم آمریکا در آ‌ب‌های منطقه شده بودند ـ  بی‌بی‌سی ‌و گویانیوز مورخ اول اوت سالجاری !   آمریکا هم که از تهدید سگ‌های هار و وفادارش به شدت هراسیده بود،   تصمیم گرفت حضور نظامی‌اش را در آب‌های منطقه افزایش دهد!   البته این روند از زمان استقرار حکومت جیره‌خواران دربار پهلوی در ایران رایج شده بود!   هر وقت مصلحت آمریکا ایجاب می‌کرد،   پوزبند خمینی را برمی‌داشتند تا از روی بالکن جماران به صاحب قلاده‌اش پارس کند،  و زمینه را جهت افزایش حضور نظامی ارباب و تاخت‌وتاز اسرائیل فراهم آورد. 

 

فراموش نکنیم که تجزیة لبنان و ترور رهبران لائیک فلسطین،   و سپس سرنگونی دولت لائیک عراق و ایجاد تشکل تروریست حماس توسط آریل شارون،  مهم‌ترین دستاوردهای حکومت روسپی‌های انقلاب اسلامی سازمان سیا در ایران است.   حکومتی که 45 سال است با شعار «مرگ بر اسرائیل،  و مرگ بر آمریکا» در واقع به اجرای سیاست‌های پنهان آمریکا و اسرائیل اشتغال دارد!   بوق‌های آتلانتیسم می‌توانند روزی هزار بار این دروغ شاخدار را تکرار کنند که «در ایران انقلاب شده و حکومت اسلامی ایران دشمن آمریکا است؛»  ‌ واقعیت عوض نمی‌شود،   همانطورکه 70 سال دروغ‌های شاخدار اینان در مورد «دمکراسی مصدقی» در ایران هم نتوانست واقعیت را تغییر دهد!  

 

واقعیت این است‌که محمد مصدق،   فرزند خلف کودتای سوم اسفند 1299،  و پدر تشکل تروریست نهضت آزادی است.   «جریانی» که در احمدآباد شکل گرفت و به عنوان عصای دست استعمار،   روز 22 بهمن 57،  کار را به استقرار حکومت «روسپی‌های انقلابی سازمان سیا» در ایران کشاند.

 

واقعیت این است‌که رزم‌آرا می‌خواست از طریق حقوقی بحران نفت را حل کند تا زیانی متوجه ملت ایران نشود،   حال آنکه  لندن ترجیح می‌داد با لشکرکشی خیابانی و تحریم اقتصادی ملت ایران،  هم «غلام جان‌نثار» را به «قهرمان ملی» تبدیل کند و هم با کشاندن آمریکا به صحنة سیاست ایران،  زمینه را برای بازگرداندن جامعة‌ ایران به نقطة صفر ـ  انقلاب اسلامی ـ  فراهم آورد!    از قضای روزگار برای تحقق این سناریو هم میعاد 19 اوت را برگزید!   اینکه بپذیریم در دوران مصدق «دمکراسی» در ایران حاکم بوده،   ایجاب می‌کند تا پوپولیسم ـ  ضددمکراسی ـ‌  را به عنوان دمکراسی بپذیریم!

 

یعنی بپذیریم ترور رزم‌آرا ـ‌ ،  نخست وزیری که می‌خواست بحران نفت را از طریق حقوقی حل کند ـ ،   صدور یهودیان ایران به اسرائیل،  به راه انداختن خردجال در خیابان‌های پایتخت،  اعمال تفکیک جنسیتی در دبستان‌ها،  یکجانبه‌گرائی و نقض قوانین و مقررات بین‌المللی جهت تأمین منافع لندن از طریق تحمیل تحریم‌های اقتصادی بر ملت ایران،   و ایجاد ترادف میان قوة مقننه و گلة وحش با شعار «هر کجا مردم هستند، مجلس همانجاست»،  معنائی جز «دمکراسی» ندارد!

 

به عبارت دیگر باید بپذیریم که دمکراسی،   به عنوان حاکمیت نظم حقوقی انسان‌محور همان پوپولیسم است!   در اینصورت می‌رسیم به «ترادف کلی» ـ  مخدوش کردن مرز مفاهیم متضاد  ـ  که پایه و اساس پروپاگاند سازمان سیا به شمار می‌رود!   پروپاگاندی که «آداب و رسوم و سنت» را با «سنت مقدس»؛   «مدرنیته» را با «نوینی‌ات»؛   و «دمکراسی» را با «آزادی»  ـ گویا نیوز ،  مورخ 18 و 19 اوت سالجاری ـ  طاق می‌زند!   از همه جالب‌تر اینکه،  همین ترادف کلی،   پزشکیان را با «ابن‌سینا»،  پزشک، ریاضی‌دان،  اخترشناس، و ... و فیلسوف،  و دولت‌مرد ایرانی در ترادف قرار داده ـ  منبع:  بی‌بی‌سی،  مورخ  13 اوت سالجاری. 

 

بی‌دلیل نیست که اینک ‌حکومت زال‌ممد نیز بساط دادگاه 28 مرداد و محمد مصدق پهن کرده،   و می‌خواهد از طریق کاسبی با لاشة مصدق،  کودتای محفل «کارتر ـ برژینسکی» در ایران را به ارزش بگذارد،   و از خود تصویر «مخالف استبداد و چپاول» ارائه دهد.



جریان از اینقرار است که در هفتاد و یکمین میعاد 19 اوت 1953،  حکومت زال‌ممد،   دکانی تحت عنوان «دادگاه کودتای 28 مرداد» افتتاح کرده است.   وظیفة «بادگاه» مذکور رسیدگی به «دعاوی حقوقی شهروندان ایرانی در استان‌های مختلف کشور» اعلام شده ـ  منبع:   سایت رادیوفرانس انترناسیونال، ‌مورخ 20 اوت 2024.

 

بله حکومتی که قوانین ‌انسان‌ستیزش از رسم و رسوم بادیه‌نشینان قرن هفتم میلادی ملهم شده،‌   و به پدوفیلی و برده فروشی و سنگسار و قصاص و مثله کردن پیکر انسان‌ها و تفکیک جنسیتی و حرمسراداری،   «رسمیت قانونی» بخشیده،   نه تنها «دادگاه» در مفهوم معاصر برگزار می‌کند،   که گویا «شهروند» هم دارد!  به عبارت دیگر همه می‌باید این حکومت هشل‌هف و ابراهیمی را در مقام یک حکومت منطقی شناسائی کنند!   بوق‌های آتلانتیسم هم مرتب می‌گویند و باز می‌گویند که در ایران «شهروند» وجود دارد!   حال آنکه خارج از نظام دمکراسی سیاسی،  نه شهروند می‌تواند وجود داشته باشد،  و نه حقوق شهروندی موضوعیت دارد!

 

باری در دکان 28 مرداد حکومت ملایان قرار شده «چپاول نفت ایران؛  استبداد پهلوی و خسارت‌های آمریکا و انگلیس به ملت ایران» مورد بررسی قرار گیرد!  به عبارت دیگر روسپی‌های انقلابی سازمان سیا به این توهم دچار  شده‌اند که با این نمایشات بیخ‌دیواری خواهند توانست،  هم ارتباط اندام‌وارشان را با استبداد استعماری پهلوی و لندن واشنگتن انکار کنند،  و هم چپاول نفت ایران در دوران انقلاب اسلامی را پنهان داشته،  آن را به دوران پهلوی محدود کنند!   از همه مهم‌تر اینکه،   زال‌ممد می‌خواهد از خود و حواریون‌اش تصویر ابله‌فریب «ضداستبداد» ارائه نماید و به زبان بی‌زبانی،  ‌ از کودتای محفل «کارترـ برژینسکی» در ایران تجلیل فراوان به عمل آورد.   

 

می‌دانیم که در پروپاگاند سازمان سیا،   از توحش و تحجر و انسان‌ستیزی به عنوان «دین آزادی» یاد می‌شود،  و بوق نژادپرستان بریتانیا نیز به کرات خمینی را «رهبر ضداستبداد» می‌خواند.   همچنین فراموش نکرده‌ایم که برای کنیزالاسلام عبادی نیز یک جایزه نوبل ابتیاع کردند تا در سیرک سیار استعمار جار بزند:  «اسلام با دمکراسی هیچ تضادی ندارد!»

 

به عبارت دیگر همه باید بپذیرند که «زن‌ستیزی و پدوفیلی و برده‌فروشی و تجاوز و جنایت و...» با دمکراسی،   ویراست محفل نوبل هماهنگی نشان می‌دهد!   ناگفته نماند که شگفتی‌آفرینی‌های ماه اوت در کشور ایران به بادگاه 28 مرداد ـ  19 اوت 1953ـ  محدود نمانده!    بله،   میعاد 19 اوت را فراموش نکنیم!  این میعاد علاوه بر کودتای باند یلتسین و فروپاشی اتحادجماهیر شوروی،  به تحمیل مک‌کارتیسم به ملت ایران،   و سپس تبدیل سینما رکس آبادان به کورة آدم‌سوزی ـ  تحت نظارت محمدباقر نمازی،  استاندار وقت خوزستان ـ،  و از همه مهم‌تر به «رفراندوم» نازی‌ها برای نشاندن هیتلر در جایگاه «فوهرر» ‌نیز ارجاع می‌دهد.  خلاصه از سال 1934 میلادی،   ماه میمون و مبارک «اوت»،‌   پاشنه‌آهنی‌ها را عین «سگ پائولوف» ‌شرطی کرده،  ‌ به هر ترتیبی که شده می‌خواهند «شگفتی» بیافرینند!