یکشنبه، آبان ۲۰، ۱۴۰۳

مهسا امینی و پورنوگرافی شیعی!

 

 

مهسا امینی،   ‌یک رهگذر بود،   نه فعالیت سیاسی داشت،  نه دانشجو بود،  و نه به گشتاپوی ارشاد شیعیان اعتراضی کرده بود!   مهسا امینی یک «زن» ساکن سقز بود که در پایتخت شیعی‌ها قربانی خشونت حکومت شد.   قتل وی خیزشی در پی آورد که در کشور استعمارزدة ایران،   تنها جنبش غیرایدئولوژیک شمرده می‌شود.   جنبشی که روی به زندگی و آینده دارد.   پیکر بی‌جان مهسا امینی،  سنگ زیربنای این خیزش یگانه است.   از اینرو ریزه‌خواران حکومت ملایان با هدف تخریب جنبش «زن، زندگی، آزادی»،   و پیوند دادن آن به پورنوگرافی و رفتار ضداجتماعی در داخل و خارج مرزها بسیج شده‌اند!   گسترۀ این تحرکات نشان هراس اربابان آنگلوساکسون حکومت شیعی از جنبش «زن،  زندگی، آزادی» در پی قتل مهسا امینی است.

 

انتخابات ایالات متحد،   علاوه بر تأمین پیروزی بی‌سابقه برای دونالد ترامپ،  اکثریت مطلق مجلس سنا را نیز به جمهوریخواهان داد و حضور اینان را در کنگره تقویت کرد!   این نتایج همانطور که شاهد بودیم در اروپا،   به سقوط دولت جرمانی ـ   له‌لة اسرائیل ـ  و لال‌مانی دولت بریتانیا ـ  پدرخواندة اسرائیل ـ  منجر شد.  در نتیجه،   زال‌ممد معظم نیز که به عادت دیرینة همة‌ سگ‌های هار و وفادار آنگلوساکسون‌،  و به ویژه به دلیل شناخت و آگاهی و دانش و شعور بی‌حد و مرزشان در مورد همة مسائل اظهار نظر می‌کنند،   بالای منبر پریدند؛  هر چند سکوت اختیار کردند!   سکوت ایشان باعث نگرانی شدید بوق نژادپرستان بریتانیا شد.   بی‌بی‌سی سینه‌زنان و اشک‌ریزان روی شبکة مجازی می‌دوید و می‌پرسید،  «واکنش ایران به پیروزی ترامپ چیست؟!»  به استنباط ما دلیل آشفتگی بی‌بی‌سی نادیده گرفتن ظهور و تبانی دو شاه سلطان حسین،   پس از تهاجم ارتش اسرائیل به خاک ایران بود!

 

همانطورکه در وبلاگ «بریکس،  بمباران و بی‌بی» اشاره کردیم،   پس از این تهاجم،  شاه سلطان حسین ساکن واشنگتن ساکت ماند،   و این یک شاه‌سلطان حسین،  مستقر در تهران تلاش کرد با وراجی و مبهم‌بافی از محکوم کردن تجاوز اسرائیل به خاک ایران طفره رود.   و اما در مورد پیروزی ترامپ،  رضا پهلوی زبان به چاپلوسی و ستایش و «به‌به» و غیره گشود،  و جهادی زال‌ممد معظم به علامت «رضا» خفقان گرفت!

 

و می‌دانیم که در «باجناق‌سالاری» شیعی،  «آزادی بیان» برای انواع انگل و مفتخور و لات‌واوباش و خاله‌شلخته‌ و کنیزالاسلام‌،  باحجاب و بی‌حجاب و زندانی و محصور و ...  تضمین شده.   ولی از آنجا که این جماعت شهامت ندارد از سوی خود سخن گوید،  نمی‌تواند به صراحت از پیروزی ترامپ ابراز خرسندی نماید.  در نتیجه رونق بازار تناقض‌گوئی و پرت‌وپلاپراکنی و تقیه و عشوه‌‌شتری و تظاهر به بی‌تفاوتی و ... دو چندان شده است.  در این هیهات،  مم‌جواد و پاسدار لاریجانی و شرکاء زیرجلکی به کازینونژاد خوشامد گفتند.  و وزیر امورخارجۀ زال‌ممد هم با تأکید بر «احترام به نتایج انتخابات»،   ایالات متحد را در جریان الطاف و عنایات ویژۀ حکومت شیعی قرار داد!  ولی از همه جالب‌تر دم‌جنبانی امام جمعۀ اردبیل و فرماندة «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» ـ   همان بازوی ارتش اسرائیل در ایران ـ  برای پیروزی «کازینونژاد» بود!

 

امام جمعۀ کذا پس از تحقیق و تفحص در آثار امام زین‌العابدین بی‌عار،   و امام جعفر سابق و رسالة شیخ پشم‌الدین تفتازانی،  به «روحیات ترامپ» پی برده،   دریافت که ترامپ به اقتصاد اهمیت می‌دهد؛  اهل جنگ نیست!   پشم الدین چنین استدلال کرده که «جنگ به افزایش بهای نفت منجر می‌شود» و ... و همین «روحیات» احتمالاً موضع ایران را هم تقویت خواهد کرد:

 

«[...] ترامپ روحیاتی دارد که احتمالاً منجر به تقویت موضع ایران خواهد شد.  اولاً مرد اقتصادی است به همین جهت اهل جنگ نیست،   چون جنگ هزینۀ بسیار زیادی دارد و قیمت نفت را نیز بالا می‌برد[...]»

منبع:  سایت پیک‌نت،  مورخ 9 نوامبر سالجاری

 

اینکه جنگ به اقتصاد «صدمه» وارد می‌کند حتماً از کشفیات «علمی» زین العابدین بیعار و جعفر سابق ـ فون براون جهان تشیع ـ  باید باشد.   باری دومی،‌   یا همان فرماندۀ پاسدارها نیز «دلیل پیروزی ترامپ» را برای بین‌الملل ابلهان اینچنین به تفصیل شرح ‌داده است:

 

«[...] ترامپ به این دلیل پیروز شد که دمکرات‌ها در جنگ غزه به اسرائیل اسلحه می‌دادند که معنای آن چنین است که ترامپ دستش در جنگ غزه آلوده نیست و می‌توان با او کنار آمد [...]»

همان منبع

 

این بود شمه‌ای از وراجی‌های نخبگان و عالمان و دانشمندان جمکرانی!  ولی به استنباط ما،  پیروزی ترامپ دیواردودی است جهت پوشش عقب‌نشینی جهانی آمریکا.   از شما چه پنهان، چند روز پیش از اعلام نتایج انتخابات ایالات متحد،  تحرکات ‌دولت سوگلی ـ اسرائیل ـ  و حکومت کنیزمطبخی آمریکا نتیجة این انتخابات را مشخص کرده بود!  سوگلی برای ارائۀ تصویر قابل‌قبول از دولت‌ اسرائیل،   «یوآو گالانت»،   وزیر دفاع‌ خونخوارش را برکنار کرد.   کنیزمطبخی نیز،   ضمن تکذیب اعدام جمشید شارمهد،‌  همزمان با خط‌ونشان کشیدن برای خاتون،  وزیر امورخارجه‌اش را برای تکدی نزد خواهر دوقلوی اسرائیل ـ فاکستان  ـ فرستاده بود.   و از قضای روزگار،  به منظور انحراف افکار عمومی از عدم محکومیت تجاوز اسرائیل به خاک ایران،  سناریوی «زن برهنه» را در میعاد صدور بیانیة بالفور به صحنه آورد.

 

در این سناریو،   زن جوانی با لباس زیر در محوطۀ دانشگاه آزاد «اسلامی» گویا با مأموران حراست،  یا بهتر بگوئیم چماقداران جهادی زال‌ممد که در دانشگاه مستقر شده‌اند بحث می‌کند!   عفو بین‌الملل و کاربران فضای مجازی هم تأکید دارند که او «در اعتراض به حجاب اجباری» برهنه شده است:

 

«[...] روز شنبه 12 آبان‌ماه،   ویدیوهائی از زنی با لباس زیر در محوطۀ دانشگاه آزاد اسلامی تهران منتشر شد که نشان می‌داد او در حال بحث با مأموران حراست است.   عفو بین‌الملل و بسیاری از کاربران فضای مجازی این اقدام او را اعتراض به حجاب اجباری دانسته‌اند.»

منبع: رادیو فردا،  مورخ 3 نوامبر سالجاری

 

بله در گیرودار نبرد بی‌امان دو سگ‌ درندة عموسام ـ  حکومت ملایان و اسرائیل ـ  به گزارش رادیو فردا،  و به نقل از شبکه‌های اجتماعی «یک زن جوان در دانشگاه برهنه شد؛  مأموران حراست لباس‌هایش را پاره کرده‌ بودند!»   یک کلیپ هم تحت عنوان «انتقال دانشجوی معترض به حجاب اجباری دانشگاه آزاد» ضمیمة گزارش بود!   برای بررسی منطقی این ماجرا ابتدا فرض می‌کنیم که کل این قضیه واقعیت دارد.  یعنی یک زن جوان در واکنش به وحشیگری چماقداران حکومت در دانشگاه «آزاد» برهنه شده است.      

 

برای کسانی که دوران نکبت بار «بهارآزادی» شیعی‌ها و به ویژه دوران صدارت نکبت‌بار‌تر میرحسین موسوی را دیده‌اند،   واکنش این زن جوان به مزاحمت‌های مکرر و مداوم چماقداران حکومت در دانشگاه ـ   فرضاً عرصة علم و تفکر و استدلال ـ‌  به هیچ عنوان جای تعجب ندارد.   هر فردی مورد تهاجم قرار گیرد،  ‌ خشم خود را به نوعی بروز می‌دهد.  ممکن است به عامل خشونت حمله ور شود؛  خشم خود را کنترل کند؛   و یا ممکن است همچون این زن جوان ـ  می‌گویند نامش آهو دریائی است ـ  با برهنه شدن،  پیکر خود را به ابزار اعتراض تبدیل کند و باورهای زن‌ستیزانه‌ای که با هدف سرکوب اجتماعی،  پیکر زن را  در ردة‌ «منهیات» قرار داده،   مورد تهاجم قرار دهد.  در این راستا،   برهنه شدن آهو دریائی در محوطة دانشگاه،   ابعاد گستردة توحش و خشونت و سرکوب زن توسط حکومت ملایان را نمایان می‌کند.

 

 از سوی دیگر می‌دانیم که در حکومت ملایان،  برای ورود به دانشگاه،  دانشجو موظف است شرایط ضدانسانی حاکم بر این مکان ظاهراً «علمی» و در واقع ضدعلمی را رعایت کند؛   در غیراینصورت از حق ادامۀ تحصیل محروم می‌شود.   مسلماً آهو دریائی از مقررات بدوی و بیابانی حاکم بر دانشگاه شیعی‌ها آگاه بوده،  ‌ تا مدت‌ها نیز این احکام توحش را رعایت کرده بود،   ولی در میعاد دوم نوامبر،  خشونت مأمور حراست،   او را چنان به خشم آورده که صبر و تحمل‌ش به پایان رسیده و برهنه شده.   و همانطور که گفتیم با توجه به خشونت حاکم بر جامعه ایران و به ویژه تحمیل احکام توحش شرع بر زنان،   این واکنش هیچ تعجبی ندارد.   همچنین تعجبی ندارد که «آهو دریائی» تبدیل شود به ابزار بهره‌ برداری سیاسی انواع کفتار در داخل و خارج مرزها!   از واکنش کفتارهای درون مرزی،  و در رأس‌شان کشتزار تقی محمدی،   که به آخوند جایزۀ حقوق بشر اهداء کرده فاکتور می‌گیریم و می‌رویم به سراغ فرنگی‌‌ها!    

 

در خارج مرزها همانطورکه شاهد بودیم انتشار این کلیپ برای چپ‌نمایان فرانسه و بوق‌های‌شان از جمله «لیبراسیون» ـ  رسانه‌ای که برای ستایش ابتذال و ناهنجاری‌ها،  توسط ژان پل‌سارتر بنیانگزاری شد ـ  فرصتی طلائی فراهم آورد!   اینان که 46 سال پیش،  هم‌صدا با حزب کمونیست فرانسه و روشنفکران رسانه‌ای ـ  سارتر، کوشنر،  فوکو و... ـ  برای آخوند پدوفیل و برده‌فروشی به نام خمینی معرکه گرفته بودند،   با تجمع در برابر «پانتئون»،   و سردادن شعار «زن،  زندگی، آزادی» تلاش کردند سابقة درخشان‌ آخوند‌پرستی‌شان را از اذهان «پاک» کنند!  گویا حضرات پس از 46 سال تناول خوراک دنبلان آخوند،  حال هوس «آهوی بریان» کرده باشند!    این جماعت فرصت‌طلب می‌خواهد به هر ترتیب که شده برهنه شدن آهو دریائی در واکنش به خشونت مأمور حراست «دانشگاه آزاد» تهران را به قتل مهسا امینی توسط گشتاپوی ارشاد و جنبش «زن،  زندگی،‌ آزادی» پیوند دهد!

 

به این ترتیب هم سایة کردها از سر جنبش «زن،  زندگی،‌ آزادی» کم می‌شود،   هم با انتقال مرکز ثقل این جنبش از سقز به تهران،   قتل مهسا امینی تحت‌الشعاع برهنه شدن آهو دریائی قرار می‌گیرد.   در نتیجه حکومت ملایان که پس از جنبش «زن،  زندگی، آزادی» دو سال است عین خر درگل گیر کرده،  و علاوه بر خودزنی‌های مکرر،   تلاش کرده با ابتیاع جایزۀ نوبل برای کشتزار تقی محمدی،  قتل مهسا امینی و جنبش «زن،   زندگی،  آزادی» را به حاشیه براند، آسوده خاطر خواهد شد.   حال با توجه به سکوت 3 روزة حکومت ملایان در برابر انتشار کلیپ مذکور،   و پرش صیغه‌های صادراتی‌ و به ویژه ابراز وجود پاسدار اکبر «نابغه» در میانة این میدان،  می‌توان کلیپ «زن برهنه» را به عنوان «کلیپ حکومتی» برای ایجاد نفرت از «زن دانشجو» هم مورد بررسی قرار داد.

 

پاسدار اکبر «نابغه» با مشاهدة کلیپ کذا موفق شده ضمن تحقیر آهو دریائی،  به پیروی از اصول گوبلز،‌  هم انگشت اتهام را به سوی قربانی خشونت بگیرد،   هم با تأکید تلویحی بر «گناه» وی ـ  برهنه در میان جمعیت زیاد ـ   چند کیلو اسلام ناب‌محمدی بفروشد،  و‌ آمریکا را هم با کشور استعمارزدۀ ایران در ترادف قرار دهد:

 

«[...] اینکار در آمریکا هم جرم است»

منبع:  گویانیوز،  مورخ 6 نوامبرسالجاری

 

استدلال نصفه‌نیمۀ وی که عامل خشونت را نادیده می‌گیرد چنین است؛   اگر «در آمریکا هم برهنه شدن در شهر، ‌ ممنوع است»،   پس گشتاپوی ارشاد «حق» داشته زن برهنه را بازداشت کند!   در نتیجه بر اساس عرعر سرشار از نبوغ پاسدار اکبر،  آهو دریائی نه تنها مرتکب «گناه» شده که مقررات آمریکا را هم نقض کرده!   بله،  چماقدار صادراتی که برای میرحسین موسوی جلاد سینه می‌زد،   امروز با تکیه بر مقررات حاکم بر جامعه‌آمریکا،  از ملت ایران «طلبکار» شده است.     

 

به یاد داریم که پس از قتل مهسا امینی توسط گشتاپوی شیعی،  حکومت ملایان با دروغ‌پراکنی زمینۀ آشوب را فراهم آورد و اوباش حکومتی را جهت تخریب و تهاجم به خیابان هی کرد تا معترضین بی‌سلاح توسط نیروهای انتظامی سرکوب شوند.   حکومت زال‌ممد با این صحنه‌سازی در جایگاه طلبکار نشست، ‌ و ضمن سردادن عرعر «توهین به مقدسات» برای راهپیمائی بر علیه این «توهین» فراخوان نیز ‌داد!   طی کمتر از یک هفته حکومت زال‌ممد با کمک چماقداران «مخالف‌نما» موفق شد،‌   شعار زندگی‌بخش «زن،  زندگی،  آزادی» را به شعارهای مرگ و نفرت و ستایش از روح رضاشاه بیالاید.  به این امید که همچون سال 1357،   اجماع پیرامون «مرگ و نفرت» زمینه‌ساز استقرار یک فاشیسم تازه نفس شود.  

 

اینبار نیز محور اصلی سناریوی حکومت همین بود:  به حاشیه راندن شعار زندگی‌بخش جنبش «زن،  زندگی،  آزادی» از طریق تحریک افکار عمومی بر علیه «زن!»  با یک تفاوت عمده؛  اینبار در سناریوی حکومت ملایان،  ‌ «زن» و کل ماجرا ساختگی است!

 

یک‌زن را وادار کرده‌اند با لباس زیر در میان جمعیت پرسه بزند.   بعد یک‌نفر را به عنوان همسر سابق وی به صدا و سیمای زال‌ممد آورده‌اند،   تا برای وضعیت او گریه‌وزاری به راه بیاندازد و ... و از شما چه پنهان با توجه به رنگ‌های مرده و ناهماهنگ لباس زیر پرسوناژ زن که لباس کاروان ورزشی ایران در المپیک را تداعی می‌کند،  به نظر می‌رسد طراح هر دو لباس شخص زال‌ممد باشد!   با این تفاوت که لباس کاروان ورزشی،  دهن‌کجی به ملت ایران بود،   و لباس پرسوناژ کلیپ حکومتی «زن برهنه»،  تحقیر زیرجلکی زن ایرانی است!   آنهم  زنی که دانشجو است،   و علاوه بر منهیات و مقدسات آخوند،  به قول پاسدار اکبر «نابغه» هنجارهای آمریکا را نیز به چالش می‌کشد!   خلاصه  گویا بعضی‌ها برای تهیۀ این کلیپ خیلی نبوغ به خرج داده‌ بودند!   چرا که با ایجاد نفرت از زن،   و به ویژه نفرت از زن مخالف ملا،  می‌توان برای قشر زالوصفت آخوند حاشیۀ امن ساخت،   تا سایۀ مرگ و نفرت  بر عشق و زندگی سنگین‌تر شود.   

 

ولی سرکوب زن در جامعۀ ایران به حکومت ملایان محدود نیست.   در این رابطه لازم است با استفاده از مطالب ویکی‌پدیا،   نیم‌نگاهی به تاریخچۀ مبارزات زنان ایران بیاندازیم.  ویکی‌پدیا می‌گوید،  «به دلیل ناکامی جنبش مشروطه در تأمین حقوق زنان» ـ  و در واقع به دلیل دخالت مستقیم سفارت بریتانیا برای تخریب اهداف مترقی این جنبش ـ  در سال 1301 شمسی،  به کوشش محترم اسکندری و گروهی از زنان روشنفکر جمعیتی به نام «نسوان وطنخواه» تأسیس شد که نشریه‌ای نیز به همین نام منتشر می‌کرد.   

 

برپائی کلاس‌های آموزشی دختران و اکابر،  تأسیس درمانگاه برای زنان فرودست،‌   برگزاری نمایش و جلسات سخنرانی و راهپیمائی از دیگر فعالیت‌های این جمعیت بود.   در سال 1311 دومین کنگرة نسوان شرق به میزبانی همین جمعیت در ایران برگزار شد.   و از قضای روزگار، ‌ یک سال بعد،  با آغاز سرکوب احزاب و رسانه‌ها،  دستگاه میرپنج به فعالیت این انجمن پایان داد!   

 

نخستین تئاتر زنان ایران توسط این جمعیت با همکاری میرزادۀ عشقی نوشته شد،‌  و در پارک اتابک به اجراء درآمد.  اما مخالفت شدید ملایان تهران به ممنوعیت اجرای این نمایشنامه انجامید!   این مطلب را محض اطلاع آن‌هائی آوردیم که باورشان شده،   «پهلوی اول دشمن آخوند‌ها بود،  و این انگل‌ها را خیلی اذیت می‌کرد!»

 

در میان حامیان جمعیت نسوان وطنخواه می‌توان به سعید نفیسی،  میرزادة عشقی،  رضازاده شفق و ... اشاره کرد.   و همانطورکه می‌دانیم،   زن ایرانی،  کلیات سعدی و میرزادة عشقی از جمله قربانیان کودتای آیرون‌ساید به شمار می‌آیند.   این مختصر را گفتیم تا به ارتباط اندام‌وار چپاول اقتصادی با سرکوب زن،  و نتیجۀ ‌محتوم آن،   یعنی گسترش ابتذال از طریق سرکوب اجتماعی و فرهنگی در کشورمان اشاره‌ای کرده باشیم.