جمعه، دی ۱۹، ۱۴۰۴

بهار شوره‌زار!

 

چه زود راه فنا پيمود

رسالتي که رذالت بود!

(نادر نادرپور)

 

از 21 آذرماه سالجاری تا هم امروز،‌  حکومت ملایان کشور را به عرصة تاخت و تاز و عربده‌جوئی خردجال تبدیل کرده؛  ‌ چماقداران و چپ‌نمایان ساکن فرنگ از خردجال حمایت می‌کنند،  و مدفوعات غرب از سیاهی لشکر استعمار به عنوان «معترض و مخالف حکومت اسلامی» یاد می‌‌فرمایند،   حال آنکه واقعیت نه این است!‌  سیاهی لشکر استعمار را به میدان آورده‌اند تا همچون سال 1357،  مطالبات انسانی ملت ایران را به حاشیه برانند!      

 

همانطورکه شاهد بودیم،  سال نو میلادی در بلاد غرب،   با افتتاح شعبة کورة‌ آدم‌سوزی در یکی از بارهای کرانس مونتانا به نام «کنستلاسیون» آغاز شد!   آنچه رسانه‌ها به دروغ ادعا کردند «آتش‌سوزی» بود و ده‌ها کشته و بیش از یکصد زخمی برجای گذارد!  جالب اینکه،   شخص کینگ چارلز نیز رسماً این فاجعه را تسلیت گفتند!   ولی پس از 10 روز،   کاشف به عمل آمد که بار مذکور به ژاک موره‌تی،  یک  روسپی‌خانه‌دار سابقه‌دار،  بدون مرز و برخوردار از حاشیۀ امن تعلق داشته:

 

«ژاک موره‌تی [...] از سال 2008 به دلیل وادار کردن زنان جوان به خودفروشی در فرانسه،  و سوئیس ـ شهرهای ژنو و برن ـ   و در ارتباط با شبکۀ روسپی‌خانه‌داران سوئیسی،  محکوم شده بود [...]»       

 منبع:  سایت فیگارو، مورخ 9 ژانویه 2016

 

بله کارفرمایان روزنامۀ فیگارو بالاخره «در باز را هل دادند»،   و بدون اشاره به شیوة شناخته شدة تصفیه حساب‌های محافل مافیائی،  عوام را در جریان شغل شرافتمندانة صاحبان کنستلاسیون قرار دادند!   معلوم شد این عزیزان هم مانند جفری اپشتین و گیزلن مکسول و هوشنگ انصاری و آیت‌الله‌های خودمان،  کسب و کارشان «حلال» بوده.   با این تفاوت که سایت گویانیوز از آنان به عنوان «صنعتگر و کارآفرین و شخصیت سیاسی و ...»  یاد نمی‌کند!

 

پس از درگذشت هوشنگ انصاری،  گویا نیوز یک مطلب نغز و پرمغز و سراپا دروغ در مورد ایشان منتشر کرد و در واکنش به وبلأگ «نفت و جید و جاکشی» مطلب نغز را حذف نموده،  با انتشار عکس‌های متعدد از انصاری با پهلوی دوم،  لیندون جانسون،  کیسینجر،  والری ژیسکار ـ  از فدائیان اصلاح‌طلبی شیعی ـ  و ... به خیال خود،   جایگاه والای انصاری را  به مخاطب نشان داد!   بدون آنکه در نظر گیرد،  این عکس‌ها،  درست مثل عکس‌های جفری اپشتین با پرنس ادوارد،  بیل کلینتون،  بیل‌گیتس،  نوآم چامسکی و شرکاء است؛‌   انصاری را به ارزش نمی‌گذارد؛   امثال کیسینجر و والری ژیسکار و شرکاء را رسوا می‌کند،  و ما را هم از اصل مطلب دور می‌نماید!   اصل مطلب این است که کارفرمایان فیگارو تقریباً همزمان با انتشار شغل شریف صاحبان بار کنستلاسیون،  «کشف» کردند که حذف علی روضه‌خوان هم به فروپاشی سیستم سرکوب آخوند و استعمار منجر نخواهد شد:

 

«برای فروپاشی رژیم ملایان،  حذف خامنه‌ای کفایت نمی‌کند»

منبع:  سایت فیگارو،  مورخ 9 ژانویه 2026

 

البته پیش از «کشف علمی» اهالی فیگارو،   نویسندۀ این وبلاگ و مسلماً بسیاری از ایرانیان می‌دانستند که حذف صورتک سرکوب استعمارغرب،  به سرکوب استعماری پایان نخواهد داد!  و برای درک این مطلب،   به نبوغ و هوش سرشار هم نیاز نداریم!   شاهد بودیم که چگونه دامنة سرکوب و تاراج ملت ایران در پی فرار پرافتخار پهلوی دوم گسترش یافت،  و  شرایط اسف‌بار فعلی شاهدی است بر این مدعا!   منتهی گروه‌های مختلف نئاندرتال‌ شیعی که از خود تصویر «مخالف حکومت اسلامی» ارائه می‌دهند،   این واقعیت را نمی‌پذیرند.  آنهم به چند دلیل روشن و واضح و مبرهن!

 

نخستین و مهم‌ترین دلیل اینکه قبول این واقعیت به کسادی دکان خودشان و اربابان‌شان در لندن و واشنگتن منجر می‌شود!  از اینرو اوباش شناخته‌شده‌ای که در سال 1357،  در خیابان‌ها عرعر «مرگ بر بختیار سر می‌دادند»،   و اکنون در فرنگ لنگر انداخته و مخالف‌خوانی می‌کنند،  هم‌صدا با رضا پهلوی،  عوام را به تظاهرات خیابانی فرامی‌خوانند و به آنان اطمینان می‌دهند که رفتن خامنه‌ای،  به معنای حل تمامی مشکلات است!

 

نیازی نیست که بگوئیم جبهة به اصطلاح «ملی»،   و تشکل‌های تروریست نهضت آزادی و مجاهدین خلق که در سال 1357،  دست‌دردست چپ نمایان توده‌ای و فدائی،  در همگامی با شبکۀ برانداز ساواک،  شهربانی و ارتش پشت سر روح‌الله خمینی ایستاده بودند،  اینک با همین اوباش هم‌صدا شده‌اند.   به عبارت دیگر،   به سنت معهود،   اینبار هم شاهد اجماع  «خردجال پرستان»،   یا بهتر بگوئیم دشمنان دمکراسی در ایران هستیم!  و همچنین نیازی نیست که بگوئیم همچون سال 1357،  تشکل‌های «امنیتی ـ نظامی» حکومت ملایان از اوباش «شریف و محترمی» که خردجال به راه می‌اندازند حمایت می‌کنند.   البته هم‌اینان در تبلیغات‌شان،   به راه انداختن خردجال‌های حکومتی،  و به ویژه آتش زدن اموال عمومی،  بمب‌گزاری و قتل نیروهای نظامی و آتش زدن مقامات قضائی را به حساب آمریکا و اسرائیل می‌نویسند!

 

ولی کیست که نداند حکومت آخوند در سایة خردجال استعماری و با حمایت لندن و واشتگتن در ایران مستقر شده،   و اراذل و اوباشی که از 21 آذرماه تا هم امروز،  فضای اجتماعی کشور را با شعارهای ضداجتماعی و انسان‌ستیزشان مصادره کرده‌اند،  در واقع «راه الهی» خردجال پائیز و زمستان 1357 را ادامه می‌دهند،   و همچون خردجال کذا با مطالبات  انسانی بیگانه‌اند!

 

یک هفته پس از قتل،   یا مرگ طبیعی «خسرو علیکردی»،   عضو رسمی جبهة به اصطلاح ملی،   همانطورکه شاهد بودیم،  حکومت ملایان اراذل و اوباش را به خیابان‌های مشهد هی‌کرد تا مراسم بزرگداشت وی را به «تظاهرات سیاسی» بر علیه خود تبدیل کند.  و به صراحت دیدیم که این سناریوی گسترش خشونت،  مورد تأئید چماقدار و چپ‌نما ـ  رضا پهلوی و مهرداد درویش‌پور ـ  قرار گرفت.

 

در گام بعد،  اراذل و اوباش را به عنوان «معترض» به خیابان‌ها هی ‌کردند تا از طریق مغازلة «سیاسی ـ ایدئولوژیک» مابین نئاندرتال شیعی و ارباب آمریکائی،  حقوق انسانی ایرانیان را به «حق حقارت» و فریاد زدن در خیابان‌ها تقلیل دهند.   همانطورکه شاهد بودیم این ابتکار «استعماری ­ـ استحماری» نیز با استقبال همان چماقدار و همان چپ‌نما ـ  رضا پهلوی و درویش‌پور ـ روبرو شد.  رضا پهلوی روزی پنج نوبت «مردم را به شعار دادن» فرامی‌خواند و نوع شعارها را هم مشخص نمی‌کند،   مبادا «رشد و توسعة»‌ حماقت و بی‌شعوری مخدوش شود! 

 

به موازات جان‌فشانی‌های رضا پهلوی در راه سربلندی و اعتلاء ایران،   خردجال حکومتی به تخریب اموال عمومی،  قتل مأموران انتظامی،  و ... ادامه می‌دهد؛   آخوند اژه‌ای مشغول پاک کردن جای پای استعمار در درون رژیم است و عوامل حکومت را به عنوان جاسوس اسرائیل اعدام می‌کند؛  رهبر حکومت ملایان نیز با زدن نعل‌وارونه از اعضاء شریف و محترم و متعهد و مکتبی خردجال به عنوان اراذل و اوباش یاد می‌کند،  باشد تا نور پهلوی بتواند ضمن رویت «شهروند» در حکومت «مسجد ـ روسپی‌خانۀ» شیعی،   تعظیم غرائی به آخوند بکند،  و در نقش «حامی اوباش» پای به صحنه بگذارد: 

 

« شاهدخت نور پهلوی به همراه گروهی از چهره‌های شناخته‌شده و کنشگران مدنی و سیاسی ایرانی مقیم خارج از کشور،   با انتشار یک پیام ویدیوئی تأکید کردند جمهوری اسلامی شهروندان عادی را با برچسب‌هائی مانند اراذل و اوباش، جاسوس و عامل بیگانه متهم می‌کند تا زمینه سرکوب آن‌ها را فراهم کند.»

منبع:‌  ایندیپندنت فارسی،  مورخ 9 ژانویه 2026

 

بله همه بدانند اراذل و اوباشی که با شعارهای پوچ و انسان‌ستیز «مرگ بر خامنه‌ای، جاوید شاه و مزخرفات مشابه»،   فضای اجتماعی را اشغال کرده‌اند و به تخریب اموال عمومی مشغول‌اند، برای نور پهلوی و شرکاء «شهروند» شمرده می‌شوند!   به عبارت دیگر نورپهلوی و همراهان هنوز چند اصل اساسی را نشناخته‌اند.   نخست اینکه «شهروند» فقط در دمکراسی‌ها می‌تواند وجود داشته باشد؛ ‌ در عرصۀ توحش اسلام،   جز «بنده و برده و کافر» هیچ نیست!  دیگر آنکه «شهروند» بنابرتعریف،‌  نمی‌تواند مطالبات ضداجتماعی را در نقش شهروندی‌اش بگنجاند. پس نور و همراهان را رها کنیم و برویم به سراغ بابای نور که تشنۀ دخالت نظامی آمریکا در ایران شده!         

 

در این محشر خر که اراذل و اوباش حکومتی با شعارهای «پهلوی بر می‌گرده؛  مرگ بر خامنه‌ای؛‌ جاوید شاه» و مزخرفات مشابه گوش فلک را کر کرده‌اند،   رضا پهلوی کاسة گدائی به دست گرفته و «برای حمایت از مردم ایران» دست تکدی «دخالت نظامی» به سوی رئیس‌جمهور آمریکا دراز کرده!

 

افسوس و صدافسوس که حماقت و خودفروختگی و سرسپردگی باعث مرگ نمی‌شود. یادآور شویم رضا پهلوی که در پی شکست کودتای 13 ژوئن «ملا،  خاخام، کدخدا» نیز از تهاجم نظامی به ایران حمایت کرده بود،   همچنان زنده است و از شعارهای پوچ و ابله‌پسند سیاهی لشکر استعمار حمایت جانانه می‌کند!  حال رضاپهلوی را به کاسۀ گدائی‌اش بسپاریم و  برویم به سراغ «پدر معنوی ایشان» یعنی بی‌بی‌سی!   

 

بنگاه بی‌بی‌سی که خیزش «زن،  زندگی،‌ آزادی» برق از چشم کارفرمایانش پرانده بود،   بیکار ننشسته و تلاش دارد خردجال را به ابزار تخریب این خیزش،  و لجن‌پراکنی به آن تبدیل نماید.   از اینرو به خواهر «منصوره شجاعی» تریبون داده تا از ایشان برای تخلیة چاهک 300 ساله کاخ باکینگهام کمک بگیرد!  و باید اذعان کنیم که «خواهر» فرهیخته و خودفروخته و ‌لچک‌برداری شده در «تخلیة چاه کذا» تخصص چشم‌گیری دارند؛   با یک چرخش زبان خردجال استعماری را تداوم جنبش «زن،  زندگی، آزادی» می‌خوانند و این جنبش را به یک تکه پارچه و «دیگرموضوعات» وصله می‌فرمایند:

 

«راه خیابان از جنبش زن زندگی آزادی شروع شد و در این اعتراضات ادامه پیدا کرد.  مردم نتیجه اعتراض خود [را] در آن جنبش دیدند،  به ویژه در موضوع حجاب و دیگران موضوعات [ دیگر موضوعات]»

منبع:  بی‌بی‌سی،  مورخ 8 ژانویه 2026 

      

اینهمه بدون اینکه در نظر بگیرند،  برخلاف تحرکات استعماری‌ای که با هدف ستایش گذشتۀ دینی،  یا بومی و به ارزش گذاشتن یکجانبه‌گرائی و استبداد در ایران به راه افتاد،  جنبشی که پس از قتل مهسا امینی با شعار «زن،  زندگی، ‌آزادی» آغاز شد،  نخستین خیزش غیرایدئولوژیک در تاریخ معاصر ایران است که روی به زندگی و آینده دارد.  و اینکه خردجال حکومتی با شعارهای «مرگ و نفی» به هیچ عنوان نمی‌تواند تداوم این حرکت زندگی‌بخش باشد!   کاروان خردجالی که قریب سه هفته است در ایران به راه افتاده،  دست‌دردست همان بازیگران خودفروخته،   همان مسیر شوم خردجال 1357 را دنبال می‌کند،  باشد تا از طریق تخریب و جنایت و تحمیل فضای ماتم و سوگواری بر جامعه،   مطالبات استعمار غرب را بجای مطالبات انسانی ملت ایران بنشاند!   

 

به همین دلیل است که بجای مطالبة آزادی‌ رسانه‌ها،  آزادی ادبی،  هنری و فرهنگی،  و برخورداری از امکانات بهتر زندگی برای انسان،  این هیاهوی ضدایرانی فضای جامعه را با شعار «مرده باد و زنده باد و مزخرفات مشابه» اشغال کرده.   بله،  راه دور نرویم!   این اراذل به سرکوب فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی در کشور ایران اعتراضی ندارند،   می‌خواهند سرکوبگری تازه‌نفس را بجای سرکوبگر فرسوده و از کاراوفتاده بنشانند.  و بهار آزادی‌شان را همچون 22 بهمن 57 در شوره‌زار مرگ جشن بگیرند.            

 

 


دوشنبه، دی ۱۵، ۱۴۰۴

حق حقارت!

 



بیچاره زنده‌ای بود ای خواجه

آنکو ز مردگان طلبد یاری

(ناصر خسرو)

 

می‌دانم که جهانیان با بی‌صبری در انتظار تحلیل و تفسیر نویسندة این وبلاگ از ماجرای ربودن هولیوودی مادورو و همسرش توسط رامبوی ارتش آمریکا نشسته‌اند!  پس حضورشان بگویم آمریکا «روابط حقوقی» را به رسمیت نمی‌شناسد،   در نتیجه بحث و بررسی عملیات‌اش در ونزوئلا اتلاف وقت خواهد بود.   در ضمن «ظهور» هوگو چاوز را به عنوان سناریوی محفل «کارتر ـ  برژینسکی» در وبلاگ «خرس واخلاق»،  مورخ 30 آبان‌ماه 1385،  به  تفصیل بررسی کرده‌ام.  ازاینرو وبلاگ امروز را به «خردجال»،  یعنی ابزار تأمین منافع استعمار از طریق تحمیل پس‌روی، حماقت و توحش بر جامعۀ ایران اختصاص می‌دهم.

 

همانطور که می‌دانیم،  و استعمارگران هم بهتر از ما می‌دانند،  خردجال با هدف تأمین منافع استعماری،  ‌ از طریق تحمیل حماقت و توحش و تمایلات اراذل و اوباش بر ملت ایران به راه می‌افتد.   پیش از کودتای آیرون‌ساید،  نخستین خردجال به بهانۀ «اعتراض به قرارداد تنباکو»‌ به راه افتاد و در کوتاه مدت به اهداف الهی‌اش دست یافت؛  بانک شاهی به دولت بریتانیا مقروض شد!  از دیگر خردجال‌ها،  ازجمله خردجال «جبهۀ‌ ملی» در کشورمان  فاکتور می‌گیرم و می‌پردازم به معجزۀ خردجال در اواخر دوران آریامهر.

 

همانطورکه در سال  1357 شاهد بودیم،   هدف از به راه انداختن خردجال،  تأمین منافع غرب،  از طریق تحمیل تعصبات و هیجانات گلۀ‌ وحش بر جامعه،  و سرکوب عرصۀ استدلال و تفکر انسانی با چماق تعلقات محفلی بود.

 

از اینرو پس از آنکه مشتی اوباش را با شعار «مرگ بر...» به خیابان‌ها هی کردند تا ادارات دولتی و سینما‌ها را به آتش بکشند،   پهلوی دوم «صدای انقلاب» را شنید و با مضحکة ازهاری یک به اصطلاح «حکومت «نظامی» اعلام کرد!   گوسفندالله هم بدون آنکه بداند چه می‌خواهد،  عربدۀ‌ «استقلال، آزادی،  جمهوری اسلامی» سر می‌داد و... و از قضای روزگار امروز نیز دقیقاً همان بساط به راه افتاده،  باشد تا ضمن تقلیل حقوق انسانی ملت ایران به حق عربده و زوزه و بع‌بع در خیابان،  پدیدۀ ضداجتماعی لشکرکشی خیابانی را نیز در افکارعمومی «عادی» سازد.  بی‌دلیل نیست که در آستانۀ فرخنده میلاد رهبر نازی‌های اوکراین،‌  سگ‌های هار و وفادار و خصوصاً ضدامپریالیست ایالات متحد در ایران،  از الطاف ویژة صاحب قلاده‌شان برخوردار شده‌اند.         

 

ابتدا وزارت امور خارجۀ ایالات متحد با تکیه بر «خردجال‌ معترضان»،  تکه استخوان دندان‌گیری برای حکومت ملایان پرتاب فرمود.   سخنگوی مادینۀ دولت زرشکیان بلافاصله هدیة الهی را در هوا قاپیده،   لگدی سرنوشت‌ساز نثار حقوق انسانی ملت ایران کرد.   اینچنین بودکه کنیزالاسلام موفق شد حق برخورداری از خوراک،  پوشاک،  مسکن،  بهداشت، آموزش،  رفاه،‌  امنیت و نظم اجتماعی،‌  و به ویژه حرکت جامعه در مسیر شکوفائی فرهنگی را به حق حقارت،  پس‌روی و سکون،  یعنی «عربده‌جوئی در خیابان» تقلیل دهد:

 

«فاطمه مهاجرانی،   سخنگوی دولت گفت: «با توجه به قانون اساسی،  اعتراض مسالمت‌آمیز حق مردم است و ما آن را به رسمیت می‌شناسیم.»

منبع:  بی بی‌سی،  مورخ 31 دسامبر 2025

 

بله،  وزارت امور خارجة ایالات متحد از تل موهوم «معترضان» حمایت می‌کند،   تا کنیزالاسلام ضدامپریالیست کدخدا هم بتواند با تکیه بر این به اصطلاح ‌«قانون‌اساسی» ـ ‌ مجموعة‌ ضدحقوقی و متناقضی که ملت ایران را در جایگاه والای گلة گوسفند قرار داده ـ  حقوق انسانی ملت را رسماً نفی کند!  به قول معروف «یه دست صدا نداره!»  حق الهی کذا از طریق مغازلۀ «سیاسی ـ ایدئولوژیک» کدخدا و سگ‌های‌اش تأمین می‌شود.  البته تغذیة سگ‌های هار و وفادار و ضدامپریالیست آمریکا در ایران،   به این مختصر محدود نماند!

 

دونالد ترامپ شخصاً پای به میدان گذارد،   و تهدید کرد که در صورت بدرفتاری با قافلۀ  «خردجال» آمریکا اقدام خواهد کرد! آنگاه پرزیدنت مسموم زرشکیان که از تقلیل حقوق ملت ایران به حق پس‌روی و حقارت ـ  عربده جوئی‌در خیابان ـ  ‌ اطمینان حاصل کرده بود،  پرش سرنوشت‌سازی به گذشته کرد و پس از اعلام آمادگی برای شهادت،   در شهرک «فاطمه سین» به تخلیة چاهک 300 سالة‌ کاخ باکینگهام مشغول شد:

 

«[...] قرآن کریم و فرمایشات امیرالمؤمنین (ع) باید به‌عنوان دستور اجرا در نظر گرفته شود [...] اگر رفتار،  تصمیم یا سیاست ما خارج از این مسیر باشد،  نمی‌توان ادعای پیروی از راه علوی داشت.   ملاک دینداری و تشیع،  عمل به عدالت، انصاف و رعایت حقوق مردم است.»

منبع:  مهرنیوز،  مورخ 13 دیماه سالجاری

 

 همانطورکه می‌بینیم،  ‌ پیام وزارت امور خارجه ایالات متحد با پیام رئیس‌جمهور منتخب بیت‌رهبری تکمیل می‌شود و به پس‌روی سگ‌های هار و وفادار کدخدا در ایران شتاب بیشتری می‌بخشد.

 

گفت واپس،  واپس ای خیره سرت

باز می‌رو تا به ... مادرت 

(مثنوی معنوی)

 

و نهایت امر این مغازلة «سیاسی ـ ایدئولوژیک» را رهبر حکومت نوکران ضدامپریالیست آمریکا در ایران به اوج می‌رساند.

 

یک هفته پس از آغاز آشوب‌ها،   علی روضه‌خوان هم عین آریامهر «صدای اعتراض» را شنید!   و در کمال بی‌شرمی،  حساب تل موهوم معترضان را به عنوان «بازاریان محترم»،  از تل موهوم اغتشاش‌گران جدا کرد؛  ‌ بحران حکومتی بازار ارز را به حساب  «دشمن» ‌گذاشت،   و ضمن تأئید مطالبات صنفی بازاریان،  رسیدگی به این مطالبات را به «حرف زدن با معترض» تقلیل داد:

 

«[...] این اجتماعات عمدتاً‌ از طرف بازاری‌ها بود اما حرف‌شان حرف درستی بود [...] آن چه مهم است این است که یک عده آدم تحریک شدة مزدور دشمن پشت سر بازاری‌ها بایستند و شعار ضداسلام و ضد ایران و ضد جمهوری اسلامی بدهند [...] اعتراض بجاست اما اعتراض غیر از اغتشاش است.   ما با معترض حرف می‌زنیم؛   باید حرف بزنند مسئولین با معترض،  اما [...] اغتشاشگر را باید بجای خودش نشاند.»

منبع: سایت فارسی سپوتنیک، مورخ 13 دیماه سالجاری  

 

بله همه شوت و پرت‌ها بدانند که یک عده مزدور دشمن پشت سر «بازاریان محترم» ایستاده‌اند!  حال این پرسش اساسی مطرح می‌شود که به چه دلیل «بازاریان محترم» اجازه داده‌اند مزدوران دشمن پشت سرشان بایستند؟!   پیش از ادامة مطلب،  با استناد به قوانین کشور فرانسه،  در مورد «تظاهرات» یک مینی پرانتز باز می‌کنیم.

 

گروهی که برای دستیابی به مطالبات صنفی‌اش می‌خواهد تظاهرات کند،  ابتدا از وزارت کشور مجوز می‌گیرد.   مسیر تظاهرات مجاز هم می‌باید به تأئید وزارت کشور برسد.  در گام بعد،   وظیفة‌ سازمان دهندگان تظاهرات،  مشخص کردن شعارها و ایجاد کمربند امنیتی در اطراف تظاهرکنندگان است.   به این ترتیب ‌مرزها مشخص می‌شود و دیگران نمی‌توانند به قول علی روضه‌خوان «پشت‌ سر» این و آن بایستند و شعارهای نامربوط سر دهند.   چرا که مشخص کردن مرزها به مأموران حافظ نظم امکان می‌دهد به سرعت  اخلالگران را ابترکنند. ولی چنین نظمی در جامعة ایران وجود ندارد!

 

وزارت کشور به سنت معهود،  گوش به فرمان بیگانه است،  و «بازاریان محترم» هم علیرغم امکانات‌شان حاضر به قبول مسئولیت و تأمین امنیت تظاهرات نیستند!   شاید هم می‌خواهند چنین وانمود کنند که نمی‌دانند لازم است صف‌شان از صف «دیگران» جدا باشد!  در نتیجه «هر کسی» می‌توانند پشت سرشان بایستد و تظاهرات صنفی را به «خردجال» تبدیل کند!   

 

البته به استنباط نویسندة ‌این وبلاگ،   موضوع به هیچ عنوان عدم آگاهی «بازاریان محترم» نیست!   اگر علی روضه‌خوان پس از سه هفته ایفای رل نعش ناگهان به هوش آمده؛   «صدای اعتراض» شنیده،   و خودش را «مخالف اغتشاش» معرفی می‌کند،  فقط به‌ این دلیل است که ناچار شده با سناریوی خردجال 21 آذرماه در مشهد وداع کند و سناریوی «همدلی و همبستگی» دارودستۀ خاتمی را بپذیرد!  برای روشن شدن مطلب لازم است نیم نگاهی به خردجال «متکثر» 21‌ آذرماه در مشهد بیاندازیم که با همیاری «نیروهای انتظامی» به راه افتاده بود!    

 

همانطورکه شاهد بودیم،  ‌ کشتزار رضا خندان «نتوانست» در این خردجال حضور فعال داشته باشد؛  هواپیمای‌اش تأخیر داشت!   گویا همین تأخیر هواپیما باعث شد دومین فرماندة عملیاتی سازمان سیا در ایران نیز «شربت» را بنوشد،  وبلاگ «مستند زرین‌کلاه!»  درنتیجه بی‌بی‌سی هم با تریبون دادن به «نسرین مدارا»،  به عنوان «طرفدار اجرای قانون»،  حساب او را از چماقداران و چپ‌نمایان برانداز در داخل و خارج مرزها جدا کرد:

 

«در پایان گفتگو، فرناز قاضی‌زاده از نسرین ستوده می‌پرسد [...]‌آرزویش چیست.  پاسخ او کوتاه و روشن است: اجرای بی‌کم و کاست قانون و لغو اعدام در ایران.»

منبع: ‌ بی‌بی‌سی،  مورخ 31 دسامبر 2025  

 

همانطور که می‌بینیم در این مقطع شعار ابلهانة «نه به اعدام،»  با مطالبة منطقی و حقوقی «لغو اعدام» جایگزین شده!  ولی دچار توهم نشویم؛   نسرین ستوده که برای نژادپرست روس بساط سوگواری پهن کرده بود،  همچنان خواهان اجرای بی‌کم وکاست احکام توحش اسلام است که برای حکومت ملایان «قانون» شمرده می‌شود!   به عبارت دیگر نسرین «مدارا» هیچ تغییری نکرده؛   اربابان‌اش ناچار شده‌اند از او تصویر «غیربرانداز» ارائه دهند!   از اینرو،   و مسلماً از قضای روزگار،   همزمان با انتشار این گفتگوی «کلان استراتژیک»،  همتی و وحیدی نیز جانشین فرزین و فدوی شدند!   اولی رئیس بانک مرکزی ـ  سکاندار و عامل اصلی آشوب اقتصادی ـ  بود،  و دومی نیز جانشین فرماندة‌ کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و مسئول گسترش و «توسعة» آشوب‌های اجتماعی!

 

بین خودمان بماند، تغییر فدوی را به حساب علی روضه خوان گذاشته‌اند،  ولی 3 روز طول کشید تا بتوانند علی روضه‌خوان را که از فرط گریه پای منقل از حال رفته بود،  به هوش آورند و مشق جدید سازمان سیا را برای «تلاوت» به دستش دهند!   پیام «مشق جدید» همان است که در بالا توضیح داده‌ایم:   سلب مسئولیت از رهبران ایجاد آشوب‌های اقتصادی،  و انتساب آشوب‌ها به «دشمن»؛  ایجاد دوقطبی کاذب «اعتراض و اغتشاش»،  و عادی‌سازی خردجال «بازاریان محترم!»     

 

علت تأکید خامنه‌ای بر «اعتراض بازاریان محترم» این است که اعتراض کذا دشمنان دمکراسی ـ گروه تروریست رجوی و چماقداران رضا پهلوی ـ  را در داخل و خارج مرزها به اجماع رسانده و همچون سال 1357،   زمینۀ‌ مناسب را برای «همبستگی» خردجال‌پرستان فراهم آورده است.       

 

پیمبران دروغین را

خبر دهید که تا آتش

به راهِ گلّه برافروزند

چرا که در شب ِ این وادی

چراغِ معجزه خاموش است

وز انتهای افق بانگی

به غیر همهمۀ گرگان

به این دیار نمی‌آید

(نادر نادرپور)