پنجشنبه، مرداد ۰۱، ۱۴۰۵

فیفا، مافیا، معبد!

 

 

آمریکا با نقض آشکار قوانین و مقررات بین‌المللی، کشور ایران را مورد تهاجم نظامی قرار داده؛   یک جنایتکار تاراج‌گر ـ علی خامنه‌ای ـ  را در جایگاه والای «شهید» نشانده؛  هزاران غیرنظامی را به قتل رسانده؛   خانواده‌های متعددی را فروپاشانده؛  با تخریب مناطق مسکونی، ایرانیان را در داخل کشورشان به آواره تبدیل کرده، و از همه مهم‌تر موفق شده جنایت و سرکوب و تاراج سازمان‌یافتة حکومت ملایان را به حاشیه رانده، و با ارائۀ‌ تصویر «دشمن»‌ از حکومت دست نشانده‌اش،  آن را به عنوان ضدامیریالیست به افکار عمومی حقنه کند!  

  

کاروان لاشه‌گردانی علی خامنه‌ای و بساط روضه و زوزة پورن‌ستارهای انقلابی سازمان سیا برای دکان کربلا چنان ابتذال پرجلال و جبروتی داشت که دیگ حسادت جهانیان را به جوش آورد.   اینچنین بود که «همه» تلاش کردند با علم کردن یک جنازه،   از خود تصویر سوگوار و  ماتم‌زده ارائه دهند!  

 

نخستین جنازه نصیب فیفا شد!   یک فوتبالیست عضو تیم ملی آفریقای جنوبی به ارادة الهی درگذشت و جهانیان،   «اینفاتینو را با کراوات مشکی زیارت کردند.»   سپس نوبت رسید به معرکه‌گیری شیپورهای انگلستان برای قتل محفلی «آن بریک‌وود»،  پیرزنی نفرت‌فروش که عضو پارلمان اینکشور بود!   در این میانه فقط سر آمریکا،  اسرائیل و رضاپهلوی بی‌‌کلاه مانده بود؛   طفلک‌ها ‌‌جنازۀ‌ تروتازه‌ای در دست نداشتند!

 

ولی از آنجا که خداوند خونخوار ابراهیم هرگز بندگان مطیع‌اش را تنها نمی‌گذارد،   سناتور لیندسی گراهام که همچون علی خامنه‌ای،   بیش از 3 دهه از عمر پربارش را به خدمت کشتار و ویرانی و آوارگی مردم اختصاص داده بود،   پس از بازگشت از اوکراین به ناگاه،   و مسلماً به دلائل محفلی در گذشتند و به این ترتیب رضاپهلوی که در کمال حماقت برای مرگ علی‌روضه خوان بشکن‌می‌زد،  موفق شد یک لاشة آکبند برای نوحه‌خوانی به چنگ آورد.   در عوض شاهد بودیم که پورن‌ستارهای انقلابی سازمان سیا در کمال حماقت از مرگ  لیندسی گراهام خوشحالی می‌کردند!   بله،  توحش و حماقت،‌  وجه مشترک رضا پهلوی و دزدسالاران جمکرانی است؛‌  هر دو سیاست زده‌اند و «مرگ» را مجازات به شمار می‌آورند.           

 

امسال همانطورکه می‌دانیم،   ایالات متحد، یا بهتر بگوئیم کعبة امت مسلمان،  به جایگاه «دَبل کعبه» ارتقاء درجه یافت؛   میزبان مسابقات جام جهانی فوتبال بود.   ازاینرو پیروزی تیم فوتبال اسپانیا بر آرژانتین به مقامات حکومت دزدسالاری جمکران فرصتی طلائی جهت چاکری و نوکری و «ابراز وجود» اهداء کرد.   زرشکیان،   محمد قاطرخالی‌باف و شرکاء دست در دست تل موهوم «مردم»،   همه ‌با هم در «شادی مردم اسپانیا» شریک شدند و «به دولت و ملت اسپانیا» تبریک گفتند:‌ 

 

«پزشکیان:  شادمانی اسپانیا، شادمانی ایران است؛  موفقیت تیم ملی فوتبال اسپانیا را [...] به ملت و دولت اینکشور تبریک می‌گویم [...]  قالیباف قهرمانی اسپانیا در جام جهانی فوتبال [...] را به روسای مجلس سنا و نمایندگان اسپانیا [...] تبریک گفت.»

منبع: مهرنیوز،  ‌مورخ 20 ژوئیه سالجاری

 

باری به این ترتیب،  شوت کردن توپ روی زمین چمن ـ  در آمریکا چمن‌اش هم مصنوعی است ـ  تبدیل شده به ابزار سیاسی و بده‌بستان‌های محفلی.   دلیل هم اینکه کدخدا،  از طریق این ورزش «مقدس» میلیاردها دلار پول به جیب می‌زند؛  «حق امام» را هم مسلماً پرداخت خواهد کرد.   از اینرو استادیوم‌هائی که در آن‌ها مسابقات فوتبال برگذار می‌شود، به نوعی «معبد» تبدیل شده‌اند.  تمام نمادهای «تقدیس» و «تقدس» در مسابقاتی که در این معابد برگزار می‌شود به چشم می‌آید.  پرچم‌ها مقدس‌اند؛   بازیکنان زیر لب ورد می‌خوانند،  صلیب می‌کشند،   تُف می‌کنند؛   ادا‌ اطوار‌های اسلامی هم‌ در می‌آورند!   هر گلی هم که زده می‌شود،   دوربین‌ها بر صلیب کشیدن «خاج پرست‌ها» یا سجود و رکوع و دیگر ادا اطوارهای اسلام‌پرستان متمرکز می‌شود و اجازه نمی‌دهد احدی فراموش کند به چه دلیل جهانیان می‌باید به این زمین چمن خیره شوند؛  خدا آنجاست!  از اینرو اگر طی مسابقات در معبد،‌ گل مسلمی از دست برود،   یا پنالتی به فاصله چند کیلومتر از بالای دروازۀ حریف عبور کند،  گزارشگران آناً پروندۀ  «معجزات» و «ارادۀ الهی»،  و خلاصه مزخرفاتی از این قماش را بیرون می‌کشند.

 

 البته نیازی نیست که بگوئیم مذاکرات برای «برد یا باخت» پیش از بازی انجام می‌شود،  نه روی چمن کذا!   ولی خوب،  تماشاچیان که در جریان نیستند؛  پول کلان می‌دهند،  به استادیوم می‌آیند و برای زدوبند و بده‌ بستان‌های مافیای فوتبال هورا می‌کشند؛  کتک‌کاری هم می‌کنند و عین خر «کیف» می‌فرمایند!   یادآور شویم،  به گزارش رسانه‌های فرانسه،  در مسابقات امسال جام جهانی،  ‌ بهای بلیط فینال 11 هزار دلار ناقابل بوده!  در نتیجه دخیل‌بستن مقامات دزدسالاری شیعی به این بساط چپاول از هرگونه توضیح و تفسیر بی‌نیاز است؛  بله،  این جماعت همه کارش «حساب» دارد! 

 

به عنوان نمونه برای دفن علی خامنه‌ای،  130 روز  ـ  چهارماه و ده روز ـ  صبر کردند. می‌دانیم که از منظر شرع مبین،   4 ماه و 10 روز کذا مهلتی است که برای ازدواج مجدد کشتزار مطلقه الزامی است؛  باید مسلم شودکه کشتزار کذا باردار نیست!  حال ممکن است برای ناآگاهان از ماهیت آخوند و مرده‌ریگ دستگاه پهلوی پرسش‌های بسیاری مطرح شود و در رأس‌شان اینکه جریان طلاق و ازدواج مجدد و احتمال بارداری علی خامنه‌ای دیگر چه صیغه‌ای است؟!  پس برای روشن شدن این معما لازم است یک مینی‌پرانتز طولانی بازکنیم. 

 

«جونم براتون بگه» پس از پایان جنگ جهانی اول،  محافل نژادپرست لندن،   رسماً پای به سیاست داخلی کشورمان گذاشته،  با کودتای کلنل آیرون‌ساید و بیانیة «من حکم می‌کنم»،  جامعة‌ ایران را به نقطة صفر،   یا بهتر بگوئیم به «عصرحجر» بازگرداندند.  و علیرغم ادعاهای توخالی پهلوی‌چی‌ها،   کودتای سوم اسفند،   تمامی منهیات آخوند،  از ممنوعیت فروش مشروبات الکلی گرفته تا سانسور کلیات سعدی و ترور شاعران مشروطه را بر جامعة ایران تحمیل کرد،   و زمینه‌ساز نخستین موج مهاجرت ایرانیان از کشورشان شد.

 

همین محفل نژادپرست که در کنار آلمان نازی قرار گرفته بود و مستشاران نظامی نازی را به ایران سرازیر می‌کرد،   در پی تحولات جنگ دوم جهانی،  به ناگاه تغییر سنگر داد و با تکیه بر نافرمانی ارتش شاهنشاهی،  پهلوی اول را به جزیرة موریس تبعید کرد و دست ارتش آمریکا را گرفته،   با خود به ایران آورد و ژاندارمری کل کشور را به اینان تحویل داد.  در این میعاد مقدس بودکه روزی از این تلخ و شیرین روزها،  ‌ ژنرال شوارتسکف در بازار تهران چشمش به دکتر محمد مصدق افتاد؛  یک دل نه صد دل عاشق ایشان شد!  

 

نخستین ثمرة این دلدادگی برپائی «جبهة ملی» بود.   بعد هم نهضت آزادی،  و مجاهدین خلق متولد شدند.   «اگر باورتان نمی‌شود بروید از آن‌هائی‌که دو سه خشتک از من و شما بیشتر جر داده‌اند بپرسید!»   به شما خواهند گفت که خداوند خونخوار ابراهیم حدومرز نمی‌شناسد؛  از «مریم باکره» به عنوان «رحم اجاره‌ای» استفاده می‌کند ـ  عملیاتی که در هزارة سوم رسوائی به بار آورد و به استعفای ینس اشپان،  رئیس فراکسیون احزاب دموکرات مسیحی و سوسیال مسیحی در پارلمان آلمان منجر شد.   و چرا راه دور برویم؟ در سورۀ «هود» آمده است که خبرگزاران خداوند کذا به ابراهیم بشارت دادند صاحب پسری دانا و هوشیار  خواهد شد:‌

 

« فرستادگان ما با بشارت نزد ابراهیم آمدند [...] همسرش [...] را بشارت دادیم [...]گفت: آیا من فرزند می‌آورم در حالی که پیرزنم؟ گفتند پروردگارت چنین گفته‌ است[...]» 

 

پس خداوندی که پرسوناژ موهوم پیرزن را باردار می‌کند،  بر همه کار قادر است!  و به مصداق «چه مردی بود، کز زنی کم بود» مصدق هم می‌توانست باردار شود!  دردسرتان ندهم؛  پس از ترور رزم‌آرا توسط اوباش دربار،   مصدق عزیز و مامانی در جایگاه نخست وزیر لنگر انداختند و با لغو یکجانبة قرارداد بریتیش پترولیوم،   هم تحریم‌های اقتصادی را بر ملت ایران تحمیل کردند،   هم به هزینة ملت ایران خسارت هنگفتی به بریتانیا پرداختند و با حمایت ارتش آمریکا،  یک‌بار دیگر در سال 1332 جامعة‌ ایران را به نقطه صفر بازگرداندند.   خودشان هم در جایگاه قربانی ظلم و ستم پهلوی دوم نشستند توی آن باغ معروف احمد‌آباد.   این مختصر را گفتیم تا بپردازیم به اصل مطلب؛ یعنی توسل کارفرمایان لوموند دیپلماتیک به تهاجم نظامی آمریکا به ایران و انتقاد از همکاری اروپائی‌ها با آمریکا،   اینهمه با هدف به ارزش گذاشتن محمد مصدق!

 

ولی محمد مصدق،   به گواهی کارنامة‌ درخشانش یک شارلاتان تمام عیار و دشمن روابط حقوقی بود!   در قانون اساسی ایران رفراندوم پیش‌بینی نشده بود؛  مصدق رفراندوم برگزار کرد!   دبستان‌های ایران مختلط بود،  مصدق تفکیک جنسیتی را از دبستان‌ها آغاز کرد،  و ... و خلاصه اگر باغ وحش ایدئولوژیک سازمان سیا و شخص علی خامنه‌ای و اهالی فارس‌نیوز طرفداران مصدق‌اند،  در واقع از پوپولیسم و استعمار حمایت می‌کنند.

 

با اینهمه مخالفت صرف با مصدق هم به هیچ عنوان دلیل طرفداری از دمکراسی نخواهد بود! به عبارت دیگر،   پهلوی‌چی‌ها را نمی‌توان طرفداران دمکراسی به شمار آورد،  و چرا راه دور برویم؟!   کارنامة درخشان رضا پهلوی و مادرش در برابر ما قرار دارد؛   هر دو از تجاوز ارتش بیگانه به خاک ایران حمایت کرده‌اند،   و مسلماً هر دو به احترام «عرب سوسمارخوری که به طمع خلافت ترکید»،   برای شهادت جانگداز «آن بریک وود» و سناتور لیندسی‌گراهام ماتم گرفته‌اند!  حال مینی پرانتزمان را می‌بندیم و می‌پردازیم به مسائل دیگری که «حساب» دارد.

 

از بریتانیا شروع کنیم که بی‌سر وصدا «غلط کردم» را گفت و از برکیست پرید بیرون!  در نتیجه جنگ زرگری‌اش بر سر جبل‌الطارق نیز با اسپانیا به پایان رسید:  منبع:‌ فیگارو،  ‌مورخ 14 ژوئیه سالجاری.  ولی خوب از آنجا که عقب‌نشینی بریتانیا از دکان نفرت‌فروشی برکسیت،   بدون پرداخت هزینه امکان‌پذیر نمی‌شود،  دو دیپلمات فرانسه را در ایران بازداشت کرده، حسابی کتک زدند و به کشورشان بازگرداندند!

 

می‌دانیم که بدویت اسلام با دیپلماسی و روابط حقوقی و این حرف‌ها کاری ندارد.  و به همین دلیل،   به ویژه طی سدة اخیر،   از عنایات ویژة بربریت استعمار برخوردار شده و هنوز هم استعمار دست از دامن‌اش نمی‌شوید؛   بله، «یک دست صدا ندارد!»   و همین پیوند اندام‌وار بدویت و  بربریت که موتور محرک جهت قلمفرسائی و بلبل‌زبانی‌ نخبگان و فرهیختگان شیعی در داخل و خارج مرزهاست،   خشونت را به ارزش می‌گذارد؛   حماقت را گسترش می‌دهد و افراد را بجای اهداف می‌نشاند.

 

به عنوان مثال «انتخاب ایرانیان میان دمکراسی و استبداد» را با گزینۀ ابله فریب برگزاری رفراندوم برای انتخاب نوع رژیم آینده ـ سلطنت یا جمهوری ـ جایگزین می‌کند!  این پیشنهاد احمقانه و سرشار از نبوغ که از کانال رضا پهلوی بیرون آمده هدف‌اش تکرار دور باطل و تأمین حاشیة‌ امن برای آخوند پدوفیل و برده فروش است.  اینان می‌خواهند همان شبه‌رفراندومی را بازتولید کنند که شیخ مهدی بازرگان،  پس از کودتای 22 بهمن تحت نظارت سالیوان و ماشالله قصاب برای ملت ایران برگزار کرد.   نمونۀ دیگر،  مقالۀ‌ سرشار از نبوغ فارس‌نیوز در مورد «فواید ترور رزم‌آرا» است،  آنهم در آستانۀ مصدق پارتی!      

 

بله در آستانة‌ «مصدق‌پارتی» ترور رزم‌آرا،  نخست وزیر مخالف پوپولیسم توسط اوباش طرفدار دربار پهلوی تبدیل شده به «صیانت از منافع ملی:»

 

«[...] پافشاری سرسختانه رزم‌آرا در دفاع از منافع بریتانیا و مقابله علنی او با خواست ملی، سرانجام بحران سیاسی را به نقطه انفجار رساند [...] این انسداد سیاسی سرانجام در16 اسفند 1329، با شلیک گلوله در مسجد شاه تهران شکسته شد [...] و تحت تأثیر موج سهمگین افکار عمومی قانون تاریخی ملی شدن صنعت نفت [...] به تصویب رسید تا طومار تبانی دربار و امپریالیسم برای همیشه پیچیده شود.»

منبع:   فارس‌نیوز،  ‌مورخ 18 ژوئیه 2026

 

از آنجا که بالاتر به پیامد‌های شوم ملی کردن صنایع نفت و یک‌جانبه‌گرائی اشاره شده،  ترهات فارس نیوز را بررسی نخواهیم کرد.   فقط بار دیگر بگوئیم که در زبان شیعی‌ها،  «منافع ملی» به معنای منافع استعمار است.   اینان با تکرار چنین ترهاتی می‌خواهند «راست» را به دروغ تبدیل کنند؛   از ترور،  تصویر دلپذیر ارائه دهند و از همه مهم‌تر،‌ سرسپردگی محفل فدائیان اسلام به «بریتانیای کبیر» را به حاشیه برانند.

 

اگر استدلال شکمی و بی‌اساس فارس‌نیوز را بپذیریم،   خواهیم دیدکه هورا کشیدن رضا پهلوی و مادرش برای تهاجم نظامی آمریکا به کشورمان نیز توجیه‌پذیر می‌شود؛   بمب‌های آمریکا هم «انسداد سیاسی» را شکسته و حکومت آخوند را موقتاً از بن‌بست خارج کرده.  حکومتی که با شعار «نبرد با آمریکا»،   48 سال است به تأمین منافع آمریکا و سرکوب ملت ایران مشغول بوده،  اینک «نبرد با آمریکا» گردنگیرش شده،  و عین خر در گل گیرکرده.  هر چند بوق‌های چپ‌نمای بلاد فرنگ از «پیروزی» سگ دست‌آموز آمریکا برصاحبش چه‌ها که نمی‌گویند!

 

    

 


شنبه، تیر ۱۳، ۱۴۰۵

تیرگان و تاریکی‌ها!

 

 

 

ایران به روزگار تجدد چه کم داشت، گر

مفتی و شیخ و مفتخور و روضه‌خوان نبود

(عارف قزوینی)

 

مراسم تیرگان در ایران معاصر،   با ترور میرزادۀ عشقی در هم آمیخت و امسال نیز جشن تیرگان،   با ایام روضه و زوزۀ شیعی‌ها برای علی روضه‌خوان  که از  برکت آمریکا و اسرائیل به جایگاه والای شهید ارتقاء یافت،  و میعاد ترکیدن عرب اشغالگری که بردگی و اسارت برای زن ایرانی به ارمغان آورد،  تقارن یافته.   از اینرو مدعیان ایران‌دوستی به احترام اشغالگر مسلمان و شهادت جانگداز خادم وفادار آمریکا و اسرائیل،  جشن تیرگان را از یاد برده‌اند!

 

بله این روزها سوگواری برای اشغالگر،   و لگدپرانی به ریشه‌های فرهنگی ایرانیان رونق فراوان گرفته!  در تاریخ جز بی‌وطن شیعی و نئوشیعی،‌   هیچکس‌برای مرگ اشغالگر ماتم نگرفته و نمی‌گیرد.  و جز شیعی و نئوشیعی «بی‌وطن» هیچ ایرانی‌ای به رسم و رسوم اشغالگر مسلمان احترام نمی‌گذارد،   و برای متجاوزان به خاک ایران هورا نمی‌کشد!

 

پس از امضاء تفاهم‌نامة 14بندی « مسلماً به احترام 12 امام و 14 معصوم» توسط آمریکا و صورتک ضدآمریکائی‌اش در ایران،   سرانجام حکومت قدرقدرت ملایان مجوز برگزاری مراسم لاشه‌گردانی و تشییع جنازة علی روضه‌خوان را در ماه مبارک «محرم» دریافت کرد!   و از آنجا که آمریکا و اسرائیل نمی‌توانند رسماً در این بساط حضور یابند،   قرار شده نتانیاهو و سفیر آمریکا در عراق،‌  تابوت خادم هار و وفادار‌شان را بر دوش گیرند!

 

اشتباه نکنیم! هر چند فیلدمارشال «فاکستانی» به نیابت از سوی کازینونژاد در مراسم وداع با خادم هار و وفادار غرب روز گذشته وارد تهران شده،  بساط لاشه‌گردانی به این مختصر محدود نخواهد شد.   پس از 6 روز لاشه‌گردانی،   علی روضه‌خوان را روز 18 تیرماه در حرم عین هشتم دفن می‌کنند،   و پس از دفن وی،  40 روز بساط روضه‌خوانی و زوزه‌کشی و خردجال ادامه خواهد یافت،   تا برسیم به میعاد 19 اوت، ‌ روز آغاز خلافت هیتلر در آلمان!

  

همانطورکه می‌دانیم در سالگرد این میعاد فرخنده،   با کمک شهربانی آیرون‌ساید،  کشور ایران نیز تبدیل شد به مرداب مک‌کارتیسم، و ... و از قضای روزگار در همین میعاد فرخنده بودکه بلشویک‌ها،   قدرت را به باندهای تبهکار واگزار کرده،  اتحاد شوروی فروپاشید و«انقلاب اکتبر» و سوسیالیسم علمی و ...  به قول معروف تو زرد از آب درآمد!   البته هنوز که هنوز است،   بعضی‌ها کارل مارکس را «برحق» می‌دانند،  اما کارل مارکس،  در مقام یک فیلسوف به هیچ عنوان موضوع وبلاگ ما نیست.  ولی فراموش نکنیم که در دوران آخوندپروری آریامهر،  چپ‌نمایانی در مرز پرگهر «از علی به سوسیالیسم رسیده‌ بودند»؛  در کنار چماقداران روزگار به خوشی می‌گذراندند،  و در مرداب بدویت اسلام غوطه می‌خوردند.  امروز همان‌ها بربریت استعمار را می‌ستایند،  و همچون رضا پهلوی که در رأس‌الخط راست‌افراطی جا خوش کرده،  ادعای طرفداری از دمکراسی هم دارند!           

 

باری امسال به احترام بساط «حسین درکربلا»،   سه باغ‌وحش‌سازمان سیا ـ  حکومت ملایان، باند رجوی و خانوادة پهلوی ـ  جملگی عزا گرفته‌اند.   باغ وحش مک‌کارتیسم،  مرگ مشکوک لیلا پهلوی را بهانه کرده؛  باغ وحش ایدئولوژیک سازمان سیا که مدعی ضدیت با «شیخ‌وشاه» است،  برای «عرب سوسمارخوری که به طمع خلافت ترکیده» بساط روضه و زوزه پهن کرده؛  و از همه جالب‌تر تحرکات باغ وحش انقلابی و ضدامپریالیست سازمان سیا ـ حکومت ملایان در ایران ـ  است.   باغ وحش مذکور تصنیف معروف عارف قزوینی ـ  از خون جوانان وطن لاله دمیده ـ  را پشت قبالة حسین عین  انداخته و «مرگ‌پرستی و قدرت‌طلبی و قبیله‌گرائی» را با جنبش انسان‌محور مشروطه در ترادف قرار داده و به این مختصر هم اکتفا نکرده،‌   12 تیرماه،  ‌میعاد ترور میرزادة عشقی را برای ادای احترام به علی خامنه‌ای برگزیده‌!   جای تعجب هم نیست که در این محشر خر،  «دمکراسی» نیز با اشغالگر عرب و پرسوناژهای موهوم و ساخته و پرداختة ذهن علیل آخوند شیعی در ترادف قرار گیرد!

 

«جونم براتون بگه!»   پروفسور انصاری‌فرد،   یکی از نوابغ برهوت تشیع کشف کرده که تهاجم نظامی آمریکا به ایران نتوانست دمکراسی را نابود کند، چرا که مذهب شیعه،   امام علی، امام حسین و امام زمان،‌  ریشه‌های دمکراسی‌ در ایران تشریف‌ دارند:     

 

«[...] کشورهای غربی نتوانستند در ایران، دمکراسی را خشک کنند چون دمکراسی ریشه داشت[...] ریشۀ دمکراسی ایران مذهب شیعه و امام علی و امام حسین و امام زمان بودند.»

منبع:  سپوتنیک فارسی،  مورخ 2 ژوئیه 2026

 

شاید در راستای اظهارات گهربار ایشان بودکه انفجار بمب در کافه‌ای در مرکز دمشق،  ده‌ها کشته و مجروح برجای گذاشت؛   ریشه‌های دمکراسی انصاری فرد را همین مشتریان کافه تهدید کرده بودند!   اینان بجای شرکت در مراسم روضه و زوزة‌ شیعی‌ها،   و ادای احترام به شهید والاگهر،  علی روضه‌خوان درکافه نشسته و به تفریح مشغول بودند!  و می‌دانیم که خداوند خونخوار ابراهیم،   «بخشنده و مهربان» و خصوصاً کاسب است،  و بی‌احترامی به مقدسات را با بمب پاسخ می‌دهد.  و چرا راه دور برویم؟

 

همین دو سه روز پیش یکی از اولیگارک‌های اوکراین که گویا مغضوب زلنسکی بود،  در موناکو منفجر شد،  چرا که ‌زلنسکی هم گویا به زور پول و توپ و تانک در ردۀ‌ «مقدسات» قرار گرفته!   ایشان به ویژه از روزی که با رضاپهلوی دست دادند،   مقدس‌تر هم شده‌اند.  ورای آن،  با دستی که دادند،  بر تقدس رضا پهلوی افزودند!   به همین دلیل فیگارو و لوموند دیپلماتیک و قوة قضائیۀ حکومت ملایان دست در دست یکدیگر،‌  شدیداً  به بازاریابی برای رضا پهلوی همت گماشته‌اند.

 

روزنامۀ دست‌راستی فیگارو برای تخلیۀ چاهک استعمار به رضا پهلوی تریبون داده،   تا ایشان با «انتقاد از مذاکرات آمریکا با حکومت ملایان» چندین و چند نشان بزنند!  هم از خود تصویر ابله‌فریب «مخالف خشونت» ارائه  دهند؛   هم حساب میراث‌داران دستگاه پهلوی را از این دستگاه استعماری جدا کنند،   و همزمان،  با ارائة تصویر کاذب «طرف مذاکره با آمریکا» از حکومت ملایان،   به صورت زیرجلکی،  دُمی هم برای آخوند پدوفیل و برده فروش بجنبانند.   مشتاقان می‌توانند به سایت فیگارو،   مورخ 3 ژوئیه 2026  مراجعه فرمایند تا ما هم برویم به سراغ رسانۀ چپ‌نمای لوموند دیپلماتیک!

 

رسانۀ مذکور با تردستی تصویر متفاوتی از رضا پهلوی ارائه می‌کند؛ ایشان در یک چشم بهم زدن  تبدیل می‌شوند به «مخالف دکان شیعی‌ها!»  و بازار ترهات‌بافی و واژگون‌نمائی رونق می‌گیرد،  و کار را به ارزش‌گذاری بر چماقداری و بساط دوران باستان می‌کشاند.   بله،  فراموش نکنیم که با انتخابات میان‌دوره‌ای ایالات متحد حدود 120 روز بیشتر فاصله نداریم!   و از آنجا که جمهوری‌خواهان آمریکا برای کودتا،  شبیه‌سازی از بساط دوران باستان را خیلی می‌پسندند  ـ  کودتای سرهنگ‌ها در یونان را فراموش نکنیم ـ  لوموند دیپلماتیک هم تلاش می‌کند برای حزب جمهوریخواه ایالات متحد نان‌های باستانی خوبی به تنور «وال‌ستریت» بچسباند:

 

«[...] سنت ملی‌گرائی پهلوی را می‌توان به عنوان دیدگاهی توصیف کردکه ایران پیش از اسلام را یک عصر طلائی می‌پندارد؛   اسلام را به عنوان یک دین خارجی بازطراحی [تعریف] می‌کند که در آن اعراب به مثابه آن‌هائی که از ما نیستند،  هویتی واحد و غیرقابل تفکیک تشکیل می‌دهند [...]»  

منبع: سایت فارسی لوموند دیپلماتیک،  مورخ ژوئن 2026

 

در ملی‌گرائی خانوادۀ پهلوی‌ها همین بس که به محض استقرارشان در ایران،  یک حوزة علمیه برای پروار کردن آخوند بی‌وطن و مفتخور و مفتگو با بودجۀ دربار در قم تأسیس کردند،   و پس از جنگ جهانی دوم،  در راه ترویج مذهب شیعه،  سیاسی کردن دانشگاه، مسجد‌سازی و حسینیه‌سازی را در دستور کار قرار دادند و... و به فرمان ارباب ازکشور گریختند! حال نگاهی بیاندازیم به بازاریابی قوه قضائیه بیابانی حکومت شیعی‌ها برای رضا پهلوی با هدف زمینه سازی جهت «بازتولید» احتمالی کودتای 28 مرداد!

 

به گزارش فارس نیوز،   «دادستان عمومی و انقلاب» برای رضا پهلوی یک پرونده تشکیل داده و پس از صدور کیفرخواست، آن را به ‌دادگاه ارسال نموده!   گویا حضرات پس از تحقیقات گسترده و تخصصی در مورد اقدامات رضا پهلوی کشف کرده‌اند که وی هم مخالف حکومت ملایان است،   و هم خیلی خیلی قدرتمند و قابل و کارآمد!   چرا که می‌تواند با تشکیل گروه و شبکه‌های سازمان یافته،   امنیت کشور را مخدوش کند:

 

«[...] تشکیل، هدایت و فرماندهی گروه‌ها و شبکه‌های سازمان یافته با هدف برهم زدن امنیت کشور و اقدام علیه اساس نظام جمهوری اسلامی [...] تامین مالی فعالیت‌های منتسب به گروهها و شبکه‌های مذکور[...]‌ سازمان‌دهی اقدامات تروریستی [...] همکاری با دولت‌های متخاصم در زمان مخاصمه [...] جاسوسی و همکاری‌های اطلاعاتی و عملیاتی با سرویس‌های اطلاعاتی و نظامی بیگانه[...] تسبیب و آمریت در قتل،  تخریب اموال عمومی، دولتی و زیر‌ساخت‌های کشور [...] مسلح کردن گروه‌های مخالف و...»

منبع: فارس نیوز، ‌ مورخ 4 ژوئیه سالجاری 

 

به عبارت ساده‌تر،  قوۀ «غذائیۀ جمکران» به گوسفندالله پیام می‌فرستد «چه نشسته‌اید که  پهلوی بر می‌گرده!»  بله این رضا پهلوی که  درک و فهم و شعور سیاسی‌اش در حد رجوی‌ها و موسوی‌ها و خمینی‌هاست،   و در عرصة خست دست مادرش را هم از پشت بسته،  در این مملکت چه کارها که نمی‌کند!  دست‌کم نگیرید او را،  قدرتی دارد این «بابا!»   شبکه‌های خرابکار را تأمین مالی می‌کند؛   برنامۀ قتل‌وغارت به راه می‌اندازد؛   با خارج و داخل در ارتباط است،  و ... خلاصه فارس‌نیوز از این  «کودک سالخورده» که سیاست و درایت و شهامت را در دامان عموسام تجربه کرده،  یک فروند جرج واشنگتن برای گوسفندالله سر میز گذارده.   این جرج واشنگتن وطنی یک ‌تنه از پس حکومت ملا برمی‌آید،  از اینرو می‌باید در برابر دستگاه «غذائی» بیابانی حکومت کذا پاسخگو باشد!  شاید که با این سروصداها،  پس از آنکه مراسم لاشه‌گردانی،  و 40 روز روضه و زوزه سپری شد،  ایشان لطف کرده به شیوۀ مرضیه یک 28 مرداد دیگر برای‌ فارس‌نیوزی‌ها به ارمغان آورده،  به لاشة محفل «شیخ‌وشاه» جان تازه‌ای بخشد!

   

تیرگان خجسته باد!

  

 

 

 

 

 


شنبه، خرداد ۲۳، ۱۴۰۵

ماستمالی‌های ناخدا کلمب!

 

بیش از یکصد روز از تهاجم نظامی آمریکا و سگ درنده‌اش به ایران،‌  و یک‌سال از شکست کودتای «ملا، خاخام، کدخدا»،  یعنی جنگ 12 روزه ـ   می‌گذرد و هنوز «راه توده،  فمینسیت‌های اسلامی،  جایزه بگیرهای همیشه زندانی از جمله کشتزار تقی محمدی،  نسرین ستوده،  باند رجوی،  فدائیان اقلیت و... و به ویژه نوشیعی‌های همیشه مظلوم و بی‌وطن، این تهاجم را رسماً محکوم نکرده‌اند!   بدنیست بدانیم همین جنگ که برای شرکت‌های نفتی و بانک‌ها و صنایع اسلحه‌سازی و شرکاء منافعی نجومی به ارمغان آورده،   و سرکوب و کشتار و تاراج ایرانیان را به مراتب بیش از گذشته شتاب بخشیده،   به ارتقاء خانوادة پهلوی،  شخص رضا پهلوی و باند رجوی نیز منجر شده!

 

اولی که محصول کودتاهای استعماری بریتانیا و آمریکا در ایران است،   خود را تداوم امپراتوری هخامنشی رویت کرده ـ  توئیتر فرح پهلوی.  دومی خود را وارث مشروطه می‌بیند،  و سومی هم،   تظاهرات 8 مارس 1979،   را به عنوان تظاهرات اسفند‌ماه ـ  به حساب خود گذاشته و سرداران مشروطه را در کنار آخوند طالقانی و مسعود و مریم رجوی قرار داده!

 

جالب اینجاست‌که با کودتای سوم اسفند 1299،  محافل نژادپرست بریتانیا رسماً پای به میدان سیاست ایران گذارده،   به احترام آخوند پدوفیل و برده فروش،   تیرخلاص را به مشروطه‌طلبان و مطالبات مترقی‌شان شلیک کردند!  یادآور شویم ترور میرزاده عشقی،  شاعر، روزنامه نگار،  نمایشنامه نویس،‌ و به ویژه مدافع تشکل غیردولتی «جامعة‌ نسوان وطنخواه» ـ  از نخستین گام‌های کودتاچیان بود!   در گام بعد،   پوشش سنتی زن ایرانی تبدیل شد به ابزار سیاست‌گزاری و ... و این روند شوم، که حقوق انسانی و اجتماعی زن ایرانی را به یک تکه پارچه تقلیل می‌دهد،  همچنان ادامه دارد.

 

پلمب کردن «خانة عامری‌ها» در کاشان به دلیل ورود زنان «بی‌حجاب یا بدحجاب» به این مکان گردشگری،   جدیدترین نمونة خوش رقصی حکومت ملایان برای کودتای آیرون‌ساید می‌باید تلقی شود.  حال آنکه حضور کنیزان «بی‌حجاب و بدحجاب» در خردجال شبانة حکومت آخوند ظاهراً هیچ مانعی ندارد!

 

«جونم براتون بگه!»   مرده‌ریگ دستگاه پهلوی که از خیزش «زن،  زندگی، آزادی»‌ به لرزه افتاده بود،   اینک خردجال شبانه به راه انداخته،  و برای تزئین آن به چند کنیز بدون لچک و «کم‌لچک» متوسل شده و با مطرب‌های‌ وارداتی مذکر و مونث ـ  اولی از آمریکا، و دومی از لبنان ـ «کنسرت» برگزار می‌کند،  باشد تا از خود تصویر «متمدن» ارائه دهد و همزمان چند دروغ شاخدار را به عوام‌الناس بباوراند.

 

نخست اینکه «زن» می‌تواند از حکومت «زن‌ستیز» ملایان حمایت کند،   و دیگر آنکه،  «زن ایرانی» می‌تواند طرفدار حکومتی باشد که نه صرفاً دشمن زن،  که دشمن خونی ایرانی‌ات است!  مسلماً گوسفند‌الله با مشاهدة‌ «کنیزان همیشه در صحنه» و «کنسرت» بشکن‌و بالابنداز به «تمدن» قرن هفتمی‌ها ایمان می‌آورد،‌   همانطور که باورش شده «آمریکا از ملایان شکست خورده و به ناچار با آن‌ها مذاکره می‌‌کند!» 

 

ولی کیست که نداند آمریکا از طریق فاکستان و قطر،   در واقع با چین مذاکره می‌کند و حکومت پوشالی شیعی‌ها در این میانه فقط «ژست مذاکره» گرفته،  و ناکامی ارباب آمریکائی‌اش را در جنگ به حساب قدرت و شوکت و جلال و جبروت خودش نوشته.   جای تعجب نیست که رسانه‌های اسرائیل از «یدیعوت آهارو نوت» گرفته تا هآرتز،‌ باد در بادبان هزارپارة حکومت ملایان بیاندازند و این گزافه‌گوئی‌ها به تیتر بی بی‌سی نیز تبدیل شود:‌

 

«رسانه‌های اسرائیلی ایران را برندة توافق احتمالی با آمریکا می‌دانند»

منبع:  بی بی‌سی،  مورخ 26 مه 2026

 

شگفت آنکه هیچکس از مفاد توافقنامه‌ای که اینان به آن اشاره دارند آگاه نیست و هر رسانه‌ای برمبنای مطالبات کارفرمایان‌اش به «مفاد توافقنامه پیشنهادی ایران» انعکاس داده!  ولی آنچه روشن است،  بن‌بستی است که دستگاه ترامپ در آن گرفتار آمده!   هر چند به استنباط ما ممکن است این بن‌بست تا حدودی خود خواسته نیز باشد!  تهاجم نظامی به یک ساختار دست‌نشانده،  پیامدهای ویژه‌ای دارد که مهم‌ترین‌اش تقویت جایگاه ساختار مذکور است،   و دستگاه ترامپ مسلماً از این اصل اساسی آگاه بوده.         

 

باند ترامپ که علیرغم مخالفت صریح چین به ایران حمله کرد،   نه موفق شد حکومت آخوند را ساقط کند،   نه توانست حمایت ایرانیان را از این تهاجم به دست آورد؛   از همه مهم‌تر،   حمایت زیرجلکی حکومت ملایان را نیز از دست داد.  حکومتی که اینک ناچار شده سئولیت ساقط کردن هواپیمای اف ـ 15 در کهکیلویه،   و نابودی تجهیزات ارباب در دهدشت اصفهان را نیز بر عهده گیرد!

 

و هنوزکه هنوز است مشخص نشده دو خلبانی که ادعا می‌شود در این عملیات نجات یافته و به کویت  ارسال شده‌اندکجا هستند؟!   همانطور که علیرغم ادعای پوچ رسانه‌ها،  مبنی بر «نابودی هواپیما و هلی‌کوپترهای نظامی آمریکا در دهدشت توسط  نیروهای انتظامی ایران»  چند نکته اساسی هنوز در ابهام فرو افتاده.   نخست اینکه سرنشینان این هواپیماها و هلیکوپتر‌ها چه شده‌اند،   و با توجه به گزارش فاکس‌نیوز مبنی بر «عدم تبادل آتش میان پاسداران و نیروهای آمریکائی»،   این تجهیزات را چه نیروهائی نابود کرده؟!

 

دیگر آنکه چگونه نیروهای آمریکائی بدون درگیری موفق شده‌اند به دهدشت ـ  این منطقه 300 کیلومتر از مرز عراق فاصله دارد ـ   وارد شوند؟!   البته برای این پرسش‌ها پاسخی در دست نیست،   ولی به استنباط ما،   در آستانة سفر ترامپ به پکن، ‌ حکومت ملایان برای ارباب فرش قرمز پهن کرده بود،‌  تا دونالد ترامپ بتواند از موضع قدرت با رهبر چین گفتگو کند!  هر چند خوش‌خدمتی‌ شیعی‌ها نتیجة مطلوب برای ولینعمت‌شان به بار نیاورد.  از اینرو هم حکومت ملایان ناچار شد بر غلظت «ضدیت‌های رسانه‌ای با آمریکا» بیافزاید،   هم اسرائیل و آمریکا ناچار شدند در جایگاه مخالف یکدیگر  لنگر اندازند!

 

در نتیجة این صحنه‌سازی،  ارتش اسرائیل که تا مغز استخوان به پنتاگون و تصمیمات کنگرۀ آمریکا وابسته‌ است،   و مانند دیگر اعضای ناتو،   بدون مجوز ارتش آمریکا حتی حق ندارد از هواپیماها و هلیکوپتر‌های نظامی التفاتی بهره‌برداری کند،  در جنجالی که باند ترامپ به راه انداخته‌اند «مستقل و صاحب اختیار» از آب در آمده،  «ضاحیه» را بمباران می‌کند! 

 

شیپورهای «فرنچ کانکشن» نیز که پس از اعلام آتش بس دونالد ترامپ ـ  8 آوریل 2026 ـ  در سکوت مرگ فرورفته بودند،   آهسته، آهسته از شوک ناکامی خارج می‌شوند؛ کارفرمایان‌شان  فعالیت سنتی را از سر گرفته‌اند!

 

فاکستان بمباران افغانستان را از سر گرفته؛  ‌ یک معدن زغال‌سنگ  در اعتراض به تلاش چین برای پایان دادن به تنش‌های خلیج فارس «خود» را منفجر کرده؛  ‌ همزمان با سفر 4 روزة وزیر امورخارجة ایالات متحد به هند،  در اعتراض به نقش فاکستان در مذاکرات آمریکا و پادوهای‌شیعی‌اش، جدائی طلبان بلوچستان از خاک برمی‌خیزند؛   ‌در اعتراض به عدم صدور فرمان حمله مجدد به ایران،  اقامتگاه رئیس جمهور ایالات متحد مورد تهاجم «بن‌لادن واقعی» قرار می‌گیرد،  و ... و شیون و زاری جمهوری‌خواهان «تندرو»،   و در رأس‌شان مایک پمپئو و سناتور «لیدی» گراهام ـ  اولی هوادار گروه تروریست‌ رجوی است،   و دومی دل‌دادۀ قوم برگزیده ـ‌  بر علیه توافق احتمالی با حکومت ملایان به آسمان برمی‌خیزد.

 

 ولی از همه جالب‌تر حکومت ملایان است که از این توافق احتمالی سخت به وحشت افتاده. چرا که این توافق الزاماً به کاهش بحران در سطح منطقه و به ویژه در کشور ایران منجرخواهد شد و حکومت خودفروخته‌ای که 47 سال است با حمایت غرب و تکیه بر نفرت‌فروشی و  بحران و جنگ سرپا مانده و با این ترفند منافع استعماری اربابان آمریکائی و اسرائیلی‌اش را گسترش داده،  تکیه‌گاهش را بکلی از دست خواهد داد!

 

از اینرو به محض اعلام آتش‌بس توسط رئیس‌جمهور آمریکا،  حکومت ملایان یک گروه «حجاج محترم» را به پابوس ارتش آمریکا در عربستان روانه کرد،   و یک  کاروان شکم‌چرانی و صیغه و پدوفیلی و روضه و زوزه را نیز برای ادای احترام به ارتش اسرائیل،   به کربلا فرستاد.   البته به ادعای رسانه‌ها،  ارتش اسرائیل اصلاً در عراق حضور ندارد!   ولی فراموش نکنیم،   هر کجا ارتش آمریکا هست،   ارتش اسرائیل هم همان‌جاست: اردن،  مصر،  عراق،  ترکیه،  فاکستان،  شیخ‌نشین‌ها،  آذربایجان و ... و مسلم بدانیم دامنة جنگی که آمریکا و دو سگ درنده‌اش در ایران و اسرائیل به راه انداخته‌اند،   به سادگی می‌تواند به مصر و ترکیه نیز کشیده شود و امپراتوری بی‌بی‌گوزکی «از نیل تا فرات» را تحقق بخشد!   

 

حداقل فتوی جاناتان پولارد،   نوچة شلدون ادلسون، و کارمند سازمان سیا در توئیتر مگاترون، مورخ 28 ماه مه چنین است.   در نتیجه اگر محمدقاطر خالی‌باف  برای «جنگ بعدی» اعلام آمادگی می‌کند،   یا سلطان رجب اردوغان ناگهان حملات اسرائیل به لبنان و سوریه را تهدید امنیت ترکیه ارزیابی می‌نماید،   و به دلیل انعقاد قرارداد نظامی با قبرس،   برای فرانسه هم شاخ و شانه می‌کشد،   باید بدانیم که جهادی‌های ترک و عجم،   به سنت معهود یکصد‌ساله با این عروتیزها برای تأمین منافع استعماری لندن و واشنگتن ابراز آمادگی می‌کنند!   البته فراموش نکنیم که شرایط کنونی جهان با شرایط اوائل قرن بیستم قابل قیاس نیست!  از اینرو گمانه‌زنی در مورد پیامد‌های جنگی که روی نداده نیز امکانپذیر نخواهد بود.   ولی پیامد‌های آنچه رسانه‌ها «جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران» می‌خوانند از روز هم روشن‌تر است.

 

این جنگ استعماری که با شعار سرنگونی حکومت متزلزل ملایان به راه افتاد،   علاوه بر فراهم آوردن زمینة مناسب برای تقویت جایگاه بی‌بی‌گوزک‌ستان اسرائیل در جوار جیبوتی ـ  در خاک سومالی ـ   به تثبیت حکومت پوشالی ملائی در ایران نیز منجر شده،   و زمینه را برای گسترش چپاول و میدان‌داری و ترقی امثال قالیباف،  عراقچی و دیگر سرسپردگان شناخته شدة آمریکا و اسرائیل فراهم آورده.

 

به عنوان نمونه،   محمدقاطر «سیسمونی‌نژاد» که به عنوان ریاست قوة مقننه،  تنها دل‌مشغولی‌اش به تصویب رساندن لایحة حجاب و عفاف جهت تکمیل خوش‌خدمتی‌های میرحسین موسوی بود،   و طی صد روز اخیر،   پیوسته برای «معیشت مردم آمریکا» ابراز نگرانی می‌کرد،  پس از شیون و زاری در آغوش نخست‌وزیر فاکستان ـ 11 آوریل سالجاری ـ  به عنوان مسئول پروندۀ‌ چین، جانشین علی لاریجانی شد و بلافاصله بقائی،  سخنگوی وزارت امورخارجه را نیز به جایگاه سخنگوی هیات مذاکره کننده ارتقاء داد.   در پی این ارتقاء،   رئیس جمهور آلبانی به معرکة سیاسی حکومت ملایان پای گذارد و خردجال «دیرهنگام» مخالفان احداث مجموعة‌گردشگری داماد ترامپ در سواحل آلبانی را به حکومت ملایان نسبت داد!   بقائی هم از تخم سر بیرون آورده،   خواهان رعایت حقوق شهروندان آلبانی شد!

 

آورده‌اند که توافق برای احداث این مجموعه به سال 2024  بازمی‌گردد!   به عبارت دیگر مخالفان این توافق 2 سال در خواب زمستانی بودند که ناگهان به یاد آوردند،  می‌باید بر علیه این توافق «تظاهرات» کرد!    شاید به این دلیل که احداث مجموعة‌ توریستی در آلبانی،   باغ وحش ایدئولوژیک  ـ  قرارگاه اشرف ـ  را به قول معروف از سکه می‌اندازد!   و مقامات فرهیختة اروپا و آمریکا و واتیکان و ... که از گروه تروریست رجوی حمایت می‌کنند،  و نسخة «جمهوری دمکراتیک» برای ملت ایران می‌نویسند،  ممکن است آزرده خاطر ‌شوند! حق هم دارند؛  ما ایرانیان می‌باید همانطور که از اسلام انقلابی و ضداستبداد خمینی استقبال کردیم،  از «جامعة بی‌طبقه،  تفکیک جنسیتی، ازدواج ایدئولوژیک،   شکنجه و سرکوب و اعدام‌های رایج در باغ وحش ایدئولوژیک ـ  گزارش دیده‌بان حقوق بشر در سال 2005 میلادی ـ   با آغوش باز استقبال کنیم؛  ‌باشد تا رستگار شویم و دکان استعمار را پر رونق نگهداریم!   

 

از اینرو از گوسفندالله ساکن فرنگ و پورن‌ستارهای شیفتة «طویلة بی‌طبقه توحیدی» دعوت می‌کنیم هفتة‌ آینده ـ  20 ژوئن ـ با شرکت در خردجال باغ وحش ایدئولوژیک سازمان سیا در شهر پاریس،   احترام عمیق خود را به بدویت اسلام و بربریت استعمار به اثبات برسانند.   ولی به عنوان طرفدار دمکراسی،  تأکید می‌کنم که تغییر نام حکومت و افراد و گروه‌ها،  یک کلاهبرداری سیاسی است،  با هدف تداوم و گسترش استبداد استعماری!   انتخاب می‌باید  میان «دمکراسی و استبداد» باشد.   مجموعۀ استبدادی نیز شناخته شده است،   انواع جمهوری‌های نسبی ـ   اسلامی،  ایرانی،  دمکراتیک،  فدرال ـ  و خصوصاً حکومت نظامی‌ای که پهلوی‌چی‌ها در قالب پادشاهی می‌خواهند آن را به ملت حقنه کنند.

 

گمان مدار که آمد سیاستی از نو

همان سیاست دیرینه ماست‌مالی شد 

میرزاده عشقی‌، نخستین قربانی کودتای آیرون‌ساید در ایران