یکشنبه، فروردین ۱۶، ۱۴۰۵

بَربَر و عصرحجر!

 

 

پیش از تهاجم نظامی آمریکا و اسرائیل به خاک ایران،   تنگۀ هرمز به روی همۀ کشورها باز بود.   اینک اپشتین‌سالاران می‌خواهند برای بازکردن تنگۀ هرمز به ایران لشکرکشی کنند و به قول رئیس اپشتین‌ستیت،   ایران را به «عصرحجر» بازگردانند!  به عبارت دیگر،  «داش‌دونالد برده‌فروش» آرزوهای بزرگی در سر دارد.  این «بابا» می‌خواهد نخستین امپراتوری لائیک تاریخ‌بشر که برخلاف امپراتوری‌های اسلامی و غربی،  برده‌دار و سوداگر نبوده،  به همراه برزویه و رازی و ابوریحان بیرونی و فارابی و بوعلی سینا و ... و فردوسی و خیام و ... سعدی و مولوی و میرزادۀ‌ عشقی‌ و ... و خلاصه بگوئیم تاریخ و فرهنگ ملت ایران را با «بمب» نابود کند!  

 

ولی تاریخ و فرهنگ با بمب نابود نمی‌شود.  کازینونژاد،  همچون اسلافش سوداگر مرگ و ویرانی است؛   سیاستی که با شعار بازگرداندن یک ملت به عصر حجر،   از دوران کندی تاکنون ادامه یافته و هر بار جارچی‌های استعمار بر طبل «شکست آمریکا» کوفته‌اند.   حال آنکه آمریکا در واقع پیروز شده،  چرا که اگر شکست خورده بود،  طی نیم قرن،  به کرات سناریوی «بازگرداندن به عصر حجر» را به صحنه نمی‌آورد!   در مورد ایران هم «روند بازگرداندن به عصر حجر» با همراهی و همکاری روحانیت خودفروختۀ‌ شیعی و حکومت دست‌نشاندۀ آمریکا به اجرا در خواهد آمد!

 

حکومت طاعون بر ویرانه‌های آثار تاریخی مصلی و مسجد می‌سازد،   و کینگ جذام ثالث هم که با شعار ابلهانۀ «ایران معبد ماست»،  لگدی نثار خیزش «زن،  زندگی، آزادی» کرده بود،  معبد‌اش را خواهد ساخت!   ارتش خداجوی آمریکا هم بر ملت ایران منت گذارده،   مسئولیت خطیر غارت موزه‌ها و آثار تاریخی را بر عهده خواهد گرفت.                 

 

یک‌ماه پس از تهاجم نظامی وحشیانۀ ارتش‌های آمریکا و اسرائیل به ملت ایران،   مسعود زرشکیان با رئیس شورای اروپا گویا «گفتگو» کرده و آمادگی خود را جهت لیسیدن چکمۀ ارتش ناتو اعلام داشته.   تیز و آروغ زرشکیان آنچنان مورد پسند بی‌بی‌سی قرار گرفت که به عنوان دروغ اول آوریل ادعا کرد،  وراجی‌های پرزیدنتِ جمکران عامل افزایش شاخص‌های بازار بورس آمریکا شده است:

 

«مسعود پزشکیان در تماس تلفنی با رئیس شورای اروپا،‌ شورائی که تهاجم نظامی به کشورمان را محکوم نکرده، ‌ اعلام داشت که کشورش "ارادۀ لازم" برای پایان دادن به جنگ با ایالات متحده آمریکا و اسرائیل را دارد،  به شرط آنکه برخی شرایط برآورده شود.  این اظهارات به افزایش شاخص‌های بازار در آمریکا کمک کرده است.»

منبع:  بی‌بی‌سی،  مورخ اول آوریل سالجاری

 

ابراز بندگی و چاکری زرشکیان به همچنین مورد پسند «داش دونالد برده‌فروش»،  رئیس دولت اپشتین‌ستیت نیز قرار گرفت و با بمباران یک پل در دست احداث،  برگزار کنندگان مراسم «سیزده به در» را مجازات کرد و مدعی شد،  این پل «نیمه‌کاره» کاربرد نظامی داشته! حال آنکه هدف واقعی «داش» ترامپ،   ایرانیان و آئین‌های سیزده به در بود.  آورده‌اند که «داش» دونالد،   درگام بعد،  جهت اثبات «علمی» دروغ شاخدارش،  یک جنگندة اف 15 را به ایران  اعزام کرد!   ولی از قضای روزگار،   جنگندة مذکور،  البته به گزارش رسانه‌های غرب،‌   توسط نیروهای نظامی حکومت ملایان ساقط شد و خلبان و کمک خلبانش در استان کهکیلویه و بویراحمد سالم فرود آمدند.  ادعا می‌شود که یکی از ایندو جانور وحشی،  به ارادة خداوند خونخوار ابراهیم،  توسط نیروهای ویژة آمریکا نجات یافته:

 

«[...] روز جمعه ابتدا یک اف15 دو کابینه هدف قرار گرفت و در استان کهگیلویه و بویراحمد سرنگون شد.  ارتش آمریکا بلافاصله عملیات جست‌وجو و نجات را آغاز کرد و در نهایت موفق شد خلبان این جنگنده را بازیابی کرده و نجات دهد.»

منبع:  ‌رادیوفردا،  مورخ 15 فروردین‌ماه سالجاری  

   

بوق سازمان سیا در لفافه به امت انقلابی تفهیم کرد که «نیروهای ویژة ایالات متحد در خاک ایران حضور دارند!»   البته رسوائی حکومت زال‌ممدهای انقلابی به این مختصر محدود نمی‌شود!  چه نشسته‌اید که نظامیان ایالات متحد در آب‌های جنوبی ایران هم به عنوان نیروی «دوست و غیرمتخاصم» حضور فعال دارند:

 

«[...] دومین هواپیمای آمریکائی [...] یک هواپیمای تهاجمی [A10 ] اِی بود که پس از هدف قرار گرفتن از سوی پدافند هوائی ایران بر فراز آب‌های جنوبی کشور سرنگون شد. مقام‌های آمریکایی ضمن تأیید هدف‌ قرار گرفتن این هواپیما،  از نجات خلبانش خبر دادند.»

همان منبع!

 

همانطورکه مشاهده می‌کنیم،  برخلاف عرعر اپوزیسیون‌نمایان فرنگ نشین،  و بوق‌های  فرنگستانی و شیعی،  جنگی که به راه افتاده به هیچ عنوان بر علیه حکومت ملایان نیست؛  این جنگ برعلیه ملت ایران به راه افتاده!   ملتی که همزمان از چندین سو مورد تهاجم قرار گرفته!  اگر در داخل مرزها،  47 سال است که توسط حکومت ملایان سرکوب و تاراج می‌شود،  اینک ارباب‌ این حکومت هم زیرساخت‌ها،  ساختمان‌ها و ... و خصوصاً انسان‌ها را در این مملکت هدف بمب‌ و موشک قرار داده و شیعی‌های ساکن فرنگ را نیز برای تهاجم  به ملت ایران بسیج کرده!

 

این جماعت خودفروخته که بدون استثناء از حملة‌ نظامی به خاک ایران حمایت کرده‌اند،   چند گروه کاذب تشکیل داده‌اند.  در رأس‌شان باند رجوی را می‌بینیم که 45 سال است تحت نظارت کدخدا به پول‌شوئی،   تجارت برده و اعضاء بدن انسان و ... اشتغال دارد و از آنجا که به مراتب از حکومت آخوند وحشی‌تر و درنده‌تر است بعضی‌ها در لندن و واشنگتن مایل‌ند   اینان آلترناتیو حکومت باشند.  البته این تمایل،   از منظر تاریخی منطقی و «تکراری» است!‌  حکومت آخوند را هم ‌اینان آلترناتیو پهلوی کردند،   چرا که  به مراتب از دستگاه پهلوی وحشی‌تر و درنده‌تر بود.   با توجه به همین الگوی استعماری می‌توان به علت شتاب‌ قوۀ قضائیة‌ بیابانی حکومت ملایان برای اعدام‌ زندانیان سیاسی «متهم» به عضویت در گروه تروریست مجاهدین خلق پی برد!   

 

حکومت زال‌ممد برای نشاندن دارودستة‌ رجوی در جایگاه «قربانی»،   طی هفتة اخیر 6  تن از اینان را اعدام کرده،  باشد تا از طریق نشاندن باند رجوی در «سنگر حق»،‌  به شیوۀ آریامهر برای خود «آلترناتیو» بسازد.  چرا که این گروه اسلامگرا همچون تمامی اسلام‌گرایان هزار چهره است؛   با اسلحة بیگانه می‌جنگد؛   مزدور بیگانه است،  و در نتیجه،  دشمن فرهنگ و انسانی‌ات و «روابط حقوقی» است.   حال نگاهی بیاندازیم به دیگر گروه‌های مهاجم شیعی،  و در رأس‌شان کینگ «جذام ثالث»،  که علاوه بر تاج و عمامه،   اخیراً کیپا هم بر سر کرده،   و دیگر مو لای درز خودفروختگی و جان‌نثاری‌‌اش نمی‌رود!  

 

ایشان در ایالت تگزاس،   طی‌ وعظ و خطابه‌ای سرشار از نبوغ در کنفرانس «سی پک»  ـ  این کنفرانس راست‌گرایان افراطی در حزب جمهوری‌خواه را به دور یکدیگر جمع می‌کند ـ   اکتشافات مهمی فرموده‌اند.   نخست اینکه «دمکراسی» همان مردم‌سالاری ـ  پوپولیسم ـ است!   دیگر آنکه،  بر اساس فرمایشات ایشان،   هزاران کادر علمی ایرانی که طی دوران طاعون به آمریکا آمده‌اند،   همه افراط‌گرا و تروریست‌های صادراتی حکومت ملایان هستند و ایشان سعی خواهند کرد تا به محض سقوط حکومت ملایان،  رهبری گذار را بر عهده گیرند و بجای تروریست،  «مهندس» به آمریکا صادر کنند:

 

«[...] می‌توانم ایرانی را تصور کنم که بجای افراط‌گرایان مهندس صادر می‌کند [...]»

منبع:   رادیوفردا،  ‌مورخ 9 فروردین‌ماه سالجاری

 

بله همانطورکه می‌بینیم «شاهزاده» چنین پنداشته‌اند که ایرانی،  و به ویژه مهندس ایرانی نوعی «کالا» است که ایشان می‌توانند تولید کرده و «صادر» نمایند.  باشد تا ضمن غارت ایران،  منافع اقتصادی آمریکا را نیز همزمان افزایش دهند:    

  

«تنها در دهة آینده،  یک مشارکت راهبردی میان آمریکا و ایران می‌تواند بیش از یک تریلیون دلار برای اقتصاد آمریکا ایجاد کند»

 همان منبع

 

«جونم براتون بگه»،  دریدگی و حماقت خاندان جلیل «جذام» حدومرز نمی‌شناسد.  ولی رضا پهلوی در این عرصة دریدگی و وقاحت به هیچ عنوان تنها نیست!   مادر محترمش هم که به علامت «رضا» در مورد جنایات آمریکا و اسرائیل در ایران مهر سکوت بر لب زده،  برای کسب حمایت شاخة «یهودی ـ فرانسوی» شبکة اپشتین فعال شده،  و مانند زلنسکی به آستان مقدس «برنار هانری لوی» دخیل بسته.   

 

باری همزمان با وعظ و خطابة رضا پهلوی در کنفرانس «سی پک»،  شیعی‌جماعت یک «کنگرة آزادی» هم در پایتخت بریتانیا به راه انداختند.  تا همه بدانند و آگاه باشند که زمام دو گروه چماقدار و چپ‌نما به ترتیب در دست واشنگتن و لندن خواهد بود.   ایندو گروه که به فرمان ارباب‌شان «بر علیه دمکراسی» با هم متحد می‌شوند،   به فرمودۀ همان ارباب‌ نیز با یکدیگر جنگ زرگری به راه می‌اندازند،   باشد تا صدای مخالفان استبداد و استعمار در تمامی جبهه‌ها خاموش شود.  البته چماقداران با حقوق بشر و حقوق زن و این‌حرف‌ها کاری ندارند؛  ‌ حال آنکه نوابغی که در «کنگرة آزادی» لنگر انداخته‌اند،   ضمن خفقان در مورد تهاجم نظامی به خاک کشور ایران،   حقوق انسانی زن را به «حضور در جامعه» تقلیل داده و برای تأمین این «حق نسبی» خواهان «تبعیض مثبت» شده‌اند!   

 

به فتوی کشتزار اسبق جلائی‌پور که به آمریکا صادر شده،   لازم است «مردان یک قدم عقب بروند،   تا زنان بتوانند جلو بیایند!»  به عبارت دیگر همانطور که در آمریکا به رنگین پوست لطف می‌کنند تا پست و مقامی بیابد،  «آقا» هم می‌باید به «ضعیفه» از اینگونه الطاف بفرمایند!   بی‌دلیل نیست‌که فمینیست شیعی‌ را «ضعیفه» خوانده‌اند!   پس دکة حماقت فروشی «کنگرة‌ آزادی اوباش» را ترک می‌کنیم و می‌رویم به سراغ شیرین عبادی که پس از دریافت جایزة صلح نوبل به جایگاه والای «ضعیفه» ارتقاء درجه یافته!

 

کنیزالاسلام برگزیدة محفل نوبل که حدود یک ماه پیش در سنای فرانسه،  سر به آستان مقدس چاهک فرنچ کانکشن می‌سائید ـ   ‌وبلاگ ناهید رکسان «الگوریتم کودتا» ـ   به ناگاه دریافته که «آمریکا و اسرائیل اهمیتی به دمکراسی نمی‌دهند»،   منبع:‌  «لو سوار بلژیک،  ‌مورخ 27 مارس سالجاری»

 

می‌دانیم که حاجیه عبادی،  مانند ملاممد خاتمی و تمامی جایزه بگیر‌های مادینه و نرینۀ شیعی،   متخصص «دمکراسی» است!   البته نوع ویژه‌ای از دمکراسی که به معنای نشستن در کنار جنایت‌کار و متجاوز است!   این شخصیت برجستة امپراتوری توحش و فرصت‌طلبی که کارش را از عضویت در حزب رستاخیز آغاز کرد، در فرصت بعدی لچکی بر سر انداخته از روح‌الله خمینی حمایت نمود.  در گام بعد سر از  مرداب اصلاح‌طلبی به در آورد،   یک جایزة صلح نوبل هم برایش ابتیاع کردند،  تا در سیرک سیار استعمار به عنوان طوطی جار بزند:  «اسلام با دمکراسی هیچ تضادی ندارد!»   پس از انجام این مهم،   شیرین عبادی  سروکله‌اش از بساط میرحسین موسوی و دکان کودتای سبز بیرون آمد،  و نهایت امر راهی بلاد ارباب شد و اخیراً با کینگ جذام ثالث و مادر بسیار «محترمش» در دفاع از تهاجم نظامی به خاک ایران معرکه گرفت.   اگر چنین رجالة برجسته‌ای اینک تلاش می‌کند خود را «مدافع دمکراسی» جلوه دهد و در برابر آمریکا و اسرائیل قرار گیرد،   مسلماً به دلیل تحولاتی است که  در هیاهوی شیپورهای جنگ‌طلبان مسکوت مانده!

 

به عنوان نمونه،   برخلاف انتظار گوسفند‌الله،  آمریکا و اسرائیل و حکومت پادوهای انقلابی‌شان در ایران،  موفق نشدند برای رضا پهلوی خردجال میلیونی به راه اندازند،   و کودتای هویزر را بازتولید کنند!  البته اشتباه نکنیم،   دلیل ناکامی اینان به هیچ عنوان نشان طرفداری ایرانیان از حکومت طاعون نیست!  حکومت دست نشانده‌ای که 47 سال است با شعار «مرگ بر آمریکا،  و مرگ بر اسرائیل» به کشتار و سرکوب ایرانیان و غارت ثروت‌های ملی مشغول است،  و توله‌های مقاماتش را برای دلالی و پولشوئی به آمریکا و اروپا فرستاده.  جالب اینکه،  اخیراً اینان را در خردجال هواداران تهاجم نظامی به ایران با پرچم‌های اسرائیل و اوکراین نیز مشاهده می‌کنیم!   چنین حکومتی مسلماً نمی‌تواند مورد تأئید ملت ایران باشد.   ملتی که یکصدسال است توسط استعمار و مزدورانش در این سرزمین به گروگان گرفته شده،‌   و بیش از یک ماه است که عملاً با دست‌ خالی در برابر تهاجم وحشیانة ارتش‌های آمریکا و اسرائیل و حکومت دست‌نشانده‌شان مقاومت می‌کند،   و با این وجود به خردجال مطلوب اینان نمی‌پیوندد! 

 

چرا که حکومت طاعون،  پس از 47 سال عرعر و هل‌من‌مبارز طلبی و ارائة تصویر دروغین «دشمن» از دستگاه پهلوی،  نه قادر است از آسمان کشور دفاع کند،  نه امنیت مرزهای زمینی را تأمین نماید،   و از همه مهم‌تر،  حتی یک پناهگاه هم برای مردم نساخته!   با اینهمه این حکومت نتوانسته همین مردم را به طرفداری از متجاوز به خیابان بکشاند و از طریق بازتولید الگوی آریامهر ـ  به راه انداختن خردجال و فراهم آوردن زمینة خودبراندازی ـ ‌ جذام ثالث را بجای خود بنشاند.   از اینرو برای ارعاب ایرانیان،  با فاطمیون و حشدالشعبی در تهران خیابان‌ها را اشغال کرده!   در هر حال نتیجۀ جنگ هر چه باشد،  «انتخاب» نوع حکومت و افراد عوامفریبی و تکرار دور باطل استعماری است؛‌  ‌ تنها انتخاب منطقی می‌تواند میان استبداد و دمکراسی باشد!   

 

 

 

 

 

 

 

 

 


پنجشنبه، فروردین ۱۳، ۱۴۰۵

هزاران سال دگر!

 

سیزده به در،

سال دگر،

هزاران سال دگر،

سبزه‌ها را

به رقص شقایق‌های البرز،‌

به تارهای زرین آفتاب

به آب و آتش و باد،

گره خواهم زد!

(ناهید رکسان)

پنجشنبه، فروردین ۰۶، ۱۴۰۵

نوروز جمشیدی و کفتاران توحیدی!

 


 

 

نوروز ،  نوروز و ... و باز هم نوروز!

 

 نوروز را ما در هر شرایطی جشن گرفته‌ایم.   برپائی جشن نوروز تأکیدی است بر هویت ما، ‌ به عنوان ایرانی.   و این امر هیچ ارتباطی با شرایط درونی ـ شادی و غم ـ  و با شرایط برونی ـ سرما و گرما و جنگ و غیره ـ  ندارد.  چرا که نوروز به اسطوره‌های اقوام ایرانی ارجاع می‌دهد،  و این اسطوره‌ها،  همچون دیگر اسطوره‌ها با واقعیت زمان و مکان بیگانه‌اند.  اگر شاد باشیم،  نوروز را با دل‌خوش جشن می‌گیریم؛   هم غمگین باشیم،  آئین‌های نوروزی را به دست غم رها نخواهیم کرد.   نوروز،  دینی و بومی و خانوادگی و قبیله‌ای نیست؛   «انسانی» است.   در نتیجه مانند تمامی پدیده‌های انسانی،  با نمادهای سکون و سلطه ـ  بدویت اسلام و بربریت استعمار ـ  در تقابل قرار خواهد گرفت. 

 

طی دوران آریامهر،  رادیو ایران،  نوروز را تحت عنوان فرارسیدن سال نو با «یا مقلب القلوب و...» آغاز می‌کرد،  سپس اعلیحضرت «عید سعید باستانی» را تبریک می‌گفتند.  ناگفته نماند که شاه‌الله به احترام اشغالگر عرب،   یک جلد قرآن نیز به سفرة هفت‌سین افزوده بود،  و با این عمل هر سال لگدی نثار نوروز می‌کرد.

 

طی 47 سالی که از استقرار حکومت طاعون در ایران می‌گذرد،  هرگاه نوروز با میعاد‌های روضه و زوزة امت تقارن زمانی یافته،   رضا پهلوی و مادرش هم به احترام دین مبین جسدی به دندان گرفتند و بساط گریه و زاری پهن کردند.    امسال که ایران مورد تجاوز  نظامی آمریکا و اسرائیل قرار گرفته،   از قضای روزگار پیام مجتبی خامنه‌ای یا همان طاعون‌زاده به مناسبت «سال جدید» با همان «یامقلب القلوب» کذا آغاز شده!    البته خزیدن طاعون‌زاده به سوی خاندان جلیل «پس‌روی» به این مختصر محدود نمانده!

 

همانطورکه دستگاه پهلوی به فاکستان ارادت می‌ورزید،   طاعون‌زاده هم به فاکستان ابراز ارادت کرده و از همزاد اسرائیل که اخیراً به قطعنامة ضدایرانی نیز رأی مثبت داده،  به عنوان کشور «دوست و برادر» یاد می‌کند؛   دُمی هم برای ترکیه می‌جنباند.  چرا که این کشور رسماً در جنگ آمریکا و اسرائیل بر علیه ایران شرکت فعال دارد،  هر چند دولت خودفروخته‌اش «اعلام بی‌طرفی» می‌کند.   بله، دقیقاً همانطور که دستگاه پهلوی اول ضمن استقبال از حضور مستشاران نظامی آلمان نازی،   اعلام بیطرفی می‌کرد.  خلاصه بگوئیم حکومت آخوند،  تداوم منطقی دستگاه کودتائی پهلوی است! 

 

دستگاهی‌که کارش را با تأسیس حوزة علمیه قم،   سانسور آثار مفاخر فرهنگی ایران،  و ترور و سرکوب نویسندگان و شعرای مشروطه‌خواه آغاز کرد و در میانمدت موفق شد آخوند پدوفیل و برده فروش را به اوپوزیسیون خودش تبدیل نماید.    اینک وغ‌وغ‌ساحاب‌های استعمار و در رأس‌شان ایندیپندنت بریتانیا،  تلاش می‌کنند این دستگاه ضدایرانی را به عنوان پادشاهی مشروطه به عوام‌الناس حقنه کنند.   حال آنکه کشاندن ارتش بیگانه  به خاک ایران ـ  ابتدا ارتش آلمان نازی و سپس ارتش آمریکا ـ  تبدیل ایرانی به آواره و مهاجر،  فروپاشانی طبقاتی،  تبدیل پوشش زن به ابزار سیاست‌گزاری،  ‌ ترور شاعر و نویسنده و برگزاری رفراندوم،  و... و به ویژه تخریب آثار تاریخی در قانون اساسی مشروطه پیش‌بینی نشده بود!

 

یادآور شویم در دوران هویدا بود که به بهانة ساختن «تئاتر شهر»، ‌ کافۀ شهرداری را تخریب کردند! و در تداوم راه نورانی پهلوی بود که به محض استقرار حکومت طاعون،  تئاتر شیروخورشید را ویران کردند تا به جایش «مصلی» بسازند و بدویت را گسترش دهند.

 

و شاهدیم که  47 سال مصلی‌سازی نتایج درخشانی به بار آورده.  از یک سو تهاجم آمریکا و اسرائیل به خاک ایران مورد استقبال خاندان جلیل «جذام»،  مدعیان میهن‌دوستی قرار گرفته،  و از سوی دیگر طاعون‌زاده در دومین پیامش از متجاوزان ترک و فاکستانی به عنوان دوست و برادر یاد می‌کند و ... و ضمن روضه و زوزه برای پدرش،   حذف دو تن از بلندپایه‌ترین مقامات حکومت  ـ  علی لاریجانی و اسمعیل خطیب ـ  را به سکوت برگزار می‌نماید!

 

ترور ایندو را به حساب اسرائیل گذاشته‌اند،  باشد تا بادی هم در بادبان پارة «بی‌بی» بیاندازند، و به قول معروف پیزی افندی را رستم صولت جلوه دهند.   حال آنکه علی لاریجانی و اسمعیل خطیب،   مهره‌های سیاست استعمار بودند،   و این نوع مهره‌ها همیشه قابل جایگزینی‌اند.  در دوران جنگ سرد،   این مهره‌ها به آمریکا و اروپا می‌رفتند و از آنان به عنوان خائن و مزدور و دزد و غیره یاد می‌شد،   اینک سیاست استعمار تغییرکرده،   از مزدورانش «شهید» می‌سازد.  

 

به عنوان نمونه اسمعیل خطیب،   ویراست «اسلامی» پرویز ثابتی بود.  اگر ثابتی به دلیل خدمات ارزنده‌اش با دلارهای مسروقه به فلوریدا گریخت،  خطیب هم به دلیل ارائه همین قماش «خدمات» به موساد و سیا،  رخصت یافت تا در جایگاه «شهید» قرار گیرد.   به همچنین است در مورد علی لاریجانی که دخترش را برای دلالی و پولشوئی به آمریکا ارسال کرده،   و خودش «شهید» شده و می‌باید مورد احترام گوسفندالله قرار گیرد،   در شرایطی که دخترش همچنان در آمریکا به پولشوئی و دلالی برای حکومت ملایان ادامه می‌دهد!   و اما مهم‌ترین نتیجة 47 سال مصلی‌سازی،   تقلیل ملت ایران به چند گروه‌ چماقدار و اسلام‌پرست و تجزیه طلب و شیفتة‌ غرب است که وجه مشترک‌شان حمایت از تجاوز نظامی به خاک ایران و «سیاسی کردن آئین‌های ایرانیان» است.

 

در این راستا،   باند رجوی که اخیراً در استکهلم،  تحت نظارت آمریکا،  به تجزیه‌طلبان کُرد پیوسته،   از پَر لچک مریم یک  «نوروز واقعی» بیرون کشیده.  رضا پهلوی نیز که نوروز و چهارشنبه سوری را با احکام توحش دین مبین اشتباه گرفته،  روزی سه نوبت  بالای منبر می‌رود و برای «مردم» تعیین تکلیف می‌کند که چگونه این مراسم را برگزار کنند،   و به ویژه شب جمعه «زیارت گورستان» را فراموش نکنند!

 

بیانات آخوندی و گورستان پرستانۀ کینگ جذام ثالث مورد تأئید «گروک»  ـ  هوش مصنوعی گوگل ـ  هم قرار گرفته.  پس «گروک» را به مطالعة تاریخ و فرهنگ ایران فراخواندیم تا از فقر فرهنگی برون آید و دریابد که جشن‌های ایرانیان از جمله نوروز جمشیدی،  سیاسی و دینی و ایدئولوژیک نیست،  و هر کس بخواهد آن‌ها را برگزار می‌کند.

 

ولی بهوش باشیم!   نوروز جهانی نیست؛  ‌نوروز،  جشن آغاز بهار نیست؛  ‌ نوروز،  برخاسته از اسطوره‌های ساکنان «فلات بلند» است.  این اسطوره‌ها هستند،  این افسانه‌های تاریخ‌گریز که آغاز «حیات فرهنگی»‌ یا جهان‌بینی جمعی از انسان‌ها را در یک مکان مشخص جغرافیائی بازتاب می‌دهند.  و برای ساکنان فلات بلند،   نوروز جشن «بی‌نشان افسانة آغازها» است.  با تکیه بر چنین جایگاه مستحکمی است که نوروز بر راهزنان مقدونی،   تاراج‌گران تازی،  مهاجمان ترک و مغول،  و خصوصاً  بر کودتاهای پیاپی استعمار غرب طی سدۀ اخیر،  پیوسته پیروز بوده!

 

نوروزتان پیروز باد.

 


یکشنبه، اسفند ۲۴، ۱۴۰۴

طاعون‌زادۀ ممتاز!

 

 

از تهاجم وحشیانة‌ارتش آمریکا و سگ تزئینی‌اش به ایران 16 روز می‌گذرد و هنوز باند رجوی،   فدائیان اقلیت،  گروه آش‌فروش‌ها  ـ‌ فمینسیت‌های اسلامی ـ  و جایزه بگیرهای همیشه زندانی از جمله کشتزار تقی محمدی،   این  تهاجم را محکوم نکرده‌اند!  در عوض نخست وزیر دانمارک،   پس از دو هفته از خواب خرگوشی برخاسته و این تهاجم را محکوم فرموده!   به این ترتیب دو کشور اروپائی رسماً در برابر «اپشتین‌سالاری» موضع گرفته‌اند، آنهم در شرایطی که مقامات حکومت زال‌ممد،   ضمن پامنبری خواندن برای فرح پهلوی،  به مغازلة «سیاسی ـ ‌عبادی» با ترامپ و روبیو و هگ‌ست مشغول‌اند.              

 

سرانجام پامنبری خواندن علی لاریجانی و محمد مخبر برای فرح پهلوی،  و هفت روز تیز وآروغ مداوم دونالد ترامپ در مخالفت رسانه‌ای با رهبری طاعون‌زاده ـ  مجتبی خامنه‌ای ـ  نتیجة مطلوب اپشتین‌سالاری را به بار آورد و اینچنین بود که در میعاد روز جهانی زن،   «توله طاعون»‌ به عنوان «رهبر انقلاب اسلامی» برگزیده شد.   و از قضای روزگار،   پس از تصویب قطعنامة شورای امنیت سازمان ملل در محکومیت «حملات ایران»  ـ  و نه حکومت اسلامی ـ   به کشورهای همسایه،   نخستین وقوقیة طاعون‌زاده،  با صدای گوینده،   از تلویزیون حکومت ملایان پخش شد.

 

جونم براتون بگه!   طاعون‌زاده هم مانند «ع دوازدهم» شیعی‌ها حضور فیزیکی ندارد،  ولی راه اسلافش،‌ خمینی و خامنه‌ای را ادامه می‌دهد.  برای ارعاب و تحقیر ایرانیان،   وقوقیه‌اش به زبان اشغالگر تازی آغاز می‌شود و تحجر و بدویت راهزنان مسلمان را به ارزش می‌گذارد، و به زبان فارسی،  از بربریت استعمار غرب و مطالبات ضد ایرانی‌اش «تصویر دلپذیر» ارائه می‌دهد:   

 

«ادامة‌ حملات؛  گشودن جبهه‌های جدید؛  انسداد تنگه هرمز؛  و ... و به ویژه حضور موثر مردم در صحنه!»

 

بله «مردم در صحنه باشند» تا آمریکا و سگ تزئینی‌اش،  ضمن کشتار غیرنظامیان،  زیرساخت‌ها و آثار تاریخی ایران را تخریب کنند؛‌   بوزنامة شرق برای خسارات آمریکا عزا بگیرد؛  صدا و سیمای طاعون مراسم تشییع جنازة نظامیان متجاوز را برای امت همیشه در صحنه پخش کند؛   چماقدار تاراج‌گر ـ  عراقچی،‌  وزیرامور خارجه دولت طاعون ـ‌  در جایگاه وکیل مدافع «مردم آمریکا» لنگر اندازد و نگران سونامی اقتصادی در بلاد  ارباب باشد و ... و غلام‌سفارت ـ  پاسدار لاریجانی ـ  از «تهاجم نظامی» به عنوان «عامل انسجام ملت»، ستایش به عمل آورد.   منبع:   تیز و آروغ داماد آخوند مطهری در راهپیمائی 13 مارس سالجاری!  

 

در این گیرودار،   رضا پهلوی ـ  جذام سوم ـ که پس از سجده در برابر دیوار خدعه،   هم‌صدا با مادرش و اراذلی که در نشست جرج تاون حضور داشتند،  از تهاجم نظامی به ایران حمایت به عمل آورده،   و اخیراً نیز برای تجزیة ایران،   در مونیخ و پاریس با زلنسکی خوش‌وبش به راه انداخته ـ   پارلمان اوکراین به تشکل تروریست الاحواز تریبون داده ـ  روزی پنج نوبت از ترامپ تشکر می‌کند!   حال نگاهی بیاندازیم به همسر جذام سوم!

 

ایشان که پس از نشست جرج تاون،   مبارزات‌شان را  با شعار «مرگ بر...» آغاز فرمودند،   و به فقر فرهنگی ـ   عدم آشنائی با زبان و فرهنگ ایران ـ  افتخار می‌فرمایند،  ‌ به مناسبت  روز 8 مارس نیز عکس یادگاری گرفته و گوسفندالله را از هم‌سوئی فاشیسم با روز جهانی زن آگاه کرده‌اند!

 

در این میانه نوشیعی‌ها هم بیکار ننشسته و همچون فمینیست‌های جمکران،   به رهیری مهرنوش احمدی خراسانی،  جنبش‌های زنان ایالات‌متحد را به عربده‌جوئی‌های ضداجتماعی «قره‌العین» وصله کرده‌،   و نتیجه گرفته‌اند که برتری‌طلبان نوشیعی،   همچون زنان آمریکا خواهان برابری حقوق زن و مرد بوده‌اند!   خلاصه بگوئیم نوشیعی‌ها،  نفرت‌پراکنی و برتری طلبی و ضدیت با اجتماع را به عنوان «بیداری» با تحولات اجتماعی ایالات متحد در ترادف یافته‌اند: 

 

«[...]‌در سنکا فالز،  این بیداری در قالب زبان حقوق مدنی و اصلاحات اجتماعی بیان شد.  در بدشت،  این تحول در قالب نمادهای روحانی و تجدید دینی جلوه یافت.  یکی در چارچوب اندیشه‌های دموکراتیک و اصلاحات سیاسی مطرح شد و دیگری در بستر یک حرکت معنوی و دینی عمیق»

منبع:  گویانیوز، ‌ مورخ 11 مارس 2026

 

دردسرتان ندهم،  رجاله‌ها و لکاته‌ها برای لگدپرانی به ملت ایران و به ارزش گذاشتن تحجر و توحش،  یا بهتر بگوئیم،   برای «آگاه کردن» جهانیان از ارزش‌های والای اسلام و استعمار:  «انسان‌ستیزی، بی‌وطنی،  تخریب و تحمیق و توحش و پوچ‌سازی مفاهیم و  ... و به ویژه تبلیغات رسانه‌ای» وارد میدان شده‌،   تا ضمن توجیه خشونت و تجاوز،  منهیات آخوند را به ارزش بگذارند.

 

اینان بجای انتقاد از مواضع ضدایرانی رضا «پس‌روی»،  همسر و دخترانش را مورد تهاجم قرار می‌دهند؛   هوادار تهاجم نظامی آمریکا و سگ تزئینی‌اش به کشورمان را «رقاص» می‌خوانند؛ تظاهرات به نفع متجاوز را «رقص» می‌نامند؛   و ... و ضمن ابراز رضایت از قتل علی خامنه‌ای،  جنایت جنگی آمریکا و اسرائیل ـ  کشتار جمعی دانش‌آموزان میناب ـ  را «خودزنی» ارزیابی می‌کنند.   آنهم در شرایطی که  16 روز است شیپورهای پروپاگاند استعمار و استحمار، ‌ملقب به «هزارروده» تلاش می‌کند این تهاجم عمدی را «سهوی» جلوه دهد،   یا آن را به حساب حکومت خودفروختة ملایان بگذارد.   جای تعجب نیست که تراوشات «هزارروده» در سایت تسنیم منعکس شود:

 

«خودشان زدند؛  ‌آمریکا با استفاده از اطلاعات قدیمی به مدرسه میناب حمله کرد؛ کمیساریای عالی حقوق بشر خواستار تحقیق در مورد حمله به دبستان میناب شد؛  اعتراض سناتور سندرز به دروغ آشکار ترامپ در باره دبستان میناب؛  در پاسخ به رویترز،  پنتاگون اعلام داشت این حادثه در دست بررسی است و...»

منبع:  سایت تسنیم،‌  مورخ 21 اسفندماه 1404 

 

بله تهاجم به دبستان میناب «سهوی» بوده،   «حادثه» بوده،   و خلاصه همه بدانند «عمدی» نبوده! به همچنین است در مورد حملات آمریکا به دبستان‌ها‌ ، مهد کودک‌ها،  مراکز درمانی، بیمارستان‌ها،  ورزشگاه‌ها، ‌ پارک کودک، و به همچنین مناطق مسکونی در تهران،  سنندج،  مراغه،  استان فارس، و ارگ تاریخی رادیو و کاخ گلستان؛  بازار بزرگ تهران،  و کاخ چهل ستون در اصفهان!   ولی آنکه با شیوه‌های ارتش آلمان نازی آشنائی داشته باشد،   به صراحت می‌بیند که این حملات عمدی با هدف تثبیت طاعون و درهم شکستن روحیۀ ملت ایران صورت می‌گیرد و هریک پیام ویژه و حساب شده‌ای دارد!

 

تخریب دبستان میناب و کشتار دختربچه‌های دانش‌آموز،   «آینده»‌ جامعه را هدف گرفته، و تهاجم به آثار تاریخی و موزه‌ها؛  با هدف تخریب گذشته صورت می‌گیرد.   گذشته‌ای که بر موجودیت آمریکا و اسرائیل تقدم تاریخی دارد!   تهاجم به مهد کودک‌ها زنانی را هدف گرفته که خانه‌نشین نیستند؛  کار می‌کنند!   تخریب ورزشگاه و پارک‌کودک،  فعالیت‌های اجتماعی ـ غیردینی ـ   را نشانه گرفته.   و تهاجم به بیمارستان ها و مراکز درمانی،  بهبود بیماران و ادامة زندگی‌شان را!

 

حال نگاهی بیاندازیم به  قتل علی خامنه‌ای که به ادعای رسانه‌ها توسط آمریکا و اسرائیل صورت گرفته!  می‌گویند علی روضه‌خوان در جلسة امنیتی شرکت کرده بود و هدف قرار گرفته!  جالب اینجاست که در این جلسة امنیتی،   مجتبی و کشتزارش و داماد و عروس و ... و نوة علی روضه‌خوان هم شرکت داشته‌اند،   ولی مجتبی زنده مانده،  کشتزارش «شهید» شده و از توله‌‌اش ـ  که ساخت بریتانیا است ـ  هیچ خبری در دست نیست!

 

به قول مش قاسم،   دروغ چرا؟   گویا بمب یا موشکی که به جلسة امنیتی علی روضه‌خوان اصابت کرده بمب هوشمند نبوده؛   از انواع «نابغه و سوپر هوشمند» بوده!   از اینرو ابتدا به سراغ علی روضه‌خوان رفته!  به سراغ جنایت‌کار پیر و شکست خورده‌ای  که پس از جنبش «زن،  زندگی، آزادی» علیرغم کشتار فجیع غیرنظامیان در بلوچستان و کردستان و خوزستان و ... و به ویژه در شاهچراغ،  و علیرغم برخورداری از حمایت حزب دمکرات ـ  به راه انداختن سیرک جرج تاون ـ ،  برای تخریب جنبش،  و ابتیاع نوبل صلح برای کشتزار تقی محمدی با هدف به حاشیه راندن این جنبش،   ناکام مانده و پس از شکست کودتای 13 ژوئن در بستر احتضار اوفتاده بود! پس به ارادة خداوند خونخوار ابراهیم و با صلاحدید بمب نابغه،    قرار شد در جایگاه والای «شهید» قرارگیرد!   پیش از ادامۀ مطلب یادآور شویم که خداوند خونخوار ابراهیم به بمب نابغه فرمان داده بود تا مزاحم غلام سفارت ـ  پاسدار علی لاریجانی ـ  و آخوند اژه‌ای  نشود.   چرا که اینان وظیفه دارند طاعون‌زاده را بجای طاعون شهید بنشانند و با دستگیری «همکاران آمریکا و اسرائیل» در ایران،  رقبای حکومت اسلامی را از سر راه مجتبی بردارند. ولی پیش از ادامة مطلب یک مینی‌پراتنز باز می‌کنیم تا دلائل انتخاب ‌طاعون‌زاده به عنوان «رهبر انقلاب اسلامی» را روشن کنیم!   

 

همانطورکه می‌دانیم پس از کودتای 22 بهمن 1357، علی خامنه‌ای را از زباله‌دان فرنچ کانکشن بیرون کشیدند تا تبدیل شود به «رهبر آینده» و موانع را نیز به سرعت از سر راه وی برداشتند. پس از آزادی خرمشهر،   بنی‌صدر که مخالف ادامة جنگ بود برکنار شد.   سپس بمب‌گزاری در مقر حزب جمهوری اسلامی،  امکانات سرکوب را گسترش داد؛  ‌ انفجار بمب در نخست وزیری،  به مخالفت خمینی با حضور ملایان در مناصب دولتی پایان داد،  و ... و اینچنین بودکه دوران خلافت دو آدمخواری آغاز شد که بایکدیگر نسبت خانوادگی دارند ـ  خامنه‌ای و موسوی!    تبدیل حجاب به قانون؛  رونق بازارسیاه و ... و دریافت تجهیزات جنگی در برابر اهداء نفت رایگان به آمریکا و اسرائیل جهت تداوم جنگ استعماری،   در سایة «مذاکرات» بهزاد نبوی با دستگاه ریگان،  از دستاوردهای عظیم «خامنه‌ای ـ موسوی» است!   

 

فراموش نکنیم که سازمان ملل به علی روضه خوان تریبون داد تا در مخالفت با آتش بس،  از «جنگ در راه خدا» حمایت کند!   جنگی که  8 سال ادامه یافت؛‌ شورای امنیت سازمان ملل از شناسائی عراق به عنوان آغازگر جنگ خودداری کرد،  و سرانجام روح‌الله خمینی ناچار شد آتش بس را بپذیرد.   ویرانه‌های این جنگ همچنان دست‌نخورده باقی است؛  توله‌های جهادی‌ها همه در آمریکا و اروپا لنگر انداخته‌اند؛   علی روضه خوان‌ هم ده‌ها نفر از اقوام دور و نزدیکش را به عنوان مخالف،   به فرانسه صادر کرده!   و طاعون‌زاده که اینک وارث این اراذل و اوباش صادراتی شده،  «مجرد» نیز هست!                                    

 

مجتبی همانطور که می‌دانیم یک توله «مید.‌این یو.کی» هم دارد و وارث املاک و مستغلاتی است که علی خامنه‌ای ساده‌زیست از طریق چپاول ملت ایران در لندن و در مجاورت سفارت اسرائیل ابتیاع کرده،  باشد تا «وقف» دربار بریتانیا شود!   سایت فیگارو به احترام آخوند پدوفیل و برده‌فروش،   انتشار  فهرست مستغلات کذا را تا 10 مارس به تعویق انداخته بود!

 

طاعون‌زادۀ‌ غایب،   با این امکانات خواهد توانست «راه پدر» را ادامه دهد و با پرداخت جیره مواجب کاترین پرز معروف که در خردجال شاه‌الله هم به اتفاق پاسدار فخرآور حضور یافته بود،   دکان تبلیغات اسلامی را داغ و گرم نگهدارد و همچون گذشته،  برگزاری شبه‌انتخابات شیعی‌ها را به عنوان «دمکراسی» به گوسفندالله بفروشد. 

 

ولی مجبتی فواید دیگری هم دارد. می‌تواند با الهام علی‌اف و رجب اردوغان و فرح پهلوی و...  به زبان شیرین پدری،   ترکی بشکند و خاطرات شیرین متجاوزان ترک را زیر دندان مزمزه کند.   و از آنجا که اسرائیل در جمهوری آذربایجان پایگاه نظامی دارد و از این پایگاه خاک ایران را مورد حمله قرار می‌دهد،  مجتبی می‌تواند در محضر علی‌اف،   زبان عبری هم بیاموزد و دست در دست رضا پهلوی و دامادش،  کیپا بر سر، عید سعید پوریم را در کنار دیوار خدعه جشن بگیرد!  این باید همان «گذار مسالمت‌آمیز» باشد که رضا «پس‌روی» به گوسفندالله وعده‌ ‌داده.

 

ولی مهم‌ترین امتیاز مجتبی این است که به گفتة کازینونژاد و وزیردفاعش، هگست‌ صورتش آسیب دیده!   از اینرو قرار شده جراح ملانیا را برای صافکاری صورت مجتبی به ایران بفرستند.  در نتیجه،  مجتبی هم مانند یاسمین و نور‌الزهرا و... وارد جرگة صافکاری‌شدگان هولیوود خواهد شد و شاید بتواند کشتزار جدیدی هم ابتیاع کند!    

 

امسال هم مانند سال 1359،  سایة جنگ بر چهارشنبه‌سوری و نوروز سنگینی می‌کند،  ولی فراموش نکنیم که فراتر از عرصة حقارت و ذلت اسلام،‌  و بربریت استعمار،  نوروز میراث فرهنگی ما است.

 

این منزلگه دزدان شدن بارگه داد

هرگز نشد از یاد