دوشنبه، مرداد ۱۲، ۱۴۰۵

بَزَک چاهک!

 

 

در آستانة سفر نخست‌وزیر اسرائیل به ایالات‌متحد، ‌ حکومت ملایان دو تن از «معترضان دی‌ماه» را اعدام کرد و پس از 5 ماه موفق شد جنازة‌ سرتپپ مجید کاظمی را نیز شناسائی کند!   سرتیپ کاظمی یکی از 4 خلبانی بودکه با دو جنگندة سوخو در پیشگاه ارباب قربانی شده بودند!  

 

جریان از این قرار بودکه پس از قتل علی روضه‌خوان،   در پی تهاجم نظامی آمریکا به ایران ـ 28 فوریه سالجاری ـ  حکومت ملایان منتظر بود گلة وحش برای شادی از مرگ صورتک فرسودۀ استعمار به خیابان‌ها بریزد،‌  و کودتای ارباب سازمان یابد.   ولی چنین نشد؛  گروه‌های ‌ دیگری به خیابان آمدند!   نتیجتاً پنج ماه پس از ناکامی طرح ارباب،   بی‌بی‌سی به محمد قاطر خالیباف تریبون داد تا هجوم مردم به خیابان‌ها را به حساب فراخوان خودش و پاسدار لاریجانی بگذارد:   

 

«[آقای قالیباف گفت] وقتی شرایط را ارزیابی کردیم [من و شهید لاریجانی] تصمیم گرفتیم همان سحرگاه [...]‌ که مردم بر سر سفره سحری بودند خبر [مرگ علی خامنه‌ای ] را اعلام کنیم و از مردم بخواهیم به خیابان‌‌ها بیایند

منبع:  بی‌بی‌سی،  مورخ اول اوت 2026 

 

 مسلماً گوسفندالله هرگز نخواهد پرسید،  چرا این خبر «موثق» با 5 ماه تأخیر به اطلاع مخاطبان بی‌بی‌سی ‌رسیده؟!    ولی اگر گوسفندالله چنین پرسشی مطرح کند،  ابتدا باید به اوگفت،  هدف از انتشار «خبر» کذا تأمین حاشیۀ امن برای «ستون پنجم آمریکا در ایران» است که از روز 22 بهمن 57 در تمامی ارکان حکومت حضور رسمی داشته!  

 

پیش از ادامۀ مطلب،  به عنوان نمونه نیم‌نگاهی بیاندازیم به تحرکات اخیر کنیزالاسلام مهاجرانی،  سخنگوی دولت زرشکیان!   این فرد پس از سفر به بوشهر،  اخبار دقیق خسارات وارده به فرودگاه این بندر را در اختیار «جهانیان» قرار می‌دهد و تلویحاً به اربابانش پیام می‌فرستد که «نشانه‌گیری‌تان دقیق بوده،  هم فرودگاه را تخریب کردید،  هم هواپیما را!»  نقل به مضمون از سایت ‌تابناک،   ‌مورخ 6 مردادماه سالجاری. 

 

در شرایط جنگی،  اگر کسی چنین اطلاعات دقیقی را رسانه‌ای کند،‌   منطقاً به جرم «همکاری با متجاوز» تحت تعقیب قانونی قرار می‌گیرد.   ولی در حکومت دزدسالاری شیعی،  اطلاع رسانی به متجاوز را «نشست خبری» ‌می‌خوانند!  از اینرو پاسدار شریعتمداری بلافاصله برای لاپوشانی و تلطیف خیانت به ملت ایران،‌  به میانۀ میدان پریده تأکید می‌کند که کنیزالاسلام مهاجرانی،   «ناخواسته» ارباب را در جریان خسارات جنگی گذاشته،‌  و تطهیر خیانت آشکار نیز بلافاصله مورد تأئید بوق اصلاح‌طلبان قرار می‌گیرد:

 

«[...] سخنگوی محترم دولت در گزارش از سفر [به] بوشهر [...]  ناخواسته از موفق بودن حمله دشمن به فرودگاه [...] خبر می‌دهند.» ‌  

منبع: سایت شرق،‌  مورخ 10 مردادماه سالجاری 

 

بله پاسدار شریعتمداری ابزاری در اختیار دارد که می‌تواند تشخیص دهد ارسال پیام مهاجرانی به کدخدا،  «ناخواسته» بوده!   همانطور که بی‌بی‌سی هم ابزاری در اختیار دارد که می‌تواند به گوسفندالله اطمینان دهد که حضور مردم در خیابان‌ها پس از ترور علی روضه‌خوان،‌   به دستور خالی‌باف  بوده،  و نه با هدف ابتر کردن طرح کودتا توسط دیگران!      

 

در هر حال  انتظار کودتاچیان دو روز به طول انجامید و خردجالی در مسیر مطلوب‌شان به راه نیافتاد!   در نتیجه «ارتش جان برکف»،  برای بمباران پایگاه العدید،  که طی آنچه جنگ 12 روزه خوانده می‌شود ـ   کودتای ملا،  خاخام، کدخدا ـ  هدف حملات موشکی قرار گرفته بود،  ‌دو جنگندة سوخو را به قطر اعزام کرد تا برای ناکامی‌اش درکودتا،  از درگاه الهی ارباب پوزش بطلبد! 

 

 جونم براتون بگه!   هدف از تهاجم 28 فوریه به ایران،  جبران ناکامی کودتای «ملا، خاخام، کدخدا» بود که علیرغم همراهی حکومت ملایان  با متجاوز،  از جمله نصب تجهیزات لازم برای استفادة جنگنده‌های اسرائیلی باز هم ناکام ماند.   در نتیجه،  سه ماه پس از آغاز تجاوز نظامی به ایران،  ‌ دزدسالاری شیعی جنجال به راه انداخت که مجموعه‌ای از تجهیزات مورد استفاده برای هدایت جنگنده‌های اسرائیلی را «کشف» کرده:

 

«[...]‌رسانه‌ها [...] به نقل از خبرگزاری فارس [...] از کشف و جمع‌آوری مجموعه‌ای از تجهیزات مورد استفاده برای هدایت جنگنده‌های اسرائیلی خبر دادند [...] که در ارتفاعات جنگلی شهرستان تنکابن در استان مازندران در شمال ایران کشف شد.]»

منبع: سایت فارسی یورونیوز، مورخ 9 ژوئن 2026      

 

بله درست متوجه شدید،   دزدسالاری شیعی زمانی این تجهیزات را کشف کرد که بلبل‌زبانی‌های نتانیاهو متوقف شده بود!  آن‌هنگام که نخست‌وزیر اسرائیل ناامید از پیروزی کودتا فرمودند،  «ما آب را به آن‌ها [ایرانیان] نشان دادیم ولی هیچکس را نمی‌توان مجبور به نوشیدن آب کرد!»   نقل به مضمون از ماهنامۀ لوموند دیپلماتیک،  ‌مورخ ژوئن سالجاری.  به عبارت دیگر همه بدانند،‌   بمباران اماکن آموزشی و بیمارستان‌ها و مناطق مسکونی و فرودگاه و ... در زبان ابتذال و خشونت ادیان ابراهیمی به معنای «نشان دادن آب به ایرانیان» است!  

 

باری پنج‌ماه پس از تهاجم نظامی آمریکا به ایران،  ‌ بنیامین نتانیاهو،  ‌ نخست وزیر اسرائیل برای ادای احترام به شهید محفلی،   «لیندسی گراهام» وگفتگو با دونالد ترامپ به واشنگتن رفت.   می‌دانیم که بی‌بی و دونالد ترامپ می‌باید انتخابات برگزار کنند،  در شرایطی که جایگاه هر دو بسیار تضعیف شده!   نتانیاهو که با شعار نابود کردن صورتکش ـ حماس ـ  به شخم زدن سرزمین‌های غزه و لبنان و قتل‌عام غیرنظامیان اشتغال دارد، ‌ موفق شده یک رهبر جدید برای صورتک کذا استخدام کند.   ترامپ هم که با شعار «تغییر رژیم» به کشور ایران حمله کرده بود،  موفق شده صورتک فرسوده‌اش،  علی خامنه‌ای را به جایگاه «شهید» ارتقاء دهد،   و تولة نامرئی وی‌ را در جایگاه «رهبر جدید» بنشاند.

 

همانطور که می‌دانیم تنها کسی که ظاهراً موفق شده رهبر کذا را رویت کند،  شخص پرزیدنت «زرشکیان» است که از قضای روزگار،  پس از گفتگوی تلفنی با رئیس‌جمهور فرانسه به دیدار مجتبی نائل آمده بود!  جریان از اینقرار است که زرشکیان این دیدار را در اختیار مدفوعات شیعی قرار داد؛  ادعای پوچ‌اش انعکاس یافت،  گوسفندالله هم باورش شد!

 

پس از این دیدار معجزه‌آسا بودکه رهبر نامرئی،  آخوند اژه‌ای را در جایگاهش ابقاء کرد تا به شیوة گذشته سیاست ارباب را در ایران اعمال کند.   اژه‌ای هم بلافاصله دست به کار شده،  اعدام‌ها را شتاب بخشید.   یکی به دلیل شرکت در اعتراضات «زن،  زندگی، آزادی» اعدام می‌شود،   دیگری به دلیل شرکت در اعتراضات دی‌ماه و ... اعتراضاتی که حکومت ملایان با حمایت آمریکا ـ  قطع اینترنت ـ  و بهره‌برداری از خیانت آشکار رضا پهلوی به راه انداخت،  تا ضمن ممانعت از اعتصابات،‌  خشونت و سرکوب را هر چه بیشتر گسترش دهد،  و مسلماً اعدام‌ بسیاری دیگر نیز به دلیل «عدم شرکت» در این «اعتراضات» به دنبال خواهد آمد:

 

«[...] در حالی که مخالفان حکومت و اتحادیه‌های کارگری خواستار اعتصاب بودند،  پهلوی [با تأکید بر پیام ترامپ ـ کمک در راه است]  از غیرنظامیان مسلح خواست تا با نیروهای مسلح و آماده به شلیک مقابله‌ کنند. [این فراخوان] به یک کشتار وسیع منجر شد که حتی در تاریخ جمهوری اسلامی نیز بی‌سابقه بود»

منبع:‌  لوموند دیپلوماتیک،  ‌مورخ ژوئن 2026 

 

پیش از ادامۀ مطلب یادآور شویم این نخستین بار نیست که رضا پهلوی در هم‌سوئی با دزدسالاری شیعی،   برای سرکوب اعتصابات صنفی و تحولات ساختاری در ایران فراخوان می‌دهد!  پس از قتل مهسا امینی نیز رضا پهلوی و مادرش برای ابتر کردن فراخوان اعتصابات،  «عزای عمومی» اعلام کردند،  باشد تا دکان روضه و زوزة ملایان هر چه بیشتر رونق یابد.   مشتاقان می‌توانند به توئیت‌های ناهید رکسان،   مورخ سپتامبر 2021 مراجعه فرمایند تا هم‌سوئی پهلوی‌ها با حکومت آخوند را به صراحت مشاهده کنند،  و ما هم بازگردیم به اعتراضات دی‌ماه!             

 

اعتراضاتی که به ادعای رسانه‌ها به دعوت رضا پهلوی سازمان یافت،   حال آنکه باغ وحش ایدئولوژیک سازمان سیا ـ  باند رجوی ـ  این اعتراضات را به حساب خودش گذاشته! اعتراضاتی که طی دو روز،   به ادعای دکان رضا پهلوی،  50 هزار قربانی برجای گذارده، حال آنکه حکومت ملایان به 3117 قربانی رضایت داده،   و دکان حقوق بشر،   واقع در آمریکا «کارت ملی» 7 هزار قربانی را منتشرکرده!  

 

به عبارت دیگر و به استنباط ما،   «آمار» ارائه شده توسط دکان رضا پهلوی با هدف ارائه تصویر «رستم صولت از پیزی افندی» انتشار یافته!   هر چه باشد حکومت ضدایرانی آخوند مرده‌ریگ دستگاه کودتائی پهلوی در ایران است،   و رضا پهلوی وظیفه دارد از این میراث گران‌سنگ پدری پاسداری کند.   به همین دلیل طی 48 سال تبلیغات،  حکومت ملایان همة کمبودهای ناشی از سرسپردگی‌اش را به حساب پهلوی گذاشت،   تا از این دستگاه اوباش‌پرور و آخوندنواز تصویر دلپذیر «ضدآخوند» ارائه دهد.   و طی 48 سالی که رضا پهلوی در فرنگ به ولگردی و مفتخوری و مفتگوئی اشتغال داشته،  شاهدیم که حتی یک صدم ثانیه از اسلام‌نوازی و ابهام‌پراکنی و تناقض‌گوئی و دروغ‌پردازی و چرند‌بافی دست نشسته و ثابت کرده که همچون لات و آخوند ـ  دشمنان شناخته شدة ‌دمکراسی ـ  زورپرست،  فاقد «جایگاه واقعی اجتماعی» و به ویژه بیگانه با انسانی‌ات است.  به همین دلیل نیز زمانیکه دونالد ترامپ «ایران و تمدن ایران» را به نابودی تهدید می‌کند،  رضا پهلوی خواهان تمام کردن «کار» می‌شود:

 

«[...] حتی پس از آنکه ترامپ از نابودی تمدن ایران سخن گفت،  رضا پهلوی از او خواست کار را تمام کند[...]»

منبع:‌ ماهنامة لوموند دیپلوماتیک،  ژوئن 2026 

 

و اما وقاحت و دریدگی،   و به ویژه حماقت رضا پهلوی به این مختصر محدود نمی‌ماند.  فردی که رسماً از نابودی تمدن ایران استقبال به ‌عمل آورده،   پس از شهادت محفلی سناتور لیندسی گراهام بالای منبر رفته تا ضمن سلب مسئولیت از ارباب آمریکائی‌اش،   از خود نیز تصویر ابله فریب «مخالف واژگون‌نمائی» ارائه دهد:

 

«[...] ما نمی‌گذاریم حقیقت وارونه شود [...]‌ این جنگ را جمهوری اسلامی به ایران تحمیل کرده و مسئولیت آن بر عهدة همین رژیم است [...]»

منبع:‌  توئیتر رضا پهلوی،  مورخ 24 ژوئیه سالجاری

 

بله طفلک آمریکا و اسرائیل بچه بودند و ساده لوح؛   فریب حکومت ملایان را خوردند و به ایران حمله کردند!   و اینک رضا پهلوی که رسماً از تهاجم نظامی به ایران استقبال کرده،  به زبان بی‌زبانی،   هم می‌خواهد از اربابانش «سلب مسئولیت» کند،  و هم خود را میهن دوست و مخالف جنگ بنمایاند،  به این امید که عکس‌اش را گوسفند‌الله روزی و روزگاری در ماه رویت کند!

 

ولی خوب از آنجا که طی 17 ماه اخیر،   عکس هیچ گوسالۀ زرینی در ماه رویت نشده تا همچون دوران نورانی جیمی کارتر،  چماقدار و چپ‌نما بر علیه دمکراسی با یکدیگر به اجماع برسند،  حکومت ملا و رادیوفردا و بی‌بی‌سی،  دست در دست داماد آورام یزدی پای به میدان گذاشته‌اند تا چاهک یکصدسالۀ پوپولیسم را بزک کنند و از آن تصویر «چشمۀ آب زمزم» ارائه دهند!

 

حکومت ملا از طریق واژگون‌نمائی به بازاریابی برای احمد شاملو ـ  شعارسرای محبوب داس‌الله و گوسفندالله ـ  مشغول شده،   و به ادعای رادیوفردا،   از رونمائی آثار منتشر نشدۀ‌ وی ممانعت کرده!   اینهم حکایت «ظهور» نامۀ‌ منتشر نشدۀ احمد شاملو در سایت بی‌بی‌‌سی باید باشد!   پیشتر در مورد نامۀ کذا و «فضل و دانش و شناخت و  نبوغ و ذوق و استعداد» احمد شاملو به تفصیل گفته‌ایم و اتلاف وقت نخواهیم کرد.   پس برویم به سراغ  به ارزش گذاشتن چماقدار!

  

چرا که رادیوفردا و بی‌بی‌سی با اشاره به مصاحبۀ رویترز با رضا پهلوی وانتشار آن، ‌ راه  بازارگرمی برای چماقدار را برگزیده‌اند،   و دلیل هم از روز روشن‌تر ‌است!   اینان نیک می‌دانند هر آنچه در مورد رضا پهلوی منتشر کنند،  راست یا دروغ،  واکنش مطلوب و قابل پیش‌بینی‌گوسفندالله را درپی خواهد آورد.   یعنی ستایش چماقدار، و هتاکی به خبرنگار و رسانه!   بله،  گوسفندالله در واکنش به انتشار مصاحبۀ رویترز در رادیوفردا،‌  خبرنگار و رسانه را مورد تهاجم لفظی قرار می‌دهد،   و زبان به ستایش رضا پهلوی می‌گشاید!   به این ترتیب فردپرستی،‌  همزمان با نفی آزادی بیان رسانه عادی می‌شود وگسترش می‌یابد و رایحۀ تعفن چاهک فاشیسم از هزاران کیلومتر دورتر مشام را می‌آزارد.

 

به عبارت دیگر،‌ عرعر گوسفندالله بر علیه رسانه و آزادی بیان درکنار مدح و ثنای رضا پهلوی،‌   بازتولید ارمغان کودتای آیرون‌ساید برای ملت ایران است که با کودتای شوارتسکف در سال 1332 تقویت شد و سپس با کودتای هویزر در سال 1357 شتاب گرفت.  به نظر می‌رسد بعضی‌ها می‌خواهند از طریق «دفترچۀ دوران اضطرار» و به راه انداختن رفراندوم،   همان بساط را از نو به ملت ایران حقنه کنند!

 

طبق مندرجات دفترچۀ کذا،  آنطورکه در لوموند دیپلماتیک مورخ ژوئن آمده،   پس از سقوط جمهوری اسلامی،   می‌باید به رضا پهلوی 180 روز ـ 6 ماه  ـ  برای برگزاری رفراندوم مهلت بدهند تا مردم بتوانند نظام حکومتی خود را انتخاب کنند:  سلطنت پارلمانی یا جمهوری!  نیازی نیست که بگوئیم این رفراندومی است برای انتخاب میان طاعون و جذام!  چرا که حقوق انسانی ملت ایران را نادیده گرفته.  از اینرو رضا پهلوی لطف کرده و به امت همیشه در صحنه  6 ماه مهلت داده تا امور را مطابق میل اربابانش سروسامان دهد!  فراموش نکنیم که مهدی بازرگان،  در اوج عروتیز روح‌الله خمینی،  برای بازتولید استبداد استعماری حدود یک‌ ماه و نیم وقت گذاشت!  

 

در هرحال همانطور که می‌بینیم،‌   همچون شبه‌رفراندوم دوران صدارت شیخ مهدی بازرگان،  در دفترچه کذا،  هیچ اشاره‌ای به دمکراسی نشده؛   ایرانیان حق ندارند شیوۀ حکومت را انتخاب کنند!  ایرانیان وظیفه  دارند با شرکت در «رفراندومی» ضدحقوقی،  برای سیاست استعمار مشروعیت مردمی تأمین نمایند و استبداد استعماری نوین را به ارزش بگذارند.   چرا که هم جمهوری، و هم سلطنت پارلمانی می‌توانند استبدادی باشند! و با توجه به نتیجۀ قابل پیشبینی فاجعۀ 12 فروردین‌ماه 1358،   بعید نیست اینبار هم 99 درصد مردم به سلطنت پارلمانی که همان بساط مهوع جاویدشاه و آریامهر و ساواک و چاکران و غلامان جان‌نثار و لشکرکشی خیابانی باشد،  «رأی مثبت » بدهند و برای «آخوند» حاشیۀ امن تأمین کنند!  

 

به مناسبت سالروز درگذشت مصطفی رحیمی،  تنها حقوقدانی که پیش از تخیلۀ خمینی در مهرآباد،  با انتشار یک نامۀ سرگشاده مخالفت خود را با پدیدۀ شترگاوپلنگ «جمهوری اسلامی» اعلام داشت.         

  


پنجشنبه، مرداد ۰۱، ۱۴۰۵

فیفا، مافیا، معبد!

 

 

آمریکا با نقض آشکار قوانین و مقررات بین‌المللی، کشور ایران را مورد تهاجم نظامی قرار داده؛   یک جنایتکار تاراج‌گر ـ علی خامنه‌ای ـ  را در جایگاه والای «شهید» نشانده؛  هزاران غیرنظامی را به قتل رسانده؛   خانواده‌های متعددی را فروپاشانده؛  با تخریب مناطق مسکونی، ایرانیان را در داخل کشورشان به آواره تبدیل کرده، و از همه مهم‌تر موفق شده جنایت و سرکوب و تاراج سازمان‌یافتة حکومت ملایان را به حاشیه رانده، و با ارائۀ‌ تصویر «دشمن»‌ از حکومت دست نشانده‌اش،  آن را به عنوان ضدامیریالیست به افکار عمومی حقنه کند!  

  

کاروان لاشه‌گردانی علی خامنه‌ای و بساط روضه و زوزة پورن‌ستارهای انقلابی سازمان سیا برای دکان کربلا چنان ابتذال پرجلال و جبروتی داشت که دیگ حسادت جهانیان را به جوش آورد.   اینچنین بود که «همه» تلاش کردند با علم کردن یک جنازه،   از خود تصویر سوگوار و  ماتم‌زده ارائه دهند!  

 

نخستین جنازه نصیب فیفا شد!   یک فوتبالیست عضو تیم ملی آفریقای جنوبی به ارادة الهی درگذشت و جهانیان،   «اینفاتینو را با کراوات مشکی زیارت کردند.»   سپس نوبت رسید به معرکه‌گیری شیپورهای انگلستان برای قتل محفلی «آن بریک‌وود»،  پیرزنی نفرت‌فروش که عضو پارلمان اینکشور بود!   در این میانه فقط سر آمریکا،  اسرائیل و رضاپهلوی بی‌‌کلاه مانده بود؛   طفلک‌ها ‌‌جنازۀ‌ تروتازه‌ای در دست نداشتند!

 

ولی از آنجا که خداوند خونخوار ابراهیم هرگز بندگان مطیع‌اش را تنها نمی‌گذارد،   سناتور لیندسی گراهام که همچون علی خامنه‌ای،   بیش از 3 دهه از عمر پربارش را به خدمت کشتار و ویرانی و آوارگی مردم اختصاص داده بود،   پس از بازگشت از اوکراین به ناگاه،   و مسلماً به دلائل محفلی در گذشتند و به این ترتیب رضاپهلوی که در کمال حماقت برای مرگ علی‌روضه خوان بشکن‌می‌زد،  موفق شد یک لاشة آکبند برای نوحه‌خوانی به چنگ آورد.   در عوض شاهد بودیم که پورن‌ستارهای انقلابی سازمان سیا در کمال حماقت از مرگ  لیندسی گراهام خوشحالی می‌کردند!   بله،  توحش و حماقت،‌  وجه مشترک رضا پهلوی و دزدسالاران جمکرانی است؛‌  هر دو سیاست زده‌اند و «مرگ» را مجازات به شمار می‌آورند.           

 

امسال همانطورکه می‌دانیم،   ایالات متحد، یا بهتر بگوئیم کعبة امت مسلمان،  به جایگاه «دَبل کعبه» ارتقاء درجه یافت؛   میزبان مسابقات جام جهانی فوتبال بود.   ازاینرو پیروزی تیم فوتبال اسپانیا بر آرژانتین به مقامات حکومت دزدسالاری جمکران فرصتی طلائی جهت چاکری و نوکری و «ابراز وجود» اهداء کرد.   زرشکیان،   محمد قاطرخالی‌باف و شرکاء دست در دست تل موهوم «مردم»،   همه ‌با هم در «شادی مردم اسپانیا» شریک شدند و «به دولت و ملت اسپانیا» تبریک گفتند:‌ 

 

«پزشکیان:  شادمانی اسپانیا، شادمانی ایران است؛  موفقیت تیم ملی فوتبال اسپانیا را [...] به ملت و دولت اینکشور تبریک می‌گویم [...]  قالیباف قهرمانی اسپانیا در جام جهانی فوتبال [...] را به روسای مجلس سنا و نمایندگان اسپانیا [...] تبریک گفت.»

منبع: مهرنیوز،  ‌مورخ 20 ژوئیه سالجاری

 

باری به این ترتیب،  شوت کردن توپ روی زمین چمن ـ  در آمریکا چمن‌اش هم مصنوعی است ـ  تبدیل شده به ابزار سیاسی و بده‌بستان‌های محفلی.   دلیل هم اینکه کدخدا،  از طریق این ورزش «مقدس» میلیاردها دلار پول به جیب می‌زند؛  «حق امام» را هم مسلماً پرداخت خواهد کرد.   از اینرو استادیوم‌هائی که در آن‌ها مسابقات فوتبال برگذار می‌شود، به نوعی «معبد» تبدیل شده‌اند.  تمام نمادهای «تقدیس» و «تقدس» در مسابقاتی که در این معابد برگزار می‌شود به چشم می‌آید.  پرچم‌ها مقدس‌اند؛   بازیکنان زیر لب ورد می‌خوانند،  صلیب می‌کشند،   تُف می‌کنند؛   ادا‌ اطوار‌های اسلامی هم‌ در می‌آورند!   هر گلی هم که زده می‌شود،   دوربین‌ها بر صلیب کشیدن «خاج پرست‌ها» یا سجود و رکوع و دیگر ادا اطوارهای اسلام‌پرستان متمرکز می‌شود و اجازه نمی‌دهد احدی فراموش کند به چه دلیل جهانیان می‌باید به این زمین چمن خیره شوند؛  خدا آنجاست!  از اینرو اگر طی مسابقات در معبد،‌ گل مسلمی از دست برود،   یا پنالتی به فاصله چند کیلومتر از بالای دروازۀ حریف عبور کند،  گزارشگران آناً پروندۀ  «معجزات» و «ارادۀ الهی»،  و خلاصه مزخرفاتی از این قماش را بیرون می‌کشند.

 

 البته نیازی نیست که بگوئیم مذاکرات برای «برد یا باخت» پیش از بازی انجام می‌شود،  نه روی چمن کذا!   ولی خوب،  تماشاچیان که در جریان نیستند؛  پول کلان می‌دهند،  به استادیوم می‌آیند و برای زدوبند و بده‌ بستان‌های مافیای فوتبال هورا می‌کشند؛  کتک‌کاری هم می‌کنند و عین خر «کیف» می‌فرمایند!   یادآور شویم،  به گزارش رسانه‌های فرانسه،  در مسابقات امسال جام جهانی،  ‌ بهای بلیط فینال 11 هزار دلار ناقابل بوده!  در نتیجه دخیل‌بستن مقامات دزدسالاری شیعی به این بساط چپاول از هرگونه توضیح و تفسیر بی‌نیاز است؛  بله،  این جماعت همه کارش «حساب» دارد! 

 

به عنوان نمونه برای دفن علی خامنه‌ای،  130 روز  ـ  چهارماه و ده روز ـ  صبر کردند. می‌دانیم که از منظر شرع مبین،   4 ماه و 10 روز کذا مهلتی است که برای ازدواج مجدد کشتزار مطلقه الزامی است؛  باید مسلم شودکه کشتزار کذا باردار نیست!  حال ممکن است برای ناآگاهان از ماهیت آخوند و مرده‌ریگ دستگاه پهلوی پرسش‌های بسیاری مطرح شود و در رأس‌شان اینکه جریان طلاق و ازدواج مجدد و احتمال بارداری علی خامنه‌ای دیگر چه صیغه‌ای است؟!  پس برای روشن شدن این معما لازم است یک مینی‌پرانتز طولانی بازکنیم. 

 

«جونم براتون بگه» پس از پایان جنگ جهانی اول،  محافل نژادپرست لندن،   رسماً پای به سیاست داخلی کشورمان گذاشته،  با کودتای کلنل آیرون‌ساید و بیانیة «من حکم می‌کنم»،  جامعة‌ ایران را به نقطة صفر،   یا بهتر بگوئیم به «عصرحجر» بازگرداندند.  و علیرغم ادعاهای توخالی پهلوی‌چی‌ها،   کودتای سوم اسفند،   تمامی منهیات آخوند،  از ممنوعیت فروش مشروبات الکلی گرفته تا سانسور کلیات سعدی و ترور شاعران مشروطه را بر جامعة ایران تحمیل کرد،   و زمینه‌ساز نخستین موج مهاجرت ایرانیان از کشورشان شد.

 

همین محفل نژادپرست که در کنار آلمان نازی قرار گرفته بود و مستشاران نظامی نازی را به ایران سرازیر می‌کرد،   در پی تحولات جنگ دوم جهانی،  به ناگاه تغییر سنگر داد و با تکیه بر نافرمانی ارتش شاهنشاهی،  پهلوی اول را به جزیرة موریس تبعید کرد و دست ارتش آمریکا را گرفته،   با خود به ایران آورد و ژاندارمری کل کشور را به اینان تحویل داد.  در این میعاد مقدس بودکه روزی از این تلخ و شیرین روزها،  ‌ ژنرال شوارتسکف در بازار تهران چشمش به دکتر محمد مصدق افتاد؛  یک دل نه صد دل عاشق ایشان شد!  

 

نخستین ثمرة این دلدادگی برپائی «جبهة ملی» بود.   بعد هم نهضت آزادی،  و مجاهدین خلق متولد شدند.   «اگر باورتان نمی‌شود بروید از آن‌هائی‌که دو سه خشتک از من و شما بیشتر جر داده‌اند بپرسید!»   به شما خواهند گفت که خداوند خونخوار ابراهیم حدومرز نمی‌شناسد؛  از «مریم باکره» به عنوان «رحم اجاره‌ای» استفاده می‌کند ـ  عملیاتی که در هزارة سوم رسوائی به بار آورد و به استعفای ینس اشپان،  رئیس فراکسیون احزاب دموکرات مسیحی و سوسیال مسیحی در پارلمان آلمان منجر شد.   و چرا راه دور برویم؟ در سورۀ «هود» آمده است که خبرگزاران خداوند کذا به ابراهیم بشارت دادند صاحب پسری دانا و هوشیار  خواهد شد:‌

 

« فرستادگان ما با بشارت نزد ابراهیم آمدند [...] همسرش [...] را بشارت دادیم [...]گفت: آیا من فرزند می‌آورم در حالی که پیرزنم؟ گفتند پروردگارت چنین گفته‌ است[...]» 

 

پس خداوندی که پرسوناژ موهوم پیرزن را باردار می‌کند،  بر همه کار قادر است!  و به مصداق «چه مردی بود، کز زنی کم بود» مصدق هم می‌توانست باردار شود!  دردسرتان ندهم؛  پس از ترور رزم‌آرا توسط اوباش دربار،   مصدق عزیز و مامانی در جایگاه نخست وزیر لنگر انداختند و با لغو یکجانبة قرارداد بریتیش پترولیوم،   هم تحریم‌های اقتصادی را بر ملت ایران تحمیل کردند،   هم به هزینة ملت ایران خسارت هنگفتی به بریتانیا پرداختند و با حمایت ارتش آمریکا،  یک‌بار دیگر در سال 1332 جامعة‌ ایران را به نقطه صفر بازگرداندند.   خودشان هم در جایگاه قربانی ظلم و ستم پهلوی دوم نشستند توی آن باغ معروف احمد‌آباد.   این مختصر را گفتیم تا بپردازیم به اصل مطلب؛ یعنی توسل کارفرمایان لوموند دیپلماتیک به تهاجم نظامی آمریکا به ایران و انتقاد از همکاری اروپائی‌ها با آمریکا،   اینهمه با هدف به ارزش گذاشتن محمد مصدق!

 

ولی محمد مصدق،   به گواهی کارنامة‌ درخشانش یک شارلاتان تمام عیار و دشمن روابط حقوقی بود!   در قانون اساسی ایران رفراندوم پیش‌بینی نشده بود؛  مصدق رفراندوم برگزار کرد!   دبستان‌های ایران مختلط بود،  مصدق تفکیک جنسیتی را از دبستان‌ها آغاز کرد،  و ... و خلاصه اگر باغ وحش ایدئولوژیک سازمان سیا و شخص علی خامنه‌ای و اهالی فارس‌نیوز طرفداران مصدق‌اند،  در واقع از پوپولیسم و استعمار حمایت می‌کنند.

 

با اینهمه مخالفت صرف با مصدق هم به هیچ عنوان دلیل طرفداری از دمکراسی نخواهد بود! به عبارت دیگر،   پهلوی‌چی‌ها را نمی‌توان طرفداران دمکراسی به شمار آورد،  و چرا راه دور برویم؟!   کارنامة درخشان رضا پهلوی و مادرش در برابر ما قرار دارد؛   هر دو از تجاوز ارتش بیگانه به خاک ایران حمایت کرده‌اند،   و مسلماً هر دو به احترام «عرب سوسمارخوری که به طمع خلافت ترکید»،   برای شهادت جانگداز «آن بریک وود» و سناتور لیندسی‌گراهام ماتم گرفته‌اند!  حال مینی پرانتزمان را می‌بندیم و می‌پردازیم به مسائل دیگری که «حساب» دارد.

 

از بریتانیا شروع کنیم که بی‌سر وصدا «غلط کردم» را گفت و از برکیست پرید بیرون!  در نتیجه جنگ زرگری‌اش بر سر جبل‌الطارق نیز با اسپانیا به پایان رسید:  منبع:‌ فیگارو،  ‌مورخ 14 ژوئیه سالجاری.  ولی خوب از آنجا که عقب‌نشینی بریتانیا از دکان نفرت‌فروشی برکسیت،   بدون پرداخت هزینه امکان‌پذیر نمی‌شود،  دو دیپلمات فرانسه را در ایران بازداشت کرده، حسابی کتک زدند و به کشورشان بازگرداندند!

 

می‌دانیم که بدویت اسلام با دیپلماسی و روابط حقوقی و این حرف‌ها کاری ندارد.  و به همین دلیل،   به ویژه طی سدة اخیر،   از عنایات ویژة بربریت استعمار برخوردار شده و هنوز هم استعمار دست از دامن‌اش نمی‌شوید؛   بله، «یک دست صدا ندارد!»   و همین پیوند اندام‌وار بدویت و  بربریت که موتور محرک جهت قلمفرسائی و بلبل‌زبانی‌ نخبگان و فرهیختگان شیعی در داخل و خارج مرزهاست،   خشونت را به ارزش می‌گذارد؛   حماقت را گسترش می‌دهد و افراد را بجای اهداف می‌نشاند.

 

به عنوان مثال «انتخاب ایرانیان میان دمکراسی و استبداد» را با گزینۀ ابله فریب برگزاری رفراندوم برای انتخاب نوع رژیم آینده ـ سلطنت یا جمهوری ـ جایگزین می‌کند!  این پیشنهاد احمقانه و سرشار از نبوغ که از کانال رضا پهلوی بیرون آمده هدف‌اش تکرار دور باطل و تأمین حاشیة‌ امن برای آخوند پدوفیل و برده فروش است.  اینان می‌خواهند همان شبه‌رفراندومی را بازتولید کنند که شیخ مهدی بازرگان،  پس از کودتای 22 بهمن تحت نظارت سالیوان و ماشالله قصاب برای ملت ایران برگزار کرد.   نمونۀ دیگر،  مقالۀ‌ سرشار از نبوغ فارس‌نیوز در مورد «فواید ترور رزم‌آرا» است،  آنهم در آستانۀ مصدق پارتی!      

 

بله در آستانة‌ «مصدق‌پارتی» ترور رزم‌آرا،  نخست وزیر مخالف پوپولیسم توسط اوباش طرفدار دربار پهلوی تبدیل شده به «صیانت از منافع ملی:»

 

«[...] پافشاری سرسختانه رزم‌آرا در دفاع از منافع بریتانیا و مقابله علنی او با خواست ملی، سرانجام بحران سیاسی را به نقطه انفجار رساند [...] این انسداد سیاسی سرانجام در16 اسفند 1329، با شلیک گلوله در مسجد شاه تهران شکسته شد [...] و تحت تأثیر موج سهمگین افکار عمومی قانون تاریخی ملی شدن صنعت نفت [...] به تصویب رسید تا طومار تبانی دربار و امپریالیسم برای همیشه پیچیده شود.»

منبع:   فارس‌نیوز،  ‌مورخ 18 ژوئیه 2026

 

از آنجا که بالاتر به پیامد‌های شوم ملی کردن صنایع نفت و یک‌جانبه‌گرائی اشاره شده،  ترهات فارس نیوز را بررسی نخواهیم کرد.   فقط بار دیگر بگوئیم که در زبان شیعی‌ها،  «منافع ملی» به معنای منافع استعمار است.   اینان با تکرار چنین ترهاتی می‌خواهند «راست» را به دروغ تبدیل کنند؛   از ترور،  تصویر دلپذیر ارائه دهند و از همه مهم‌تر،‌ سرسپردگی محفل فدائیان اسلام به «بریتانیای کبیر» را به حاشیه برانند.

 

اگر استدلال شکمی و بی‌اساس فارس‌نیوز را بپذیریم،   خواهیم دیدکه هورا کشیدن رضا پهلوی و مادرش برای تهاجم نظامی آمریکا به کشورمان نیز توجیه‌پذیر می‌شود؛   بمب‌های آمریکا هم «انسداد سیاسی» را شکسته و حکومت آخوند را موقتاً از بن‌بست خارج کرده.  حکومتی که با شعار «نبرد با آمریکا»،   48 سال است به تأمین منافع آمریکا و سرکوب ملت ایران مشغول بوده،  اینک «نبرد با آمریکا» گردنگیرش شده،  و عین خر در گل گیرکرده.  هر چند بوق‌های چپ‌نمای بلاد فرنگ از «پیروزی» سگ دست‌آموز آمریکا برصاحبش چه‌ها که نمی‌گویند!

 

    

 


شنبه، تیر ۱۳، ۱۴۰۵

تیرگان و تاریکی‌ها!

 

 

 

ایران به روزگار تجدد چه کم داشت، گر

مفتی و شیخ و مفتخور و روضه‌خوان نبود

(عارف قزوینی)

 

مراسم تیرگان در ایران معاصر،   با ترور میرزادۀ عشقی در هم آمیخت و امسال نیز جشن تیرگان،   با ایام روضه و زوزۀ شیعی‌ها برای علی روضه‌خوان  که از  برکت آمریکا و اسرائیل به جایگاه والای شهید ارتقاء یافت،  و میعاد ترکیدن عرب اشغالگری که بردگی و اسارت برای زن ایرانی به ارمغان آورد،  تقارن یافته.   از اینرو مدعیان ایران‌دوستی به احترام اشغالگر مسلمان و شهادت جانگداز خادم وفادار آمریکا و اسرائیل،  جشن تیرگان را از یاد برده‌اند!

 

بله این روزها سوگواری برای اشغالگر،   و لگدپرانی به ریشه‌های فرهنگی ایرانیان رونق فراوان گرفته!  در تاریخ جز بی‌وطن شیعی و نئوشیعی،‌   هیچکس‌برای مرگ اشغالگر ماتم نگرفته و نمی‌گیرد.  و جز شیعی و نئوشیعی «بی‌وطن» هیچ ایرانی‌ای به رسم و رسوم اشغالگر مسلمان احترام نمی‌گذارد،   و برای متجاوزان به خاک ایران هورا نمی‌کشد!

 

پس از امضاء تفاهم‌نامة 14بندی « مسلماً به احترام 12 امام و 14 معصوم» توسط آمریکا و صورتک ضدآمریکائی‌اش در ایران،   سرانجام حکومت قدرقدرت ملایان مجوز برگزاری مراسم لاشه‌گردانی و تشییع جنازة علی روضه‌خوان را در ماه مبارک «محرم» دریافت کرد!   و از آنجا که آمریکا و اسرائیل نمی‌توانند رسماً در این بساط حضور یابند،   قرار شده نتانیاهو و سفیر آمریکا در عراق،‌  تابوت خادم هار و وفادار‌شان را بر دوش گیرند!

 

اشتباه نکنیم! هر چند فیلدمارشال «فاکستانی» به نیابت از سوی کازینونژاد در مراسم وداع با خادم هار و وفادار غرب روز گذشته وارد تهران شده،  بساط لاشه‌گردانی به این مختصر محدود نخواهد شد.   پس از 6 روز لاشه‌گردانی،   علی روضه‌خوان را روز 18 تیرماه در حرم عین هشتم دفن می‌کنند،   و پس از دفن وی،  40 روز بساط روضه‌خوانی و زوزه‌کشی و خردجال ادامه خواهد یافت،   تا برسیم به میعاد 19 اوت، ‌ روز آغاز خلافت هیتلر در آلمان!

  

همانطورکه می‌دانیم در سالگرد این میعاد فرخنده،   با کمک شهربانی آیرون‌ساید،  کشور ایران نیز تبدیل شد به مرداب مک‌کارتیسم، و ... و از قضای روزگار در همین میعاد فرخنده بودکه بلشویک‌ها،   قدرت را به باندهای تبهکار واگزار کرده،  اتحاد شوروی فروپاشید و«انقلاب اکتبر» و سوسیالیسم علمی و ...  به قول معروف تو زرد از آب درآمد!   البته هنوز که هنوز است،   بعضی‌ها کارل مارکس را «برحق» می‌دانند،  اما کارل مارکس،  در مقام یک فیلسوف به هیچ عنوان موضوع وبلاگ ما نیست.  ولی فراموش نکنیم که در دوران آخوندپروری آریامهر،  چپ‌نمایانی در مرز پرگهر «از علی به سوسیالیسم رسیده‌ بودند»؛  در کنار چماقداران روزگار به خوشی می‌گذراندند،  و در مرداب بدویت اسلام غوطه می‌خوردند.  امروز همان‌ها بربریت استعمار را می‌ستایند،  و همچون رضا پهلوی که در رأس‌الخط راست‌افراطی جا خوش کرده،  ادعای طرفداری از دمکراسی هم دارند!           

 

باری امسال به احترام بساط «حسین درکربلا»،   سه باغ‌وحش‌سازمان سیا ـ  حکومت ملایان، باند رجوی و خانوادة پهلوی ـ  جملگی عزا گرفته‌اند.   باغ وحش مک‌کارتیسم،  مرگ مشکوک لیلا پهلوی را بهانه کرده؛  باغ وحش ایدئولوژیک سازمان سیا که مدعی ضدیت با «شیخ‌وشاه» است،  برای «عرب سوسمارخوری که به طمع خلافت ترکیده» بساط روضه و زوزه پهن کرده؛  و از همه جالب‌تر تحرکات باغ وحش انقلابی و ضدامپریالیست سازمان سیا ـ حکومت ملایان در ایران ـ  است.   باغ وحش مذکور تصنیف معروف عارف قزوینی ـ  از خون جوانان وطن لاله دمیده ـ  را پشت قبالة حسین عین  انداخته و «مرگ‌پرستی و قدرت‌طلبی و قبیله‌گرائی» را با جنبش انسان‌محور مشروطه در ترادف قرار داده و به این مختصر هم اکتفا نکرده،‌   12 تیرماه،  ‌میعاد ترور میرزادة عشقی را برای ادای احترام به علی خامنه‌ای برگزیده‌!   جای تعجب هم نیست که در این محشر خر،  «دمکراسی» نیز با اشغالگر عرب و پرسوناژهای موهوم و ساخته و پرداختة ذهن علیل آخوند شیعی در ترادف قرار گیرد!

 

«جونم براتون بگه!»   پروفسور انصاری‌فرد،   یکی از نوابغ برهوت تشیع کشف کرده که تهاجم نظامی آمریکا به ایران نتوانست دمکراسی را نابود کند، چرا که مذهب شیعه،   امام علی، امام حسین و امام زمان،‌  ریشه‌های دمکراسی‌ در ایران تشریف‌ دارند:     

 

«[...] کشورهای غربی نتوانستند در ایران، دمکراسی را خشک کنند چون دمکراسی ریشه داشت[...] ریشۀ دمکراسی ایران مذهب شیعه و امام علی و امام حسین و امام زمان بودند.»

منبع:  سپوتنیک فارسی،  مورخ 2 ژوئیه 2026

 

شاید در راستای اظهارات گهربار ایشان بودکه انفجار بمب در کافه‌ای در مرکز دمشق،  ده‌ها کشته و مجروح برجای گذاشت؛   ریشه‌های دمکراسی انصاری فرد را همین مشتریان کافه تهدید کرده بودند!   اینان بجای شرکت در مراسم روضه و زوزة‌ شیعی‌ها،   و ادای احترام به شهید والاگهر،  علی روضه‌خوان درکافه نشسته و به تفریح مشغول بودند!  و می‌دانیم که خداوند خونخوار ابراهیم،   «بخشنده و مهربان» و خصوصاً کاسب است،  و بی‌احترامی به مقدسات را با بمب پاسخ می‌دهد.  و چرا راه دور برویم؟

 

همین دو سه روز پیش یکی از اولیگارک‌های اوکراین که گویا مغضوب زلنسکی بود،  در موناکو منفجر شد،  چرا که ‌زلنسکی هم گویا به زور پول و توپ و تانک در ردۀ‌ «مقدسات» قرار گرفته!   ایشان به ویژه از روزی که با رضاپهلوی دست دادند،   مقدس‌تر هم شده‌اند.  ورای آن،  با دستی که دادند،  بر تقدس رضا پهلوی افزودند!   به همین دلیل فیگارو و لوموند دیپلماتیک و قوة قضائیۀ حکومت ملایان دست در دست یکدیگر،‌  شدیداً  به بازاریابی برای رضا پهلوی همت گماشته‌اند.

 

روزنامۀ دست‌راستی فیگارو برای تخلیۀ چاهک استعمار به رضا پهلوی تریبون داده،   تا ایشان با «انتقاد از مذاکرات آمریکا با حکومت ملایان» چندین و چند نشان بزنند!  هم از خود تصویر ابله‌فریب «مخالف خشونت» ارائه  دهند؛   هم حساب میراث‌داران دستگاه پهلوی را از این دستگاه استعماری جدا کنند،   و همزمان،  با ارائة تصویر کاذب «طرف مذاکره با آمریکا» از حکومت ملایان،   به صورت زیرجلکی،  دُمی هم برای آخوند پدوفیل و برده فروش بجنبانند.   مشتاقان می‌توانند به سایت فیگارو،   مورخ 3 ژوئیه 2026  مراجعه فرمایند تا ما هم برویم به سراغ رسانۀ چپ‌نمای لوموند دیپلماتیک!

 

رسانۀ مذکور با تردستی تصویر متفاوتی از رضا پهلوی ارائه می‌کند؛ ایشان در یک چشم بهم زدن  تبدیل می‌شوند به «مخالف دکان شیعی‌ها!»  و بازار ترهات‌بافی و واژگون‌نمائی رونق می‌گیرد،  و کار را به ارزش‌گذاری بر چماقداری و بساط دوران باستان می‌کشاند.   بله،  فراموش نکنیم که با انتخابات میان‌دوره‌ای ایالات متحد حدود 120 روز بیشتر فاصله نداریم!   و از آنجا که جمهوری‌خواهان آمریکا برای کودتا،  شبیه‌سازی از بساط دوران باستان را خیلی می‌پسندند  ـ  کودتای سرهنگ‌ها در یونان را فراموش نکنیم ـ  لوموند دیپلماتیک هم تلاش می‌کند برای حزب جمهوریخواه ایالات متحد نان‌های باستانی خوبی به تنور «وال‌ستریت» بچسباند:

 

«[...] سنت ملی‌گرائی پهلوی را می‌توان به عنوان دیدگاهی توصیف کردکه ایران پیش از اسلام را یک عصر طلائی می‌پندارد؛   اسلام را به عنوان یک دین خارجی بازطراحی [تعریف] می‌کند که در آن اعراب به مثابه آن‌هائی که از ما نیستند،  هویتی واحد و غیرقابل تفکیک تشکیل می‌دهند [...]»  

منبع: سایت فارسی لوموند دیپلماتیک،  مورخ ژوئن 2026

 

در ملی‌گرائی خانوادۀ پهلوی‌ها همین بس که به محض استقرارشان در ایران،  یک حوزة علمیه برای پروار کردن آخوند بی‌وطن و مفتخور و مفتگو با بودجۀ دربار در قم تأسیس کردند،   و پس از جنگ جهانی دوم،  در راه ترویج مذهب شیعه،  سیاسی کردن دانشگاه، مسجد‌سازی و حسینیه‌سازی را در دستور کار قرار دادند و... و به فرمان ارباب ازکشور گریختند! حال نگاهی بیاندازیم به بازاریابی قوه قضائیه بیابانی حکومت شیعی‌ها برای رضا پهلوی با هدف زمینه سازی جهت «بازتولید» احتمالی کودتای 28 مرداد!

 

به گزارش فارس نیوز،   «دادستان عمومی و انقلاب» برای رضا پهلوی یک پرونده تشکیل داده و پس از صدور کیفرخواست، آن را به ‌دادگاه ارسال نموده!   گویا حضرات پس از تحقیقات گسترده و تخصصی در مورد اقدامات رضا پهلوی کشف کرده‌اند که وی هم مخالف حکومت ملایان است،   و هم خیلی خیلی قدرتمند و قابل و کارآمد!   چرا که می‌تواند با تشکیل گروه و شبکه‌های سازمان یافته،   امنیت کشور را مخدوش کند:

 

«[...] تشکیل، هدایت و فرماندهی گروه‌ها و شبکه‌های سازمان یافته با هدف برهم زدن امنیت کشور و اقدام علیه اساس نظام جمهوری اسلامی [...] تامین مالی فعالیت‌های منتسب به گروهها و شبکه‌های مذکور[...]‌ سازمان‌دهی اقدامات تروریستی [...] همکاری با دولت‌های متخاصم در زمان مخاصمه [...] جاسوسی و همکاری‌های اطلاعاتی و عملیاتی با سرویس‌های اطلاعاتی و نظامی بیگانه[...] تسبیب و آمریت در قتل،  تخریب اموال عمومی، دولتی و زیر‌ساخت‌های کشور [...] مسلح کردن گروه‌های مخالف و...»

منبع: فارس نیوز، ‌ مورخ 4 ژوئیه سالجاری 

 

به عبارت ساده‌تر،  قوۀ «غذائیۀ جمکران» به گوسفندالله پیام می‌فرستد «چه نشسته‌اید که  پهلوی بر می‌گرده!»  بله این رضا پهلوی که  درک و فهم و شعور سیاسی‌اش در حد رجوی‌ها و موسوی‌ها و خمینی‌هاست،   و در عرصة خست دست مادرش را هم از پشت بسته،  در این مملکت چه کارها که نمی‌کند!  دست‌کم نگیرید او را،  قدرتی دارد این «بابا!»   شبکه‌های خرابکار را تأمین مالی می‌کند؛   برنامۀ قتل‌وغارت به راه می‌اندازد؛   با خارج و داخل در ارتباط است،  و ... خلاصه فارس‌نیوز از این  «کودک سالخورده» که سیاست و درایت و شهامت را در دامان عموسام تجربه کرده،  یک فروند جرج واشنگتن برای گوسفندالله سر میز گذارده.   این جرج واشنگتن وطنی یک ‌تنه از پس حکومت ملا برمی‌آید،  از اینرو می‌باید در برابر دستگاه «غذائی» بیابانی حکومت کذا پاسخگو باشد!  شاید که با این سروصداها،  پس از آنکه مراسم لاشه‌گردانی،  و 40 روز روضه و زوزه سپری شد،  ایشان لطف کرده به شیوۀ مرضیه یک 28 مرداد دیگر برای‌ فارس‌نیوزی‌ها به ارمغان آورده،  به لاشة محفل «شیخ‌وشاه» جان تازه‌ای بخشد!

   

تیرگان خجسته باد!