یکشنبه، آبان ۱۷، ۱۴۰۵

ترفند میدترم!

 

 

در آستانة برگزاری انتخابات میاندوره‌ای در ایالات متحد،   همزمان با برگزاری مراسم وقوقیة جماعت،  گویا عده‌ای در خیابان‌های تهران هالوئین جشن گرفته بودند؛   بعضی‌ کافه‌ها برای تزئین از نماد‌های هالوئین استفاده کردند،  و برخی واحدهای صنفی لوازم مرتبط با آن را به فروش گذاشتند.   میرغضب استعمار هم فرصت را غنیمت شمرده،  کافه‌ها و واحد‌های صنفی را پلمب کرد؛  و هالوئینی‌ها را هم مورد ضرب و شتم و دیگر الطاف و عنایات «دین مبین» قرار داد:

 

«[...] رسانه‌های ایران از بازداشت شهروندان و پلمب واحدهای صنفی به دلیل برگزاری جشن هالووین یا فروش لوازم مرتبط با آن خبر داده‌اند»

منبع:‌  رادیوفردا،  ‌ مورخ  11 آبانماه سالجاری

 

مشاهده می‌کنیم که رادیوفردا فرصت را از دست نداده؛  به عوام‌الناس چندین و چند دروغ شاخدار را حسابی حقُنه می‌کند.   مهم‌ترین دروغ اینکه گویا روح‌اش هم خبر ندارد که به چه دلیل حکومت ملایان،  حتی در سایۀ جنگ از سرکوب اجتماعی دست بردار نیست!  حال آنکه از یک‌سو، ‌ «سایۀ جنگ»،   همچون سایۀ آخوند و استعمار،  مشوق همه نوع سرکوب است.‌   و از سوی دیگر،   رادیوفردا با چنین گزارش‌هائی به مخاطب تفهیم می‌کند که در حکومت تحجر و توحش دینی،   مقولۀ «شهروند» وجود دارد،  و این «شهروندان» با برگزاری هالوئین ـ  تقلید از رسم و رسوم استعمارگران آنگلوساکسون ـ  می‌خواستند «شادی» کنند!  حال آنکه عملیات این «شهروندان» در واقع به خواست و تشویق ثقتی‌کلاب شیعی به راه افتاده!   و دقیقاً به همین دلیل است که ثقتی‌کلاب،   «شهروندان هالوئینی»‌ را سرکوب می‌کند، تا در تقلید‌شان هر چه بیشتر تشویق شوند،   بدون آنکه دریابند در مسیر اهداف استعماری حکومت یعنی مسیر «تقلید» ـ  نفی حق انتخاب آزاد انسان ـ  ‌پای گذارده‌اند.   

 

خلاصه «شهروندان» کذا به دو گروه خیابانی مشخص تقسیم شده‌اند؛   طرفداران حکومت به احترام متجاوز قرن هفتم میلادی در خیابان جشن می‌گیرند،  یا بساط روضه و زوزه پهن می‌کنند.  گروه مخالف حکومت هم با برگزاری هالوئین به رسم و رسوم استعمارگر آنگلوساکسون احترام می‌گذارد!   رادیوفردا هم به مخاطب می‌گوید «این‌ها نمی‌خواهند تقلید کنند،   می‌خواهند زندگی کنند و شاد باشند:»

 

«[...] بخشی از حکومت و جامعه سنتی ممکن است چنین رفتارهائی را به عنوان نوعی تقلید فرهنگی از غرب،  یا حتی مقاومت در برابر ارزش‌های رسمی تفسیر کنند. در حالی که برای بسیاری از جوانان،  انگیزة‌ اصلی نه لزوماً تقلید فرهنگی است و نه حتی اعتراض سیاسی؛  آن‌ها [...] می‌خواهند زندگی کنند و از فرصت‌های محدودی که برای شادی در اختیار دارند استفاده کنند.»

همان منبع

 

هر چند اینکه جوانان ایران برای زندگی و شادی،  همچون اوباش محفل «شیخ‌وشاه»،  به «تقلید» و «تجمع در خیابان» نیاز داشته باشند بی‌نهایت تأسف‌آور است!   ولی اینکه حکومت ثقتی‌کلاب این جوانان را سرکوب می‌کند،  هیچ تعجبی ندارد!   ثقتی‌کلاب شیعی از شکست کودتای «ملا، خاخام، کدخدا»،  فروپاشی کلان ستراتژی آمریکا در منطقه،  و به ویژه از نتایج انتخابات میاندوره‌ای ایالات متحد سخت خشمگین شده!   چرا که این «نتایج» ستون فقرات نئوفاشیسم را در فرانسه،   مهم‌ترین کشور اتحادیة اروپا، خُرد کرده!‌          

 

  انتخابات میان‌دوره‌ای ایالات متحد،  همانطور که قرار بود،   پیروزی قاطع حزب دمکرات را بر مجلس نمایندگان و سنای اینکشور تضمین کرد،   و همزمان پرزیدنت کازینونژاد را در جایگاه «قربانی رأی مردم» نشاند.

 

خلاصه بگوئیم اشک‌های محمد قاطرخالیباف و عراقچی برای افزایش هزینۀ زندگی «خانوارهای آمریکائی» به کنار،  ‌ نامة روده سگی پاسدار محبی به مردم آمریکا،  بالاخره کار خودش را کرد و طبق تفسیر و تحلیل پاسدار محمد‌قاطر،  «مردم آمریکا به جنگ نه گفتند؛»  و طبق تفسیر و تحلیل مدفوعات شیعی،  «ایران در این انتخابات پیروز شد»؛   و... و بی‌بی‌سی هم به «نقش کلیدی ایران در این انتخابات» اشاره فرمود و خلاصه دردسرتان ندهم،  «رستاخیز نئاندرتال‌ها» هر چه بیشتر شتاب گرفت!  

 

به عنوان نمونه «داعش خراسان» هم به پهپاد و هوش مصنوعی مجهز شد و مسلم بدانیم که پهپاد و هوش مصنوعی را خداوند خونخوار ابراهیم در اختیار غارنشینان مذکور قرار داده و این معجزات هیچ ارتباطی با نتایج انتخابات میاندوره‌ای ایالات‌متحد در اینکشور ندارد!     

 

نخستین پیامد این انتخابات،   علاوه بر هشدار بمب در پروازهای اروپا،   بیداری همزمان رئیس جمهور اسرائیل،  حزب کمونیست فرانسه و خصوصاً شیپور داس‌الله ـ پیک نت ـ  بود!   اولی که در برابر تهاجم نژادپرستان اسرائیل به اعراب اسرائیلی،  به علامت رضا،  سکوت کرده بود،  ناگهان به یاد آورد که حقوق اعراب اسرائیلی نیز می‌باید رعایت شود ـ  منبع: بی‌بی‌سی، مورخ 4 نوامبر سالجاری!  دومی هم که تا آخرین ساعات 4 نوامبر دست‌دردست ویشی‌ست‌ها برای پیروزی دستگاه ترامپ دست به دعا برداشته بود،  گریه کنان حمایت‌اش را از حزب «فرانسة نافرمان» اعلام داشت!   بله،   این حزب کمونیست فرانسه برای خودش حکایتی است!  ‌ با چپ‌نمائی از سیاست‌های آمریکا حمایت می‌کند،  هر چند در این خوش‌خدمتی به گردپای پیک‌نت خودمان هم نمی‌رسد!

 

 جونم براتون بگه!   سایت پیک نت که مدت‌ها منجمد شده بود،   و عنوان اول‌ خود را به عکس و بیانات کودکستانی یک «گراز» مسلمان صادره از آمریکا  ـ   فواد ایزدی ـ  اختصاص داده بود،   به محض انتشار نتایج انتخابات میانددوره‌ای آمریکا،   از خواب پریده،   گراز شیعی را با «قاطری کنی» جایگزین نمود.

 

جریان از اینقرار است که در پی سفر مشاور امنیت ملی عربستان سعودی به پکن،   و دیدار پادشاه عمان با رئیس‌جمهور چین،  محمد «قاطری» کنی هم راهی پکن شد و با وزیر امورخارجۀ اینکشور دیدار کرد.   گویا پیروزی فرمایشی حزب دمکرات در انتخابات میاندوره‌ای،   جایگاه محمدقاطر خالی‌باف،  در مقام «طرف مذاکره با چین» را به شدت متزلزل کرده.  یادآور شویم،   پیشتر دربار بریتانیا برای پادشاه عمان ضیافتی برپا کرد و پادشاه بریتانیا برای بازنگهداشتن تنگة هرمز از عمان تقدیر به عمل آورده بود.   پس از این ضیافت بودکه پادشاه عمان برای نخستین بار راهی پکن شد. 

 

به گزارش رسانه‌ها،  قرار است «ژای جون»،  ‌ نمایندة ویژة دولت چین در امور خاورمیانه،  در نیمه نخست ماه نوامبر، با هدف پایان دادن به تنش‌ها به ایران، عمان و عربستان سفر کند.  و مسلم بدانیم حکومت ملایان،  طی دو سال باقی‌مانده از ریاست جمهوری ترامپ،  برای گسترش دامنة جنگ و ایجاد انسداد در روند تنش‌زدائی،  از هیچ کوششی فروگزار نخواهد کرد.

 

 از اینرو در تداوم ابراز ارادت و بندگی سازمان تبلیغات اسلامی و رهبر ثقتی‌کلاب به ارباب آمریکائی  ـ  وبلاگ رستاخیز نئاندرتال‌ها ـ ،  پس از اعلام نتایج انتخابات میان‌دوره‌ای،  شاهد پامنبری خواندن سخنگوی ارتش حکومت ملایان برای ارباب ـ گسترش دامنة جنگ ـ  هستیم.   ایشان به پاشنه‌آهنی‌‌ها اطمینان می‌دهند که اگر مقداری بمب بر سر ایرانیان بریزند،   در سراسر جهان آمادة جان‌فشانی در راه تحقق اهداف الهی‌شان خواهد بود:‌

 

«[...] در صورت حمله دوبارة آمریکا،   هیچ محدودیت جغرافیائی برای نیروهای مسلح مطرح نخواهد بود [...]‌ جغرافیای درگیری به منطقه غرب آسیا محدود نخواهد ماند.»

منبع: رادیوفردا،‌ مورخ 15 آبان‌ماه سالجاری  

 

جالب اینجاست که پس از اعلام نتایج انتخابات آمریکا،   بسیاری از پروازهای اروپا هم،  ظاهراً به دلیل دریافت هشدار بمب،   دچار اختلال شدند و به گزارش بی‌بی‌سی،‌   برد موشک‌های پاسداران دلار هم به صورت چشم‌گیری افزایش یافته!

 

اگر فراموش نکرده باشیم،   عملیات تروریستی در اروپا،   به ویژه در کشور فرانسه،  به دوران «تاچر ـ ریگان» ارجاع می‌دهد!   زمانی که حکومت ملایان با تکیه بر «نعمت الهی» جنگ،  به سرکوب وکشتار و غارت همه جانبة ملت ایران مشغول بود،   و هر روز چندین و چند خردجال را با شعار «جنگ، جنگ تا پیروزی» به خیابان‌ها هی می‌کرد.   گویا این روزها هم ثقتی‌کلاب شیعی به این توهم دچار شده‌ که می‌تواند به دوران نورانی امام‌‌اش بازگردد.   حال آنکه این روزها نه جنگ سرد حاکم است،   و نه بریتانیا از  فاشیسم‌نوازی آمریکا در اروپای غربی حمایت می‌کند.   از سوی دیگر،  شرایط،   به ویژه در کشور فرانسه به هیچ‌وجه چنین زمینه‌ای فراهم نخواهد آورد!                              

 

از اینرو پس از قدرت‌‌نمائی وحشیانة محافل قدرت در برابر مطالبات منطقی شهروندان فرانسه ـ وبلاگ «انتخابات و هولیگانیسم» ـ  برخلاف انتظار محافل،  خشونت‌ها نتوانست مطالبات حقوقی شهروندان را به حاشیه براند؛  تظاهرات با همان مطالبات و با مجوز وزارت کشور و فرمانداری‌ها در پاریس،  لیون،  مارسی و...  برگزار شد و از قضای روزگار،  اینبار نیروهای حافظ نظم و امنیت،  هولیگان‌ها را کنترل کردند!   

 

به عبارت دیگر،  بعضی محافل قدرت  ـ در داخل و خارج فرانسه ـ که از آشوب و بحران تغذیه می‌کنند،   ناچار شدند در برابر «نظم حقوقی» عقب‌نشینی نمایند!  همان محافلی که روز 17 اکتبر،  فقط به شهر مارسی،   30 هزار هولیگان اعزام کرده بودند!   و از آنجا که قافله بهائم از چندوچون تظاهرات در کشور فرانسه اطلاعی ندارد و می‌پندارد عده‌ای در خیابان جمع می‌شوند و شعار می‌دهند،  بد نیست بداند که «تظاهرات مجاز» در کشور فرانسه یک سنت سیاسی سازمان یافته و منظم است!

 

به عنوان نمونه برگزارکنندگان موظف‌اند چند مسیر امن برای تظاهرات شناسائی کنند و پس از کسب موافقت شهرداری‌های مربوطه با یکی از این مسیرها،  برای کسب مجوز به فرمانداری مراجعه  نمایند.   در صورت موافقت فرمانداری،   تظاهرات می‌تواند صورت گیرد. تأمین نظم تظاهرات با برگزار کنندگان آن،  و تأمین نظم اجتماعی هم با پلیس است.  اگر تظاهرکنندگان،  در مسیر حرکت با هر نوع تهدیدی از جانب کاسور‌ها مواجه شوند،  یا در شرایط درگیری با پلیس قرار گیرند،   در هر محله سلول فرماندهی دارند که با سرفرماندهی ـ مسئولان تظاهرات تماس می‌گیرد و کسب تکلیف می‌کند و...  خلاصه آنچه در فرانسه تحت عنوان «تظاهرات» صورت می‌گیرد،  هیچ ارتباطی با لشکرکشی‌های خیابانی و تجمع‌های خودجوش گوسفند‌الله و شعارهای پوچ و «مرگ بر این،  و جاوید آن» ندارد.  دلائل هم فراوان است!

 

نخست اینکه،   در فرانسه هنوز دمکراسی حاکم است،   و تظاهرات سیاسی در اینکشور «قانونی» است؛   نیروی پلیس هم از نظم قانونی حمایت می‌کنند!   دیگر آنکه تظاهرکنندگان بر علیه جمهوری فرانسه،  پلیس و نیروهای حافظ نظم جمهوری تظاهرات به راه نمی‌اندازند.   به عنوان نمونه،‌  در تظاهرات 17 اکتبر،  این نیروهای پلیس بودند که امنیت 800 هزار تظاهر کننده را در برابر کاسورها و اوباش تأمین کردند.

 

در نتیجه قیاس شرایط فرانسه با شرایط ایران،   اگر نشان حماقت نباشد،   نشان بارز عوام‌فریبی «محفل مردگان» است.   محفلی که «قوانین حقوقی و انسان‌محور» را با احکام توحش الهی در ترادف قرار می‌دهد،  و دقیقاً به همین دلیل است که بجای زندگی و پویائی،   «مرگ» و تقلید و دروغ را به ارزش می‌گذارد!

 

 

 


یکشنبه، آبان ۱۰، ۱۴۰۵

رستاخیز نئاندرتال‌ها!

 

 

طی نه ماه اخیر،  سود خالص شرکت توتال را 18 میلیارد دلار ارزیابی کرده‌اند،  و منافع بریتیش پترولیوم هم 4 برابر شده!   خلاصه اگر مقامات ثقتی‌کلاب شیعی لاف پیروزی می‌زنند  و برای آمریکا و اسرائیل رجز می‌خوانند،   و همزمان مقامات آمریکا و اسرائیل هم با هدف تثبیت حکومت ملایان،   روزی پنج نوبت ملت ایران را به تهاجم نظامی تهدید می‌کنند، جای تعجب ندارد؛  صاحب قلاده‌شان مشترک است!    

  

از اینرو پس از روشن شدن نتایج انتخابات اسرائیل،  و در آستانة برگزاری انتخابات میان‌دوره‌ای ایالات‌متحد،  ابتدا سازمان تبلیغات اسلامی،  و سپس رهبر نامرئی حکومت ملایان،   از زیر زمین،  رسماً برای ارائة خدمات «جنسی ـ ایدئولوژیک» به جنگ‌طلبان اسرائیل و آمریکا اعلام آمادگی کردند:

 

«[...] رهبر معظم انقلاب اسلامی با قدردانی از [...] جبهه مقاومت در کشورهای مختلف [...] ابراز امیدواری کردند این نظم جدید زمینة روز افزون اتحاد ملت‌ها و دولت‌های اسلامی را برای شکل‌گیری تمدن نوین اسلامی فراهم کند.»

منبع:  مهرنیوز،  مورخ 31  اکتبر سالجاری

 

پیش از ادامه مطلب یادآور شویم،  «تمدن نوین اسلامی» مجموعه‌ای را شامل خواهد شد از  مناطق مسلمان‌نشین که فاقد «تولید صنعتی» هستند،  با اکثریتی سنی مذهب،  که دهه‌هاست توسط محافل وابسته به غرب اداره می‌شوند.  مجتبی هم که به معرفی نیازی ندارد،   ایشان که اصولاً معلوم نیست زنده باشند،   فرزند علی روضه‌خوان شیعی هستند.  و حتی اگر مجتبی زنده هم باشد،  معلوم نیست از ترس چه پدیده‌ای در هفت سوراخ پنهان شده.  در هر حال این توله آخوند به پیروی از خمینی و باباعلی‌اش،   برای رهبری این مجموعة سنی مذهب،  خیلی شکمش را صابون زده و از اینرو بیانات شکمی‌اش سخت مورد پسند کارفرمایان روزنامۀ فرانسوی «فیگارو» قرار گرفته:

 

«رهبر ایران به ایالات‌متحد در مورد از سرگیری حملات هشدار داد.»

منبع: سایت فیگارو،  مورخ 31 اکتبر 2026

 

حال رهبر نامرئی ثقتی‌کلاب را رها کرده و بپردازیم به تظاهرات 17 اکتبر در فرانسه!   همانطورکه در وبلاگ «انتخابات و هولیگانیسم» گفتیم،  تظاهرات کذا با انتخابات اسرائیل و ایالات‌متحد،  و به ویژه با انتخابات ریاست جمهوری فرانسه به صورت غیر قابل انکار پیوند داشت.   از اینرو لشکرکشی خیابانی جیره‌خواران «محافل» بر علیه تظاهرکنندگان فرانسوی و نیروهای حافظ نظم و امنیت قانونی اینکشور،  جان تازه‌ای در پیکر پوسیدة محافل «ضداجتماعی» یا بهتر بگوئیم محافل دین‌فروش دمید.

 

نخستین نشانة این «رستاخیز» را در استرالیا شاهد بودیم.   آنجا که «هلن هیینز»،  نمایندة‌ مستقل پارلمان استرالیا،   به دلیل انجام وظیفه ـ  طرح مطالبات ساکنان حوزۀ انتخابیه‌اش ‌ـ  مورد تهاجم یک راننده اتومیبل قرار گرفت و هر دوپایش را از دست داد!   نیازی نیست که بگوئیم «مدفوعات»،  به سنت رایج،  تأکید کردندکه رانندة اتومبیل «سابقه دار» بوده!   به عبارت دیگر ایشان مجرم بوده‌اند،   آزادش گذاشته‌ایم تا سیاست ما را اجرا کند؛   اظهاراتی که به نوبۀ‌ خود نوعی هل‌من‌مبارزطلبی محافل در برابر یکدیگر می‌باید تلقی شود.       

 

دومین نشانة رستاخیز را در منطقۀ «تراپ»،   حومة پاریس و محل سکونت فرودستان مشاهده کردیم!   یک نفر با اتومبیل راهی «تراپ» شد،  و آنطور که می‌گویند،  طی یک گشت و گذار 15 دقیقه‌ای عابران را به گلوله بست و موفق شد یک جوان26  ساله را به قتل برساند و عده‌ای را هم مجروح فرماید.   اینجا هم تروریست «عزیز» مجرم سرشناسی بوده که  پیش از این شاهکار،   به دلائلی هیچ پرونده‌ای برای‌اش تشکیل نشده بود!

 

و اما سومین و گویاترین نشانة رستاخیز،   تهاجم مسلحانه به کلیسای مسیحیان ارتدکس در کشور اردن بودکه به ساکنان اینکشور پیام سنتی ویژة محفل «بالفور ـ روتچیلد» را یادآوری کرد:  اخراج مسیحیان از کشورهای مسلمان‌نشین.  

 

می‌دانیم که مسیحیانِ این منطقه،  هم بر دولت‌های بی‌بی‌گوزکی اسلامی و شیخ و ‌ملای شیعه و سنی «تقدم تاریخی» دارند،  و هم بر مسیحیت اروپا،   و هم بر شبه‌کشورهای اسرائیل و فاکستان!  در نتیجه حضورشان در منطقه باعث می‌شود دست خیلی‌ها در برنامه‌ریزی‌های سیاسی و ژئوپولیتیک‌شان توی پوست گردو بیافتد.   همچنین می‌دانیم که اسرائیل و فاکستان،   موجودیت‌تاریخی‌شان فقط از سال 1948 به رسمیت شناخته شده!  یکی «پاک» است و ارواح عمه‌اش از «نجس» دور شده،  آن یکی هم به ضرب پول و زور و جنایت و مظلوم‌نمائی و هزار دوزو کلک و بامبول برای خودش در منطقه «تاریخ سه هزار ساله» سر هم کرده و جنایات اربابان‌اش بر علیه «یهودی، کولی و‌ معلول و غیرسفیدپوست» را به حساب امپراتوری هخامنشی می‌نویسد تا جیره‌خواران شیعی‌اش برای «پژوهش تاریخی» علوفۀ کافی در دست داشته باشند.   از اینروست که جدیدترین نشانه‌های رستاخیز محافل ضداجتماعی کذا را در کشور خودمان،  که فعلاً تحت اشغال اوباش روح‌اللهی قرار دارد شاهدیم.

 

از‌ آن جمله است جاری شدن سیل در ماکو و سلماس،  که مسلماً پیامد شیون و زاری عراقچی و «خالی‌باف» و دیگر مقامات اوباش‌سالاری شیعی برای «كاهش درآمد خانوار‌های آمریکائی» باید باشد.   بله،  این اراذل چرتکه به دست،  ضرر و زیان خانواده‌های آمریکائی را با دقت دنبال می‌کنند،  ولی از وضعیت اسفبار اقتصادی،  سقوط پول ملی،  بحران مواد غذائی و ... در ایران هیچ حرفی بر زبان نمی‌آورند.  هر از گاهی آخوندی را بالای منبر می‌فرستند تا پس از عرعر برای حسن و حسین و زینب و فاطمه و ... بگوید،  «رسیدگی به وضعیت معیشتی مردم وظیفه دولت است!»  بین خودمان بماند،  ملاها کشف خیلی مهمی کرده‌اند؛   اگر اسلام نیامده بود و  انقلاب شکوهمندشان صورت نگرفته بود،  این بدیهیات برای جهانیان نامعلوم باقی مانده بود!  حال نگاهی بیاندازیم به  روزنامۀ «جمهوری اسلامی»،  ارگان رسمی کودتای محفل «کارتر ـ برژینسکی» در ایران.  

 

صاحب امتیاز این روزنامه از آغاز انتشار،   علی خامنه‌ای بوده،   سردبیرش هم میرحسین موسوی!  پس از استقرار خامنه‌ای در جایگاه رهبری،   نام وی را از نسخۀ کاغذی حذف کردند:

 

«[...]به پیشنهاد مسیح مهاجری،  برای آنکه اشتباهات روزنامه به نام رهبری تمام نشود» نام علی خامنه‌ای از شناسنامۀ نسخه کاغذی حذف شد.»

منبع:  ویکی‌پدیا

 

همین مسیح مهاجری،  ‌ در مقام تازی تئوریک محفل «کارتر ـ  برژینسکی» در ایران،  در محشرخر فعلی یقۀ احمدی‌نژاد را سخت گرفته و جنجال به راه انداخته که «احمدی‌نژاد مهرۀ مطلوب اسرائیل است؛» می‌خواستند این بابا را بجای علی خامنه‌ای «رهبر» کنند و برای‌اش کودتا به راه بیاندازند و ...!   خلاصه مسیح مهاجری،  علاوه بر «ستایش جنایت‌کار و متجاوز»،  در بافتن دروغ های شاخدار مهارت بی‌نظیری دارد.  ولی کیست که نداند  کل این حکومت از روح‌الله‌شان گرفته تا همان پاسدارهای جان‌برکف،  جملگی عمله و اکرۀ جنگ‌طلبان آمریکا و فاشیست‌های اسرائیل‌اند؛  همین‌ پایتخت‌های جهان متمدن بودند که این حضرات را از آب‌نمک سازمان سیا برای‌مان بیرون کشیدند!  حال مسیح مهاجریِ «معلوم‌الحال»،  برای رد گم کردن،   بر علیه احمدی‌نژاد تبلیغات به راه انداخته.                 

 

بله  این حکومت 48 سال پیش با شعار «مبارزه با آمریکا و اسرائیل»،  و در چارچوب حفاظت از منافع ژئوپولیتیک اینان در منطقه به قدرت رسید.  ‌ امروز هم به صراحت می‌بینیم که میزبان مقامات «نظامی ـ  امنیتی» کشورهای ترکیه،  فاکستان و عربستان،  عمله و اکرۀ شناسنامه‌دار سازمان آتلانتیک شمالی شده.

 

«جونم براتون بگه»،   ترکیه رسماً عضو سازمان اسلام‌نواز ناتو است و  کشور «دوست و برادر» علی روضه خوان و خانواده‌اش،  یعنی فاکستان، که به فرمان ارباب آمریکائی مرزهایش به روی  بازرگانان ایرانی بسته،  ورای تمامی اعمال ضدایرانی‌اش،   عضو پایدار پیمان استعماری سنتو نیز به شمار می‌رود.  از سوی دیگر،   عربستان مانند دیگر شیخ‌نشین‌هاست،   نیازی به معرفی ‌ندارد.  «نخودی» پنتاگون است،  و هر کجا لازم باشد،  عرب شترچران صحرای حجاز را به قول معروف برای‌ ملت‌های منطقه «کاشه» می‌کنند!‌

 

در هرحال آنطورکه ثقتی‌کلاب‌های شیعی در بوق انداخته‌اند،  هیئت «نظامی ـ امنیتی» کذا برای عرض تبریک حضور سردار محسن رضائی،  راهی تهران شده بود!   قحط‌الرجال همین است که می‌بینیم؛   بمب‌گزار دست‌پروردۀ سازمان سیا،  میهمان خارجی می‌پذیرد!   ولی می‌توان حدس زد که برخلاف عرعر شیعی‌ها،  منطقاً هیئت کذا با پیام «توسعة» هر چه بیشتر پیمان استعماری سنتو،  و در نتیجه،   تقویت جایگاه سازمان اسلام‌نواز ناتو در منطقه،   راهی تهران شده.  و دقیقاً به همین دلیل محمدقاطر خالی‌باف،   به احترام هیئت کذا،   از شرکت در نشست روسای قوة‌ مقننة کشورهای عضو بریکس در هند نیز خودداری کرده!  حال نگاهی بیاندازیم به دیگر نشانه‌های رستاخیز محافل ضداجتماعی در ایران،  که از دو سرچشمۀ لایزال «حجاب» و «سلاح‌هسته‌ای» تغذیه می‌کند.

 

محور نخست ـ حجاب ـ  پس از تصمیم الهام علی‌اف در مورد «سکولاریسم آموزش» در جمهوری آذربایجان به شدت فعال شد.   به این ترتیب زمینة مناسبی نه تنها برای زوزة نئاندرتال‌های ترک و عجم،  که برای تیز و آروغ آخوند سیستانی،   صیغة دائم واتیکان در عراق نیز فراهم آورد.  سیستانی که طی تهاجم وحشیانة آمریکا  و اسرائیل به کشورمان،  به علامت رضا،  و به ویژه به نشانۀ هم‌سوئی با ترامپ و نتانیاهو و خصوصاً با رضا پهلوی و باند رجوی،  خفقان مرگ گرفته بود،  این روزها زبان‌اش حسابی باز شده و ضمن انتقاد از رواج «بی‌دینی در جهان اسلام»،  فتوی صدوریده که حضور دختربچه‌ها بدون نماد بردگی در مدارس آذربایجان،   به «هویت فرهنگی جامعه» آسیب می‌رساند:  

 

« اگر تن دادن به اجبار برای کنار گذاشتن حجاب پیامدهای منفی و گسترده‌ای برای جامعه داشته باشد؛  ضرورت شخصی برای پذیرش این اجبار کافی نیست؛‌  به ویژه اگر این اقدام به هویت فرهنگی جامعه آسیب جدی وارد کند و موجب شود مسئولان در تلاش برای از میان بردن سنت‌های اسلامی جسورتر شوند[...]»

منبع:  شفتا،  مورخ 15 اکتبر 2026

 

بله،  به این می‌گویند «متفکر» جهان تشیع دوازده امامی!   این «متفکر مرداب» که کلۀ‌ پوکش تا گلوگاه در لجنزار سنت‌های اسلامی گیر کرده،  صدها سرباز ترک،  آمریکائی و اسرائیلی که عراق را اشغال کرده‌اند نمی‌بیند،  هوارکشان رفته در سواحل دریای کاسپین،   همچون دیگر ملاهای پدوفیل و متجاوز دنبال دختربچه‌ها گذاشته.  از سوی دیگر،  نمی‌باید این اصل اساسی را از نظر دور داشت که ایشان مانند تمامی انگل‌های شیعی،   «هویت فرهنگی جامعه» را خیلی خوب می‌شناسند:‌  سرکوب زن،   تعدد زوجات،  برده فروشی، کودک‌همسری،  سنگسار،  قصاص و...  این‌ها همه هویت‌های فرهنگی جامعه‌ای هستند که این جانوران وحشی قرار شده با تکیه بر اسلحۀ آمریکائی از آن‌ها دفاع کنند. 

 

بی دلیل نیست‌که رضا پهلوی و باند رجوی،  هرگز دهان این وحشی‌ها را نبسته‌اند و احکام تحجری که اینان مُبلغ‌شان هستند به زیر سئوال نمی‌برند.   در هر حال،  تصمیم دولت آذربایجان در مورد سکولاریسم آموزش،   به تضعیف روابط بسیار نزدیک آذربایجان و ترکیه منجر شده.  تا جائی که الهام علی‌اف از پذیرش دعوت رجب اردوغان برای شرکت در نشست کشورهای ترک‌زبان نیز خودداری کرد ـ  منبع: بی‌بی‌سی،  ‌مورخ 31 اکتبر سالجاری.

 

به استنباط ما جمهوری آذربایجان به سوی دولت بنیامین نتانیاهو متمایل ‌شده.   دولتی که به دلیل ناکامی ژئوستراتژیک آمریکا در خلیج فارس،  به شدت تضعیف شده و نتوانسته در انتخابات اخیر،   پیروزی سرنوشت‌سازی به دست آورد.   البته در هرحال تفاوتی ندارد که چه گروهی در اسرائیل دولت تشکیل دهند،  مسیر دولت‌های اسرائیل،  از 4 نوامبر 1995،  با ترور اسحاق رابین توسط افراط‌گرایان تعیین شده است.

 

بله میعاد 4  نوامبر را دستکم نگیریم؛    تروریست‌ها را نه تنها در اسرائیل،  که در ایران هم «شرطی» کرده!   از آن جمله است زوزة جهادی‌ها برعلیه پیوستن ایران به کنوانسیون وین؛ شنیدن صدای انقلاب توسط آریامهر،   و... و سرانجام اشغال به فرمودة سفارت آمریکا توسط اوباش انقلابی سازمان سیا و پیامدهای شوم آن برای ما ایرانیان!   از مطلب دور افتادیم؛ بازگردیم به جدیدترین و صدالبته مضحک‌ترین ‌نشانة‌رستاخیز محافل ضداجتماعی در کشورمان؛   بمب اتم!

 

حضرات می‌خواهند سلاح هسته‌ای داشته باشند و استدلال شکمی‌شان هم این است که «اگر سلاح هسته‌ای بسازیم،  هیچ کشوری جرأت نمی‌کند به ما حمله کند!»  حال آنکه کشور روسیه،   مجهز به مهم‌ترین زرادخانۀ هسته‌ای جهان است و  مورد تهاجم نظامی اعضای ناتو از طریق کشور اوکراین هم قرار گرفته!  در هرحال،  قرن‌هفتمی‌ها به عوام‌الناس و لات‌لوت‌هائی که دور و بر خودشان جمع کرده‌اند چنین القاء می‌کنند که از امکانات فنی و دانش کافی برای ساختن سلاح هسته‌ای برخوردارند و می‌توانند به قول خودشان «هسته‌ای بشوند،  و با آمریکا و اسرائیل مبارزه کنند»،   حال آنکه تجهیز حکومت بدوی به سلاح هسته‌ای مورد تأئید چین و روسیه نیست؛   دقیقاً خواست بربریت استعمار غرب است که می‌خواهد همان کمربند سبز تروریسم را که  در اطراف شوروی سابق کشیده بود،   اینک به سلاح هسته‌ای نیز مجهز نماید.                                    

                 

 

 


سه‌شنبه، مهر ۲۸، ۱۴۰۵

انتخابات و هولیگانیسم!

 



 

 

تا انتخابات اسرائیل نُه روز بیشتر فاصله نداریم؛   فاصله با انتخابات میان‌دوره‌ای ایالات‌متحد حدود دو هفته است،  و انتخابات ریاست جمهوری فرانسه نیز شش ماه دیگر برگزار خواهد شد!

 

در هیچ پرده نیست نباشد نوای تو

 

مصرع فوق نخستین قسمت از یک غزل صائب تبریزی  ـ  شاعر قرن شانزدهم میلادی ـ  است که گویا  وزارت ارشاد ملایان جمکران با افزودن یک ویرگول موفق شده،  آن را زیروزبر کند:

 

در هیچ پرده نیست،  نباشد نوای تو

 

نیازی نیست که بگوئیم،  ویرگول پیام «درنگ» می‌دهد.  و با توجه به اینکه متون و سروده‌های شعرای کلاسیک ایران فاقد علائم نگارشی کنونی بوده،   لحن،  درنگ‌،  و ساختار معنائی جملات از طریق وزن شعر،  قافیه،  ردیف و آرایه‌های ادبی به مخاطب منتقل می‌شد.   به عبارت دیگر برای خواندن صحیح شعر،  شناخت وزن و معنا الزامی بوده.

 

باری ظهور ویرگول کذا در این مصرع وزن آن را در هم شکسته؛  توگوئی «در هیچ پرده نیست» مستقل از «نباشد نوای تو» است!   در نتیجه،   به سادگی می‌توان با یک حرف ربط این دو بخش از هم گسسته را به یکدیگر پیوند داد.   شخصاً ویرگول را با «که» جایگزین کردم و یک‌نفر هم اعتراض کرد که «وزن شعر بهم می‌خورد.»   حال آنکه وزن شعر و معنای آن را همان ویرگول کذا مخدوش کرده بود!    

 

در هر حال میان «نیست» و «نباشد» هیچ درنگی نمی‌تواند وجود داشته باشد،‌  مگر اینکه ویرگول کذا را استاد محمود فرشچیان، ‌ با وصیت‌نامه‌شان «ترسیم» کرده باشند!

 

استاد فرشچیان که گویا چندماه پیش در بلاد ارباب درگذشته‌اند،  ‌ از نقاشان محبوب اسلام‌گرایان و اسلام‌نوازان بودند که بجای ابتیاع زمین مناسب برای مدفن‌ مبارک‌شان،  ترجیح دادند زمین آرامگاه صائب تبریزی را «غصب» فرمایند!   این جماعت پس از مرگ هم به زمین‌خواری ادامه می‌دهند. 

 

ناگفته نماند که با توجه به آثار «گران‌سنگی» که از ایشان بجای مانده،   می‌بایست جسد محترم‌شان  را سه تکه می‌کردند؛   یک تکه از پیکر مبارک‌ را در جوار لئوناردو داوینچی،  تکه دیگر را در کنار مقبرۀ پابلو پیکاسو،  و ریش‌وپشم و دستان هنرمند‌شان را هم در کنار مزار سالوادرو دالی دفن می‌کردند!   هر چه باشد ایشان به تنهائی همۀ «این‌ها» بودند!  به قول مش قاسم دروغ چرا؟  تا قبر آ. آ.‌آ!  خطوط تابلوهای این شهید «هنرمند» آنچنان وارفته و بی‌هویت و سردرگم بود که اشک از چشم هر نقاشی سرازیر می‌کرد.   هنر وی گویا  از میان بردن رنگ‌ها بوده،  آنقدر هنرمندانه می‌کشیدند ـ  با وافور اشتباه نشود ـ  که رنگ‌های تند و زنده هم ‌مرده بودند؛  همگی عین حسین در کربلا،   بلاتکلیف و عاریتی همان وسط‌ها می‌چرخیدند.  خلاصه فرشچیان آنقدر روضۀ امام‌ حسین خواند و نوشت که به دست خودش «روح» از نقاشی‌های‌اش ربود؛   و یک‌بار دیگر نشان داد که هنر وی انعکاس تام و تمام محفل‌ا‌ش بوده.   

 

ولی شخصاً نقاشی‌های علی‌اکبر صادقی را ترجیح می‌دهم.   صادقی هنرمند و نقاش است،  هنرش را هم در بلاد فرنگ «یاد» نگرفته!  ‌ خطوط‌اش محکم و روشن است و در آثارش ردپای اساطیر و فرهنگ ایرانی به صراحت دیده می‌شود.   وی جایزۀ تصویرگران کتاب آسیا در سال 1978،‌‌  را برای کتاب «عبادتی چون تفکر نیست» دریافت داشت،  و‌ شاید به همین دلیل در اواخر همان سال،  «گالری سبز»،   واقع در خیابان پهلوی مورد تهاجم اراذل و اوباش انقلاب‌اسلامی قرار گرفت و سنگ‌باران شد!  فراموش نکنیم اسلام عرصة تعبد است،  و لات‌ولوت هم از مهره‌های اصلی دیانت!  

 

ولی یکی از مهم‌ترین آثار استاد فرشچیان همان تابلوی معروف امام رضای ایشان است،  که حتماً در دوران اقامت در بلاد شیطان بر بوم نقش بسته.  گویا پنجرۀ محل اقامت استاد رو به  تابلوی تبلیغاتی «لی وایز» باز می‌شد که مزین به شمایل جیمز دین شهید،  ملبس به شلوار جین بوده!  و از همان زاویه،  استاد صورت ملکوتی امام رضا را تشخیص دادند و آن را عین جیمز دین فقید کشیدند!   هر چند خودشان برای تابلوی مذکور روایت دیگری ساخته‌اند!  در هرحال با مشاهدۀ این تابلو، ‌ این پرسش مطرح می‌شودکه چرا در اثر گرانسنگ ایشان،  بیابانگرد عرب،  موطلائی،  با پوست روشن و گونه‌های ‌برجسته از آب درآمده؟  به قول خودشان الله‌اعلم!       

 

بله،  آثار سوپر هنری استاد فرشچیان خیلی بیش از دیگر نقاشان کشور باب‌طبع هم‌محفلی‌هایش از قماش خرازی و ظریف و امثالهم بود.   اینان نئاندرتال‌هائی‌اند که هرچند «هـ  را از ب» تشخیص نمی‌دهند،  تمایل‌ دارند از خود تصویر هنردوست و هنرشناس به عوام‌الناس حقنه کنند.  در این راستا،  چندی پیش هم نمایشگاهی از آثار فرشچیان به راه انداخته بودند،  و در عکس‌ها مم‌جواد و حاج‌ خرازی و دیگر غارنشینان را می‌بینیم که در کنار استاد روی صندلی‌ها لم داده،  مقابل تابلوها،  به صرف چای و شیرینی اشتغال دارند!    خلاصه رایحۀ تعفن بازارچۀ ابتذال و خودنمائی مشام را می‌آزرد.  پس بازارچۀ کذا را رها کنیم و نگاهی داشته باشیم به تظاهرات فرانسه!                       

 

روز شنبه 17 اکتبر سالجاری،  حدود 800 هزار نفر با مطالبات منطقی ـ  بهبود شرایط زندگی،  وضعیت آموزش و پرورش و کار و بهداشت و ... ـ   و البته با مجوز رسمی وزارت کشور،   در سراسر فرانسه راهپیمائی کردند و هیچ اتفاقی‌هم برای‌شان نیفتاد.   ولی مدفوعات غرب و زیرمجموعۀ مسلمان‌شان بر تحرکات اراذل و اوباشی متمرکز شده‌اند که بی‌اعتنا به مسائل کشور فرانسه، «مطالبات محافل مختلف» در داخل و خارج مرزها را منعکس می‌کردند.   در مطالبات محفلی دو لایة مشخص تهاجم را شاهد بودیم؛   آتش زدن نماد‌های لائیسیته،‌   و غارت اماکن کسب‌وکار!

 

محافلی که اوباش را به خیابان‌ها هی کرده بودند،  برای اماکن دولتی،   نمادهای جمهوری فرانسه،  آثار تاریخی پس از انقلاب کبیر و دانشگاه‌ها،  «آتش» را تجویز نموده بودند؛   برای جواهر فروشی‌ها و  بوتیک‌های لوکس و فروشگاه‌های ورزشی هم تخریب و غارت را!   به عبارت دیگر در یک سو،   پاپ آمریکائی را می‌دیدیم که با بی‌ایمانی مبارزه می‌کرد؛‌ کازینونژاد نیز با «بی‌ایمانی وکسب درآمد مجاز» می‌جنگید.   حاکمیت بریتانیا هم که همزمان  هم در «کنار مردم»،  و هم در رکاب اراذل و اوباش در این تظاهرات حضور یافته بود،  یک‌تیغ‌ فریاد می‌زد «این تظاهرات ما نیست!»   دردسرتان ندهم،  هر چند فرانسه را در هر حال نمی‌توان با ایران به قیاس کشید،   این صحنه‌گردانی‌ها فرصتی طلائی فراهم آورد تا مطالبات محفلی،   مطالبات منطقی تظاهر‌کنندگان را به حاشیه براند،‌   دقیقاً همانطورکه مطالبات صنفی در ایران نیز تحت‌الشعاع خردجال «شیخ‌وشاه»،   یا همان «انقلاب شیرو خورشید» قرار گرفت!

 

بله در ایران،   از  دیرباز اهداف خردجال شناخته‌‌ شده است:   قدرت‌نمائی جهت انحراف افکار عمومی از مسائل واقعی جامعه،  ارعاب،  سرکوب،  یکجانبه‌گرائی و تاراج ملت ایران! و از آنجمله است؛   تهاجم خردجال به سفارت روسیه و قتل گیریبایدوف،   پرداخت خسارت به روسیه، و...  اینهمه گویا به بهانۀ اعتراض به مفاد عهدنامۀ ترکمانچای که برده‌داری ملایان را تهدید می‌کرد.   خردجال تنباکو را هم که فراموش نکرده‌ایم؛  ‌ پرداخت خسارت به رژی؛ مقروض شدن بانک نوپای شاهی و سرانجام ترور ناصرالدین شاه قاجار!   بعد می‌رسیم به قرارداد دارسی در دوران مظفرالدین شاه،   و به راه انداختن خردجال مشروعه‌ بر علیه مطالبات انسانی مشروطه‌خواهان،  و ‌... و سرانجام شلیک تیر خلاص به مشروطه با کودتای سوم اسفند و دستگاه رضا خان،  میرپنج فوج قزاق،  همراه با ترور میرزادة عشقی،  سانسور کلیات سعدی و به ویژه تمدید قرارداد دارسی و به ویژه تخریب دیدنی‌های دوران قاجار!   از آنجمله است تخریب سردر نقاره‌خانه تهران،  آمفی‌تئاتر تکیه دولت،   و 12 دروازة کاشیکاری شده،   شامل «دروازه دولت»،  به بهانۀ‌«توسعة خیابان‌ها!»

 

البته به استنباط ما،   در تخریب این بناهای باشکوه فقط «توسعة خیابان‌ها» مطرح نبود؛‌ می‌خواستند از «تکرار ترکمانچای» ممانعت کنند،  باشد تا قوای روس نتوانند به پشت این دروازه‌ها برسند!   ولی خوب قوای روس توسط پهلوی اول رسید‌ به پشت دروازه‌های تخریب شده،  و اینبار مم‌جواد ظریف را می‌‌بینیم که برای تن دادن به یک ترکمانچای دیگر اعلام آمادگی کرده تا به ادعای خودش «موجودیت کشور» به خطر نیفتد:

 

«اگر لازم باشد باید برای بقا،   به توافق‌نامه‌ای شبیه ترکمن‌چای تن بدهیم [...] بقا،  اولین اولویت هر موجود زنده‌ای است.  وقتی موجودیت کشور در خطر است به دنبال بقا می‌روی[...] زمانی که عهدنامۀ ترکمن‌چای امضاء شد،   نیروهای روسیه در قزوین و پشت دروازه‌های تهران بودند[...]»

منبع:  بی‌بی‌سی،  مورخ 19 اکتبر سالجاری 

 

بله در آستانة انتخابات میانددوره‌ای ایالات‌متحد،  تازی‌های تئوریک محفل «کارتر ـ برژینسکی» در ایران به دو گروه کاذب تقسیم شده‌اند.   اصلاح‌طلبان «توافق» می‌طلبند،  تا هم‌آخوری‌های‌شان بتوانند هم‌صدا با وقوقیه سرایان نمازهای جماعت و سخنگویان پاسداران محفل «کارترـ برژینسکی» برای صاحب‌قلاده‌شان شاخ و شانه بکشند.   به موازات فعالیت اراذل و اوباش در حاشیة تظاهرات عظیم 17 اکتبردر کشور فرانسه،  اینهم بخشی است از فعالیت‌های شیعی‌ها برای چند انتخابات در حوزة نفوذ ارباب!

 

انتخابات اسرائیل،‌  انتخابات میان‌دوره‌ای ایالات متحد،  و انتخابات ریاست جمهوری فرانسه! ناگفته نماند که شرکت رسمی سگ‌های هار و وفادارکدخدا در  انتخابات میان‌دوره‌ای ایالات متحد،  با انتشار نامة‌ پاسدار محبی به آستان مقدس ایالات‌متحد و در تاریخ 7 مهرماه سالجاری آغاز شد. 

 

پاسدار محبی در یک نامة فدایت شوم «مردم آمریکا را به مقاومت در برابر سیاست‌های جنگ‌طلبانه و حمایت از اسرائیل فراخوانده و خواهان سپردن امور به اندیشمندان بجای سیاست‌مداران شده!  وی  ضمن دعوت از مردم آمریکا برای سفر رایگان به ایران،   از همۀ آمریکائی‌ها خواسته در سفرهای خارجی‌شان،   خود را ایرانی معرفی کنند تا مورد تحسین مردم جهان قرار گیرند!»   نامه سرشار از بلاهت پاسدار محبی،   دقیقا 5 هفته پیش از انتخابات میاندوره‌ای آمریکا انتشار یافت.  گویا «اندیشمندان ودانشجویان ورسانه‌ها و نسل جوان آمریکا» مخاطبان  این نامة «روده سگی» و سرشار از دروغ بوده‌اند. 

 

 دروغ‌هائی جهت پوشش این واقعیت تلخ که پس از ترور علی روضه‌خوان و اعضای شورایعالی امنیت ملی ـ  28 فوریه 2026 ـ  حکومت ملایان تحت نظارت فاکستان،   برای ارتش آمریکا فرش قرمز پهن کرد،  و به دلائلی ناچار شد فرش کذا را برچیند و برای جمع وجور کردن توطئة لو رفته،  چند سر بریده از جمله سر کمال خرازی و مجید خادمی،   رئیس اطلاعات سپاه پاسداران را در سینی بگذارد!  سپس کازینونژاد آتش‌بس اعلام فرمودند!   معاونش در رأس یک هیأت 300 نفره راهی فاکستان شد و محمدقاطر خالیباف را دیدیم که در ماتم شکست توطئه، در آغوش شهباز شریف زار می‌زد!

 

پس از سپری شدن حدود 7 ماه از ناکامی آمریکا و پادوهای شیعی‌اش،  حکومت ملایان مدعی پیروزی بر ارباب شده!    دستگاه ترامپ هم توحش و خشونت پادوهای شیعی‌اش را به حساب ملت ایران می‌نویسد و از اسرائیل می‌خواهد «کار را تمام کند!»   20 روز پس از انتشار نامه پاسدار محبی برای مردم آمریکا،  نوبت رسید به فراخوان شاه‌الله!  یعنی روضه و زوزۀ‌ شاهزاده رضا پهلوی برای مردمی که در آمریکا متحمل گرانی می‌شوند،   و لازم است «ایران آزاد» مشکل‌شان را حل کند!  ایشان خطاب به «مردم آمریکا» از جمله ایرانی‌تباران ساکن اینکشور می‌فرمایند،  بشتابید برای رأی دادن و خانواده و دوستان را نیز به این امر خیر تشویق کنید تا رستگار شوید:

 

 «[...] رأی بدهید و خانواده و دوستان خود را نیز به این کار تشویق کنید.   از هر نامزد،  چه جمهوری‌خواه و چه دموکرات،   بپرسید آیا درک می‌کند که مشکل،  خودِ رژیم جمهوری اسلامی است.   هنگام رأی دادن،   در نظر بگیرید که هر نامزد در کدام سو ایستاده است:  در کنار مردم ایران یا در کنار سرکوبگران آنان.»

منبع:  توئیتر رضا پهلوی، مورخ 18 اکتبر سالجاری 

 

بله فراخوان کودکستانی رضا پهلوی،   به فاصله 20 روز از نامۀ «روده سگی» سردار محبی، یک واقعیت تلخ را نشان می‌دهد و آن بی‌اطلاعی هر دو اینان از روند انتخابات در ایالات متحد است!   و آن اینکه اصل «یک نفر،  یک رأی» در اینکشور به هیچ عنوان ‌تعیین‌کنندة نتیجه انتخابات نیست!